نسل برباد رفته

ارمغان سال های جنگ؛ میلیون ها کودک بیمار و بازمانده از تحصیل

بیش از 68 میلیون و 500 هزار نفر در جهان بر اثر ستم یا درگیری یا جنگ یا نقض حقوق بشر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده اند. حدود 40 درصد آوارگان جهان از کشورهای عربی هستند. منطقه عربی دستخوش تحولات عظیم و جنگ و درگیری های نظامی پیچیده و بی سابقه است. بحران انسانی و پناهجویان در سوریه بزرگ ترین بحران جهان به شمار می رود. بیش از 5 میلیون و 600 هزار نفر سوریه را ترک کردند و 6 میلیون و 200 هزار نفر در داخل کشورشان آواره شده اند. درگیری و بی ثباتی در عراق و لیبی و یمن نیز موج گسترده مهاجرت در این کشورها ایجاد کرده است. 

در بحبوحه درگیری و جنگ های مستمر در منطقه جمعیت جوانان افزایش یافته و 50 درصد این افراد زیر 18 سال هستند. عده ای از نسل جوان کنونی با تعبیر «نسل برباد رفته» یاد می کنند. کودکان و نوجوانان عمدتا بی سوادند و از مشکلات روحی و روانی متعددی رنج می برند. کارستن هاستن رییس بخش خاورمیانه در شورای پناهندگان نروژ در گفتگو با «المجله» گفت «یک تهدید آشکار و جدی در مناطق درگیری وجود دارد و آن این است که یک نسل کامل کودکان در سوریه و یمن و فلسطین و عراق و مناطق جنگی دیگر فنا شده است».

کودکانی که در مناطق جنگی و درگیری به دنیا می آیند بار سنگین جنگ و ویرانی و کوچ و مشکلات اجتماعی و اقتصادی را به دوش می کشند و تاوان جنگ را حتی بعد از پایان آن پرداخت می کنند. اما جنگ و درگیری پیامدهای ناگواری در بلند مدت بر جوانان منطقه دارد. جوانانی که شاید دوره پیش از جنگ و درگیری های ویرانگر را به یاد نیاورند.

 



حوثی ها دوران پاک کودکی را با سربازگیری اجباری خدشه دار می کنند

تجربه تکان دهنده جنگ

اغلب پناهجویان از مشکلات روانی رنج می برند. رسانه ها عمدتا بر مشکلات جسمی و اجتماعی پناهجویان تمرکز می کنند و کمتر به مسائل روانی آنها می پردازند. به گفته گزارش اتحادیه روانشناسان آلمان، بیش از پنجاه درصد افرادی که از مناطق جنگی به کشورهای دیگر پناهنده شده اند دچار مشکلات روحی و روانی هستند. شمار فراوانی از کودکان به دنبال جنگ و درگیری یتیم شده اند. آنها تجربه آوارگی خانه و جوامعشان را از سر گذراندند و طعم گرسنگی و تشنگی را چشیده اند و به خدمات آموزشی و پزشکی دسترسی نداشته اند. این کودکان از حقوق اولیه انسانی محروم شدند.

یونیسف در گزارشی به اقداماتی مثل بهره کشی و بدرفتاری با کودکان و یا مجبور کردن آنان به عضویت در گروه های مسلح و ازدواج در سنین پایین اشاره کرد.

اختلال استرس و افسردگی پس از حادثه و میل به خودکشی و پرخاشگری و ستیزه جویی و دیگر مشکلات روانی معمولا زود و به موقع تشخیص داده نمی شوند. علاوه بر این، امکان درمان اغلب این بیماری ها در سوریه و خارج آن وجود ندارد.

سازمان «کودکان را نجات دهید» در مارس 2017 گزارشی با عنوان «زخم های ناپیدا» منتشر کرد. این گزارش به نقل از معلمی در شهر مضایا در سوریه گفت «کودکان در شرایط روحی و روانی بسیار بدی هستند. آنها خسته و کلافه هستند. وقتی با هم آواز می خوانیم بچه ها ما را همراهی نمی کنند.. موضوع نقاشی کودکان عمدتا صحنه کودکان سربریده در جنگ یا تانک و محاصره و کمبود مواد غذایی است».

پزشکان کودکان در مناطق جنگی می گویند ویرانی و آسیب های روحی خیلی ناگوارتر از آن چیزی است که تا حالا دیده اند. مشکلات روحی و روانی جنگ زدگان خیلی شدیدتر از اختلال استرس و افسردگی پس از حادثه است.

دکتر م. ک. حمزه متخصص اعصاب و روان در انجمن پزشکی سوری آمریکایی از این مشکلات با عنوان «بیماری ویرانگر بشر» یاد می کند. او افزود «بیماری ها و مشکلات روحی شناخته شده نمی توانند توصیف دقیقی از میزان وحشت و ترس این کودکان ارائه دهند».

هانسن در گفتگو با «المجله» افزود «مشکلات روحی کودکان حتی بعد از پایان جنگ و درگیری ادامه دارد. کودکان در مناطق جنگی در معرض خشونت بی رویه و رو به رشد قرار دارند».

