قيام 17 اکتبر در لبنان

خیزش مردمی؛ بی اعتباری احزاب مذهبی

 اغلب مردم لبنان در این باره متفق القول هستند که تحولات و اعتراضات سراسری تا چند ماه گذشته آرزویی بیش نبود. لبنان پیش از 17 اکتبر و پس از آن تفاوت دارد. خود مردم هم تغییر کردند. آنها فرصتی یافتند تا به جهانیان بگویند که ملی گرا هستند و ردای فرقه گرایی را مدت هاست که از تن به در کرده اند. مردم لبنان یکپارچه در میدان ها تظاهرات کردند تا آنچه از کشورشان باقی مانده را حفظ کنند. مردم لبنان چند سالی است که دسته دسته در صف سفارتخانه ها می ایستند تا به خارج مهاجرت کنند. اما همین مردم این بار به میدان ها بازگشتند و خواسته ها و آرزوهای فراوانی دارند و بر برآورده شدنشان تاکید می ورزند.

«انقلاب سرو» در 14 مارس 2005 آخرین خیزش مردمی لبنان بود. همه گروه ها در آن زمان یکپارچه با شعار «آزادی.. حاکمیت.. استقلال» به خیابان ها ریختند. خواسته اصلی معترضان در سال 2005 خروج ارتش سوریه از لبنان و پایان قیمومت سوریه بر لبنان بود.

این آخرین باری بود که مردم لبنان با خواسته های مشترک به خیابان ها ریختند. اما حالا کارد به استخوان مردم رسیده است. وضعیت اقتصادی و معیشتی بدتر شده و فساد حکومتی ها و رسوایی ها و پرونده های فساد مسئولان هر روز در رسانه ها و افکار عمومی منتشر می شود. مردم رفته رفته از وابستگی های حزبی و فرقه ای رها شدند و بدین ترتیب قیام 17 اکتبر شکل گرفت.

 

معترضان با خودداری از بلند کردن پرچم و آرم احزاب تنها پرچم لبنان را بلند کردند. سرود ملی لبنان در همه میدان ها و محل های تجمع به گوش می رسد. نکته مهم تر اینکه قیام مردمی به پایتخت کشور – بیروت- محدود نشده و به میدان های شهرهای جنوبی و بقاع و شمال کشور کشیده شد تا مردم این نواحی از دست سرسپردگی های چندین دهه ای به احزاب و گروه های معین رها شوند.

قیام کنونی مردم لبنان نه تنها احزاب دارای گرایشات فرقه ای را بی اعتبار کرد بلکه موانع موجود بین بخش های گوناگون لبنان را از بین برد. احزاب به دنبال پایان جنگ داخلی لبنان دیواری از ترس و نفرت و بیزاری بین مناطق گوناگون کشیدند.

قیام میلیونی مردم در سراسر کشور از همان روز اول مسالمت آمیر بود. معترضان از کلیه شیوه های قانونی برای رساندن صدای خود به مقام های کشور بهره گرفتند. 

اما بیروت در قیام کنونی کانون اعتراضات نبود. مردم لبنان هر روز چشم به اخبار وارده از میدان های شهرهای جنوبی می دوزند. معترضان در این شهرها هر روز مورد سرکوب و ارعاب قرار می گیرند و تجمع های مردمی با توسل به زور و خشونت متفرق می شود.

طرابلس –یکی از شهرهای مهم واقع در شمال لبنان- نیز ردای تحمیلی فرقه ای در سالیان سال را از تن به در کرد.

 



میدان النور در طرابلس

 

 طرابلس؛ نگین انقلاب

شهر طرابلس در چند سال گذشته درگیر خشونت بود. طرابلس دارای اکثریت سنی و اقلیت علوی است. این گروه ها همواره با یکدیگر درگیر هستند. علاوه بر این، طرابلس به کانون جریان های اسلامگرای افراطی معروف بوده است. گفته می شود اغلب جوانان منطقه به عضویت داعش درآمده اند تا جایی که برخی از طرابلس به «قندهار» لبنان یاد کرده اند.

