آزار جنسی در سوریه؛ آنها که سکوت را شکستند و آنها که با سکوت در هم شکستند

گفتگوی المجله با ۷۰۰ قربانی؛ آزار جنسی پشت دیوارهای بلند

خاطرات کودکی بیسان زنده شدند. او با ناراحتی و خشم فراوان داستانش را بازگو می کند؛ یعنی وقتی که از سوی یکی از خویشاندان درجه یکش مورد آزار جنسی قرار گرفت. او در یک خانواده فرهیخته بزرگ شده است. پدر و مادرش دکتر هستند. اما با این حال محیط از لحاظ آگاهی جنسی در مرحله نادانی قرار داشت و به همین دلیل، بیسان در کودکی نمی دانست دور و برش چه خبر است و نحوه رفتار با تحولات محیط خود را بلد نبود.

بیسان گفت «اولین بار که مورد آزار جنسی قرار گرفتم چهار پنج سالم بود. درست یادم نیست چند سال داشتم. پدر و مادرم گاهی به دلیل کارشان مدت طولانی خانه نبودند. ما و عموهایم ساکن یک مجتمع مسکونی بودیم و همواره دو پسر عمویم را توی ساختمان می دیدم. با هم بازی می کردیم. یک روز پسر عمویم گفت بیا قایم موشک بازی کنیم. توی زیر زمین قایم شدم...» اندکی سکوت کرد «وقتی وارد زیر زمین شد نزدیکم آمد و به شیوه های مختلف مرا مورد آزار جنسی قرار داد. آن موقع نفهمیدم چه اتفاقی افتاده تا وقتی که ازدواج کردم.. آزار جنسی از سوی او حتی پس از ازدواجم هم ادامه داشت.. او همواره می گفت که در این باره به کسی چیزی نگویم.. یکدفعه خواهرم از سوی او مورد آزار جنسی قرار گرفت... و این بار به دلیل احساس مسئولیت نسبت به خواهرم موضوع را با خواهرش در میان گذاشتم. خواهرش هم سن و سالش بود و قول داد که جلویش را بگیرد و به من گفت که مبادا در این باره با کس دیگری حرف بزنم. او گفت اگر به مادرم بگویم ممکن است مشکلات خانوادگی درست کنم.. اما دوباره مورد آزار جنسی پسر عمویم قرار گرفتم. پسرعمویم این دفعه بدنم را با سیگار سوزاند..». بیسان سکوت می کند «مادرم پرسید چرا بدنم سوخته؟ من ماجرا را برایش تعریف کردم. مشکلات و اختلافات خانوادگی جدی بین خانواده او و ما شروع شد. مجبور شدیم به خانه دیگری نقل مکان کنیم که دور از خانه آنها باشد». اما فایده نداشت! او تعریف می کند «هفت سالم بود که از سوی دایی بیست ساله ام مورد آزار جنسی به شکل غیر مستقیم قرار گرفتم. یک روز وقتی تنها شدیم شروع کرد اما مادرم پشت دیوار قایم شده بود و ما را زیر نظر داشت. او به من نزدیک شد و لباس هایش را درآورد. مادرم جیغ زد. پدربزرگم آمد و می خواست او را بکشد اما او فرار کرد. رابطه بین دایی و مادرم قطع شد. نکته عجیب و تکان دهنده این بود که رابطه خانوادگی مدتی بعد دوباره از سر گرفته شد. پس از مدتی خانواده ام ماجرا را فراموش کردند اما من یادم نرفته بود و دوباره مورد آزار جنسی از سوی دایی ام قرار گرفتم و این بار بدتر و دردناک تر از ماجرای پسر عمویم بود».

از او پرسیدم این ماجرا چقدر در زندگی ات تاثیر داشت؟ در پاسخ گفت «من کاملا مطمئن بودم که من و بدنم مشکل داریم. از بدنم بیزار شدم. آزارهای جنسی بعدها اثر بدی روی رابطه ام با همسرم گذاشت».
 
