برگه ای از خاطرات ماه مه در سوریه

هشتمین سالگرد کشتار الحوله سوریه گذشت. این حمله در ۲۵ مه ۲۰۱۲ به وقوع پیوست. حمزه الخطیب سیزده ساله هم در این روزها در سال ۲۰۱۱ در زندان های اسد کشته شد. جسد مثله شده حمزه را که در آن آثار خشونت و شکنجه بود به خانواده اش تحویل دادند.

سالروز قتل عام در مناطق البیضا و راس النبع در بانیاس سوریه چند روز پیش از کشتار الحوله بود.

در سوریه روزی نیست که سالگرد یک کشتار یا جنایت رژیم اسد و نیروها و شبه نظامیان تابع او نباشد.

نقطه مشترک بین کشتارهای البیضا و راس النبع و جنایت قتل حمزه میزان خشونت به کار رفته از سوی کسی است که ادعای ریاست جمهوری و حکمروانی بر کشور را دارد. حکومت سوریه نه به قتل عام بسنده کرده و نه به اعدام بلکه شیوه وحشیانه ای در اقدامات جنایتکارانه خود به کار می گیرد که قطعا در تاریخ معاصر بی سابقه است.

کشتار الحوله یکی از وحشیانه ترین و هولناک ترین قتل عام ها است. بنا به اعلام سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه صد و هفت نفر از جمله ۴۹ کودک زیر ده سال و ۳۲ زن در آن واقعه کشته شدند. سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه گفت که فقط موفق به شناسایی هویت این قربانیان شده است.

فوزیه حسین الخلف (ام علاء) اهل روستای مزرعه السد از توابع شهر الحوله در حومه حمص یکی از بازماندگان قتل عام در الحوله است. او گفت «دو نفرشان به من تجاوز کردند. سپس، جلوی چشم همسرم به سوسن دختر ۲۱ ساله ام تجاوز کردند. همسرم فریاد زنان گریه می کرد. یک گلوله به سرش شلیک کردند. ۲۷ نفر توی خانه بودیم. فقط هفت نفر زنده ماندند. دوباره برگشتند تا ببینند از زنان و کودکان کسی زنده مانده؟ آنهایی که زنده بودند با ضرب چاقو کشتند».

نیروهای رژیم سوریه در روز واقعه با چاقو به جان مردم بیگناه افتادند. آنها برای اهانت و تحقیر قربانیان ابتدا به آنها تجاوز کردند. همین شیوه یکسال بعد در حومه بانیاس تکرار شد.

عضو سابق ارتش سوریه که به عنوان عکاس دژبانی فعالیت می کرد و با اسم مستعار قیصر شناخته می شود از هزاران قربانی تحت شکنجه در زندان های اسد و چندین هزار تن از کسانی که بر اثر شکنجه نیروهای اسد کشته شدند عکس می گرفت. او عکس ها و اسناد فراوانی جمع کرده است. قیصر به خارج گریخت. اسد می توانست این افراد را اعدام کند اما خود اسد و رژیم وی ابایی از به کار گیری خشونت مفرط و وحشی گری ندارند.

خانواده زندانیان و بازماندگان ناپدید شدگان ماه های طولانی بین هزاران عکس به دنبال عزیزان خود بودند. آنها می خواستند خبری از عزیزانشان بیابند؛ آیا هنوز زنده اند یا اینکه کشته شده اند. تصور کنید مادری را که بین چند هزار عکس دنبال یگانه فرزندش می گردد که ببیند چه بلایی سرش آمده است. تصور کنید مادری که در حال مرور عکس قربانیان و ناپدید شدگان و زندانیان، شیوه های مختلف شکنجه پسرش را در ذهنش مرور می کند.

حمزه الخطیب نوجوان ۱۳ ساله اهل الجیزه از توابع استان درعا در تظاهرات مردمی برای رفع محاصره درعا در اوایل انقلاب سوریه شرکت کرد. ماموران او را در یک ایست بازرسی در ۲۹ آوریل ۲۰۱۱ بازداشت کردند. جسد حمزه را ۲۵ مه ۲۰۱۱ به خانواده اش تحویل دادند. او زیر شکنجه جان باخت. شکنجه حمزه زیر نظر و با حمایت کسی انجام شد که در قوانین همه کشورها وظیفه حمایت از حمزه و امثال حمزه را به عهده دارد.

