مهاجران افغانستانی مقهور قدرت و بازیچه دست حکومت ایران

 
 چند هفته پیش خبرهایی از قول مقام‌های دولتی افغانستان منتشر شد که در روز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ حدود ۵۷ کارگر مهاجر افغان که می‌خواستند بدون اجازه از مرز میان ایران و افغانستان برای کار وارد ایران شوند، در منطقه «دهانه ذوالفقار» از سوی نیروهای مرزبانی ایران بازداشت شدند.

مرزبانان ایرانی مهاجران افغان را پس از شکنجه و آزار فراوان به سمت رودخانه خروشان هریرود؛ رودخانه مرزی دو کشور بردند و با شلیک گلوله و ضرب و شتم آنها را مجبور کردند با پریدن به داخل رودخانه به افغانستان برگردند.

از بین این مهاجران دست‌کم ۱۲ تن جان باختند، ۱۷ تن همچنان مفقودند و بقیه جان سالم به در بردند و توانستند موضوع را رسانه‌‌ای کنند.

نتیجه تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان می‌دهد در میان این مهاجران افغان غرق شده در رودخانه چند کودک ۱۲ ساله هم بوده اند.

پس از رسانه‌ای شدن این رویداد، مقامات ایرانی نه تنها کل اتهام غرق کردن اتباع افغانستان در رودخانه هریرود را انکار کردند بلکه تمام شواهد و اسناد ارائه شده از سوی هیات حقیقت یابی افغانستان را تکذیب کردند.

عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به اتهام شکنجه و غرق کردن کارگران افغانستانی توسط مرزبانان جمهوری اسلامی مدعی شد «این حادثه در خاک افغانستان رخ داده و مرزبانی جمهوری اسلامی ایران وقوع هر اتفاقی در این ارتباط در خاک کشورمان را رد کرده است».

به گفته برخی نمایندگان مجلس افغانستان که عضو هیئت تحقیق نیز هستند «مرزبانی ایران جنایت کرده و اگر نپذیرد، علیه جمهوری اسلامی در دادگاه لاهه اقامه دعوا خواهد شد».

گروهی از بستگان قربانیان هریرود نیز اعلام کرده‌اند که از خون عزیزانشان نمی‌گذرند و خواهان دریافت غرامت و عذرخواهی مقامات جمهوری اسلامی هستند.
۲۵۰ تن از اساتید دانشگاه و فعالان سیاسی و حقوق بشری ایرانی داخل و خارج ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای جنایت رخ داده علیه مهاجران افغان توسط مرزبانان ایران را نمونه‌ای آشکار از جنایت بشری دانسته و از آن اظهار شرمساری کرده اند.

پناهجویان افغان؛ ابزار فشار دولت ایران

محمد عمر کمال؛ کارشناس ارشد روابط بین الملل ساکن کابل در گفتگو با المجله معتقد است که این دو حادثه خونین، بار دیگر توجه افکار عمومی را به نحوه برخورد مقامات ایرانی با مهاجران افغانستانی جلب کرد چراکه این اولین بار نیست که برخورد ماموران پلیس به خصوص در مناطق مرزی ایران منجر به مرگ شهروندان افغانستانی می‌شود.

 




محمد عمر کمال کارشناس ارشد روابط بین الملل

وی موضوع مهاجران غیرقانونی افغانستانی در ایران را یک معضل دائمی میان دو کشور می‌داند و می‌افزاید: «پناهجویان افغان در سیاست خارجی ایران در قبال دولت افغانستان یک برگ برنده محسوب می‌شوند. هرگاه روابط افغانستان با آمریکا یا عربستان در راستای روند صلح افغانستان بیشتر می‌شود، ایران از این پناهندگان به عنوان یک ابزار فشار در مقابل افغانستان استفاده می‌کند تا بتواند خواسته‌های خود را برآورده کند».

