نسل چهارم تروریست ها

گفتگوی المجله با گروهی از کودکان «اشبال الخلافه» درباره چگونگی عضویت و آزادی از دست «داعش»

از او پرسیدم: اگر بمباران نبود باز هم از دست داعشی ها فرار می کردی؟ من من کنان گفت «شاید آره.. شاید نه.. به خدا نمی دونم».

موسی یکی از اعضای گروه «اشبال الخلافه» بود. این گروه وابسته به داعش از کودکان و نوجوانان تشکیل شده است. موسی که حالا 15 سالش است در جریان درگیری های شهر الباغوز در سوریه از گروه داعش فرار کرده یا آزاد شده (خودش هم نمی داند). الباغوز آخرین مرکز استقرار داعش در سوریه بود.

موسی ترجیح می دهد به عربی صحبت کند. او زبان عربی را بعد از عضویت در داعش یاد گرفت. او پس از پنج سال با مادرش ملاقات کرد. موسی اما خیلی بزرگ شده و دیگر آن پسر بچه ده ساله نیست که از آغوش مادرش جدا شد تا به اجبار تجربه بیرحمانه ای را از سربگذارند.

موسی به «المجله» گفت «وقتی مرا از مادرم جدا کردند در بنیاد شریعت درس خواندم. این کلاس ها خیلی طول کشید و سپس به عنوان یکی از اعضای گروه اشبال الخلافه انتخاب شدم. ما را به یک پادگان ویژه آموزشی فرستادند».

او افزود «من همه درس ها را حفظ می کردم و کار خلاف انجام نمی دادم. اغلب کسانی که در این کلاس ها شرکت می کردند از بچه های سنجار بودند که بعدا کودکان شیعه ترکمن و کودکان پرورشگاه موصل هم به جمع ما پیوستند».

موسی گفت «ما در پادگان اشبال الخلافه زیاد بودیم. در جریان یکی از حمله های داعش و به دنبال بمباران هوایی گلوله به سینه ام اصابت کرد. نه درمانگاهی بود و نه بیمارستانی. در درمانگاه هجین به من دارو دادند و گلوله را از سینه ام خارج نکردند. برخی از بچه هایی که با من بودند از دست داعش فرار کردند و بعضی کشته شدند و گروهی هم همانجا ماندند. گروه آخری می گویند که ما مسلمان شدیم و به همین رویه عادت کردیم».

از او پرسیدم: خب، تو چرا فرار کردی؟

گفت «به دلیل حملات هوایی.. حتی خود داعشی ها هم فرار کردند!!!»

از آیدن پرسیدم «آیا از بازگشت داعش می ترسی»؟ بلافاصله گفت «نه..!!! با آنها زندگی کردم و عادت کردم به داعشی ها».

آیدن یک کودک ایزدی است که گاهی با لهجه مصری و گاهی با لهجه سوری و گاهی نیز عراقی صحبت می کند. او از پدر و مادرش خبر ندارد. آیدن یک عمو و مادربزرگ دارد که بعد از فرار از درگیری های الباغوز سرپرستی اش را به عهده گرفتند. هر چند او تمایلی برای سفر به کانادا ندارد اما مادربزرگش می خواهد او را به آنجا بفرستد.
 




گروهی از کودکان از دست داعش فرار کردند و خود را تسلیم نیروهای دموکراتیک سوریه کردند

آیدن به طور خلاصه درباره پنج سال عضویت در داعش به «المجله» گفت «من و مادرم و پدرم و برادرانم را در 2014 دستگیر کردند. ما را از هم جدا کردند. مردان را به جایی بردند و زنان را به جای دیگر. من و برادرم را از یکدیگر جدا کردند. مرا به بنیاد شریعت در موصل و از آنجا به سوریه بردند. 4 سال در این بنیاد درس شریعت اسلامی و قرائت قرآن خواندم. بعد از آنجا فرار کردم. دلم برای برادرم تنگ شده بود. به هجین رفتم. برادرم در آنجا نزد یکی از خانواده های داعشی بود. چند ماهی آنجا بودم».

