دیپلماسی صبورانه ایران؛ میان واقعیت و آرزوها

دیدگاه های خوش بینانه در این روزها درباره کاهش نفوذ ایران در منطقه منتشر شده اند. این خوش بینی بر برخی تحولات در کشورهای منطقه متکی است. پس از چند ماه بحران تشکیل دولت کابینه مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق از پارلمان رای اعتماد گرفت. خبرهایی درباره خروج نیروهای ایرانی از سوریه به دلیل حمله های مکرر اسرائیل به تاسیسات و محل استقرار نیروهای ایرانی و شبه نظامیان هوادار در سوریه منتشر شده اند. کابینه لبنان به ریاست حسان دیاب با اجازه حزب الله از صندوق بین المللی پول درخواست کمک کرد.

استدلال برخی کارشناسان این است که عدم کارشکنی ایران برای آغاز به کار الکاظمی و تشکیل دولت مقدمه ای برای کاهش نفوذ ایران در عراق به شمار می رود. الکاظمی سابقه کار مطبوعاتی دارد. او سردبیر مجله «الاسبوعیه» و ستون نویس برخی روزنامه ها و سردبیر بخش عراق در سایت «المانیتور» بود.  الکاظمی پس از روی کار آمدن حیدر العبادی به عنوان رییس سازمان اطلاعات در ۲۰۱۶ منصوب شد. او به نسل جدید سیاستمداران عراق تعلق دارد. الکاظمی چهره مستقل از سران جناح های شیعی سنتی مسلط بر ارکان حاکمیت عراق پس از حمله آمریکا و سقوط نظام صدام حسین است. او به دلیل همکاری طولانی با اپوزیسیون رژیم عراق در دوره صدام حسین در دهه آخر قرن بیستم با غربی ها دوست و نزدیک به آمریکا است. الکاظمی مردی سکولار و پراگماتیک است و شبیه چهره های شیعی نزدیک به رژیم ایران نیست.

الکاظمی موفق شد دولتی همسو با اهداف و برنامه هایش تشکیل دهد. دولت عراق به ریاست الکاظمی هفت ماه پس از استعفای عادل عبد المهدی تشکیل شد. محمد توفیق علاوی و عدنان الزرفی در این مدت در تشکیل کابینه ناکام ماندند. سرانجام، الکاظمی موفق شد و دولت او در جلسه پارلمان در هفتم مه رای اعتماد گرفت.

الکاظمی پس از گرفتن رای اعتماد دولت تدابیر ویژه ای انجام داد. آزادی همه بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و پرداخت غرامت به خانواده قربانیان و تحقیق درباره خشونت های شکل گرفته علیه معترضان از جمله اقدامات الکاظمی هستند. به گفته ناظران تصمیمات الکاظمی در کشوری که تحت سلطه ایران و شبه نظامیان و احزاب تابعش قرار دارد شجاعانه و غیر قابل انتظار به شمار می رود. سازمان اطلاعات عراق نیز شاهد جابه جایی مدیران و معاونان این ارگان بود.  افرادی که سابقه همکاری با شبه نظامیان مورد حمایت ایران ندارند در وزارت اطلاعات منصوب شدند.

او همچنین عبد الوهاب الساعدی را بازگرداند. الساعدی در اواخر سپتامبر پارسال از ریاست دستگاه مبارزه با تروریسم برکنار شد. این یکی از مهم ترین تصمیمات الکاظمی پس از رای اعتماد مجلس به دولت به شمار می رود.
«برداشتن» عکس مشترک قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس معاون رییس هیات حشد شعبی از بیلبورد ورودی فرودگاه بغداد منجر به افزایش اعتبار الکاظمی شد. این عکس پس از ترور این دو در حمله آمریکا در اوایل سال میلادی جاری نصب شد. این اقدام به الکاظمی هم وجهه قهرمانانه می دهد و هم او را به عنوان ناجی عراق از دست هیمنه شبه نظامیان و ایران بر امکانات و ثروت کشور معرفی کند. گفتنی است الکاظمی مدعی نشد که عکس سلیمانی به دستور او جمع شده است.

البته، ضرر قهرمان سازی از الکاظمی بیشتر از نفعش است. الکاظمی در حال اجرای برنامه هایش است. عراق گریبانگیر فلاکت اقتصادی و معیشتی است. این کشور دهه های طولانی است که روی آرامش به خود ندیده است. مردم همواره درگیر جنگ های صدام و محاصره و تحریم بودند. بعد از آن، آمریکا حمله کرد و زنجیره عملیات تروریستی آغاز و پای داعش به کشور باز شد. مردم عراق نیاز دارند یک نفس راحت بکشند. مردم و الکاظمی پس از اعتراضات سراسری در عراق اتفاق نظر دارند که ایجاد راهکار برای مشکلات معیشتی و تامین امنیت حداقلی و مقابله تا حد امکان با فسادی که چون موریانه ارکان حاکمیت را می خورد اولویت دولت هستند. به اینها باید کنترل پاندومی کرونا و نشانه های بازگشت «داعش» به عراق را افزود.

