میراث شوم آیت الله خامنه ای

آیت الله خامنه ای زمانی به قدرت رسید که یک سال از پایان جنگ ایران وعراق می‌گذشت، آیت‌الله منتظری؛ قائم مقام رهبری و جانشین مورد انتظار آیت‌الله خمینی که در گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی ایران نقش مهمی داشت پس از انتقادات متوالی از ادامه جنگ و به ویژه مخالفتش با اعدام های فراقضایی و دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ از سمت خود در فروردین ۱۳۶۸ استعفا داد. آیت الله خمینی هم دو ماه بعد در خرداد ۱۳۶۸ درگذشت و آیت الله خامنه ای به رهبری مادام العمر جمهوری اسلامی، فرماندهی کل قوا و قدرتمندترین مقام جمهوری اسلامی رسید و در دوران پسا خمینی به عنوان «شخص اول» جمهوری اسلامی ایران در سایه اتحاد با نظامیان و نهادهای امنیتی و با حاکمیت بلامنازع، نفی حق حاکمیت و آزادی‌های بنیادین مردم، خواسته‌های خود را بر سه نسل تحمیل کرد و با استفاده از امپراطوری مالی و نظام ناکارآمد و فاسد قضاییِ برآمده از استبداد دینی خود بسیاری از نهادهای حاکمیتی، مراجع تقلید و فقیهان را خرید و به خود نزدیک کرد.

دکتر رضا تقی زاده؛ تحلیلگر ایرانی مقیم بریتانیا  و استاد دانشگاه گلاسکو در مورد کارکرد سی سال رهبری آیت الله خامنه ای بر مسند رهبری جمهوری اسلامی به المجله می گوید:«آقای خامنه ای ادامه راهی را درپیش گرفته که خمینی بنیان گذاشت یعنی تقابل دو شاخه اصلی اسلام یعنی شدت گرفتن اختلاف بین مناطق شیعه نشین و مسلمان های اهل تسنن ولی در دوره خمینی شاید این اختلاف خیلی جدی گرفته نشد اما بعدها در دوره خامنه ای سعی شد که به نوعی دو شاخه شیعه و سنی به هم نزدیک شوند ولی اصرار آقای خامنه ای برای مقابله با عربستان سعودی و نیز ایجاد پایگاه های قدرت در مناطق همجوار ایران، وضعیت دو قطبی کردن شاخه سنی و شیعه را به شکل بحرانی پیش برد، همچنین توسل به نیروی نظامی و ایجاد جنگ های نیابتی به نوعی دنیای اسلام را به خصوص در منطقه خاورمیانه با جدال های تازه روبرو کرده و این میراث آقای خامنه ایست. شاید در نیمه دوره خمینی حتی صدور انقلاب به عنوان نظریه با پرسش روبرو بود و به نوعی یا تکذیب می شد یا متوقف بود ولی حالا آقای خامنه ای با زور اسلحه به دنبال ترویج شیعه گری در منطقه است یا ایجاد پایگاه های قدرت و دارایی هایی که می بایست صرف اقتصاد ایران شود صرف ایجاد پایگاه های قدرت در مناطق منسوب به شیعه نشین می شود یا در تقابل با اسلام کشورهای اهل تسنن هزینه می شود.»

 



دکتر رضا تقی زاده

به گفته این تحلیلگر سیاسی؛ نباید خامنه ای را به عنوان یک مرجع مذهبی و عامل همگرایی کشورهای مسلمان دید در حقیقت به صورت خیلی روشن، آقای خامنه ای، نه تنها عامل ثبات نبوده بلکه عامل تضعیف دنیای اسلام بوده و تضعیف دنیای اسلام از راه ایجاد این شکاف ایجاد شده. اسرائیل به عنوان یک کشور غیر مسلمان که هدف کشورهای اسلامی بود در دوره آقای خامنه ای به یک وضعیت انتقادی در ذهن کشورهای مسلمان تبدیل شد و این به نوعی میراث دوره رهبری سی ساله آقای خامنه ای است.

در دی ماه ۱۳۹۶ فیلم‌هایی از جلسه انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای بعنوان رهبر دوم جمهوری اسلامی در روز ۱۴ خرداد ۶۸ در اینترنت منتشر شد. در این فیلم، آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب خود به جای آیت الله خمینی را دارای مشکلات اساسی می بیند، او در این فیلم گفت:«اولا واقعا باید خون گریست بر جامعه اسلامی که حتی احتمال [رهبری] کسی مثل بنده در آن مطرح شود».

رضا تقی زاده در این زمینه معتقد است:«همه دیکتاتورها وقتی کارشان را شروع می کنند از جایی شروع می کنند که فکر می کنند یا معترف هستند که استحقاق این پست را ندارند ولی در ادامه کار، طبیعتشان آنها را وادار می کند به خودبزرگ بینی، رفتار آقای خامنه ای از قاعده دیکتاتورهای کوچک خارج نیست. کسی که در شروع نامزد شدن برای رهبری ایران، خود را صالح مرجعیت نمی دید و وقتی مراجع دیگر که از او انتقاد می کردند یا حکم او را مورد شک قرار می دادند اقرار کرد که لیاقت این کار را ندارد ولی بعداً به عنوان رهبر شیعیان جهان این را شایع کرد یا به خودش نسبت داد و امروز حداقل داعیه این کار را دارد و با سرمایه کلانی که دارد سعی می کند هسته های قدرت در همه جای دنیا را برای تبدیل شخص خودش به عنوان رهبری جهان اسلام ایجاد کند، صد میلیارد دارایی که در اختیار کمیته امداد امام است، دارایی کمی نیست با این دارایی در شهرهای مختلف کانادا و آمریکا گاهی سینه زنی راه می اندازند، مسجد یا مراکز علمی ایجاد می کنند که در همین حد، نفوذ خامنه ای را حداقل بیشتر کنند اگرچه بین توده های مردم این نفوذ هیچ جایی ندارد ولی برای او بر روی کاغذ یک پایگاهی ایجاد می کنند.»

