گفتگوی المجله با منوچهر محمدی از متهمان کوی دانشگاه تهران

۲۰ سال پیش، درست ۲ سال پس از قدرت گرفتن دولت اصلاح‌طلب محمد خاتمی، دانشجویان دانشگاه تهران در خوابگاه کوی دانشگاه واقع در خیابان کارگر شمالی (امیرآباد شمالی)، در اعتراض به بسته شدن روزنامه اصلاح طلب «سلام» و تحدید آزادی بیان تجمع کردند و خواستار رفع توقيف این روزنامه و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شدند. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی؛ وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات، توقیف و ازسوی دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد. سعید امامی، متهم اول قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و مخالفان سیاسی در ایران در دولت محمد خاتمی از مقام معاونت در وزارت اطلاعات خلع و در خرداد ۱۳۷۸ در زندان با خوردن داروی نظافت کشته شد.

 

اما در ساعات پایانی ۱۷ تیرماه ۱۳۷۸ خوابگاه دانشجویان مورد حمله افراد موسوم به «لباس شخصی ها» و نیروی انتظامی قرار گرفت. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ۱۸ تیرماه ادامه داشت.

 نیروهای لباس شخصی خوابگاه های دانشجویان را به ویرانه ای تبدیل کردند، آنها دانشجویان را با ذکر "یا حسین" از طبقه های بالای خوابگاه به پایین پرت کردند. بسیاری از دانشجویان دست و پا شکسته به گوشه بیمارستان ها افتادند. دانشجویی  به نام محسن جمالی بر اثر شلیک ماموران نظامی ضد شورش چشمان خود را از دست داد.

 

در روز۲۳ تیرماه ۱۳۷۸ اسامی ۱۳ تن از جمله منوچهر محمدی به عنوان رهبران «اغتشاشات» در شش اطلاعیه وزارت اطلاعات اعلام شد.

منوچهر محمدی که همراه برادرش اکبر محمدی، بنیانگذار اتحادیه ملی دانشجویان بودند در دادگاه ویژه انقلاب به عنوان متهمان رديف اول و دوم همراه عده ای دیگر از فعالان دانشجویی در تير ماه ٧٨ بازداشت شدند. دادگاه آنها را پس از تحمل شکنجه ها و وارد کردن اتهامات مختلف ابتدا به اعدام محکوم کرد که پس از تشدید اعتراضات بين المللی، منوچهر محمدی به ۱۵سال و برادرش اکبر محمدی به ۱۳ سال حبس محکوم و زندانی شدند.

 اکبر محمدی پس از تحمل ۷ سال زندان در ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوين به طرز مشکوکی درگذشت، پیکر او بلافاصله و تحت مراقبت های شديد امنيتی شبانه و بدون حضور خانواده اش  دفن شد.

منوچهر محمدی با استفاده از فرصت مرخصی از زندان برای حضور در مراسم خاکسپاری برادرش اکبر محمدی از ایران خارج شد و به آمریکا رفت.

 



اکبر محمدی

همزمان با سالگرد خیزش ۱٨ تیر ۱٣۷٨ که از آن به عنوان«نقطه عطف جنبش دانشجویی در ایران و بزرگترین چالش جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷» یاد می‌شود این پرسش پیش رو است که آیا جنبش دانشجوئی ۱۸ تیر شکست خورده و به فراموشی سپرده شده است؟

منوچهر محمدی در گفتگو با المجله معتقد است:«این حرکت به هیچ عنوان فراموش نشده فعالان جنبش دانشجویی و حتی خانواده هایشان در تیرماه ۱۳۷۸ و در سال های بعد از آن تاوان سنگینی پس داده اند از بازداشت و صدور احکام زندان گرفته تا محرومیت از تحصیل و تعطیلی دفاتر انجمن‌های دانشجویی. در حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ هم شاهد حمله‌ای مشابه ۱۸تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه بودیم.»

او معتقد است:«تجمع اعتراضی که از خوابگاه های دانشجویی در خیابان امیرآباد تهران آغاز و به شدیدترین وجه سرکوب شد لرزه بر دل مقامات رژیم جمهوری اسلامی انداخت. رژیم از هر حرکت اعتراضی از سوی دانشجویان و دانشگاه ها که می تواند کانونی باشد برای تبادل افکار و ورود مطالبات و خواست عموم مردم وحشت دارد.»

به گفته وی؛ حاکمیت به  دانشگاه به عنوان کانون پرورش افکار و محل جوشش حرکت های سیاسی مستقل و اعتراضی دانشجویان توجهی ندارد و به جای پاسخ مثبت و منطقی به مطالبات بحق دانشجویان آنها را به بدترین شکل سرکوب می کند. نیروهای لباس شخصی و نه خود سر با چراغ سبز رهبری وارد خوابگاه دانشجویان شدند و با اعمال خشونت های مبتنی بر شرارت، دانشجویان را از ساختمان های چند طبقه کوی دانشگاه به پایین پرتاب کردند و هر بار با پرتاب کردن آنها می گفتند «یا زهرا، یا حسین این قربانی را از ما بپذیر».