او درباره برنامه روزمره خاطر نشان کرد «کسانی که قرآن را اشتباهی می خواندند یا درس هایشان را حفظ نمی کردند تنبیه می شدند. کلاس های درس از ساعت سه صبح شروع می شد تا اذان صبح. بعد از اذان نیز تا ساعت 8 که صبحانه می خوردیم کلاس داشتیم تا ساعت 12 یعنی وقت ناهار. درس ها دوباره بعد از ناهار تا شام ادامه داشت. اجازه نداشتیم بازی کنیم مگر در عید فطر و قربان. گاهی هم به دلیل بمباران اجازه بازی در کوچه نداشتیم. با آنها همه جا می رفتیم تا اینکه به الباغوز رسیدیم. بعد از درگیری ها از ناحیه صورت زخمی شدم و با گروهی از خانواده های داعش که از آن منطقه خارج شدند فرار کردم. اما برادرم راضی نشد مرا همراهی کند».

او افزود «پدر و مادرم را ندیدم. برادرم در اردوگاه الهول است. او نمی خواهد برگردد. سعی کردم متقاعدش کنم تا فرار کند اما قبول نکرد. او یکسال از من کوچک تر است».

آیدن حالا کلاس موسیقی می رود. او همواره با بقیه رفقایش که از دست داعش فرار کردند دیدار می کند و درباره آن دوران با هم صحبت می کنند.
 
موسی و آیدن و ده ها کودک دیگر که تجربه مشابهی را از سر گذرانده اند سردرگم هستند... آنها از جواب دادن به سوالات فراوانی طفره می روند.
 




کودکان داعشی و مادرانشان در بازداشتگاهی در عراق

داعش با کودکان چه کرده؟

پژوهش های متعددی اقدامات گروه های تروریستی برای جذب کودکان را به شش مرحله تقسیم بندی می کنند که با مرحله شست و شوی مغزی و جذب افراد آغاز می شود.  

مرحله بعدی آموزش است. کودکان در کلاس های آموزشی فشرده برای آشنایی با اصول و فعالیت های داعش شرکت می کنند.

مرحله سوم مرحله انتخاب است. کودکان در این مرحله بر اساس شایستگی ها و مهارت هایش گروه بندی می شوند تا با انجام وظایف گوناگون توانمندی هایشان شناسایی شود.

مرحله چهارم سرسپردگی است. کودکان در این مرحله در معرض آموزش های جسمی و روانی فشرده و بی رحمانه قرار می گیرند و از خانواده جدا شده و یونیفرم یکسان به تن می کنند. آنها با معیارهای ارزشی داعش در سرسپردگی و ایثار آشنا می شوند.

مرحله پنجم مرحله تخصص است. تلاش برای ارتقای مهارت و آموزش های تخصصی در این مرحله انجام می شود.

کودکان در آخرین مرحله برای انجام ماموریت آماده می شوند.
 




علی حسین خانصوری فعال ایزدی
 

کودکانی که خیلی زود مرد شدند

علی حسین خانصوری فعال ایزدی که در عملیات آزادی ایزدی های ربوده شده شرکت کرد به «المجله» گفت « این کودکان بعد از آزادی از چنگ داعش شرایط پیچیده ای دارند.. آنها کودکی نکرده اند.. هیچ آثاری از رفتارهای کودکانه با والدین یا نزدیکانشان یا در کل با بقیه افراد دیده نمی شود. گرچه برخی شاید بازی کردن را دوست داشته باشند اما آنها از درون خویشتندارند. گاهی که دور هم جمع می شویم و صحبت مثلا معبد لالش ایزدی ها که پیش می آید اغلب آنها مسخره می کنند. حالا شاید علنا مسخره نکنند اما می توانم خنده هایشان را که سعی می کنند پنهان کنند ببینم. برخی از آنها که علنا به ما می گویند کافر».

خانصوری افزود «عده ای از آنها هنوز تحت تاثیر اندیشه داعش هستند. آنها معمولا غمگین هستند. آنها تحت اسارت بی رحم ترین گروه تروریستی در جهان بودند و هنوز هم اسیر اندیشه های این گروه هستند. حالا درسته که آنها از لحاظ فیزیکی در بند داعش نیستند اما اندیشه و حافظه آنها درگیر سال هایی است که زیر سلطه داعش بودند...وقتی به داستان هایشان گوش می کنم و اینکه چه بلاهایی سرشان آمده آنها را مثل افراد ناتوانی تصور می کنم که ذهنشان درگیر است. جنگ بین دو گذشته در حافظه آنها در جریان است. جنگ بین اندیشه ای که پرورش یافته و اندیشه ای که از حافظه آنها برداشته شده است».