 

اقدامات یونان برای کمک به کودکان پناهجو برای رفتن به مدرسه

هانسن گفت «حدود 68 درصد کودکان غزه با مشکلات روحی و روانی دست و پنجه نرم می کنند. این کودکان در نزدیکی دیوار اسرائیلی در اطراف غزه زندگی می کنند. همیشه در محله های آنان انفجار روی می دهد. میزان کابوس شبانه کودکان در غزه بیش از حد معمول است. اغلب آنها نمی توانند در مدرسه تمرکز کنند».

با این حال اما هانسن ضمن ابراز خوش بینی گفت «کودکانی که مشکلات روحی و روانی دارند و در مراکز تخصصی مورد درمان قرار می گیرند احتمال بهبودی آنها بسیار بالا است».

کودکانی که از دوران جنگ جان سالم به در می برند آینده تیره و تاری دارند. آنها نیازمند کمک های فوری و بلند مدت برای بازپروری و خدمات روانشناسی و اجتماعی هستند. چنانچه کودکان مورد درمان فوری قرار نگیرند پیامدهای مشکلات روانی و جسمی بیشتر طول می کشد. گفتنی است خانواده کودکان پناهجو نیز با مشکلات روحی و روانی متعددی روبرو هستند و نمی توانند محیط امنی برای کودک خود فراهم کنند.

البته، مراکز سلامت روان چندانی حتی قبل از آغاز جنگ و درگیری در منطقه وجود نداشت. منطقه در شرایط کنونی به خدمات سلامت روان نیاز مبرم دارد اما این خدمات در پایین ترین سطح ممکن هستند. منابع مالی و توجه کافی به حوزه سلامت روان وجود ندارد؛ بنابراین، چندین میلیون پناهجوی جوان فرصت مناسبی برای گفتگو درباره مشکلات روحی و دسترسی به درمان ندارند.

 

متیو سالت مارش سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان به «المجله» گفت «درمان مشکلات روحی و روانی پناهجویان جوان و دسترسی آنان به مراکز مشاوره و روانشناسی مشکل بزرگی است. 85 درصد پناهجویان در کشورهای در حال رشد هستند؛ بنابراین خدمات مشاوره و سلامت روان در کشورهایی مثل لبنان و اردن و ترکیه به شدت محدود است. منابع مالی مراکز مشاوره و خدمات اجتماعی و حمایت از افراد ناتوان محدود می باشد و این پول ها خرج اقلام بسیار ضروری مثل مواد غذایی و آب و سرپناه و درمان می شود».

سالت مارش افزود «حوزه های دیگر مثل سلامت عقل و روان معمولا مورد بی توجهی قرار می گیرند. نهادهایی مثل کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان معمولا منابع مالی کافی برای ارائه خدمات اینچنینی ندارند».

 

عقب ماندگان ذهنی معمولا با کمبود شدید مراکز مشاوره و سلامت روان روبرو هستند. این بیماری عمدتا به عنوان مایه سرافکندگی در جامعه مطرح می شود. افراد عقب مانده ذهنی مورد بی توجهی قرار می گیرند.

هانسن به «المجله» گفت «شورای پناهندگان نروژ با «مقاومت فرهنگی» جوامعی روبروست که مشکلات روحی و روانی را مایه سرافکندگی می دانند». این نگاه جامعه باعث می شود تا کودکان و خانواده ها در موارد بسیاری سراغ درمان نروند».

 

گزارش های مطبوعات آلمان از ناپدید شدن 5835 کودک پناهجوی ناپدید شده در این کشور بعد از 2015 حکایت دارد.

نسل کودکان بی سواد

حوزه آموزش معمولا اولین قربانی جنگ ها و کشمکش ها است. هانسن گفت کودکان به چند دلیل ترک تحصیل می کنند؛ فاصله خانه تا مدرسه دور است و یا اینکه مدرسه شان بمباران شده و یا اینکه باید برای تامین خرج خانواده کار کنند.

دختران بچه سال هم برای ازدواج زودهنگام درس و مدرسه را ترک می کنند.

گزارش یونیسف در سال 2015 گفت «حدود 13 میلیون دانش آموز به دنبال جنگ و درگیری در خاورمیانه و آفریقا مدرسه را ترک کردند. حدود 43 درصد کودکان سوری پناهجو در لبنان و ترکیه و اردن و عراق به خدمات آموزشی دسترسی ندارند. کشورهای یاد شده با فشار دو چندان و مضاعفی روبرو هستند چرا که سیستم آموزشی آنها اصولا کارآرایی لازم را ندارد و حالا باید خدمات آموزشی برای پناهجویان و آوارگان قرار دهند».

 سالت مارش خاطرنشان کرد «بعید است کودکانی که ترک تحصیل می کنند بتوانند شغل پردرآمدی در آینده پیدا کنند. تنها 23 درصد نوجوانان پناهجو به دبیرستان می روند و این رقم در کشورهای کم درآمد به 9 درصد کاهش پیدا می کند. این در حالیست که 84 درصد نوجوانان غیر پناهجو در جهان به دبیرستان می روند. اگر شما منظم به دبیرستان نروید و یا نتوانید درس بخوانید نمی توانید مهارت لازم برای دست یابی به شغل را کسب کنید و به عنوان فرد مفید در جامعه نقش آفرینی کنید».