این شهر همواره از نظر شاخص توسعه از شهرهای محروم بوده است. طرابلس از فقیرترین مناطق لبنان به شمار می رود. قیام مردم لبنان در 17 اکتبر به طرابلس جان دوباره بخشید. خبرنگاران شبکه های تلویزیونی و رسانه های لبنانی و بین المللی هر روز برای رساندن سیمای اعتراضات مسالمت آمیز و آگاهانه در این شهر به میدان نور می روند. شمار معترضان در این میدان به 100 هزار نفر رسیده است.

 



جنا الدهیبی

 

جنا الدهیبی خبرنگار اهل طرابلس در گفتگو با «المجله» درباره اهمیت مشارکت مردم این منطقه در اعتراضات گفت «شهر طرابلس از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این شهر از لحاظ تاریخی پایگاه رهبران سنی بوده است. طرابلس کانون هواداران سعد حریری نخست وزیر لبنان به شمار می رود. مردم این منطقه در انتخابات پارلمانی در سال 2018 به سیاستمداران شاخص سنی رای دادند».

او افزود «از این رو، قیام مردم طرابلس علیه سرانی که خودشان برگزیدند غافلگیر کننده بود. اعتراضات در طرابلس نشان داد که با توجه به شرایط بد اقتصادی طرابلس مردم این منطقه از سران خود پیروی نمی کنند. طرابلس که چندین نخست وزیر و شمار فراوانی از سران سیاسی و کارفرمایان و تاجران متمول کشور را در دامان خود پرورش داده به عنوان فقیرترین شهر بر کرانه ساحل مدیترانه معرفی شد. 57 درصد مردم طرابلس زیر خط فقر و 26 درصد ساکنان منطقه گرفتار فقر شدید هستند. افزون بر این، بیکاری در شهر بیداد می کند. مردم شهر با بحران کمبود بیمارستان و خدمات پزشکی روبرو هستند. اغلب مردم بیمه تامین اجتماعی ندارند».

او خاطر نشان کرد «تظاهرات مردم طرابلس علیه حکومت پدیده تازه ای نیست. آنها تحت تاثیر اعتراضات مردم در بقیه شهرها به خیابان ها نریختند. مشکلات مردم طرابلس روی هم انباشته شده است».

جنا یادآور شد «تظاهرات مردم طرابلس هم برای بقیه شهرها و هم برای مردم شهر غافلگیر کننده بود. پاره کردن عکس سران سیاسی و بلند کردن پرچم لبنان در تجمع های مردمی به یک مناسبت ملی روزمره و بی سابقه تبدیل شده است. معترضان در طرابلس همچنین در جریان اعتراضات اخیر اتهام تندروی را از خود دور کردند. این شهر همواره به عنوان کانون «داعشی ها» و گروه های اسلامی تندرو معروف بوده است. اما حالا طرابلس دوباره اعتبار خود را به عنوان شهری که همه گروه های مذهبی در آن زندگی می کنند بازیافت.

مردم طرابلس با مشارکت در تظاهرات مسالمت آمیز علیه محرومیت به پا خاسته اند. آنها با صدای بلند گفتند «ما نمی خواهیم دولت خدمتگزار ما باشد. ما تنها به دنبال بهره مندی از یک زندگی با کرامت انسانی هستیم. ما بخشی از این کشور هستیم و می خواهیم به آغوش این کشور برگردیم. سال هاست که به حاشیه رانده شده ایم».

او در  پایان گفت «مطالبات معترضان در طرابلس کلان هستند. مردم این منطقه نه تنها خواستار سرنگونی دولت هستند بلکه خواهان برچیده شدن کل نظام هستند. آنها تا تامین همه مطالباتشان در خیابان ها می مانند. معترضان طرابلس بخشی از قیام سراسری هستند و همگام با معترضان در بقیه مناطق لبنان حرکت می کنند».