او خاطر نشان کرد «این کودکان به زمان طولانی نیاز دارند تا بتوانند فراموش کنند. اما زمان بدون اراده واقعی برای بازپروری آنان بی فایده است. آنها متاسفانه مورد بی توجهی قرار دارند حتی خانواده هایشان آگاهی لازم برای کمک به فرزندانشان ندارند. آنها در کوچه پس کوچه ها با همسن و سالان ایزدی که از دست داعش آزاد شده اند پرسه می زنند».  

خانصوری خاطرنشان کرد «این کودکان به ویژه آخرین گروه اشبال الخلافه که در عملیات الباغوز آزاد شدند اندیشه های افراطی خطرناکی دارند. اینها دوست ندارند با بقیه نشست و برخاست کنند. مساله دیگر مربوط به خانواده ها می شود. این کودکان تجربه بی رحمانه ای پشت سر گذاشته اند و از این رو، خانواده ها آنها را آزاد می گذارند و از گفتگو درباره مسائلی که کودکان را خشمگین یا آزرده خاطر می کند اجتناب می کنند. برایشان گوشی های آخرین مدل می خرند. خانواده ها می گویند که کودکانشان به سرودهای داعش گوش می کنند. تصور می کنم این افراد در اولین فرصت با سران یا مدیرانشان یا مربیانشان که داعش را ترک نکردند تماس می گیرند. اغلب آنها هنوز تحت تاثیر داعش هستند. آنها جلوی ما ناخودآگاه سرودهای داعش را زمزمه می کنند. برخی از این کودکان نمی خواهند از دست داعش رها شوند و برخی هم عملیات انتحاری انجام دادند. گروهی نیز خشمگین هستند و به ما کافر می گویند و از داعش تعریف می کنند».

خانصوری در ادامه افزود «ما می دانیم که کودکان این منطقه و در بخش های دیگر توسط داعش شست و شوی مغزی شده اند. پاک کردن این طرز فکر از ذهن کودکان بسیار دشوار است. این کودکان در کلاس های آموزش نظامی و یادگیری فقه و تفکرات افراطی این گروه شرکت کرده اند. این بچه ها را یکجا جمع می کردند تا نظاره گر سربریدن و اعدام شهروندان توسط جلادان ده دوازده ساله باشند».

داعش در سوم آگوست 2014 ضمن تصرف سنجار واقع در غرب موصل شمار فراوانی از کودکان کرد ایزدی را ربود. این کودکان در پادگان های «اشبال الخلافه» نگهداری شدند و در دوره های آموزشی فعالیت های خشونت آمیز و استفاده از اسلحه و نبرد و عملیات انتحاری و غیره شرکت کردند.

داعش گفت که کودکان ایزدی عملیات انتحاری در شهر موصل انجام می دادند. دو برادر ایزدی در ویدیویی که توسط داعش منتشر شد دو عملیات انتحاری علیه نیروهای ارتش عراق در موصل انجام دادند. یکی از آنها امجد ابو یوسف السنجاری نام دارد. او به کردی گفت که «برای کشتن دشمنان خدا آماده ایم حتی اگر پدرانمان باشد». برخی از کودکان ایزدی 12 تا 16 ساله نیز جان خود را در عملیات انتحاری توسط خودروهای بمبگذاری شده یا در درگیری ها از دست دادند.
 




یکی از کودکان عضو گروه اشبال الخلافه بعد از فرار از درگیری ها در باغوز سوریه    

 داعشی گری در کودکی
 
کودکان در مدارس اشبال الخلافه از والدین خود جدا می شود و در سه مرحله مورد آموزش قرار می گیرند:

-آموزش مذهبی که اساسا مبتنی بر اطاعت و جهاد است.

-تمرینات سخت بدنی که کودکان طی آن با سلاح های گوناگون و نحوه استفاده از آن آشنا می شوند.

-آموزش روحی و روانی برای وحشی گری در درگیری ها.

البته تربیت کودکان وحشی توسط داعش تنها منحصر به ایزدی ها نیست بلکه کودکان از ادیان و فرقه ها و اتباع کشورهای گوناگون در مدارس اشبال الخلافه آموزش دیدند. برخی از آنها فرزندان پدران و مادران داعشی هستند. اینها که جمعیتشان به چندین هزار نفر می رسد هسته اصلی نسل چهارم تروریسم از القاعده تا داعش را تشکیل می دهند. دولت خلافت داعش منحصر به محدوده جغرافیایی یا ایدئولوژی خاصی نیست.

