آیا روابط گرم مسکو و دمشق رو به سردی است؟

رسانه های روسیه از رژیم سوریه انتقاد کردند

انتقاد برخی از رسانه های روسیه از رژیم سوریه باعث گمانه زنی های فراوانی درباره آینده رابطه روسیه و سوریه شده و پرسش هایی درباره پایان روابط گرم طرفین مطرح کرده است. آیا دمشق وبال گردن مسکو شده است؟ رژیم سوریه در دوره اخیر دچار آشفتگی شده و روس ها از سردرگمی رژیم انتقاد می کنند. برخی منابع نزدیک به حلقه نهاد ریاست جمهوری روسیه گفتند مسکو و دمشق دچار اختلاف نظر شده اند چرا که روس ها از برخی سیاست های رژیم سوریه راضی نیستند.

اختلافات غیر علنی بین دو طرف بالا گرفت. همچنین گفته می شود راس هرم قدرت رژیم سوریه در میان برخی از نمایندگان پارلمان روسیه طرفدار دارد اما تداوم سرکوب اپوزسیون و کردها و عدم مشارکت در تصمیم گیری باعث شده تا گروهی دیگر از نمایندگان روس به دیده شک و تردید به مشروعیت رژیم بنگرند. علاوه بر این، ایجاد همگرایی بین نیروهای سیاسی و اجتماعی در چارچوب حکومت واحد در دوره ریاست جمهوری پرزیدنت بشار اسد و آنچه بر سر سوریه آمده امکانپذیر نیست. این، پرسش های فراوانی درباره آینده نظام اسد مطرح می کند.

نیروهای دولتی

برخی منابع آگاه ضمن رد انتقاد رسانه های روسیه از رژیم سوریه آن را بی پایه و اساس خواندند. این منابع گفتند انتقادهایی که در رسانه های روسیه مطرح شده بر خلاف روابط محکم دو کشور و تلاش چندین ساله مسکو برای ایجاد ثبات در سوریه و حمایت از مردم این کشور و نیروهای دولتی و مشروع است. این نیروها در پی برقراری ثبات در سوریه پس از جنگ داخلی چندین ساله هستند و نیز برای مقابله با گروه های تندرو و تروریسم بین المللی در خاک سوریه می جنگند. این منابع آگاه بر این باورند که تبلیغ و فضاسازی رسانه ای روسیه علیه رژیم سوریه به دلیل اختلافات اقتصادی بین شرکت های روسیه و رژیم سوریه و نیز فشار گروه های با نفوذ روس بر رژیم اسد برای کسب امتیاز و فعالیت در سوریه است. احتمال دیگر این است که انتقاد رسانه های روسیه با کشمکش بین رژیم سوریه و رامی مخلوف ارتباط داشته باشد. رامی مخلوف بزرگ ترین و قدرتمند ترین قطب اقتصادی در رژیم اسد بود. ماجرای اختلافات بین رامی مخلوف و بشار اسد با پیام های تهدید آمیز مخلوف به پرزیدنت اسد علنی شد. مخلوف پس از تعطیلی تعدادی از شرکت هایش و درخواست برای استعفا از ریاست این شرکت ها در چندین پیام ویدیویی به خواهش و تمنا افتاد و از بشار اسد خواست تا برای خروج از این مخمصه کاری بکند. این اختلافات بخشی از کشمکش داخلی است که مخلوف طی آن به تخلف در پرداخت مالیات متهم شد.

برخی گزارش ها می گویند اینکه مسکو نمی تواند از رژیم اسد دست بکشد درست نیست. اما با این حال عده ای بر این باورند که رژیم سوریه منافع روس ها در منطقه را تامین می کند. همچنین، روسیه خواستار عدم تغییر موازنه قدرت است. موازنه قدرت کنونی به معنای حفظ برتری نظامی روسیه در شرایط پیچیده منطقه و التقای منافع و تنش بین آمریکا و اسرائیل و ایران و بلندپروازی های ترکیه است. این در حالیست که تلاش برای کنترل آشفته سازی رژیم ایران در منطقه ادامه دارد. ضمنا، هیچ تضمینی وجود ندارد که روسیه با نظامی که پس از رژیم اسد روی کار خواهد آمد به توافق برسد. چه در این صورت، ممکن است دستاوردهای مسکو در سوریه در چند سال گذشته بر باد برود.

