خودنمایی سرقت اولی‌ها در سایه اقتصاد رو به زوال ایران

 افزایش فقر و مشکلات اقتصادی در هر جامعه‌‌ای با ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر سرقت، قتل و اعتیاد در بین گروه‌های تهیدست و افزایش تدریجی ناامنی ارتباطی تنگاتنگ دارد.

یکی از پیامدهای بحران اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی در کنار رکود ناشی از شیوع کرونا در ایران، انباشت ثروت‌های بادآورده برای گروه‌هایی خواص، شکاف طبقاتی گسترده، وجود احساس تبعیض در جامعه، نبود چشم‌انداز روشن نسبت به آینده، بیکاری، بالا رفتن تورم و تن سپردن شمار هرچه بیشتری از شهروندان ایرانی به هنجارگریزی، بزهکاری، خشونت، ارتکاب سرقت و جرم و جنایت است.

جرائم خرد و سرقت اولی‌ها

 

به گواهی اخبار رسمی منتشر شده سرقت در سال‌های اخیر همواره در فهرست بزهکاری‌های مکرر رخ داده در شهرهای بزرگ ایران بوده است. در۳۱تیرماه جاری علیرضا لطفی؛ رئیس پلیس آگاهی پایتخت ایران در گفتگو با خبرگزاری ایلنا با اشاره به افزایش شمار سارقان خرد در تهران، آنها که برای نخستین بار اقدام به دزدی می‌کنند را «سرقت اولی» نامید.

به گفته رئیس پلیس آگاهی تهران؛ به دلیل شرایط بد اقتصادی، در سه ماه اخیر، بیش از «۵۰ درصد» بازداشت‌شدگان در حوزه سرقت برای بار اول مرتکب جرم شده بودند و تعداد سارقان «بار اولی» با سارقان «سابقه‌دار» مساوی شده است.

وی با تاکید بر «تاثیرگذاری مشکلات اقتصادی در حوزه جرایم» موثر نبودن شرایط اقتصادی بر میزان جرم و جنایت را «حرفی بیهوده» دانسته و گفت اگرچه حضور مردم در خانه‌ها، سرقت از منازل را «۱۴ درصد» کاهش داده، اما سرقت‌های خرد مثل سرقت قطعات و لوازم خودرو و موبایل‌قاپی افزایش داشته است.

این همه در حالی است که شگردهای سرقت در ایران با عبور از مرزهای بی‌اخلاقی دچار تغییرات فاحشی شده است.

 

تاکنون گزارش‌های بسیاری از سرقت پیچ و مهره و کابل و ترانسهای برق، سرقت از دکلهای مخابراتی، ریل‌های راه آهن، سرقت چراغ راهنمایی، دریچههای آهنی آب و فاضلاب کف خیابان گرفته تا دزدی از زلزلهزده‌ها و سرقت بار رانندگان تصادفی در جاده‌ها منتشر شده است.

شاید برای نخستین بار در ۲۱ آبان ۱۳۹۱ بود که فرمانده وقت نیروی انتظامی از افزایش جرایم خرد و برخوردهای شدید برای مجازات خلافکاران و مرتکبان این جرائم خبر داد. اما این برخوردهای خشن و تحقیر کننده مانند گرداندن متهمان در برابر انظار عمومی با وضعیتی زشت و زننده تاثیری در کاهش این جرائم نداشته است.

حسین رحیمی؛ رییس پلیس پایتخت در تیرماه ۱۳۹۸ از افزایش ۹ درصدی سرقت‌های خرد در تهران خبر داده و گفته بود: «حدود ۴۰ درصد از این موارد مربوط به سرقت وسایل داخل خودرو و حدود هفت درصد نیز مربوط به سرقت تلفن همراه است».

در همان ماه رسانه‌های ایران به نقل از رضا موذن؛ معاون مبارزه با سرقت پلیس آگاهی ناجا از « افزایش ۳۵ درصدی کشف سرقت‌های به عنف طی سه ماه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل» خبر داده و نوشتند: «طی همین مدت دستگیری این سارقان ۵۸ درصد افزایش یافته است».

«جرائم خرد» همانند سرقت‌های خرد، یک پیامد ناخوشایند و هشداری جدی برای جامعه ای دارد که سفره مردمش روزبه روز کوچکتر و مردمش هر روز به زیر خط فقر رانده می‌شوند، مردمی که برای تامین معاش روزانه خود دست به سرقت‌های خرد می‌زنند و در یک بازه زمانی محدود، «سرقت‌اولی» شده و به آمار سارقان افزوده می‌شوند. در این شرایط، مقامات جمهوری اسلامی به جای حل کردن این بحران، مردم را به بردباری و تحمل فشارهای اقتصادی تشویق می‌کنند.