بنابراین، هر چند کودکان توسط داعش برای شرکت در جبهه های نبرد و نیز گروهی به عنوان جاسوس و ماموران اطلاعاتی و گروهی برای مین روبی یا خبرنگار یا نگهبان و باربر مورد استفاده قرار می گیرند و حتی عده ای نیز با آزار و اذیت جنسی روبرو می شوند اما گروه داعش هدف دوردست تری دنبال می کند. داعش به دنبال برقراری ارتباط بین نسل های گوناگون این گروه است. کودکان امروز جوانان فردا هستند.

داعش به دنبال پرورش نسل جدید به عنوان پیکارجویان آموزش دیده در آینده است. سران گروه داعش می توانند این کودکان را بر اساس معتقدات و اندیشه های مذهبی و رزمی خود بار بیاورند. البته این رویکرد در سابق توسط احزاب اسلام سیاسی و سپس توسط گروه های تندرو مثل القاعده و داعش به ار رفته است.

پدیده داعشی گری در کودکی ذخیره استراتژیک منابع انسانی نسل چهارم تروریسم است. این پدیده ذخیره استراتژیک گروه های افراطی مذهبی با هر نام و نشان به شمار می رود.

علاوه بر گروه اشبال الخلافه که چند هزار کودک و نوجوان در آن عضویت دارند هزاران کودک دیگر نیز در خانواده هایی به دنیا آمده اند که با داعش بیعت کردند یا خود والدین عضو این گروه هستند. این خانواده ها در سوریه و عراق و حتی کشورهای آفریقایی در حال حاضر در شرایط دشواری هستند و به برنامه های بازپروری و بازنگری و ارتباط با جامعه دسترسی ندارند.

به گفته خانصوری، اکثر کودکان و نوجوانان بازمانده از داعش دچار آشفتگی اخلاقی و فکری و امنیتی هستند. سرودها و اشعار و متون و فعالیت های دوران عضویت در داعش در حافظه این افراد نقش بسته است. کودکانی که هم پدر و هم مادرشان ایزدی باشند یا خانواده هایی که با داعش بیعت کردند شرایط دشوارتری دارند.
 




سمیر راغب رییس موسسه عربی مطالعات استراتژیک

مناطق احتمالی ظهور داعش
 
سمیر راغب رییس موسسه عربی مطالعات استراتژیک می گوید «همزمان با سرنگونی خلافت اسلامی در عراق و سوریه بازگشت جهادی های خارجی به کشورهایشان دشوار به نظر می رسد.

افغانستان و لیبی و سومالی از جمله مناطق احتمالی ظهور داعش هستند.»

راغب به «المجله» گفت «چنانچه داعشی ها و خانواده هایشان از جمله کودکان عضو گروه اشبال الخلافه به این کشورها منتقل شده و در آنجا ماندگار شوند نسل جدیدی از فرزندان تروریست ظهور می کند. احتمال حضور البغدادی در لیبی یا افغانستان یا عراق یا حتی سوریه یا کشورهای دیگر وجود دارد. اما فارغ از اینکه البغدادی کجا می تواند باشد مشکل اصلی اینجاست که تفکر البغدادی و رهنمودهای او و مناطق جایگزین برای تشکیل حکومت البغدادی متوقف نشده است. لیبی در صدر کشورهایی است که مقصد احتمالی بعدی داعش هستند. بازماندگان از دولت اسلامی یا اعضای جدید داعش از کشورهای شمال آفریقا و مناطق ساحل و صحرا احتمالا به لیبی اعزام می شوند. گروه های پیکارجو در لیبی از حمایت ترکیه و قطر برخوردارند. لیبی همچنان گرفتار بحران و خلاء قدرت و جنگ داخلی است. اعضای یک گروه تروریستی به راحتی می توانند به گروه دیگر منتقل شوند. گروه القاعده در کشورهای آفریقایی از نفوذ فراوانی برخوردار بود. گروه داعش از سال 2015 در شهر سرت در لیبی قدرت گرفت و به تدریج نفود خود را در بخش های جنوبی و مرکزی این کشور گستراند. داعش در طرابلس و مصراته و الزاویه هم علنا فعالیت می کند. حمایت قطر و ترکیه از داعش منجر به رشد و تقویت حضور این گروه در لیبی شد».