فرهنگ جنسی نداریم 

هر گونه عمل ناخوشایند اعم از کلامی و غیر کلامی و درخواست برای تمکین جنسی یا نزدیکی ناخوشایند یا لمس کردن فرد یا دیگر رفتارهای فیزیکی و کلامی مجموعه ای از کارهایی است که بنا به تعریف سازمان ملل آزار جنسی را تشکیل می دهند. آزار و اذیت جنسی در زمانی که این رفتار به صراحت یا به طور ضمنی بر اشتغال فرد تاثیر می گذارد یا با عملکرد کار فرد تداخل پیدا می کند و یا فرد در محیط کار مورد رفتار تهدید آمیز و خصمانه و توهین آمیز قرار می گیرد اتفاق می افتد.

اما این تعریف در کتب درسی سوریه گنجانده نشده است. فرهنگ جنسی در سوریه آموزش داده نمی شود حتی اگر کودک در یک خانواده روشنفکر بزرگ شده باشد. واژه فرهنگ جنسی در سوریه در هاله ای از وحشت و تابو قرار دارد و به همین دلیل صحبت درباره آن و تحلیل و بررسی کارشناسانه مساله یا گنجاندن آن در کتب درسی کشورهای عربی تقریبا غیر ممکن است. فرهنگ جنسی در کشورهای عربی بر حرف های درگوشی و کنایه و جستجو و نتیجه گیری های ساده لوحانه و در اینترنت و ایما و اشاره در فیلم و سریال ها مبتنی است. اما اگر آگاهی جنسی در دوره بیسان و امثال بیسان که کم نیستند وجود داشت شاید آنها تا این حد مورد آسیب و ضربه روحی قرار نمی گرفتند.

ائتلاف ملی (گروه مخالف رژیم سوریه) برنامه درسی ویژه ای تنظیم کرده که در آن به تدریس مسائل جنسی و آگاهی بخشی جنسی در تمام پایه های آموزشی در بخش های تحت کنترل مخالفان رژیم سوریه اشاره نشده است. نظام جدید آموزش در اداره خودمختار کردهای سوریه نیز اجرا می شود اما آموزش جنسی در آن گنجانده نشده است. آموزش مسائل جنسی در بخش های تحت کنترل رژیم سوریه نیز تدریس نمی شود.

المجله از قربانیان آزار جنسی در سوریه درخواست کرد تا داستان خود را بدون ذکر نام و مشخصات با ما در میان بگذارند. صدها نفر از زنان سوریه ظرف چند ساعت از ماجرای خود گفتند که این تعداد فراوان تکان دهنده بود. 
 
تجاوز جنسی خانگی دردناک تر است

 یکی دیگر از قربانیان آزار جنسی به المجله گفت «این اتفاق در دمشق افتاد. دوازده سالم بود. همیشه در ماه رمضان برای همسایگان و قوم و خویش غذا می بردیم. من و دایی ام داشتیم برای یکی از دوستان خانوادگی غذا می بردیم که دایی به من گفت بیا از میان بر برویم. آنجا یک پارک بود. او به من گفت که توی بغلش بنشینم و بعد دستش را برد زیر بلوزم. نمی دانستم چه اتفاقی در حال افتادن است اما مطمئن بودم کار درستی نیست. ترسیدم اما تسلیم شدم. بعدها فهمیدم که اسم آن آزار جنسی است. وقتی به مادرم گفتم به من گفت تو بی حیایی و کسی حرفت را باور نمی کند».

فرد دیگری در گفتگو با المجله گفت «چند بار مورد آزار جنسی قرار گرفتم. در شش سالگی از سوی شوهر عمه ام و در ده سالگی از سوی پدربزرگم و در چهارده سالگی از سوی دوست خانوادگی مورد آزار جنسی قرار گرفتم. وقتی در هفت سالگی از سوی عمویم مورد آزار جنسی قرار گرفتم نمی دانستم که اسمش تجاوز است. وقتی بزرگ شدم فهمیدم. وقتی پنج سالم بود یکی از فامیل در خانه پدربزرگم چند بار به من دست زد. آن موقع نمی فهمیدم ماجرا از چه قرار است و به کسی نگفتم».