افراد از طریق آموزش مهارت های لازم را کسب می کنند و می توانند در آینده فرد مستقل و مفید برای جامعه باشند. ترک تحصیل کودکان در کوتاه مدت و بلند مدت نتایج ناگواری نه تنها بر فرد بلکه بر کشورهای اصلی و میزبان دارد. مهاجرت میلیون ها نفر و عدم دسترسی کودکان به خدمات آموزشی در سوریه منجر به از بین رفتن سرمایه های انسانی گرانبها در دراز مدت می شود.

 

وزارت کشور اتریش: درخواست پناهندگی 1690 نفر در عرض سه روز

سالت مارش گفت «روزی که سوریه درصدد به کارگیری منابع انسانی باشد آنگاه کمبود مهارت های اساسی در همه عرصه ها بروز می کند. حکومت سوریه در آینده به دنبال بازگشت پناهجویان به حمایت گسترده جامعه بین الملل نیازمند خواهد بود تا به مردم در بازسازی ساختارها کمک کرده و نیروها و کارمندان شایسته برای اداره خدمات عمومی آموزش دهد. جامعه بین الملل موظف است تا از توانایی حکومت برای انجام وظایف خود اطمینان حاصل کند».

صدها هزار نفر از پناهجویان و آوارگان مدارک و اسناد رسمی و کارت شناسایی ندارند و به همین دلیل همواره درگیر مشکلات حقوقی هستند و نمی توانند به خدمات عمومی دسترسی پیدا کند. هانسن گفت «پناهجویان عمدتا کارت شناسایی و شناسنامه ندارند. آنها یا به طور غیر قانونی وارد اروپا می شوند و یا اینکه اسناد و مدارکشان در حین فرار یا به دلایل دیگر گم شده است. این افراد درگیر مشکلات بیشتری می شوند و نمی توانند به خدمات اساسی مثل آموزش کودکان یا شغل دسترسی پیدا کنند».

کودکان پناهجوی بدون سرپرست هم گرفتار همین مشکلات هستند. هانسن در ادامه خاطر نشان کرد «این کودکان عمدتا مورد تحقیر قرار می گیرند. آنها برای اثبات هویت و آغاز دوباره باید اسناد و مدارک رسمی داشته باشند اما مقام های محلی از اعطای مدارک رسمی به آنها خودداری می کنند. 45 هزار کودک آواره در اردوگاه های پناهجویان در عراق اسناد و کارت شناسایی و شناسنامه ندارند و از دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی محروم هستند. آنها به عنوان شهروندان عراقی از خدمات اولیه محروم هستند. نسل به حاشیه رفته در حال ظهور حق سفر داخلی در عراق و نیز حتی رفتن به مدارس دولتی و کسب مدارک آموزشی و دسترسی به خدمات آموزشی و نیز بهزیستی را ندارد».

 

 قربانیان جنگ در سوریه

شورای پناهندگان نروژ می گوید «نسل جدید نباید امید خود را از دست بدهد و باید ضمن کسب مهارت های لازم و آموزش در جامعه نقش آفرینی کند». هانسن افزود «اصلاحات فراگیر بیشتری باید برای جوانان پناهجو در نظر گرفته شود.

جوانانی که شاید بتوانند تابعیت کشور میزبان را اخذ کنند اما آنها در سال های طولانی به دلیل شکاف های طبقاتی و فرقه ای و قومی و سیاسی مورد بی توجهی قرار گرفته اند. البته به اینها باید مشکلات دیگر مثل گسترش فساد و پارتی بازی را نیز افزود که بسیاری از جوانان را از دست یابی به حقوق حداقلی بازمی دارد. به همین دلیل ایجاد فرصت برابر برای شهروندان و پناهجویان در راستای درک نسل جوان امروزی ضروری است».

 

آینده مبهم

ارزیابی تلفات جانی و خسارات مالی گسترده بر اثر نبردهای جاری در کشورهای عربی دشوار است چرا که این جنگ ها متاسفانه هنوز ادامه دارند. اما حالا مشکلات درباره عملیات بازسازی در کانون توجه قرار گرفته است. جنایت های متعدد و کشتار در نبردهای جاری منجر به بروز نسل بی سواد با مشکلات روحی و روانی متعدد شده اند. دو دستگی در میان نسل جدید به اندازه ای است که جوامع نمی توانند بر آن غلبه کنند.

ما در شرایط بی سابقه ای قرار داریم و نیاز مبرم برای ایجاد راهکارهای بین المللی و مشترک داریم. ما با ارائه خدمات بهداشتی و آموزشی برای نسل جدید تنها می توانیم زیرساختارهای لازم برای عملیات بازسازی را ایجاد و امید را در میان کودکان احیا کنیم و امکانات پرورشی و سلامت را در اختیار همه آنها قرار دهیم.

 


Subscribe to the discussion