شاید این یکی از دلایلی است که باعث شد ایران در مسیر تشکیل دولت الکاظمی و رای اعتماد گرفتن دولت از مجلس کارشکنی نکند.

ایران هم پس از ترور قاسم سلیمانی، معمار سلطه گری اش بر کشورهای منطقه به نفس تازه کردن نياز دارد. ایران در معرض فشار فزاینده تحریم ها قرار دارد. رژیم ایران با اعتراضات و نارضایتی روبرو است. برخی جناح های سیاسی عراق خواستار خروج نیروهای آمریکا از کشور شدند اما هنوز در مورد قانونی بودن این درخواست اختلاف نظر وجود دارد. دوره نفس تازه کردن ایران لزوما به معنای این نیست که ایران به همین سادگی از عراق کنار می کشد و استقلال این کشور را دو دستی تقدیم مردمانش می کند. سیاست رژیم ایران در عراق با توجه به منافع و پروژه ای که اسمش را «صدور انقلاب اسلامی» گذاشته تنظیم می شود.

رویای دیرین «صدور انقلاب» پس از هیمنه خمینی بر انقلاب ایران و تشکیل جمهوری اسلامی از ۴۱ سال پیش تا کنون متوقف نشده است. تلاش و اقدامات جدی ایران برای برآورده شدن رویای تسلط بر شرق مدیترانه به اسم «صدور انقلاب» متوقف نشده است. مگر امکان دارد که ایران حالا به دلیل فشارها از همه چیز بکشد؟

عراق گلوگاه مالی ایران در دوره تحریم ها است. طمع ورزی و مقاصد رژیم ایران با نیت اصلاح طلبانه الکاظمی و بهبودی اوضاع عراق و مردم همخوانی دارد. اما اگر الکاظمی مسئولیتی بیش از توانش به دوش بکشد در نطفه شکست می خورد.

مقاصد ایران در سوریه و عراق فرق نمی کند. رژیم ایران به دلیل حملات مکرر اسرائیل به تاسیسات خود در سوریه به عقب نشینی از برخی اماکن تن داده است. البته این خروج محدود نیروهای ایران با هماهنگی روس ها انجام شد. قانون سزار مایه نگرانی روسیه است. طرح روسیه برای آغاز بازسازی سوریه به نتیجه نرسید. اما به هر حال، این بدان معنا نیست که ایران حاضر به خروج شبه نظامیانش و بازگشت به مرزهایش شده است.

برای بهبودی اوضاع در لبنان باید به دنبال «معجزه» بود. حزب الله، بازوی قدیمی و قدرتمند رژیم ایران حاکم اصلی در لبنان است. علاوه بر این، فضای لبنان دچار چند دستگی است که عمدتا به دلیل تنگ اندیشی و منافع فردی سران گروه های سیاسی است. برخی نیز به بهانه صلح داخلی دست روی دست گذاشته اند. به اینها باید نبود حمایت واقعی از لبنان را افزود.

طرح افزایش نفوذ هزینه کلانی برای رژیم ایران داشته است. از این رو، رژیم ایران به این سادگی طرحی را که ۴۰ سال برای آن زحمت کشیده به دلیل فشارهای اقتصادی و نارضایتی مردم کنار نمی گذارد.

خوش بینی بیش از حد ما را از این نکته غافل می کند که ایران منتظر لحظه مناسب برای توافق با آمریکا است. البته اغلب گمانه زنی ها این است که اگر هم توافقی در کار باشد قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام نخواهد شد. سرنخ های بازی در منطقه هنوز در دست ایران است. سبک بازی ایران تغییر کرده اما استراتژی ایران دستخوش تغییر نشده است. این رویکرد تاکیدی است بر گفته های علی خامنه ای مبنی بر اینکه کشورش «در حال رویارویی سیاسی و فکری و جنگ نرم و گاهی سخت است».

توقف پروژه ایران در منطقه نیازمند هماهنگی و ائتلاف بین کشورهای آسیب دیده از سلطه گری این رژیم است. نباید روی رویدادهای اتفاقی یا گفتگوهای دیگران برای تامین منافعمان حساب باز کرد. اگر چنین نشود حقوقمان تنها در حد آرزو می ماند و آرزو در حد انتظار خلاصه می شود. انتظاراتی که واقعیت های کنونی را از یادمان می برند.
 
 


Subscribe to the discussion