یکی از کسانی که درباره تجربه خود صحبت کرد گفت «هر روز بعد از مدرسه به مغازه نزدیک خانه مان می رفتم. صاحب مغازه هر روز به من و دوستانم نزدیک می شد و رفتارش عجیب بود. وقتی بزرگ شدم فهمیدم آن رفتار اسمش آزار جنسی بود».

یک زن دیگر در گفتگو با المجله گفت «دو بار مورد آزار جنسی قرار گرفتم چون نه خانواده ام در مورد این مسائل آگاهی داشتند و نه من. جثه ام بزرگ تر از دختران هم سن و سالم بود. دفعه اول کلاس ششم بودم که معلمم مرا با لمس کردن بدنم مورد آزار قرار داد. نفهمیدم چه اتفاقی افتاده اما ناراحت بودم و چندشم شد».

پدوفیلی یا میل جنسی به کودکان از سال ۱۹۶۸ از سوی انجمن پزشکی آمریکا به عنوان یک ناهنجاری روانی شناخته می شود. سازمان جهانی بهداشت نیز از پدوفیلی به عنوان اختلال جنسی و روانی یاد می کند.

پسران زیر ۱۴ سال اغلب قربانیان پدوفیلی هستند. این نشان می دهد که مروجان نظریه ای که می گوید آزار جنسی زنان تقصیر خود آنهاست یا طرز راه رفتن یا لباس پوشیدن زنان باعث می شود در معرض آزار و تجاوز جنسی قرار بگیرند اشتباه می کنند. موارد بالا مربوط به قربانیان آزار جنسی زیر ۱۴ سال است.

تمام قربانیان آزار جنسی که با المجله گفتگو کردند گفتند که در سنین کم مورد آزار جنسی قرار گرفته و «نمی دانستند چه اتفاقی برایشان افتاده است».

دینا سالمه مشاور خانواده گفت «فرهنگ جنسی از وقوع بسیاری از موارد آزار جنسی کودکان پیشگیری می کند به ویژه مواردی که سال ها طول می کشد. آگاهی درباره مسائل جنسی در واقع چتر حمایت برای کودکان درباره پیامدهای ویرانگر روانی آزار جنسی است. کودکان باید نام نقاط خصوصی بدنشان را یاد بگیرند چون در بیان وقائع کمکشان می کند. یکی از آداب و رسوم نادرست خانوادگی این است که کودک را مجبور می کنند فامیل و بستگان را بغل کند و با آنها دست بدهد حتی اگر کودک از آنها خوشش نیاید. این باعث می شود تا کودک عادت کند که با زور کارهای دیگری را هم انجام دهد».

یونیسف می گویند خشونت جنسی نتایج جدی کوتاه مدت و بلند مدت و اثر جسمی و روانی و اجتماعی زیانبار بر روی دختر و پسر و نیز روی خانواده ها و محیط اطراف قربانیان دارد. در این میان می توان به افزایش احتمال بیماری ها و بارداری ناخواسته و فشار روحی و مهر ننگ و تبعیض و مشکلات تحصیلی اشاره کرد.