 



تظاهرات در نبطیه

میدان های جنوب لبنان 

اما رویدادها در بخش دیگر لبنان چندان آرام و مسالمت آمیز نیست. شهرهای اغلب شیعه نشین جنوب لبنان نیز عرصه اعتراضات هستند. این اعتراضات در چند دهه گذشته بی سابقه به شمار می رود. هواداران «جنبش امل» و «حزب الله» در پی سرکوب اعتراضات هستند. این گروه زمام امور در جنوب لبنان را در اختیار دارند. گویا این دو گروه هنوز حاضر به شنیدن صدای مخالفان از درون مناطق نفوذشان نیستند.

 



بادیه فحص روزنامه نگار لبنانی

بادیه فحص روزنامه نگار لبنانی هر روز در اعتراضات شهر نبطیه در جنوب لبنان شرکت می کند. او در گفتگو با «المجله» درباره تحولات جاری در این شهر گفت «مطالبات شهر نبطیه درباره بهبود وضعیت معیشتی و تحقق توسعه است. این شهر دارای جمعیت انبوه بوده و میانگین فارغ التحصیل در آنجا بالا است. نبطیه جزو مناطق محروم است که با قطعی مکرر برق و آب روبرو است. این منطقه فاقد امکانات زیرساختاری و شرکت است. به اینها باید مشکل زباله را نیز افزود که از سال 1992 تا کنون بدون راهکار باقی مانده است. دولت های پیاپی لبنان موفق به ایجاد راه حل هر چند ساده برای مشکل زباله ها نشدند. و حالا لبنان علاوه بر مشکل زباله ها با مساله گسترش جمعیت موش ها هم روبروست.

با توجه به شرایط بد اقتصادی و معیشتی در نبطیه مردم این شهر به قیام سراسری لبنان پیوستند. عده ای از معترضان در نبطیه در ابتدا به دفترهای نمایندگان وابسته به حزب الله و جنبش امل در مجلس حمله و آنها را به کوتاهی در قبال مردم متهم کردند.

معترضان در روز دوم اعتراضات روبروی بانک مرکزی شهر تجمع کردند و برای اولین بار ضد نبیه بری رییس مجلس و همسر او رندا بری شعار دادند و این دو را «دزد» خواندند.

هواداران «جنبش امل» با چماق و چاقو به معترضان حمله کردند».  

او خاطر نشان کرد «معترضان در روزهای بعدی با رفتار هوشمندانه تنها به شعارهای معیشتی اکتفا کردند. البته این شعارها هم در اصل علیه گروه های شیعی است که در سه دهه گذشته در لبنان حکومت می کنند. البته شعار «مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند» نیز بخشی از شعارهای اصلی معترضان این شهر است. از این رو، معترضان که از قدرت سرکوبگری گروه های شیعی باخبر هستند خط مشی خود را تغییر دادند».

«شهرداری نبطیه در هفتمین روز اعتراضات ضمن اعلام متفرق کردن تجمعات به پلیس این شهر متوسل شد. اعضای پلیس از نیروهای «حزب الله» هستند. 100 نفر از نیروهای حزب الله و جنبش امل چادرها و سکوهای سخنرانی معترضان را تخریب کردند و موبایل های معترضان را مصادره کردند تا از صحنه های حمله و ضرب و شتم خودسرانه فیلم نگیرند».

فحص افزود «اما با این حال 15 هزار نفر هر روز در میدان نبطیه با پرچم لبنان تجمع می کنند. سرود ملی لبنان نیز پخش می شود و این تحول مهمی است».

