میان چهره حسان دیاب و چهره لبنان

 

لبنانی که ما و رفتگان و گذشتگان می شناختیم نیست و نابود شد. چهره لبنان مثل چهره حاکم فعلی اش، حزب الله شده است.

همه چیز در کشوری که شبه نظامیان در آن حکمرانی می کنند غیر طبیعی شده است. شبه نظامیانی که در فهرست تروریسم قرار دارند کلیه امکانات و ثروت لبنان را تصاحب کرده اند. حتی دلار هم میان نرخ دولتی و نرخ بانکی و نرخ ارز حواله ای و نرخ آزاد گرفتار شده است. قیمت دلار در بازار آزاد گران تر و حدود ده برابر بیشتر از نرخ رسمی معامله می شود.

قیمت لیره لبنان در یک روز هم بالا و پایین می رود و قیمت مواد غذایی و آشامیدنی هم به تبع نرخ لیره کم و زیاد می شود. انگار که در حال تماشای تئاتر هستیم؛ برخی اوقات می خندیم و ساعت ها گریه می کنیم.

دولت لبنان انگار در عالم دیگری سیر می کند. خانم ها و آقایان وزیر حرف می زنند و مردم می پرسند:‌ آیا ما با اینها توی یک کشور زندگی می کنیم؟ چطور می شود صاحب منصبان حکومتی در یک کشور کوچک مثلا از شنیدن خبر گرانی تعجب کنند در حالیکه مردم چند ماهی است که به خاطر اعتراض به گرانی به خیابان ها ریخته اند؟ مردم از طریق اپلیکیشن های جدیدی که درست کردند لباس هایشان را به خاطر نداری حراج کرده اند. برخی لباس تنشان را در ازای یک قوطی شیر خشک برای بچه هایشان یا یک لیتر روغن می فروشند. و زنی اثاثیه خانه اش را در ازای دارو به فروش گذاشت.

هرازگاهی نخست وزیر خطاب به مردم سخنرانی می کند اما منظورش را نمی فهمی یا حتی متوجه نمی شوی بالاخره چه می خواست بگوید. تنها چیزی که از این میان متوجه می شوی این است که او قرار گرفتن جلوی دوربین را دوست دارد و اینکه دوست دارد عکسش را در تلویزیون ببیند. او پیشتر کتابی درباره دستاوردهایش در زمان تصدی وزارت آموزش و پرورش تالیف کرد. این کتاب در واقع آلبوم عکسی بیش نیست. عکس ها در مراسم اجتماعی گوناگون در کتاب آمده و او گمان می کند که خود این عکس ها دستاورد بزرگی هستند. او در نشست مجازی بروکسل در مورد سوریه شرکت کرد و شش وزیر نیز او را در این جلسه همراهی کردند. هدف اصلی عکس گرفتن بود؛ عکس او که ریاست هیات لبنانی را به عهده دارد، حتی اگر جلسه از طریق ویدیو کنفرانس با زوم برگزار شده باشد.

آیا حزب الله که حسان دیاب را به عنوان نخست وزیر لبنان برگزید خبر داشت که آقای نخست وزیر خودشیفته است؟

وقتی نخست وزیران سابق تصمیم گرفتند دعوت پرزیدنت میشل عون برای گفتگو در کاخ بعبدا را رد کنند برخی گفتند این جلسه یا لغو می شود و یا به زمان دیگری موکول خواهد شد چون چهره های سنی در آن حضور ندارند. با این حال اما میشل عون بر این باور بود که حسان دیاب نه تنها سنی ها بلکه تمام مردم لبنان را نمایندگی می کند.

البته حسان دیاب و دولت کنونی تنها مقصر شرایط فعلی لبنان نیستند اما حسان دیاب و کابینه اش مسئول اصلی نبود چشم انداز و راهکار برای بن بست کنونی قلمداد می شوند.

دبیر کل حزب الله لبنان هم هراز گاهی سخنرانی و برای دولت و توابع آن نقشه راه و برنامه کاری تنظیم می کند. دولت و حامیانش نه تنها طبق دستور العمل دبیر کل حزب الله عمل می کنند بلکه در رسانه ها هم تبعیت مطلقشان از اندیشه های نصر الله را هوار می کشند. البته حکومتی ها سعی می کنند اینگونه القا کنند که اول با هم مشورت و رایزنی می کنند و بعد تصمیم های دولتی گرفته می شود اما واقعیت این است که آنها گوش به فرمان و مجریان برنامه دبیر کل حزب الله هستند.

برخی گمان می کردند حزب الله لبنان را به ورطه فروپاشی نمی کشد و می گفتند اگر حکومت یکدست شود و دربست در اختیار حزب الله قرار بگیرد مسئولان این گروه چاره ای به جز کمک طلبیدن از دشمنانشان ندارند. اما حزب الله که در فهرست تروریسم قرار دارد قادر به گفتگو با جامعه جهانی برای طلب یاری به لبنان نیست. لبنان به خاطر خود حزب الله تحریم شده است. واقعیت این است شرایط کنونی لبنان درست مطابق خواسته حزب الله است. حزب الله همواره می خواست کار لبنانی که به سوئیس شرق معروف بود یکسره شود. حزب الله همواره به دنبال این بود که لبنان چیزی در حد یکی از  استان های ایران شود با فرهنگ حزب اللهی که در دل و اندیشه هوادارانش ریشه دوانیده است. لبنان از دیدگاه حزب الله یعنی کشوری مرده پرست و دشمن شادی و زندگی، کشوری که دگراندیشی را بر نمی تابد و با توسل به زور و خشونت با آن مقابله می کند. کشوری که شبیه خود حزب الله باشد.


Subscribe to the discussion