با فرزندانتان حرف بزنید 

یکی دیگر از قربانیان آزار جنسی به المجله گفت «مادرم از کودکی به من یاد داد که کسی هرگز اجازه ندارد به بدنت دست بزند. سه سالم بود که داشتم در خانه یکی از فامیل با بچه ها بازی می کردم. پسر عموی مادرم مرا به یکی از اتاق ها برد و در را بست و داشت به زور لباس هایم را در می آورد. زود متوجه شدم که این رفتار درست نیست. شروع کردم به داد زدن و نگذاشتم ادامه بدهد. او ترسید و در را باز کرد. همان موقع به مادرم گفتم. مادرم جلوی همه گفت که از این فرد شکایت می کند و سکوت نمی کند. اما بالاخره فامیل و قوم و خویش مادرم را متقاعد کردند شکایت نکند اما در مقابل رابطه کل فامیل با او قطع شد. من به دلیل آموزش های مادرم جرات کردم ماجرا را تعریف کنم و نترسم و نگذاشتم این ماجرا به لکه ننگی در زندگی ام تبدیل شود. حرف های مادرم باعث شد کمترین ضربه را از این ماجرا بخورم».

یکی دیگر از قربانیان آزار جنسی در سوریه می گوید «ده سالم بود. یک روز رفتم خرید از بقالی سر کوچه. وقتی سوار آسانسور شدم مردی به سرعت پشت سرم وارد آسانسور شد. دستش را برد زیر لباسم. زبانم بند آمده بود. نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. گفت «عمو نترس». سپس از آسانسور خارج شد. وقتی رفت داد زدم و در را محکم با دست کوبیدم. رفتم خانه و ماجرا را برای خواهرم تعریف کردم. از او خواهش کردم به مادرم چیزی نگوید چون فکر می کردم اشتباه از من بوده اما خواهرم زود همه چیز را برای مادرم تعریف کرد. مادرم به سرعت خارج شد و مرا همراهش برد تا دنبال متجاوز بگردد. چندبار از من پرسیدم مرد چه شکلی بود؟ فکر می کنم اگر آن موقع ماجرا را برای خانواده ام تعریف نکرده بودم یا اگر واکنش آنها متفاوت بود الان وضع روحی بدی داشتم و هرگز نمی توانستم با آن واقعه کنار بیایم».

ظاهرا خانواده نقش کلیدی تخریبی یا حمایتی در این موارد دارد. به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان بر لزوم مراقبت خوب خانواده از کودکان و راستگویی کودکان و صحبت در مورد همه اتفاقاتی که برایشان می افتد تاکید می کنند. اما این توصیه همواره کارساز نیست. دینا سالمه مشاور خانواده می گوید «اعتماد کودک به پدر و مادر تفاوت چندانی با اعتماد او به قوم و خویش و دوست خانوادگی ندارد. خصوصا اگر این فرد مورد اعتماد پدر و مادر باشد. اگر این فرد مورد اعتماد به کودک بگوید که درباره اتفاق به پدر و مادرش چیزی نگوید شاید کودک باور کند. والدین باید مرتب و آشکارا به کودکشان توصیه کنند که هیچ کس نباید لمست کند و به بدنت نزدیک شود و اینکه باید هر رفتار آزاردهنده و ناخوشایند را با آنها در میان بگذارد حتی اگر قول داده باشی که به هیچ کس نگویی. والدین باید آشکار و شفاف و نه در لفافه و کنایه در این باره با کودکانشان حرف بزنند».

۷۰۰ زن در نظر سنجی المجله شرکت کردند. ۳۶ درصد قربانیان گفتند که از سوی دوست و فامیل مورد آزار جنسی قرار گرفتند. نیمی از آنها سکوت اختیار کردند و ۸ درصد در این مورد با خانواده خود صحبت کردند. ۱۰ درصد از حمایت خانواده برخوردار بودند. ۱۶ درصد قربانیان در معرض رفتار ناخوشایند خانواده قرار گرفتند؛ به عبارت دیگر مورد سرزنش قرار گرفتند و حتی به آنها اتهام دروغگویی زده شد و مورد ضرب و شتم از سوی اعضای خانواده قرار گرفتند.
این آمار تکان دهنده و روایت قربانیان تکان دهنده تر است. بیسان یکی از قربانیان آزار جنسی که فعال حقوق زنان است گفت «معمولا خانواده به فردی سوءظن دارند که به کودک توجه می کند اما آن دسته از اعضای فامیل که چندان به کودک جلوی خانواده توجه نشان نمی دهند عامل تهدید کننده هستند. کودک از سوی کسی که علنا به او توجه می کند مورد آزار جنسی قرار نمی گیرد بلکه عکس این مساله درست است».