این تحلیلگر سیاسی معتقد است:«یک فرمول طلایی وجود دارد که می گوید تداوم در قدرت، اقتدارگرایی را به دنبال می آورد و اقتدارگرایی بدون شک به فساد کشیده می شود و این فساد در مورد دوران سی ساله حکومت خامنه ای و وضعیت امروز حکومت ایران کاملًا مصداق دارد، هر سال که به دوران رهبری آقای خامنه ای اضافه شده جامعه را با اختناق بیشتری روبرو کرده، قدرت بیشتری را در دستش گرفته، مسئولیت پذیری کمتری داشته و پاسخگو به هیچ مرجعی نبوده در حالی که سر نخ همه اهرم های قدرت را در دست گرفته و اکنون خود دست اندرکاران دستگاه های حکومتی معترفند که ۸۰ درصد قدرت بدون هرنوع قبول مسئولیت در اختیار علی خامنه ای ست و این بدون شک در هر جامعه ای فساد درست می کند و جامعه ای مثل ایران که ثروت بادآورده نفت و گاز  دارد  و درآمدهای کلان تجاری می تواند داشته باشد کسانی که در کنار دیکتاتور قرار می گیرند خود را مثل دیکتاتور، مسئولیت ناپذیر می بینند به تدریج، این باندها به هم مرتبط می شوند که در نتیجه ازدواج های سیاسی و بده بستان های روحانیون تقویت شده و این تقویت به توسعه فساد مثل یک ریشه سرطانی در جامعه ما منجر می شود و مسئول مستقیم این وضعیت آقای خامنه ایست که به هیچ کس نه تنها پاسخگو نیست بلکه همه اهرم های قدرت را در دست دارد.»

بزرگترین منشاء انحراف در دوران رهبری آیت الله خامنه ای این است که برای حفظ دایره نظارت و مسند نشینی مادام‌العمرخود،  با تظاهر به خونسردی، اعتماد به نفس ظاهری و سردادن شعارهای دن کیشوت وار و انکار ناکارآمدی و فساد بنیادین نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه همواره از پاسخگویی می گریزد.

موضوعی که رضا تقی زاده هم بر آن تاکید می کند:«مهم نیست که خامنه ای در یک خانه بزرگ یا کوچک زندگی می کند یا فرزندانش به قمارخانه می روند یا نه ولی آنها هستند که با این سوءاستفاده از دارایی های ملی فساد را در همه جا توسعه می دهند و قبول هم نمی کنند که جامعه ما جامعه فاسدی شده و فساد سیاسی اکنون به همه نقاط جامعه ما کشیده شده یعنی از پایین ترین رده کارمندی که در دستگاه های دولتی ست ناگزیر از  رشوه گرفتن و رشوه دادن است که نوعی از فساد است یا فساد در مجلس و دولت یا اقوام آنها که اقتصاد کشور را در اختیار دارند. به هرحال میراث آیت الله خامنه ای میراث شومیست، تایید کننده این میراث این فرمول است که تداوم در قدرت، اقتدارگرایی می آورد و اقتدارگرایی بدون تردید به فساد منجر می شود و این فساد امروز همه جای ایران را گرفته ولی آنچه که جای خوشحالی ست این است که نقطه پایانی این تداوم فساد، فروپاشی از درون است یعنی محال است که تداوم فساد سیاسی و مالی یک حکومت فاسد تا بی نهایت ادامه پیدا کند.»

آیت‌الله خامنه‌ای در ۸۰  سالگی در طول ۳۰ سال زمامداری خود بر  سه چهارم از عمر جمهوری اسلامی، تفسیری عملی و بلامنازع از سیمای خشونت‌بار نظام سیاسی و قدرت غاصبانه‌  "ولایتِ مطلقه فقیه" را به نمایش گذاشت به طوری که برای هراس از دست دادن قدرت، جریان آیت الله منتظری و منتقدان حوزوی و مخالفان این تفسیر را در درون بلوک قدرت، منزوی، برکنار و حاشیه نشین کرد.

نخستین و شاید مهمترین قربانی مقاومت در برابر  آیت الله خامنه‌ای و نقد و سنجش کارنامه تباه وی، آیت‌الله منتظری، تئوری‌پردازِ اصلی ولایت فقیه و استاد وی بود که در برابر آیت الله خامنه ای ایستاد و نتیجه این مقاومت، به طرد، حذف و حاشیه نشینی او و دیگر منتقدان حوزوی نظیر آیت الله آذری قمی و آیت الله صادقی تهرانی منجر شد.

 

 

 


Subscribe to the discussion