کمال با بیان این که هنوز رویکرد درستی از سوی دولت افغانستان در رابطه با دو حادثه اخیر صورت نگرفته می‌گوید: «در مورد حادثه اول که شماری از پناهجویان افغانستان را به رودخانه هریرود انداختند، تصمیم گرفته شد که دو هیات حقیقت یاب ایران و افغانستان این پرونده را به صورت جدی بررسی کنند، متاسفانه همین که این هیات افغان به ایران رفت سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد که مرزبانان ایران مرتکب این کار نشده‌‌اند و آشکارا انکار کرد، ایران نشان داده که این خطای خود را نمی‌پذیرد».

در هیچ کجای قانون اساسی ایران نوشته نشده که مرزبانان ایرانی اجازه دارند خودسرانه، جمعی مهاجر غیر مسلح را که غیرقانونی وارد خاک ایران می‌شوند پس از شکنجه به ضرب قنداق تفنگ وادارشان کنند که با عبور از رودخانه عمیق هریرود بگذرند و به کشورشان بازگردند؛ با آنکه می‌دانستند عبور از این رودخانه می‌تواند منجر به مرگ آنها شود. با این حال مسئولان جمهوری اسلامی به جای پذیرفتن بار مسئولیت و پاسخگویی قتل مهاجران غیرقانونی برای اتلاف وقت و به فراموشی سپرده شدن و لاپوشانی آن، سعی دارند پشت درهای بسته برای مذاکره و معامله پنهان با مقامات افغانستان تلاش کنند؛ مساله‌‌ای که محمدعمر کمال به آن اشاره می‌کند.

وی اضافه می‌کند: «مقامات ایران گفته‌‌اند در منطقه تحت کنترل ما رخ نداده و مرزبانان ایرانی دخالت نداشته اند. هر چند دولت افغانستان تاکید کرد که دلایل کافی وجود دارد که این کار از سوی مرزبانان ایرانی صورت گرفته ولی تلاش‌های دولت افغانستان در این رابطه کافی نبود، ایران هم امیدوار است با توجه به مشکلات روزافزون افغانستان این موضوع به فراموشی سپرده و از اذهان دور شود در حالی که باید به این جنایت رسیدگی شود و ایران باید مسئولیت این حادثه را قبول کند متاسفانه دولت افغانستان نیز نتوانسته فشار حداکثری دیپلماتیک را به ایران وارد کند».

هنوز چند هفته از مشاجره دیپلماتیک افغانستان و جمهوری اسلامی بر سر به رودخانه انداختن مهاجران افغان در رودخانه مرزی هریرود نگذشته بود که این بار پیکر زخم دیده مردم افغانستان از دیدن تصاویر یک فاجعه دیگر ملتهب شد، روز ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ یک خودرو حامل ۱۴ مهاجر افغان در منطقه مهریز استان یزد ایران هدف شلیک یک گشت امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت و در آتش سوخت.
هرچند مسئولان ایرانی در ابتدا با انکار کردن، مرگ این پناهجویان را ناشی از «آتش سوزی ناشی از سرعت زیاد» عنوان کردند اما با پیگیری‌های سفیر افغانستان در تهران پذیرفتند که به خودرو حامل مهاجران افغان شلیک کرده اند.

محمد عمر کمال به حادثه آتش گرفتن یک خودرو حامل ۱۴ مهاجر افغان در منطقه مهریز استان یزد ایران که هدف شلیک یک گشت امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت اشاره می‌کند و می‌افزاید: «متاسفانه این حادثه خیلی زود چند روز پس از حادثه به رودخانه انداختن مهاجران رخ داد مشابه حوادث دیگری که در سال‌های گذشته مهاجران افغانستانی با آن روبرو بوده‌‌اند که البته بعضی از این حوادث رسانه‌‌ای شده اند. در این رابطه سفیر افغانستان در ایران به دیدار بعضی از پناهجویانی که زنده از این رویداد به شفاخانه‌ها انتقال داده شده بودند رفت. البته ایران قبول کرد به نوعی پلیس ایران تیراندازی کرده ولی در گزارش وزارت خارجه ایران دلیل آتش سوزی خودرو را تیراندازی پلیس اعلام نکردند و سرعت زیاد خودرو را علت آتش سوزی آن اعلام کردند. متاسفانه علی رغم گذشت چند روز از این مساله و باوجود اعتراضات افغانها در شهرهای مختلف اروپا و افغانستان هنوز این مساله مثل سایر حوادث رخ داده برای مهاجران افغان در ایران مسکوت گذاشته شده است».