 



روسیه و برخی از جناح های حکومتی و هم پیمانانش درباره حضور ایران در سوریه اختلاف نظر دارند

دخالت خارجی

کشورهای همسایه و قدرت های جهانی در سوریه دچار تقابل منافع هستند. شرایط سوریه روز به روز پیچیده تر می شود. قدرت های بین المللی به دنبال حفظ منافعشان در سوریه هستند. آنها در بن بست حضور در خاورمیانه و پیامدهای انقلاب سوریه و دخالت خارجی قرار دارند. منافع ایران و ترکیه و اسرائیل و روسیه و آمریکا در سوریه همسویی ندارند.  این تضاد منافع باعث شده تا برقراری آرامش و ثبات در دراز مدت به بعید به نظر برسد. نظام سوریه با مشکلات و پرونده های دیگری نیز مواجه است؛ مثل مساله کردها و پناهجویان در خارج کشور و بازسازی و قضیه بلندی های جولان و اسرائیل و حضور ایران و حزب الله در سوریه و نیز پرونده های فساد و کشمکش جناح های سیاسی و اقتصادی. موضوع رامی مخلوف نمونه تازه این کشمکش درون جناحی است. این پرونده ها با قدرت های منطقه ای گره خورده اند. 

سیاست ایران

تضاد منافع روسیه و ایران در سوریه و تلاش مسکو برای تسلط بر اوضاع سوریه منجر به خشم و نارضایتی غیر علنی در مسکو شد. روس ها به دنبال این هستند تا فارغ از اختلاف نظر با همسایگان و قدرت های منطقه ای آینده سوریه را مدیریت کنند. ترکیه یکی از این قدرت هاست که تفاهم نامه های متعددی با روس ها و آمریکایی ها منعقد کرده است. عجیب این است که دمشق در این معاملات و توافقات بین قدرت های منطقه از یک سو و آمریکا و روسیه از سوی دیگر کاره ای نبوده است.

 

 

تاثیر ترکیه

حضور و تاثیر ترکیه و ایران در سوریه یکی از دلایل دیگر ناخشنودی مسکو است. روس ها با توجه به خصومت بین ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر در پی نقش آفرینی به عنوان یک نیروی متعادل کننده بین همه طرف ها هستند. کنترل ماجراجویی های ایران و نیروهای حزب الله در سوریه از دست بازیگران موثر خارج شده و این مایه نگرانی روس ها است. روسیه همچنین به خاطر هماهنگی و بند وبست های مقام های رژیم سوریه و ایران در پشت درهای بسته و بدون حضور مسکو عصبانی هستند. یکی از معاملات پشت پرده صدور مجوز برای شرکت های ایرانی برای سرمایه گذاری در برنامه بازسازی سوریه است و هدف تقویت حضور ایران است. ایرانی ها قدمگاهی در بندر بانیاس سوریه ایجاد کردند. این معامله ها به مذاق روس ها خوش نیامد چرا که دخالت روسیه در سوریه نه تنها به عرصه سیاسی بلکه به حوزه نظامی نیز کشیده شده است. دو پایگاه نظامی طرطوس و حمیمیم در دست روس ها است.

فضا سازی رسانه ها

  هجمه رسانه های روسیه علیه رژیم سوریه بیانگر تمایل روس ها برای تسلط دوباره بر رژیم سوریه است. روس ها به دنبال تاکید بر این هستند که فارغ از تقابل منافع طرف های درگیر منطقه ای و آمریکا در سوریه مسکو بازیگر اصلی در این کشور است. هماهنگی خوبی بین مسکو و آمریکا در مورد سوریه وجود دارد. این دو کشور مناطق نفوذ در دو کرانه فرات را تقسیم کردند و هر کدام بخشی را در دست گرفتند. هماهنگی روس ها و آمریکایی ها در این منطقه منجر به همسویی دو قدرت جهانی در سوریه شده است. این دو کشور منافع یکدیگر در پرونده های گوناگون در سوریه از جمله امنیت اسرائیل را حفظ و در راستای کاهش حضور ایران و ایجاد تعادل در مساله کردها فعالیت می کنند.