 



منوچهر محمدی

این فعال سیاسی ساکن آمریکا اضافه می کند:« ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، سالروز خیزش عظیم دانشجویان دانشگاه تهران و فاجعه کوی دانشگاه و سرکوب و خشونت بی‌رحمانه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران تنها به خاطر شعارهای اعتراضی آنها در واقع تسویه حساب و سناریوی دستگاه امنیتی حاکمیت برای رویارویی جنبش دانشجویی با استبداد دینی بود که نه تنها اقتدار ولایت فقیه را به زیر سوال برد بلکه به فاصله گرفتن مردم و دانشجویان از بنیادگرایان دینی انجامید، درک و آگاهی مردم نسبت به استبداد رژیم ایران بالاتر رفت، آنها آستانه مطالبات خود را بالاتر برده اند و مترصد فرصتی هستند که مطالبتشان را پیگیری کنند، خشم فروخورده مردم به مانند آتش زیر خاکستر است که هر آن ممکن است با یک وزش باد زبانه بکشد.»

وی با تاکید بر این نکته با گذشت ۲۰ سال، هنوز ابعاد زیادی از این فاجعه  مبهم باقی‌مانده‌ و این زخم همچنان در خاطره جمعی دانشجویان ایرانی باقی مانده است معتقد است:«جدایی بدنه جنبش دانشجویی از دولت اصلاح‌طلب به دلیل عدم حمایت از اعتراضات دانشجویان و نیز پروپاگاندای حکومت در تحریف این پرونده تاریخی، به استقلال جنبش دانشجویی منجر شد هرچند هراس حکومت از دانشگاه‌ها از بین نرفته است همچنان دانشجویان مدافع آزادی‌های آکادمیک یا پشت میله‌های زندان زیر فشارهای جسمی و روانی و شکنجه هستند یا محروم از تحصیل، خبری از تشکل‌های منتقد دانشجویی هم نیست. بعد از جنبش ۱۸ تیر شاهد خیزش های اجتماعی به مراتب مهمتر از ۱۸ تیر در شهرهای مختلف ایران بودیم. گفتمان دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر به گفتمان غالب نه تنها فعالان جنبش دانشجویی بلکه عموم مردم تبدیل شده که البته این خواسته بحق مردم ایران با سیاست های استراتژیک رژیم ایران در تعارض است آنها نمی خواهند به خواسته های مردم تمکین کنند و به نام دین و اسلام مردم مسلمان را سرکوب می کنند. نظام سیاسی دینی ایران تنها نظامی است که با اجرای سیاست های استراتژیک و برای بقای نظام دینی خود مردم خود را سرکوب می کند.»

 

سرکوب دانشجویان در ۱۸ ماه ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران به تظاهرات گسترده چهار روزه در چند شهر از جمله تهران و تبریز انجامید و چندین نفر کشته یا ناپدید شده و ده‌ها نفر زخمی شدند. از تعداد دقیق کشته شدگان اعتراضات تیرماه ۷۸  اطلاع دقیقی در دست نیست. به جز اکبر محمدی که در زندان کشته شد، عزت الله ابراهیم نژاد فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه چمران اهواز یکی از کشته شدگان بود که در کوی دانشگاه مهمان بود. فرشته علیزاده؛ فعال دانشجویی دانشگاه الزهرا و مسئول برد انجمن این دانشگاه در درگیری‌های پس از حمله به کوی دانشگاه تهران ناپدید شد، منابع دانشجویی معتقدند که کشته شده‌ است. نام یک دختر دانش آموز کشته شده به نام تامی حامی فر نیز در جریان درگیری های خیابانی تیرماه آن سال مشخص شده است. یکی از دانشجویان نیز به نام سعید زینالی چند روز پس از واقعه حمله به کوی دانشگاه تهران در منزل شخصی و در مقابل چشمان مادرش بازداشت شد و با گذشت ۲۰ سال از آن زمان  نهادهای امنیتی درباره سرنوشت سعید زینالی پاسخی به خانواده اش نداده اند.

 

پرونده کوی دانشگاه راه به جایی نبرده است، قوه قضاییه جمهوری اسلامی در دادگاه های فرمایشی و غیرعادلانه دانشجویان بسیاری را با احکام سنگین اعدام و حبس ابد روانه زندان های طولانی مدت کرد درحالی که عاملان و مسببان این واقعه همگی تبرئه شدند تنها اروجعلی ببرزاده، سرباز وظیفه، دو سال پس از واقعه حمله به کوی دانشگاه به اتهام دزدیدن یک ریش‌تراش به ۹۱ روز زندان و ۱ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد. او اکنون رییس یکی از کلانتری های تهران است.

 


Subscribe to the discussion