 



مهدی کریم

مردم صور حکومت با زور اسلحه را به چالش کشیدند

مهدی کریم فعال مدنی اهل شهر صور درباره قیام لبنان به «المجله» گفت «مردم صور همه را غافلگیر کردند. حتی فعالانی که همزمان با آغاز اعتراضات در بیروت برای تظاهرات در این شهر فراخوان دادند نیز غافلگیر شدند. جمعیت معترضان این شهر غیر قابل انتظار بود. معترضان برای اولین بار علیه نبیه بری رییس پارلمان شعار دادند و او را «دزد» خطاب کردند. این شهر پایگاه اصلی طرفداران «جنبش امل و نبیه بری» به شمار می رود».

او افزود «این اعتراضات گسترده واکنش هواداران جنبش امل را در پی داشت. آنها نیز برای اعلام حمایت از بری در میدانی نزدیک به محل تجمع ما فراخوان دادند. ما تصمیم گرفتیم تا برای جلوگیری از وقوع درگیری و تنش در یک جای دیگر تجمع کنیم. علی خریس نماینده جنبش امل در مجلس در تجمع هواداران بری گفت «معترضان مزدور اسرائیل هستند». هواداران جنبش امل و افراد خودسر با چماق و سلاح گرم به جان مردم افتادند».

مهدی کریم در ادامه گفت «ما در ابتدا ناامید شدیم و تصور کردیم که افراد خودسر موفق به سرکوب قیام مردم شدند اما اراده مردم قوی تر از این حرف ها بود. مردم دو ساعت بعد دوباره در میدان تجمع کردند و این بار جمعیت بیشتر از دفعه پیش بود. جمعیت انبوه معترضان مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و در واقع رسانه ای شدن اعتراضات صور به معترضان مصونیت داد تا مورد سرکوب قرار نگیرند. علاوه بر این، ارتش لبنان نیز تدابیری برای جلوگیری از وقوع حمله به معترضان درپیش گرفت».

او افزود «فارغ از نتایج اعتراضات مردمی اما دیوار ترس شکسته شد و مردم در این اعتراضات از خطوط قرمز عبور کردند. فقر و بدبختی و بیکاری مردم را ناامید و بی تفاوت کرده است».

ویدیوهای دیگری نیز از متفرق کردن معترضان با زور اسلحه در شهر بنت جبیل واقع در جنوب لبنان منتشر شد. این شهر و شهرهای دیگر جنوب لبنان نیز برای نخستین بار علیه «حزب الله» و جنبش امل قیام کردند.

 



علی رباح

 

اهمیت قیام 17 اکتبر

علی رباح تحلیلگر سیاسی به «المجله» گفت «این جنبش اعتراضی موانعی که میان شهروندان لبنانی قرار داشت را از بین برد. 

سنی ها و شیعیان و مسیحیان و درزی ها در 14 مارس 2005 نیز دیوار ترس را شکستند و با فراخوان احزاب به خیابان ها ریختند. امروز نیز دیوار ترس تنها با اراده مردم شکسته شد و مردم در میدان های لبنان تجمع کردند. این تفاوت بین اعتراضات 14 مارس و قیام کنونی است».

دلایل اعتراضات کنونی چیست؟ 

رباح گفت «مشکلات مردم روی هم انباشته شده است. اعتراضات مردم لبنان در سال 2011 آغاز شد. مردم در آن زمان برای سرنگونی حکومت فرقه ای به خیابان ها ریختند. جنبش مردم لبنان در آن زمان بخشی از بهار عرب بود که به نتیجه نرسید. کشمکش فرقه ای بین سنی ها و شیعیان درباره انقلاب سوریه در آن زمان در اوج خود بود. اعتراضات در سال 2015 دوباره با تحرکات گروه «طلعت ریحتکم» از سر گرفته شد. اعتراضات گسترش پیدا کرد تا جایی که معترضان خواهان سرنگونی حکومت فرقه ای شدند. اما این تحرک نیز شکست خورد.

تحرکات و اعتراضات پس از 2015 در لبنان محدود و سقف خواسته های سیاسی مطرح شده مورد قبول حاکمیت سیاسی بود.