او افزود «کودکان کشورهای همسایه  جنوبی لیبی مثل چاد و نیجر ممکن است به عضویت داعش دربیایند. خلاء قدرت و دودستگی و جنگ داخلی و فعالیت گروه های مسلح و گروه های سلفی جهادی دارای تفکرات تروریستی در بخش های غربی و شرقی لیبی شرایط مناسبی برای رشد و تقویت حضور گروه های تروریستی فراهم کرده است».

سمیر راغب درباره شیوه های گوناگون عضوگیری افزود «شیوه عضوگیری و مدیریت وحشی گری ها در کل ثابت است. جزئیات مربوط به پرورش دینی و عقیدتی و پایبندی به تفکر خشونت طلب و آموزش های بدنی و رزمی پایه های اصلی پرورش کودکان و نوجوانان داعشی است».
 




مسجدهای ترکی در اتریش جوانان و کودکان را به جهاد تشویق می کند

از القاعده تا داعش

داعش در مرزهای غربی عراق و مرزهای شرقی سوریه ظهور کرد. حکومت های بغداد و دمشق در اوایل به این گروه بی اعتنا بودند و برخی از قبایل مستقر در این منطقه از داعش حمایت کردند. البته پیشتر گروه های جهادی متعددی نیز فعالیت می کردند. این جریان ها تفکر و بینش خود را غالبا از گروه القاعده مادر به وام گرفته بودند. ابو مصعب الزرقاوی رهبر القاعده در بلاد الرافدین به دست نیروهای آمریکایی در عراق در ژوئن 2006 کشته و ابو حمزه المهاجر جانشین او شد. یکماه از رهبری المهاجر بر گروه داعش نگذشته بود که «دولت اسلامی در عراق» به رهبری ابو عمر البغدادی تشکیل شد. به دنبال کشته شدن البغدادی و ابوحمزه از سوی نیروهای آمریکایی گروه داعش در 2013 ابو بکر البغدادی را به رهبری این گروه برگزید. البغدادی با اعلام ادغام گروه جبهه النصره سوریه با دولت اسلامی در عراق نام گروه جدید را دولت اسلامی در عراق و شام گذاشت.

داعش در ژوئن 2014 دومین شهر بزرگ عراق یعنی موصل را به تصرف خود درآورد و البغدادی گفت خلافت اسلامی دوباره تشکیل می شود. او خود را به عنوان رهبر امت اسلام معرفی کرد.

داعش بخش های گسترده ای در سوریه را تصرف کرد و تشکیلات و مقررات ویژه و ساختار اقتصادی و آموزشی داعش در این مناطق ایجاد شدند. اسکناس اسلامی داعش وارد چرخه پولی شد. هزاران نیرو و هوادار و خانواده ها و کودکانشان در سراسر جهان در مدت کوتاهی جذب این گروه شدند.

ارتش عراق در جولای 2017 موصل را از دست داعش پس گرفت و نیروهای داعشی در اکتبر 2017 از رقه گریختند.

نیروهای ائتلاف جهانی ضد داعش و گروه های وابسته به آن مثل نیروهای سوریه دموکراتیک در مارس با عملیات نظامی داعش را در سوریه شکست دادند و داعش از آخرین پایگاه خود در الباغوز واقع در دیر الزور در نزدیکی مرزهای عراق خارج شد.

حالا که بیش از هیجده ماه از آغاز به اصطلاح جنگ با تروریسم گذشته القاعده دشمن اول یا تهدید درجه اول برای نظام منطقه ای و بین المللی به شمار نمی رود. پیش بینی تحرکات داعش در آینده دشوار به نظر می رسد چرا که تاکتیک و رویکردها و ابزارها و فناوری های مورد استفاده توسط این گروه دستخوش تغییر و تحول مستمر هستند. داعش همچنین برای تامین اهداف خود وارد ائتلاف و هم پیمانی با برخی قبایل و حتی باندهای جنایتکار شده است.

فضای آشفتگی و هرج و مرج ناشی از خلاء قدرت بستر اصلی تقویت و افزایش نفوذ گروه های تروریستی به شمار می رود. تحولات اخیر و خیزش های مردمی در جهان عرب منجر به فروپاشی حکومت ها و گسستگی جوامع شده است. با این اوصاف، صحبت از فصل نوین تروریسم یا به اصطلاح «نسل چهارم» چندان دور از ذهن نیست.
 




موسی عضو گروه اشبال الخلافه بود و در مارس 2019 از داعش جدا شد

*نویسنده کرد سوریه که در شبکه ماهواره الحره فعالیت کرده است.
 


Subscribe to the discussion