برای نخستین بار در ۲۷ دی ۱۳۹۷ تعداد دزدان حرفه‌اى از سوی پلیس جمهورى اسلامى اعلام شد. آن زمان، سردار سلیمانی؛ جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفت:« طبق آمارهای موجود حدود ۲۰۰هزار سارق فعال در سراسر ایران ۲۴ ساعت شبانه‌روز سرگرم سرقت اموال مردم هستند و نزدیک به ۶۵ درصد دزدى‌ها به وسیله این عده صورت مى‌گیرد».

او با اشاره به بالا رفتن آمار سرقت، علت بالا رفتن سرقت را بیکاری، وضع بد اقتصادی، گسترش حاشیه‌نشینى و عدم مدیریت صحیح معتادان در جامعه دانست.

بیشترین میزان سرقت‌ها به گفته این مقام مسئول در استان‌هاى تهران، البرز، خراسان رضوى، خوزستان، فارس، اصفهان و کرمان اتفاق مى‌افتد.

تشدید بحران ارزی و اقتصادی در چند سال اخیر، گرانی و گران‌ترشدن اقلام و کالاهای خوراکی و مصرفی، روی آوردن شهروندان به مشاغل کاذب برای تامین حداقل معیشت زندگی، توده مردم ایران را در وضعیتی دشوار و جان‌فرسا قرار داده است، تنگ‌دستی بیشتر لایه‌های تهی‌دست مردم به برگزاری تجمع‌ها و گردهمایی‌های اعتراضی روزانه این شهروندان نیازمند جان به لب رسیده منجر شده است. انباشت این دریوزگی و درماندگی باعث شکل گیری مجموعه این بزهکاری‌ها شده است.

تضعیف بنیۀ اقتصادی به ویژه کاهش توان و ظرفیت تولیدی بخش خصوصی به تراکم فاجعه بیکاری و تعدیل کارگران بی‌شماری بدل شده است، نرخ تورم نیز روزبه‌روز سیر صعودی داشته است حتی مقامات جمهوری اسلامی بر افزایش سرقت در جامعه به دلیل وضعیت اقتصادی اذعان می‌کنند.

در آذر۱۳۹۷ خبرگزاری دولتی دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از ایوب سلیمانی؛ جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (ناجا) وضعیت اقتصادی مردم ایران را «نگران‌کننده» دانسته و نوشته بود: «بخشی از جامعه مشکل جدی دارند و این مشکلات اقتصادی سبب افزایش سرقت‌های کوچک و خرد شده است.»

تارنمای قدس آنلاین نیز بهمن‌ماه سال ۱۳۹۱ در گزارشی پیرامون افزایش گرانی و گسترش ناامنی در جامعه ایران نوشته بود، «وقتی بنا به آمار رسمی اتاق بازرگانی ایران ۴۰ درصد ظرفیت تولید کشور خالی است و کارگران بیکار شده‌اند چگونه می‌توان توقع داشت دزدی‌های خرد و کلان، زیاد نشود؟»

افزایش سرقت‌های خشن و مسلحانه

 

در حالی که فقر و بیکاری، لایه‌های نیازمند توده مردم را مستعد ارتکاب بزهکاری دزدی می‌کند بالا رفتن آمار قربانیان درگیری‌های خیابانی نگرانی افکار عمومی را برانگیخته است. این اتفاق‌ها در حالی رخ می‌دهند که برخی مسئولان جمهوری اسلامی، ایران را «امن‌ترین کشور دنیا» می‌دانند کشوری که مسئولان بلندپایه‌‌اش درگیر فساد و دزدی هستند و با سوءمدیریت خشونت را ترویج می‌کنند.

اداره کل پزشکی قانونی استان تهران در سال ۱۳۹۵ از بالارفتن آمار قربانیان درگیریهای خیابانی با سلاح سرد و کشته شدن ۱۰۰ نفر در این استان از شروع فروردین تا پایان آذر ماه ۹۵ خبر داده بود.

برخی از این درگیری‌های خیابانی در هنگام وقوع سرقت رخ می‌دهند، گزارش‌های منتشر شده در ایران بیانگر مرگ روزانه دو شهروند با سلاح سرد در ایران است. این همه در حالی است که گسترش میزان سرقت‌های مسلحانه نشان از یک فضای ناامن در ایران دارد. خشونت و حمله سارقان به بانک‌ها و طلافروشی‌ها، استفاده سارقان از سلاح سرد یا گرم و به زور متوسل شدن آنها برای سرقت تلفن همراه یا پول شهروندان نشان می‌دهد که شهروندان در چنین جامعه‌‌ای احساس امنیت نمی‌کنند.

به نظر می‌رسد با افزایش ارتکاب جرائمی نظیر سرقت در کنار سیر صعودی بحران اقتصادی و سیاسی، ادامه اعتراضات خیابانی، حبس و بازداشت معترضان و صدور احکام حبس‌های طولانی و حتی اعدام برای منتقدان در پس نمایش تبلیغاتی مبارزه با فساد به کارگردانی سید ابراهیم رئیسی؛ رئیس قوه قضاییه، حاکمیت در ایجاد امنیت اجتماعی و حل آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری‌هایی مانند سرقت نیز به بن‌بست رسیده‌است.