معامله قرن از نگاه اسرائیل

چطور گروهی در تنظیم آن نقش آفرینی کردند؟

بنیامین نتانیاهو پس از اعلام طرح صلح برای خاورمیانه موسوم به «معامله قرن» سرمست شده بود و می خواست این طرح را به عنوان یک دستاورد بزرگ ویژه دولتش معرفی کند. اما حس سرمستی نتانیاهو به دلیل بلند شدن صدای مخالفان این طرح دوام نیاورد.

نتانیاهو پس از اعلام این معامله از نیت خود برای ضمیمه کردن شهرک نشین های یهودی و دره اردن و شمال دریای مرده به اسرائیل خبر داد و گفت که با دولت آمریکا در این باره هماهنگ کرده است.

نتانیاهو کوشید تا اینطور وانمود کند که این طرح حتما اجرا خواهد شد. او به دنبال تبلیغ برای برنامه های خود تا اوایل مارس یعنی تاریخ برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل بود.

زمان اعلام «معامله قرن» با برنامه های نتانیاهو و گروه های راست هوادارش مطابقت داشت. این طرح می توانست موجب افزایش بخت او برای پیروزی در انتخابات باشد.

اما فضای اسرائیل بیانگر جنبه دیگر موضوع بود. هنوز یک هفته از اعلام «معامله قرن» نگذشته بود که صدای مخالفان این طرح بلند شد تا جایی که در راس گفتگوهای سیاستمداران و فرماندهان نظامی قرار گرفت.

دغدغه اصلی مخالفان این است که این طرح منافع و آینده اسرائیل و موجودیت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی را در معرض خطر قرار می دهد.

گروهی بر این باورند که این طرح مشکلات امنیتی برای اسرائیل ایجاد خواهد کرد. برخی دیگر از جریان های صلح طلب با فلسطینیان و کشورهای عربی می گویند طرح صلح ترامپ مانع تازه ای در مسیر هر گونه راهکار توافقی است.
 




ایهود اولمرت و محمود عباس

نقطه مشترک مخالفان

ایهود اولمرت نخست وزیر پیشین پیش از کنفرانس خبری مشترک با محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین به مخالفت با این معامله و حمایت از برقراری صلح با فلسطینیان پرداخت.

او با اشاره به برخی از بندهای این توافق گفت «معامله قرن پایه گفتگوهای آینده نیست و حتی مقدمه ای برای یک مصالحه تاریخی نخواهد بود». 

اولمرت به تشریح پیامدهای خطرناک «معامله قرن» برای اسرائیلیان پرداخت و یادآور شد «نتایج این طرح اسرائیلی ها را به گریه خواهد انداخت؛ نه فلسطینیان».

مخالفان طرح ترامپ برای صلح می گویند که این برنامه نه تنها آینده بهتری برای اسرائیل ترسیم نمی کند بلکه عدم جدایی کامل بین فلسطینیان و اسرائیلیان باعث می شود تا خشونت ها و نفرت گروه ها ادامه پیدا کند.

این گروه بر این باورند که تداوم شهرک نشینی نه تنها از احتمال دست یابی به توافق برای تشکیل دو کشور مستقل جلوگیری می کند بلکه مانع رسیدن به تفاهم های اولیه نیز می شود.

مخالفان اسرائیلی طرح ترامپ برای صلح از نارضایتی فلسطینیان تعجب نکردند. اولمرت گفت «این طرح نه تنها مقدمه شفاف و واقعی برای گفتگو میان فلسطینیان و اسرائیلی ها ایجاد نکرده بلکه تنها بر اساس نیازمندی ها و منافع اسرائیلیان تنظیم شده است».

البته مخالفان معامله قرن به پیش شرط های قید شده در این سند مثل خلع سلاح حماس و برچیدن شاخه نظامی این گروه و قطع حقوق خانواده عاملان عملیات نظامی در اسرائیل و اسیران فلسطینی و تغییر برنامه آموزشی و از همه مهم تر به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان دولت یهودی از سوی فلسطینیان اشاره می کنند و می گویند این شرط و شروط ها مجالی برای گفتگوهای احتمالی در آینده نمی گذارد.
 




یوسی پلین

به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی نیز بحث و جدل گسترده به راه انداخت. محتوای این توافق اسرائیل را در معرض خطر قرار می دهد.

یوسی پلین رئیس پیشین حزب مرتز با اعلام مخالفت با طرح صلح یاد شده گفت «این برنامه پرزیدنت آمریکا اشتباه است چرا که جنبش صلح طلب در اسرائیل را بی محتوا کرده».

پلین یکی از چهره های شناخته شده در گروه های صلح طلب اسرائیل است. پلین و محمود عباس در 2001 گفتگوهای موسوم به (پلین-ابو مازن) را در شهر طابا مصر انجام دادند. این گفتگوها به عنوان مقدمه ای برای ایجاد راهکار نهایی برای منازعه اسرائیل و فلسطین به شمار می رفت. (البته این گفتگوها منجر به امضای توافق نشد).

