کرونا نفس مطبوعات بی‌رمق ایران را به شماره انداخت

در شرایطی که روزنامه‌نگاران و منابع خبری رسمی در ایران سخت‌ترین شرایط حیات خود را سپری می‌کنند با شیوع ویروس کرونا در این کشور، به تدریج، فشار و سرکوب اطلاع‌رسانی آزاد بر روزنامه‌نگاران به منظور پنهان‌کردن نارسایی سیستم بهداشت در ایران بیشتر از گذشته نمایان شد.

با وجود شواهد غیرقابل‌کتمان در مورد گسترش اپیدمی کرونا در این کشور، اعمال سانسور در رسانه‌ها، بار دیگر به عنوان آیینه تمام‌نمای بی‌کفایتی سیستم مدیریت بحران در جمهوری اسلامی بیش از پیش شدت گرفت به طوریکه در حال حاضر حتی رسانه‌های خصوصی یا رسانه‌های غیروابسته به حاکمیت نیز بدون دارا بودن آزادی عمل مورد سانسور سیستماتیک می‌گیرند.

استراتژی رسانه‌های حکومتی در طول مدت شیوع این ویروس، سانسور اخبار واقعی و ناچیز نمایی وخامت شیوع این ویروس به جای آگاهی رسانی عمومی، کتمان واقعیت و عادی‌نمایی وضعیت بوده است، از سوی دیگر مردم نیز در سایه جو هراس و اضطراب جمعی و نبود منابع خبری و اطلاع‌رسانی درست، اعتماد خود را به حکومت و رسانه‌های حکومتی از دست داده‌اند و به اخبار و گزارش‌های ضد و نقیض و گاه غیر مستند و جعلی در شبکه‌های اجتماعی روی آورده‌اند.

«کمیته حفاظت از روزنامه نگاران» در تازه‌ترین گزارش خود درباره افزایش تهدیدها و ایجاد جو خفقان برای رسانه‌ها هشدار داده و اعلام کرده است که رژیم جمهوری اسلامی در برابر بحران کرونا هم مثل سایر بحران‌ها دست به تشدید سانسور رسانه‌ها زده است.

برپایه این گزارش، پنهان‌کاری و تلاش حکومت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار واقعی مربوط به شمار مبتلایان و قربانیان ویروس کرونا، باعث شده تا بهداشت و سلامت عمومی در این کشور با تهدیدهای زیادی روبرو شود. «غریزه مسئولان ایران به سرپوش گذاشتن بر اخبار بد، این بار در مواجهه با شیوع ویروس کرونا و بیماری کووید ۱۹ پیامدهای فاجعه‌باری برای بهداشت و سلامت عمومی در پی داشته است.»

 

اقتصاد؛ ابزار سرکوب سفید

مهران؛ روزنامه‌نگاری که به شکل پاره وقت و حق التحریر در یکی ازروزنامه‌های خصوصی تهران فعالیت می‌کند با تاکید بر تعدیل نیرو، بیکاری گسترده نیروهای فنی، تعطیلی چاپخانه‌ها و کاهش تعداد صفحات و تیراژ روزنامه‌ها در ایران پس از شیوع ویروس کرونا به المجله می‌گوید: «روزنامه‌ها به مرور زمان از سبد خرید مردم حذف شده‌اند البته به نظر من شیوع ویروس کرونا تاثیر اندکی داشته چون از مدت‌ها قبل روزنامه‌های بخش خصوصی و غیردولتی ضعیف شده بودند. از سوی دیگر سانسور دست رسانه‌های مکتوب را به شدت بسته است و آنها به ندرت گزارش‌های موثر و آزاد در مورد کرونا منتشر می‌کنند، از طرفی سبک زندگی مردم در ایام شیوع کرونا گرایش به خرید روزنامه کاغذی را کم کرده است. همچنین شبکه توزیع روزنامه‌ها همه نقاط شهرها را به خوبی پوشش نمی‌دهد ولی در عین حال فروش روزنامه‌ها از قبل به دلایل متعدد آنقدر کم شده بود که الان تغییرات برای عموم مردم چندان محسوس نیست.»