عده ای معتقدند رژیم سوریه با استفاده از خشونت مفرط و ارتکاب جنایات فرقه ای به دنبال این بود تا مردم را مجبور کند اسلحه به دست بگیرند. رژیم سوریه می خواست مسیر جنگ علیه مردم را تغییر دهد؛ به عبارت دیگر از نظامی که دست به کشتار غیر نظامیان و کودکان می زد تغییر رویه داده و سلاح خود را به سمت گروه های افراطی مسلحی که در برابر «حکومت مشروع» قد علم کردند نشانه بگیرد.

شاید این استدلال بخشی از حقیقت را بیان کند. اما این بحث و استدلال چه دردی از بازماندگان دلشکسته و آزرده خاطر دوا می کند؟ مردم سوریه چطور می توانند فجایعی که چند سال پیش اتفاق افتاده و هنوز ادامه دارد را فراموش کنند؟ قرآن می گوید «کسی که یک نفر را می کشد گویی که همه مردم را کشته است». پس با این اوصاف تکلیف کسی که بیش از پانصد هزار نفر را به ناحق کشته چه می شود؟

قتل عام آن سال در الحوله جامعه جهانی و محافل بین المللی را تکان داد. ۱۵ عضو شورای امنیت به اتفاق آرا رژیم سوریه را محکوم کردند.

آمریکا و بریتانیا و یازده کشور دیگر سفیران و دیپلمات های رژیم سوریه را اخراج کردند. قیصر و یارانش عکس قربانیان شکنجه را به خارج سوریه منتقل کردند.  این عکس ها بستر تصویب قانون قیصر در آمریکا را فراهم کردند. و حالا قانون قیصر بستری برای پیگرد اسد و یاران و دار و دسته اش فراهم کرده است.

اگرچه قانون قیصر منجر به اجرای بخش کوچکی از عدالت می شود اما سطح انتظارات مردم سوریه بسیار بیشتر از این است. آنها منتظر میهنی هستند که در خور فداکاری هایشان باشد. میهنی که میلیون ها نفر از کوچ داده شدگان و آوارگان بدون ترس از وقوع دوباره از کشتار و جنایت به آن بازگردند. آنها منتظر حمایت برای مقابله با کلیه انواع تروریسم هستند. بهترین گواه بر این مقوله که تروریسم تحت انواع و نام های متعدد اعمال می شود سوریه است. تروریسم در سوریه گاهی در شکل و شمایل داعش و القاعده ظاهر می شود و گاهی نیز در مقام پزشک تحصیلکرده غرب بروز می کند؛ پزشکی که آمد و پس از کشته شدن برادر در یک تصادف، مقام و قدرت را از پدرش به ارث برد.

ام علاء در پایان گفته هایش درباره قتل عام در الحوله گفت: امیدوارم هیچ کس حالی که بر من گذشت را تجربه نکند. نمی خواهم هیچ کس حتی ذره ای از آنچه بر من گذشت را تجربه کند.

او افزود «باور نمی کردم که آدم ها تا این حد می توانند پست باشند و تا این اندازه وحشیانه و با کینه توزی و نفرت فرقه ای رفتار کنند. داستانم را همواره روایت می کنم تا روزی که عدالت اجرا شود و حق فرزندانم را بگیرم. و تا زنده ام سالگرد این قتل عام را برگزار می کنم... بازماندگان هیچگاه آنچه گذشت را فراموش نمی کنند و نمی توانند از آن مصیبت و درد عبور کنند.

چیزی بیشتر از آنچه ام علاء گفت برای گفتن ندارم. هیچ کس به دنبال انتقام جویی نیست ما خواهان اجرای عدالت هستیم، بخش اندکی از عدالت.

این بخش ناچیزی از خاطرات مردم سوریه در ماه مه در دوران حکمرانی اسد است؛ بخش بسیار ناچیزی از خاطرات ما.

 


Subscribe to the discussion