در این حادثه دست‌کم سه شهروند افغان کشته، هشت تن دیگر زخمی و تعدادی دیگر ناپدید شده و احتمالا در آتش سوختند.
کاربران ایرانی و افغان در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ #کمی آب بیار _که_سوختم درباره این حادثه نوشته‌اند که اشاره‌ای‌ست به ویدئوی دلخراش آتش گرفتن خودروی حامل مهاجران افغان و بدن‌های سوخته شده آنها؛ در این ویدئو، یکی از سرنشینان این خودرو، پسری کم سن و سال در حال فرار از خودروی مشتعل دیده می‌شود در حالی که بخش‌هایی از بدنش سوخته است از اطرافیان درخواست آب می‌کند.

محمد عمر کمال اضافه می‌کند: «بر اساس کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان سازمان ملل متحد، پناهجو به کسی گفته می‌شود که بر اثر جنگ مصیبت و بدبختی کشورش را رها می‌کند و به کشور دومی پناهنده می‌شود. براساس این کنوانسیون که ایران، افغانستان و پاکستان آن را امضا کرده‌‌اند پناهجو تا وقتی که کشورش به حالت عادی برگردد می‌تواند در آن کشور دوم پناهنده باشد و کسی حق اخراج، توهین یا کشتن او را ندارد. متاسفانه ایران و پاکستان بر خلاف تمامی معاهدات و توافق نامه‌های بین المللی که آنها را امضا کرده‌‌اند عمل می‌کنند.»

وی با بیان این که دولت افغانستان قادر به رسیدگی وضعیت شهروندان خود در داخل کشور نیست چه برسد به رسیدگی به مشکلات آنها در خارج کشور تاکید می‌کند: «علی رغم کمک‌های مالی، بیشترین واردات کنونی افغانستان از ایران انجام می‌شود، قبل از دوره محمد اشرف غنی بیشترین واردات افغانستان از پاکستان بود ولی پس از روی کار آمدن محمد اشرف غنی روابط افغانستان و پاکستان به سردی گرایید و افغانستان موفق شد به بازارهای آسیای میانه از جمله ایران دسترسی پیدا کند و ایران به بزرگترین صادرکننده کالا به افغانستان تبدیل شد. با توجه به این شرایط، افغانستان نمی‌خواهد یا نمی‌تواند خدشه‌‌ای به روابط خود با دو کشور همسایه ایران و پاکستان وارد کند. همین مساله باعث شده که دولت افغانستان بعضاً از این مسائل به سادگی بگذرد».
 




تجمع اعتراضی در کابل به سیاست های ایران (۱۸ خرداد)

 
این کارشناس ارشد روابط بین الملل در کابل به برگزاری چندین تجمع اعتراضی علیه برخورد حکومت ایران با مهاجران افغان در شهرهای کابل، هرات، مزار شریف، جلال‌آباد، فراه و لشکرگاه هلمند به دلیل دو حادثه اخیر در مرز ایران و استان یزد اشاره می‌کند و می‌گوید: «همچنین شمار زیادی از افغان‌های مقیم اروپا در شهرهای پاریس، فرانکفورت، برلین در اعتراض به خشونت‌های اخیر دولت ایران علیه مهاجران افغان در ایران دست به تظاهرات زدند.

معترضان در شهر کابل، پایتخت افغانستان، علیه خامنه‌ای و روحانی شعار دادند و عکس‌های آنها را به آتش کشیدند و رنگ سرخ را بر تابلو و درب سفارت جمهوری اسلامی ایران پاشیدند و این‌گونه خشم خود را نسبت به رفتارهای اخیر ماموران مرزی جمهوری اسلامی ایران نشان دادند.