او در توضیح سانسور سیستماتیک حاکم بر مطبوعات ادامه می‌دهد: «مصوبه‌های شورای امنیت ملی، دستورات وزارت ارشاد و شورای اطلاع رسانی دولت که شفاهی در نشست با مدیران روزنامه‌های اصلی بیان می‌شود، احضارهای مکرر روزنامه‌نگاران به ساختمان اطلاعات سپاه در خیابان سهروردی تهران، پیامک‌های به ظاهر بی‌اهمیت وزارت اطلاعات که صرفاً برای خبرنگاران ارسال می‌شود، تا بگویند حواسمان به شما هست. همچنین فعال بودن دادسرای رسانه و پرونده‌هایی که بدون حکم محکومیت برای مدت‌ها بازمی‌مانند، تا به خوانده پرونده یادآوری کنند که فرایند محاکمه شدنت می‌تواند با یک پیامک ساده آغاز شود.»

وی معتقد است: «سرکوب رسانه‌های رسمی در خارج از تهران بسیار پررنگ‌تر شده است. در برخی استان‌ها، استانداران و مسئولان نظامی و امنیتی کاملاً با هم هماهنگ هستند.»

این روزنامه‌نگار با بیان این که رسانه مکتوب مستقلی عملاً در خارج از تهران وجود ندارد تاکید می‌کند: «اندک رسانه‌هایی هم اگر هستند در فشار بسیاری هستند. البته تعدادی خبرنگار پرسشگر و مستقل در بین انبوه خبرنویس‌ها هستند ولی فضای عرضه تولیدات برایشان مهیا نیست.»

 

به گفته مهران؛ خود همین اقتصاد، یک ابزار سرکوب سفید شده است به دلیل آن که پرداخت حقوق روزنامه‌های خصوصی گاه، پنج شش ماه به تاخیر می‌افتد، خبرنگاران بیشتری مجبور به انجام مشاغل دوم مثل روابط عمومی سازمان‌های دولتی می‌شوند و همین ابزار کنترل شان است، وقتی خبرنگاری انتقادی بنویسد بررسی می‌کنند که شغل دومش کجاست و زنگ بزنند به کارفرمای او که جلوی نقد وی را بگیرند.

وی اضافه می‌کند: «البته برخی از روزنامه‌ها مدتهاست که در حد دویست تا پانصد نسخه چاپ می‌شوند. روزنامه‌ها پس از تعدیل نیرو و توقف انتشار، تعداد صفحات خود را کم کرده‌اند و به جای تهیه گزارش‌های تولیدی از خبرگزاری‌ها کپی برداری می‌کنند. نیروهای روزنامه‌ها هم یک روز در میان به سرکار می‌روند یا هر روز یک گروه از سرویس‌های خبری یک روز درمیان به صورت شیفتی در دفتر روزنامه فعالیت می‌کنند»

 

 

پس از تصمیم اخیر کمیته اطلاع‌رسانی ستاد ملی مقابله با کرونا در ایران مبنی بر توقف انتشارروزنامه‌های کاغذی، روزنامه‌های خصوصی و کوچک پس از تعدیل نیرو به خاطر بنیه مالی اندک و رقم‌های کم آگهی‌ها چاپ کاغذی را متوقف کردند.