با نگاهی به مفاد «معامله قرن» و توافقات پیشین بین دو طرف می توان گفت چشم انداز مطرح شده برای کشور فلسطین در «معامله قرن» خط بطلانی بر تفاهمات پیشین مورد قبول دو طرف می کشد. یکی از نقاط مهم این قرارداد این است که فلسطینی ها تنها از اداره خودمختار محدود برخوردار خواهند شد و بخش های پراکنده که به یکدیگر متصل خواهند شد این کشور را تشکیل می دهند.

جریان های اسرائیلی مخالف طرح آمریکا برای صلح در خاورمیانه به شرط هایی اشاره می کنند که در «معامله قرن» به آنها اشاره نشده؛ از جمله:

آزادی اسرای فلسطینی: که به دلایل امنیتی بازداشت شده اند به جز کسانی که متهم به قتل شهروندان اسرائیلی هستند.

قدس شرقی: به عنوان پایتخت فلسطین اعلام شود. البته ابهاماتی در این زمینه وجود دارد؛ چرا که بخش هایی که به عنوان خاک فلسطین در نظر گرفته می شود در محدوده شهرداری قدس کنونی قرار دارند و پس از کشیدن دیوار حائل پشت این دیوار واقع شدند.

آوارگان فلسطینی: معاهدات صلح پیشین به بازگشت آوارگان به کشور فلسطین اشاره کردند اما در معامله قرن گفته شده حتی آوارگانی که به فلسطین بازمی گردند تکلیف آنان از سوی دولت اسرائیل تعیین می شود. و این بند مورد مخالفت گسترده قرار گرفته است.

مساله امنیتی: طبق طرح صلح مطرح شده در 2001 مرز بین دو کشور فلسطین و اسرائیل 311 کیلومتر در نظر گرفته شده که همان محدوده پس از جنگ شش روزه در ژوئن 1967 است. طول مرز بین دو کشور در «معامله قرن» 1400 کیلومتر اعلام شده است.

مخالفان طرح می گویند این مرزهای گسترده امنیت و ساختار جمعیتی اسرائیل را در معرض تهدید قرار می دهد.

پلین در این زمینه گفت «طرح صلح ترامپ می گوید که شهروندان فلسطینی در قدس تابعیت اسرائیل می گیرند. این مساله از لحاظ تئوریک ایرادی ندارد و 350 هزار نفر (دستکم حدود 200 هزار نفری که  پشت دیوار حائل اقامت نمی کنند) به عنوان شهروند اسرائیل معرفی می شوند. علاوه بر این افراد، شهروندان فلسطینی که در منطقه سی اقامت می کنند هم از تابعیت اسرائیل  برخوردار می شوند. بدین ترتیب اسرائیل کشور اغلب عرب نشین خواهد شد و رویای تشکیل کشور صهیونیستی بر باد می رود».

جریان های چپگرا و راستگرای اسرائیل مخالف بند یاد شده هستند. آنها می گویند ساختار جمعیتی اسرائیل که یهودیان در آن اکثریت هستند نباید تغییر کند.

این گروه ها در این مورد اتفاق نظر دارند که اجرای مفاد «معامله قرن» وجود اسرائیل به عنوان کشور دموکراتیک و یهودی را در معرض خطر قرار می دهد.
 

انتقال منطقه مثلث حتی از نظر اسرائیلی ها قابلیت اجرایی ندارد

ساکنان شهرک های عرب نشین در منطقه «مثلث» در طرح یاد شده به عنوان شهروند فلسطینی در نظر گرفته می شوند و تابعیت اسرائیلی خود را از دست می دهند.

البته ساکنان این مناطق با چنین ایده ای مخالف هستند و حتی برخی جریان های اسرائیلی می گویند این طرح قابلیت اجرایی ندارد.

دیوید فریدمن سفیر آمریکا در اسرائیل در این خصوص در یک نشست خبری گفت «تابعیت هیچ شهروندی گرفته نمی شود و این مساله هنوز در حد یک تئوری است».

شماری از مسئولان دفتر نتانیاهو نیز بر این باورند که معامله قرن غیر واقعی و غیر قابل اجرا است و منجر به تشکیل کشور فلسطینی نخواهد شد.

300 هزار نفر از شهروندان فلسطینی در این منطقه اشغالی سال 1948 یعنی پیش از تشکیل کشور اسرائیل زندگی می کنند.

برخی گروه های اسرائیلی می گویند نتانیاهو از دولت آمریکا خواست تا در «معامله قرن» به مساله حاکمیت فلسطین بر منطقه مثلث اشاره شود.

 برخی مقام های اسرائیلی گفتند نتانیاهو نظریه پرداز اصلی مساله منطقه مثلث بوده و این ایده را در سال 2017 با مقام های ارشد دولت آمریکا و نیز جارید کوشنر مشاور ترامپ در میان گذاشته بود.