حاکمیت در جریان انتخابات پارلمان 2018 به نتایج انتخابات توجه نکرد یا اینکه ترجیح داد نتایج را نادیده بگیرد. حکومت تصور می کرد که می تواند از طریق ساختار فرقه ای و دست گذاشتن روی مساله مذهب وجود خود را حفظ کند. گروه های سنی سعد حریری را مورد بازخواست قرار دادند. رویکرد حزب الله نیز مورد مخالفت گسترده قرار گرفت اما منتقدان به شدت سرکوب شدند.

مسیحیان و اکثریت مردم لبنان ترجیح دادند در انتخابات یاد شده اکثریت خاموش بمانند. اما باز هم در آن زمان تغییر روی نداد. و گروه های اپوزیسیون سرکوب شدند. اعتراضات کنونی قیام گروه های اپوزیسیون نیست بلکه یک خیزش مردمی گسترده و بدون رهبری است».

رباح گفت «مشکلات که انباشته شد کاسه صبر مردم لبریز شد. مردم در 17 اکتبر به پا خاستند. دلار روز به روز گران تر می شود. کشور در معرض فروپاشی واقعی قرار دارد. بحث و جدل در مورد بودجه 2020 ادامه دارد. بودجه ای که به ضرر گروه های کم در آمد و طبقه متوسط است. با توجه به این شرایط دشوار و با توجه به کارکرد شبکه های اجتماعی مردم آماده بودند تا به خیابان ها بریزند. اوضاع به دلیل مشکلات انباشته شده به نقطه انفجاری رسیده بود».

 

 

مردم لبنان منتظر چه هستند و قیام مردمی به کدامین سو می رود؟

رباح در پاسخ به این سوال گفت «پیش بینی تحولات آینده بسیار دشوار است. برخی از خواست های مردم تقریبا قابلیت اجرایی ندارد؛ از جمله سرنگونی رژیم در لبنان. سیستم حاکم در لبنان از جمله پیچیده ترین مدل های حکومتی در منطقه است. بی گمان، حتی اگر انقلاب جاری به نتیجه نرسد اما اعتبار احزاب مذهب گرا از بین رفت».

رباح افزود «این جنبش اعتراضی تا اکنون نتایج مهمی به دنبال داشته است. مهم ترین آن، اصلاحات مطرح شده توسط سعد حریری نخست وزیر مستعفی لبنان است. اما مساله اینجاست که معترضان باید به این اصلاحات متقاعد شوند».

او درباره احتمال موفقیت «حزب الله» در سرکوب اعتراضات در بیروت و جنوب گفت «حزب الله حاکم واقعی کشور در شرایط کنونی است. او خود را پیروز میدان در منطقه می داند و خواستار کسب دستاوردهای داخلی است. اعتراضات شیعیان علیه «حزب الله» موجب تضعیف این گروه می شود و در مقابل احتمال سرکوب اعتراضات شیعیان زیاد است. شیعیان لبنان از این نگرانند که مبادا اعتراضاتشان همچون اعتراضات شیعیان عراق مورد سرکوب وحشیانه قرار بگیرد».

بنابراین، بیم و هراس «حزب الله» از تحولات جاری در لبنان علنی شده است. اگرچه حسن نصر الله دبیر کل حزب الله ضمن ابراز همبستگی با معترضان بر حق آنان برای راهپیمایی تاکید کرد اما حسن نصرالله هواداران خود را به جنوب فرستاد تا با چوب و چماق به جان معترضان بیفتند و اعتراضات را سرکوب کنند. و نیز هواداران حزب الله به بیروت اعزام شدند تا به عنوان نفوذی در تجمعات جلوی شعار دادن علیه حسن نصرالله را بگیرند. هواداران حسن نصرالله با معترضان در میدان ریاض الصلح بیروت درگیر شدند و به ارعاب معترضان می پردازند.