یونیسف می گوید آزار جنسی کودکان نقض حقوق کودکان است. اما آزار جنسی کودکان واقعیتی است که تمام گروه های جامعه در کشورهای مختلف با آن روبرو هستند و به شکل های مختلف مثل آزار و تجاوز یا بهره برداری از کودکان در روسپی گری یا بازی در فیلم های پورنو بروز پیدا می کند.

تجاوز و آزار جنسی در منزل یا موسسات یا مدرسه یا محل کار یا مقاصد گردشگری و سفر اتفاق می افتد. اینترنت و موبایل کودکان را به طور قابل توجهی در معرض این خطر قرار می دهد. فرد متجاوز در اینترنت دنبال شیوه های گوناگون برای جذب و رابطه با کودک می گردد.

سازمان جهانی بهداشت در ۲۰۰۶ گزارشی در مورد خشونت جنسی علیه کودکان منتشر کرد. این گزارش گفت «عامل خشونت جنسی علیه دختران عمدتا اعضای مرد خانواده و فامیل (برادر و عمو و دایی) هستند. همسر مادر و پدر و اعضای زن خانواده در رتبه بعدی هستند».

این گزارش افزود «۱۵۰ میلیون دختر و ۷۳ میلیون پسر زیر ۱۸ سال در معرض یکی از انواع خشونت های جنسی همراه با لمس کردن نقاط خصوصی قرار گرفتند».

یونیسف گفت علاوه بر این تعداد احتمالا چندین میلیون نفر از کودکان در روسپی گری یا بازی در فیلم های سکسی هر ساله مورد استفاده قرار می گیرند. به آنها وعده کسب پول کلان داده می شود در حالیکه این کودکان خطرات آن را درنمی یابند. با این وجود، آمار واقعی موارد خشونت جنسی علیه کودکان در کشورهای عربی قطعا به دلیل حساسیت ویژه آن اعلام نشده است. کما اینکه اغلب کودکان و خانواده ها موارد آزار جنسی را به علت ننگین بودن حادثه یا ترس یا بی اعتمادی به مسئولان گزارش نمی کنند و این باعث افزایش نابردباری اجتماعی و نبود آگاهی می شود.

۶۳ درصد افرادی که در نظر سنجی المجله شرکت کردند گفتند که فرد متجاوز را از قبل نمی شناختند. نیمی از این مجموع سکوت اختیار کردند و ۲۲ درصد در برابر متجاوزی که می شناختند مقاومت کرده و تسلیم نشدند. ۱۲ درصد خانواده ها رفتار خوبی با قربانیان نداشتند. در این میان ماجرای آزار جنسی خیابانی به بخشی از زندگی روزمره قربانیان تبدیل شده است.

یکی از قربانیان آزار جنسی خیابانی به المجله گفت «عصری سوار اتوبوس شدم. داشتم کرایه را به راننده می دادم که یک جوان خودش را بدجور به من چسباند. زود از اتوبوس پیاده و سوار اتوبوس دوم شدم. داشتم می لرزیدم و گریه می کردم. راننده اتوبوس دوم گفت به کمک احتیاج داری؟ ماجرا را برایش گفتم. گفت منتظر بمانم. به پلیس زنگ زد و علیه آن جوان شکایت کردم».

یکی دیگر می گوید «داشتم تنها توی خیابان راه می رفتم. خیابان شلوغ بود اما یک جوان تمام مسیر پشت سرم بود و در گوشم حرف های زشت می زد. خیلی به من نزدیک شد. منم برگشتم و زدم توی صورتش و داد زدم. وحشت زده فرار کرد». زنی دیگر گفت «داشتم پیاده به خانه می رفتم. به کوچه تاریک رسیدم. جوانی از کنارم رد شد و به پشتم دست زد. منم یک کشیده آبدار توی صورتش خواباندم. افتاد زمین. غافلگیر شده بود و زود فرار کرد. داستان را برای خانواده ام تعریف کردم. آنها تشویقم کردند و گفتند که کار قهرمانانه ای انجام داده ام».
 