نتانیاهو تصور می کرد که به رسمیت شناختن حاکمیت فلسطین بر منطقه «پاداش» فلسطینیان در مقابل الحاق شهرک نشین ها به اسرائیل است.

نتانیاهو گفت او با تخلیه شهرک های یهودی نشین مخالف است و مساحت منطقه مثلث و شهرک نشین ها مساوی هستند و از این رو تابعیت اسرائیلی ساکنان این منطقه سلب و به عنوان شهروندان فلسطینی معرفی می شوند.

راهکار مناسب؛ بازتنظیم مناسبات بین طرفین 

پژوهشگران در مراکز تحقیقات اسرائیل از زوایه دیگری «معامله قرن» را مورد بررسی قرار می دهند.

میخائیل گودمن پژوهشگر موسسه صلح هارتمن گفت «این طرح منجر به پایان کشمکش میان اسرائیلی ها و فلسطینیان نخواهد شد اما می تواند به عنوان ابزاری برای دست یابی به هدف دیگر یعنی بازتنظیم مناسبات بین طرفین مورد استفاده قرار بگیرد. در توافق جدید نباید به مساله الزام فلسطینیان به دست کشیدن از هویت و باورها و مسائل تاریخی شان اشاره شود».

گودمن افزود «این طرح سه ایراد اصلی دارد: اول: عدم تطابق بین هدف اعلام شده و تاریخ انتشار آن. تنظیم کنندگان طرح می گویند که این برنامه تاریخ بزرگی را رقم می زند اما معامله قرن یکماه پیش از برگزاری انتخابات اسرائیل اعلام شد و این در راستای تامین منافع کوچک اسرائیل است.

ایراد دوم حمایت طرف های درگیر از این طرح است. معامله قرن به منظور برقراری صلح بین اسرائیلیان و فلسطینی ها تنظیم شد اما فلسطینیان با آن مخالفند و از اجرای آن سرباز زدند.

ایراد سوم: بزرگ ترین مشکل این طرح این است که شروط حداقلی فلسطینیان را تامین نکرده است».

او خاطر نشان کرد «تنها نکته مثبت معامله قرن این است که در آن به طرحی برای بازتوزیع اراضی مورد اختلاف و لو به طور موقت اشاره شده. این سبک توزیع زمین ها منجر به برقراری صلح و پایان منازعه نمی شود بلکه به بازتنظیم مناسبات دو طرف درگیری می انجامد. اگر این طرح اجرایی شود فلسطینیان حاکمیت خود را بر حدود 70 درصد بخش های کرانه باختری اعمال می کنند. اما در مقابل مشکلات امنیتی اسرائیل تا حدود بسیار زیادی رفع می شود. از این رو، می توان گفت کشمکش پایان نمی پذیرد اما شکل و شمایل آن تغییر خواهد کرد».
 




گودمن

 
گودمن افزود «اگر به دنبال موفقیت معامله قرن هستیم هدف اعلام شده در آن باید از پایان کشمکش به تغییر کشمکش تغییر کند و بنود متعلق به پایان کشمکش و الزام فلسطینیان برای به رسمیت شناختن اسرائیل و الحاق مناطق جدید به اسرائیل حذف شود».

گودمن خاطر نشان کرد «دو کشوری که بر پایه طرح اصلاح شده تشکیل می شوند از حاکمیت مستقل و کامل برخوردار نخواهند بود. حاکمیت اسرائیل بر فلسطینیان کاهش پیدا کرده و اسرائیل از امنیت کشور کوتاه نخواهد آمد. در مقابل، مناطق تحت حاکمیت فلسطینیان به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت و آنها مجبور به چشم پوشی از حقوقشان نمی شوند. با این اوصاف دو طرف از آنچه برایشان اهمیت دارد کوتاه نمی آیند. این صلح یا تشکیل خاورمیانه جدید نیست اما به مثابه پیشرفت چشمگیری است».

او گفت «الگو باید دستخوش تغییر شود. فرصت آن رسیده تا از تلاش و سرمایه گذاری سیاسی برای پایان دادن به منازعه دست برداریم و تمرکز خود را متوجه هدف کوچک تر یعنی تغییر ماهیت کشمکش کنیم».

گودمن خاطر نشان کرد «به جای هواداری یا مخالفت با معامله قرن باید هدف آن را تغییر داد و واقعیت جدیدی ایجاد کرد».

گودمن افزود «برنامه ها و طرح ها و ایده های فراوانی در معامله قرن مد نظر گرفته شده که برخی از آن ها بسیار درخشان به نظر می آیند. اما همه این پروژه ها زیر پوشش یک حکایت دروغین یعنی پایان کشمکش تنظیم شده اند».
او گفت «این هدف بزرگ مانع اجرای جزئیات می شود. باید در راستای بخش بندی آن مثل طرح راهکار انتقالی موقت کوشید. این راهکار پایان منازعه نیست اما منجر به کاهش آن می شود».