کارشناس ارشد روابط بین الملل در کابل به شکل گیری تدریجی جریان‌های مخالف ایران در افغانستان و کاهش تدریجی حسن نیت نسبت به ایران در افغانستان اشاره می‌کند: « اعتراضات اخیر در اروپا و کابل و شهرهای مختلف افغانستان بر ضد دولت ایران عملًا نشان داد که مردم افغانستان از جبر و ستم دولت ایران نسبت به پناهجویان افغان در ایران به ستوه آمده اند. تکرار این حوادث و تداوم این اعتراضات در دراز مدت بر روابط دو کشور سایه می‌افکند چرا که یکی از فاکتورهای تاثیرگذار سیاست خارجی افغانستان، دیدگاه مردم است. براساس همین عنصر، وقتی دیدگاه مردم نسبت به پاکستان تغییر کرد دولت هم سیاست‌هایش نسبت به پاکستان تغییر کرد. حالا همین روند را در مورد روابط افغانستان و ایران تجربه می‌کنیم. کم کم دیدگاه مردم نسبت به ایران منفی می‌شود و در درازمدت، تبعات منفی بر روابط افغانستان و ایران خواهد گذاشت».

تاکنون گزارش‌های متعددی درباره برخوردهای تحقیرآمیز و خشونت‌آمیز پلیس ایران به خصوص مرزبانان ایرانی با پناهجویان و کارجویان افغانستانی جویای کار و اخراج دائمی آنها منتشر شده است.

در اردیبهشت ۱۳۹۵ شلیک نیروی انتظامی به یک کامیونت در جاده نوق- انار در استان کرمان، به کشته شدن ۶ شهروند افغانستان و زخمی شدن ۱۸ تن منجر شد.

در سال ۱۳۹۲ نیز نیروی انتظامی ایران تایید کرده بود که در پی بازداشت حدود ۳۰۰ «مهاجر غیرقانونی» سه تن از آنان کشته شده‌اند.

در همان سال ۱۳ کارگر افغانستانی که در جست‌وجوی کار از مرز اسلام‌قلعه به گونه غیرقانونی وارد ایران شده بودند، از سوی مرزبانان ایران تیرباران و در شهر تایباد در نزدیکی مرز افغانستان دفن شدند.

این همه در حالیست که به گواهی رسانه‌ها و گزارش‌های منتشر شده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۵ سال گذشته بی‌هیچ پروایی از بسیاری از مهاجران افغان برای لشکر فاطمیون و اهداف جمهوری اسلامی سربازگیری کرده است و برخی از آنها در سوریه کشته شده اند. به گفته سازمان دیده‌بان حقوق بشر؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کودکان افغان مهاجر در ایران را برای جنگ در سوریه به کار گرفته است که زیر ۱۸ سال بوده اند.

دهه‌ها از حضور اولین پناهندگان افغانستانی در ایران می‌گذرد. مردمانی فراری از جنگ، آشوب، خشونت و بیثباتی که برای حفظ جان یا گذران زندگی به کشور همسایه خود ایران؛ پناه آوردند تا با کمترین مزد و انجام کارهای سخت و طاقت فرسا در این کشور ریشه بگیرند اما نه تنها با وجود زبان و قرابت‌های فرهنگی مشترک، هیچ‌گاه در جامعه ایران به‌رسمیت شناخته نشدند بلکه در مقابل سیاست‌های دولت ایران نیز در مقابل آنها رسماً تبعیض بود؛ این مهاجران، پس از سال‌ها حضور در جامعه ایران از داشتن حقوق ابتدایی انسانی و شهروندی محروم هستند و در معرض انواع تبعیض، تحقیر، توهین و بدرفتاری قرار گرفته و می‌گیرند از محرومیت از تحصیل گرفته تا محدودیت در انتخاب شغل و سفر به شهرهای مختلف و حتی ممنوعیت پیوند اعضای بدن به آنها.

بر اساس آخرین آمار وزارت امور خارجه ایران جمعیت افغانستانی‌های ساکن این کشور نزدیک به سه میلیون تن است که یک میلیون و ۴۰۰هزار نفر از آنها دارای مدارک رسمی اقامت هستند و بقیه هیچ مدرکی قانونی برای اقامت در ایران ندارند. این مهاجران افغانستانی که در عمل مقهور قدرت و بازیچه دست حکومت ایران هستند در برزخی گرفتارند که نه پای رفتن به کشور خود را دارند و نه جایی برای ماندن در ایران دارند.