فشار روسیه

دکتر محمد فراج ابو النور نویسنده و تحلیلگر و کارشناس سیاسی درباره انتقادهای مطرح شده از رژیم سوریه در رسانه های روسیه به «المجله» گفت «آنچه درباره اختلاف بین رژیم پرزیدنت بشار اسد و روسیه گفته می شود در واقع یکی از شیوه های فشار سیاسی بین دو رژیم متحد است. ائتلاف لزوما به معنای توافق کامل نیست. روس ها بر این باورند گسترش فساد در برخی محافل حکومت سوریه منجر به کاهش محبوبیت رژیم می شود. روس ها گاهی به این جناح یا آن گروه در حاکمیت فشار می آورند مثل همان چیزی که در ماجرای رامی مخلوف و غیره دیدیم. این لزوما به معنای ادعای برخی رسانه های عربی یا غربی مبنی بر فروپاشی هم پیمانی روسیه و نظام پرزیدنت بشار اسد نیست. بزرگنمایی این رویدادهای ناچیز منجر به آرزواندیشی و ارزیابی های سیاسی نادرست درباره اوضاع سوریه می شود. معتقدم روابط بین روسیه و پرزیدنت بشار اسد عالی است چرا که گزینه مناسبی که از لحاظ سیاسی و محبوبیت مردمی در حد پرزیدنت بشار اسد باشد وجود ندارد. ادعا و فضا سازی رسانه ها تنها در حد اعمال فشار است».

حضور ایران 

دکتر فراج درباره اختلاف نظر بین روسیه و رژیم سوریه گفت «اختلاف نظر بین برخی جناح های رژیم سوریه و هم پیمانانشان و برخی نیروهای سیاسی سوریه درباره حضور ایران در سوریه وجود دارد. برخی کشورهای عربی مخالف حضور روسیه در سوریه هستند. روس ها با حضور ایران در سوریه مشکلی ندارند؛ البته تا زمانی که ایرانی ها در راستای مقابله با تروریسم و کاهش نفوذ ترکیه فعالیت کنند. اما روسیه مخالف حضور دائمی ایران در سوریه است. عده ای درباره برخی از حمله های اسرائیل به تاسیسات ایران در سوریه می گویند که روسیه و اسرائیل برای فشار به رژیم سوریه تبانی کرده اند. این حرف درست نیست. روسیه مخالف حضور دائم ایران در سوریه است. از این رو، وقتی اسرائیل به تاسیسات ایران حمله می کند روس ها واکنش نشان نمی دهند. روسیه نمی خواهد برای تامین اهداف ایران با اسرائیل درگیر شود. اما وقتی حضور نیروهای ایرانی برای مقابله با گروه های تروریستی، مثلا داعش در شمال شرق سوریه یا ادلب کارساز باشد روس ها به اسرائیل اجازه حمله نمی دهند چرا که بر خلاف منافعشان است. روسیه به ایران برای مقابله با گروه های تروریستی مورد حمایت ترکیه و پس راندن طمع ورزی های ترکیه نیاز دارد. مناسبات طرف های درگیر در سوریه چندین وجه دارد».

 



ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه و همتای ترکیه ای اش رجب طیب اردوغان پس از نشست مشترک خبری به دنبال گفتگو در کرملین در مسکو در ۵ مارس ۲۰۲۰ (گتی)

 

دیدگاه های گوناگون رسانه ها 

دکتر ابو النور درباره اختلاف نظر بین رسانه های روسیه و رژیم سوریه گفت «به نظرم تنوع دیدگاه در رسانه های روسیه بیشتر از آن چیزی است که تصور می کنیم. رسانه های روسیه گرایش ها و صف بندی های گوناگونی دارند. رسانه های روسیه حتی در مورد پرزیدنت پوتین نیز خط قرمز ندارند. پوتین در برخی از رسانه های خصوصی مورد انتقاد قرار می گیرد. ما شناخت چندانی از روسیه و رسانه های این کشور نداریم و دنباله روی تحلیل ها و دیدگاه های رسانه های غربی هستیم که در مواردی از دقت کافی برخوردار نیستند».

