رهایی لبنان در گرو خلع سلاح حزب الله

 اواخر سال ۹۷ میلادی راهی بیروت شدم.. پدرم دوست داشت در دانشگاه های لبنان ادامه تحصیل بدهم. وقتی مرا به بیروت بردند گریه ام گرفت. به پدرم گفتم: چرا می خواهید مرا توی این شهر خرابه تنها بگذارید و بروید؟ ورودی های شهر خراب و تاریک بود. ساخت و ساز و تعمیرات در تمام محله ها جریان داشت. اما چندی نگذشته بود که عاشق این شهر شدم. شیفته سرزندگی اش به رغم شرایط آن دوره شدم. ساکن بیروت شدم و بیروت در تمام ذرات وجودم رخنه کرد. بیروت نخستین تجربه واقعی من برای زندگی کردن شد. در دانشگاه آمریکایی به معنای «رفاقت بر اختلافات می چربد» پی بردم. در تظاهرات دانشجویی عملا این مقوله ولتر را تجربه کردم که گفت «من با تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی». بیروت به من آموخت تا همیشه سوال کنم که البته گاه گاهی به پاسخ قانع کننده می رسیدم. وارد دانشگاه های بیروت شدم که هیچ شباهتی به مدرسه نظامی بعثی ام نداشت. پس از فرار از ستمگری رژیم اسد پلورالیسم جامعه لبنان مرا در آغوش گرفت.

قیامت بیروت را زیر آوار جنگ دیدم. ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ ضجه های درد بیروت را شنیدم؛ من و دوستم در آن روز آفتابی دنبال خانه برای اجاره بودیم. درست در محله اشرفیه بودیم که صدای انفجار را شنیدیم. چیزی شبیه زلزله بود. به طرف دانشگاه آمریکایی دویدیم. مسافت طولانی دویدیم. من داد زدم بشار حریری را کشت. آری، زلزله بود شبیه همان زلزله ای که چند روز پیش اتفاق افتاد. اینکه با دوستت در محله ها و خیابان ها بدوی و داد بزنی خیلی فرق دارد با اینکه بچه ات را بغل کرده باشی و در آغوشت بخواهی پنهانش کنی تا آسیب نبیند. نمی دانیم گلوله ها از کجا می آیند. نمی دانیم جنگ چطور در این شهر شروع می شود اما باید همواره دویدن را خوب بلد باشی تا از دست ماجراجویی ها و جنایت های دیگران فرار کنی. مقصودم از دیگران در اینجا حزب الله است و همواره حزب الله بوده از اقدام جنایتکارانه ترور رفیق الحریری نخست وزیر لبنان گرفته تا ماجراجویی جنگ جولای ۲۰۰۶ و حمله به بيروت در ۲۰۰۸. در تمام این رویدادها در بیروت بودم. بیروت همواره قربانی بود و حزب الله جنایتکار. این گروه شبه نظامی یک غده سرطانی است که توسط ایران در منطقه به وجود آمد. زمانی که همه در لبنان سرگرم جنگ و درگیری با هم بودند ایران این غده سرطانی را کاشت.

انفجاری شبیه زلزله به وقوع پیوست. همه جا پر از دود بود. صدا و دود ناشی از آن به سوریه و قبرس رسید. بعد از تمام این فجایع حکومتی که مضحکه خاص و عام شده با اظهارات ضد و نقیض یک بار می گوید انبار مواد محترقه و ترقه دچار حریق شده و انفجار به وقوع پیوست و بار دیگر اعلام می کند که انفجار بر اثر اشتباه در «جوشکاری» سوراخی در انبار ۱۲ در بندر بیروت بوده است. و می گویند که اتصال برق عامل انفجار بوده است. سیستم حاکم نمی خواهد از کارشناسان عرب و بین المللی کمک بگیرد و اصرار می کند خودش کار تحقیق و محاکمه عاملان انفجار را انجام می دهد. این حکومت حداقل از لحاظ معنوی مسئول وقوع انفجار است.

اصلا چرا باید ماده شیمیایی به شدت قابل اشتعال مثل نیترات آمونیوم در بندر بیروت نگهداری شود؟ بیش از ۲ هزار و ۷۰۰ تن نیترات آمونیوم در فاصله بسیار اندک از خانه ها و اداره ها وجود داشت. اهمال کاری هم حدی دارد. آیا سهل انگاری تا این حد قابل تصور است؟ بندر بیروت دست کیست؟ مگر خود حزب الله کنترل فرودگاه و گذرگاه های زمینی رسمی و غیر رسمی را در اختیار ندارد؟

حزب الله سابقه استفاده از نیترات آمونیوم دارد. به عنوان مثال، روزنامه آلمانی دی تسایت به علل منع فعالیت حزب الله در آلمان اشاره کرد. این روزنامه با اشاره به گزارش وزارت کشور که به دست روزنامه رسیده افزود «یکی از عوامل اصلی جلوگیری از فعالیت حزب الله در آلمان این است که این گروه مقادیر قابل توجهی از نیترات آمونیوم را در چند ساختمان یک شرکت حمل و نقل در جنوب کشور انبار کرده است».

حزب الله نه اختلاف نظر سرش می شود و نه رفاقت و دوستی با منتقدان. منتقدان و مخالفان حزب الله شهید یا بازداشت شده تلقی می شوند و در یک چشم به هم زدن برای آنها پرونده سازی می شود. اختلاف نظر در میان صاحبنظران از مقبولیت برخوردار است. اندیشه با اسلحه غیر قانونی سنخیت ندارد. اندیشه و اختلاف نظر با گروهی که دبیر کلش اعلام کرده سرباز ولایت فقیه است و از تهران دستور می گیرد سنخیت ندارد.

توافق با این گروه دیگر قابلیت اجرایی ندارد. توافق به منظور نجات لبنان از ویرانگری موجه بود که ویرانگری با تمام شکل و شمایلش اتفاق افتاد.

ایجاد یک راهکار بنیادین در شرایط کنونی ضروری است. همزیستی با گروه شبه نظامی که در فهرست تروریسم بسیاری از کشورهای جهان قرار دارد دیگر امکانپذیر نیست. مردم لبنان دیگر قادر نیستند تاوان ماجراجویی های حزب الله و ایران در مدیترانه را پس بدهند چون هزینه اقدامات حزب الله و رژیم ایران بسیار سنگین و کمر شکن شده است.

بنابراین، دو گزینه بیشتر نداریم. یا اینکه بیروت دوباره برخیزد و دولت در لبنان شکل بگیرد چون راه حل نصف و نیمه وجود ندارد. و یا اینکه لبنان به عنوان یک کشور ناکام در منطقه اعلام شود و به کشورهای ناکام تحت سلطه ولی فقیه ایران اضافه گردد و مردم لبنان به عنوان سپر انسانی در ماجراجویی های تروریستی حزب الله مورد استفاده قرار بگیرند. این بلا توسط حوثی ها و گروه های شبه نظامی تابع ایران بر سر یمن و عراق می آید. بشار اسد در سوریه همین رویکرد را در پیش گرفته است.

 


Subscribe to the discussion