مهران با تاکید بر اینکه در حال حاضر روزنامه‌ها در ایران اوضاع چندان مناسبی ندارند می‌گوید: «مدیران روزنامه‌ها و وزارت ارشاد آمارها را بالاتر می‌گویند ولی تقریبأً هزار کیوسک تهران روزنامه می‌فروشند، هرکدام هم ۲۰ تا ۷۰ نسخه سرجمع، حدود پنج هزار نسخه هم مشترکان خارج از کیوسک هستند که نشان می‌دهد تعداد فروش روزنامه‌ها روزانه حدود ۴۰ هزار نسخه در تهران است و همین قدر هم فروش سراسری ها و استانی‌ها در خارج تهران. البته یک تیراژ حمایتی هم هست که مثلاً شرکت‌های وزارت نفت، نشریات استان خوزستان و بوشهر می‌خرند برای کارکنان یا سپاه هر استان روزنامه جوان می‌خرد، از آمار دقیق و به روز آنها خبر ندارم ولی می‌دانم روزنامه هفت صبح که روزنامه پرفروشی است حدود هفت هزار نسخه در روز منتشر می‌کند و بین ۵ تا ۶ هزار نسخه فروش دارد.»

به گفته وی؛ روزنامه همشهری هم که هنوز رتبه اول دارد با محاسبات کیوسک سنجی من باید در تهران و شهرستان ۲۵ تا ۳۰ هزار نسخه پخش کند. دنیای اقتصاد ۷ هزار نسخه چاپ می‌کند و ضریب فروشی آن حدود ۳۰ درصد است حالا تصور کنید روزنامه‌های بخش خصوصی که تیراژ و فروش پایین‌تری نسبت به این روزنامه‌ها دارند چطور می‌توانند در این شرایط دوام بیاورند.

انگار خاک مرده در تحریریه‌ها پاشیده‌‌اند

 

علی؛ دبیر سرویس اقتصادی یکی از روزنامه‌های بخش خصوصی در نیز در گفتگو با المجله معتقد است: «تعداد ممنوع الکارها زیاد شده در غیاب نسل با تجربه، خطای غیر عمدی خبرنگاران تازه کار افزایش پیدا می‌کند خبرنگارانی که توان کشف حقیقت در بسیاری از مسائل را ندارند. تحریریه‌ها دیگر آن شور و حال ۲۰ سال پیش را ندارند و انگار خاک مرده در آن پاشیده اند.»

شرایط رانت کاغذ و یارانه و از سوی دیگر محدود شدن روزنامه‌ها به شبکه‌های مجازی و رقابت با روزنامه‌های دولتی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند باعث می‌شود که روزنامه‌های بخش خصوصی به تدریج از دور خارج شوند.

علی با تاکید بر اینکه دولت به راحتی با ابزار قیمت کاغذ و چاپ، همه نشریات مستقل را کشته است می‌گوید: «در حال حاضر کانال‌های تلگرامی خیلی روی بورس هستند، حتی در نشست‌های خبری هم از آنها دعوت می‌کنند مثلاً بانک مرکزی دعوتشان می‌کند، من خودم چند تا برنامه خبری را هماهنگ کردم، عمدتاً از فعالان کانال‌های تلگرامی و توییتری‌ها دعوت کردم تا روزنامه و خبرگزاری. اینستاگرام هم بین بخش‌های قابل توجهی از مردم رتبه اول سبد مصرف رسانه‌ای شده است.»

منتقدان به توقف انتشار روزنامه‌ها و سایر نشریات کاغذی در ایران بر فراهم نبودن ساختارهای لازم برای فعالیت رسانه‌ای در فضای مجازی و نبود امکان درآمدزایی روزنامه‌های بخش خصوصی در فضای مجازی تاکید می‌کنند.

علی معتقد است: «رایگان بودن فضای مجازی و نرم افزارهای پیام رسان و ظرفیت‌های دیداری شنیداری باعث شده رسانه‌های مکتوب دنبال نشانی تابوت سازی‌ها بگردند.»

سوم مه روز جهانی مطبوعات در پیش است در حالی که نفس مطبوعات ایران نه تنها زیر فشار توقف انتشار بلکه زیر سایه سنگین سانسور ایدئولوژیک، بحران اقتصادی و رقابت با شبکه‌های اجتماعی به شماره افتاده است.