 
خشونت جنسی در قانون مجازات 

ماده ۵۰۵ قانون مجازات سوریه مجازات زندان حداکثر یک سال و نیم برای کسانی درنظر گرفته که دست به اعمال منافی عفت عمومی مثل لمس کردن کودکان زیر ۱۵ سال بدون رضایت آنان بزنند.

ماده ۵۰۶ قانون مجازات سوریه مجازات زندان از یک تا سه روز یا جریمه حداکثری ۷۵ لیره یا هر دو با هم برای کسانی در نظر گرفته که دست به اعمال یا کلام منافی عفت عمومی علیه دختر یا زن بالای ۱۵ سال بزنند. 

یک وکیل دادگستری ساکن دمشق، پایتخت سوریه که نخواست نامش فاش شود گفت دختران و زنان باید به اهمیت سکوت نکردن و طلب کمک کردن در هنگام آزار جنسی آگاه باشند. در این صورت قانون از آنان حمایت می کند. اگر آزار جنسی یا تجاوز در یک مکان عمومی اتفاق بیفتد زن قربانی باید فریاد زند و توجه بقیه را جلب کند و اگر مردم به کمک او بشتابند و فرد متجاوز را بگیرند و به پلیس تحویل دهند قانون در کنار او خواهد بود و به نفع او رای می دهد. این عمل منافی عفت عمومی تلقی می شود. در این موارد قانونگذار و قانون می تواند پشت او را بگیرد و عدالت اجرا شود.

شرم و لکه ننگ 

گفته های قربانیان نشان می دهد که دعوای حقوقی علیه فرد متجاوز بعید بوده است. بسیاری سکوت اختیار کردند و در مواردی هم خانواده دخالت می کند که یا قطع رابطه با فرد متجاوز اتفاق می افتد یا قضیه مسکوت می ماند.

کرد علی حقوقدان و فعال مدنی می گوید «مشکل اصلی اثبات وقوع تجاوز است. نفی وقوع تجاوز به آسانی امکانپذیر است. این خود مشکل اصلی در جامعه سوریه است».

او داستان دختری را بازگو کرد که مورد آزار جنسی از سوی همکلاسی اش در دانشگاهی در دمشق قرار گرفت. دختر علیه این فرد شکایت کرد. پلیس درخواست «بازسازی صحنه جرم» را مطرح کرد. دختر هم کوتاه آمد و شکایتش را پس گرفت. 

این وکیل دادگستری با اشاره به نبود آگاهی ماموران پلیس برای نحوه برخورد با موارد خشونت جنسی گفت «برنامه های درسی در این مورد فرهنگ سازی نمی کنند. ماموران پلیس برای چگونگی برخورد با قربانیان خشونت جنسی آموزش نمی بینند و برای همین نمی توانند در این زمینه به قربانیان کمک کنند. برخورد ماموران نادان در بسیاری موارد خنده آور و مضحک است و به همین دلیل اقدامات قانونی در این باره یک رسوایی تمام عیار است».

قطعا بازگو کردن ماجرای آزار جنسی برای قربانیان و خانواده ها آزاردهنده و شرم آور است. اگر قربانی علیه متجاوز به پلیس شکایت کنند این ناراحتی و شرم دو چندان خواهد شد چون او باید داستان و جزئیات آن رویداد را چند بار با مردانی در میان بگذارد که بین آنها اعتماد متقابل وجود ندارد. و شاید «این لکه ننگ» برای همیشه در جامعه او را دنبال کند حتی اگر او قربانی بیگناه خشونت جنسی باشد و نه عامل آن.