شاعر تونسی به المجله: انقلاب فرهنگی در تونس محقق نشد

انیس شوشان از بحران هویت و تبعیض نژادی می گوید

هنر برای هنر یا هنر متعهد دارای پیام و اثر است. هنرمند حامل نور و روشنگری است تا تمام تاریکی های جامعه را از بین ببرد. پرده حقیقت باید برداشته و باز اندیشی انجام شود. انسان ها همواره در حال لغو میراث بحران های گذشته هستند اما برخی از آداب و رسوم کهن و مهم به جا می ماند.

 انیس شوشان شاعر جوان و ماجراجوی اهل تونس است. اشعارش نماد شورش علیه ظلم هستند. روح انسان سرشار از یک شوخی تاریک است. این خمیر مایه شعری هواداران بسیاری در میان جوانان داشته است. او رویا پردازی و انتقاد را یکجا در شعرهایش جمع کرده است.

انیس شوشان در گفتگو با المجله درباره انقلاب ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ در تونس و دستاوردهایش و نیز بحران هویت و تبعیض نژادی و تعهد صحبت کرد.

متن گفتگو به شرح زیر است:

آلام و دردهای بشری مضمون کلیدی تمام سروده هایت هستند. این اشعار بیانگر دیگرستیزی هستند. آیا این دیگری می تواند با استفاده از ابزار آگاهی از دست پیش داورهایی که جامعه و آداب و سنت ها در ذهن ناخودآگاهش ایجاد کرده اند رهایی یابد؟ مگر پیوستگی فرهنگی منجر به بحران هویت کنونی در جهان عرب نیست؟

با شعرهایم سعی می کنم فرد یا گروه را آگاه تر و بیدارتر کنم. این ماموریت در حال حاضر ضروری تر از هر زمان دیگری است. بروز آگاهی باعث می شود که پرسش ها درباره هستی مطرح شود. در خصوص مساله خشونت و احتمال تغییر آن در جامعه باید گفت که اشعارم با سبک خاص شعری ام به طیف وسیعی از مخاطبان رسیدند و آنان هم با همراهی با این ایده علیه پیش داوری موضع گیری کردند. این همسویی به خصوص در میان کودکان -کم سن و سال ترین گروه هوادارانم- قابل توجه است. آنها اشعار مرا حفظ کرده اند. وقتی می بینم آنها سروده هایم را از بر کرده و تکرار می کنند اطمینان خاطر پیدا می کنم چون کودکان نسل آینده را تشکیل می دهد. آنها هستند که باید دنیا را تغییر دهند.

درباره بحران هویت معتقدم که میراث فرهنگی جانبدارانه و هویت جعلی بزرگ ترین مشکل ما است. در حقیقت به جای استفاده از عبارت هویت عربی دوست دارم از عبارت هویت انسانی و جهانی استفاده کنم. محدودیت های جغرافیایی پس از جهانی شدن کاهش یافته است. پس، باید با «دیگری» ارتباط برقرار کرد، با فرهنگ و تاریخ دیگری آشنا شد تا بتوان هویت را از سکون و جمود رها ساخت. من ساکن تونس هستم. این بدین معناست که من تونسی و آمازیغی و آفریقایی تبار هستم اما مهم تر این است که هویت انسانی دارم. محمود درویش می گوید «تابعیت من.. دل مردم است.. گذرنامه مرا لغو کنید».

در مصاحبه ای در ۲۰۱۷ گفتی که انقلاب یاسمین به بلوغ نرسیده است. آیا نظرت درباره جامعه تونس پس از انقلاب تغییر نکرده است؟ چه خوانشی از تاریخ معاصر تونس داری؟ 

معتقدم انقلاب تونس هنوز کامل نشده است چون هنوز به اهدافش نرسیده و به وعده هایش عمل نکرده است. انقلاب تونس منجر به انقلاب فرهنگی نشد. وقتی می گویم انقلاب فرهنگی منظورم تحولات فردی است که منجر به تحولات اجتماعی می شود. بنابراین، باید هر فردی علیه «خود» و دگم اندیشی اش قیام کند تا بتواند به فکر آینده بهتر و تحول واقعی باشد. اما با این حال، معتقدم تونس در حال زایمان است و درد زایمان را تجربه می کند. این درد برای ظهور نسل جدید ضروری است. نسلی که امید و تمایل حقیقی و عمیق برای تغییر و تحول دارد.
 

پس از کشته شدن جرج فلوید در مینیاپولیس چه واکنشی داشتی؟ آیا به نظرت اعتراضات سراسری در جهان قادر به اجرای عدالت خواهد بود؟

آمریکا -قبل و بعد از دهه شصت قرن گذشته- همواره عرصه نژاد پرستی بوده است. ویدیوی بازداشت و مرگ جرج فلوید که به سرعت و در سطح گسترده در آمریکا و کشورهای جهان منتشر شد دنیا را تکان داد. واکنش مردم مثبت اما غافلگیر کننده بود چون موارد نژادپرستی متوقف نشده است. امیدوارم شرایط تغییر کند. جهان عرب نیز همچون آمریکا گرفتار نژاد پرستی شده است. معتقدم اعتراضات سراسری در آمریکا به نژاد پرستی و برخورداری از کرامت «شهروندان آمریکایی آفریقایی تبار» به نوعی در کشورهای عربی نیز تاثیر گذار خواهد بود چون کشورهای عربی نیز در غلیان و جوش و خروش هستند.

بنابراین، امیدوارم که موج اعتراضات به نتیجه برسد چون انسان ها از دهه های متمادی تا حالا با نژاد پرستی مبارزه می کنند. اگرچه مردم موفق به کسب حقوق بیشتری شده اند اما گویا نژاد پرستی برای دهه های بیشتر از آنچه گذشت ادامه پیدا می کند تا وقتی که به یک کمدی خجالت آور و نفرت انگیز تبدیل شود و همه بشریت از آن شرمسار شود.

آیا از طریق دعوت به شورش و مبارزه با نژاد پرستی در سروده هایت به دنبال ایجاد «مدینه فاضله» هستی؟ 

مضمون شعرهایم همواره دعوت به تغییر و شورش علیه ظلم است. نمی توان به «مدینه فاضله» افلاطون رسید و در عین حال نمی توان بدون تقابل و برخورد طرح ایده آل را اجرا کرد. اما به نظرم توازن اجتماعی را می توان برقرار کرد. ایجاد آرمان شهر قابلیت اجرایی دارد؛ البته اگر همه با دل و جان برای تحقق آن مشارکت کنند.

به نظرت راه رهایی چیست؟ آیا برقراری صلح هزینه دارد؟ 

ایجاد صلح هزینه دارد. صلح طرفداران و مخالفانی دارد. در برخی کشورهای جهان رهبران قدرتمند و گروه های فشار تاثیر گذار حکمرانی می کنند. سرنوشت همه مردم دست آنهاست و آنها برای رسیدن به مقاصد اقتصادی خود مردم را بازیچه خود قرار داده اند. صلح طلبان مایه دردسر این رهبران هستند.

سخن آخر؟
درود به انسان هایی که می خواهند نفس بکشند
اندیشه آزاد است
و آزادیخواهان سکوت نمی کنند.