او درباره خط قرمز رسانه های روسیه گفت «آنها چندین خط قرمز دارند از جمله: مشروعیت رژیم پوتین و لزوم ایستادگی در برابر افزایش نفوذ آمریکا و ناتو در شرق و دستکم نگرفتن بازدارندگی هسته ای. روابط بین روسیه و سوریه در لیست مسائلی که به عنوان خط قرمز معرفی شده نیست».

او در خصوص دیدگاه عده ای در روسیه مبنی بر اینکه سوریه بشار اسد وبال گردن روسیه شده گفت «چنین چیزی وجود ندارد. کنترل بیش از ۷۰ درصد مساحت سوریه دست نظام سوریه است. رژیم سوریه توانست ترکیه و گروه های تروریستی هوادار ترکیه را در ادلب تا حدی شکست دهد. نیروهای رژیم سوریه با کمک روسیه در مرز ترکیه در شمال شرق فرات مستقر شده اند. نوعی تعادل با کردهای هم پیمان با آمریکایی ها برقرار شده است. لذا چنین تحلیل و دیدگاهی از سوی کسانی مطرح می شوند که مسائل سوریه و روسیه را به دقت دنبال نمی کنند. روسیه حاصل اقدامات خود را در سوریه به همین سادگی هدر نمی دهد. رژیم سوریه پیش از حضور روس ها بر ۱۵ درصد خاک کشور تسلط داشت اما اکنون این رقم به بیش از ۷۰ درصد رسیده است. اقتصاد سوریه اینک مدیریت معقولانه ای دارد. اقدامات مقابله با کرونا و بازسازی سیر معقولانه ای دارند». 

 



نظامیان ترکیه و روسیه در گشت مشترک در اطراف ورودی غربی شهر سراقب در ادلب پس از توافق روسیه و ترکیه در مسکو (گتی)

 

زورآزمایی در منطقه

 

دکتر فراج درباره آینده سوریه در بحبوحه زورآزمایی طرف های گوناگون در منطقه گفت «آینده سوریه در گرو فاکتورهای متعددی از جمله سیاست روسیه و آمریکا و ماندن یا خروج آمریکا در سوریه با توجه به مشکلات اقتصادی متعدد پس از کرونا است. شواهدی بسیاری درباره خروج آمریکا از سوریه وجود دارد. مقام های آمریکایی چندین بار درباره احتمال خروج نیرو از سوریه صحبت کردند و گفتند که با حضور روسیه در سوریه مشکلی ندارند. آمریکا بر این باور است حضور روسیه بر خلاف حضور ایران و ترکیه در سوریه مشروع است. البته موضوع حضور آمریکا در سوریه به مسائل دیگری نیز بستگی دارد. یکی از آنها این است که آمریکایی ها چقدر از موضوع کردها و گرایش های استقلال طلبانه کردها حمایت می کنند و اینکه اردوغان چقدر در مساله حمایت از تروریسم در ادلب و شرق فرات پیش می رود. و اینکه حمله های اسرائیل به تاسیسات ایران تا کجا ادامه پیدا می کند. و آیا کشورهای عربی اقدامی علیه حمله های مکرر اسرائیل به سوریه و دفاع از خاک سوریه انجام می دهند. پارامترهای بسیاری بر اوضاع سوریه تاثیر دارند. اما به طور کلی می توان گفت که رژیم سوریه کنترل بخش اعظم کشور را در اختیار دارد و امور این مناطق را اداره می کند. از این رو، نظریه سرنگونی رژیم سوریه از اعتبار ساقط شده است. طرف های خارجی تنها کاری که شاید از دستشان بر بیاید تجزیه سوریه است».