سه نشست مهم در سعودی

آمریکا نسبت به تهدیدهای ایران بی اعتنا نباشد

هر بار که تنش میان ایران و آمریکا بالا می گیرد همه در مورد جنگ قریب الوقوع و فراگیر گمانه زنی می کنند. جنگی که نقشه جغرافیایی منطقه را تغییر می دهد. اما اظهارات تنش آمیز به سرعت فروکش کرده و گفتگوهای دو جانبه علنی یا پشت درهای بسته آغاز می شود. حالا همه می دانیم که کانال های ارتباطی غیر علنی و پشت پرده نقش محوری در تنظیم روابط بین الملل و اوضاع منطقه ای دارند. مناسبات بین دو کشور گاهی به ظاهر در مسیر معینی قرار دارد اما پشت پرده اتفاقات دیگری روی می دهد. این در مورد تنش در مناسبات ایران و آمریکا صدق می کند. پرزیدنت دونالد ترامپ در اوایل مه 2018 از برجام خارج شد و تحریم ها علیه ایران برگشتند. او از برجام به عنوان فاجعه یاد کرد. جدل و تنش لفظی بین مسئولان دو کشور بالا گرفت تا جایی که همه نفس خود را به انتظار جنگ تمام عیار و حمله آمریکا به تاسیسات استراتژیک ایران در سینه حبس کردند. این تنش ها همزمان با ارسال ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بالا گرفت. آمریکا گفت 1500 نیروی اضافی به منطقه می فرستد.

اما اظهارات پرزیدنت دونالد ترامپ آرامش نسبی در فضای پرتنش ایجاد کرد. او گفت «امیدوارم آمریکا در مسیر رویارویی با ایران قرار نگیرد». ترامپ در مناسبت دیگری یاد آور شد «من شهروندان ایرانی فراوانی را می شناسم که عالی هستند. ایران می تواند با همین حکومت یک کشور عالی باشد.. ما به دنبال تغییر رژیم نیستیم.. ما به دنبال از بین بردن تسلیحات هسته ای هستیم.. می خواهم با ایران راه بیایم..»

این اظهارات بیانگر نرم تر شدن لحن تند آمریکایی ها است. البته این چرخش پرسش های فراوانی درباره انگیزه های آن مطرح کرده است. مناسبات ایران و آمریکا بعد از انقلاب 1979 با فراز و فرود همراه بوده است. تنش بین دو کشور به مساله گروگان گیری در سفارت آمریکا در ایران محدود نمی شود.

گفتمان ایران و واکنش مسئولان کشور به تهدیدهای آمریکا موجب مبهم تر شدن موضع ایران شده است. ایران به جای تهدید آمریکایی ها به تهدید کشورهای عربی می پردازد. بازوها و شبه نظامیان تابع ایران در برخی کشورهای عربی مثل سوریه و عراق و یمن و لبنان و بحرین فعالیت می کنند. ایران همچنین از گروه های تروریستی در کشورهای دیگر مثل اخوان المسلمین در مصر حمایت می کند. اخوان المسلمین در فهرست گروه های تروریستی مصر قرار گرفته است. ایران در واکنش به افزایش تحریم های آمریکا کشورهای عربی را مورد هدف قرار داد. چهار کشتی در آب های سرزمینی امارات هدف عملیات خرابکارانه قرار گرفتند. حوثی ها (بازوی ایران) به دو ایستگاه پمپاژ نفت در سعودی حمله کردند.

البته فعالیت تنش زای ایران به اینجا محدود نشد. به هر حال، دولت آمریکا باید رویکرد قاطعانه تری در برخورد با توسعه طلبی و مداخله جویی ایران در کشورهای منطقه در پیش می گرفت. همانطور که گفته شد آمریکا در موارد متعددی با خودداری از رویکرد قاطعانه فرصت مناسبی برای افزایش نفوذ و دخالت ایران ایجاد کرد. می توان به دو دلیل مهم در مساله تعلل آمریکا در برابر ایران اشاره کرد: نخست: نفوذ گسترده لابی ایران در آمریکا. درست است که لابی ایران در آمریکا از قدرت آشکار لابی یهودی و ارمنی برخوردار نیست اما نقش مهمی در ارائه تصویر بهتر از ایران در آمریکا ایفا می کند. جمعیت ایرانیان مقیم آمریکا بیشتر از سه میلیون نفر است. 5 درصد این افراد در آمریکا متولد شده اند. سرمایه ایرانیان مقیم آمریکا بالغ بر 400 میلیارد دلار است. ایرانیان آمریکا مالک بیش از 320 شرکت بزرگ و از جمله سهامداران در بیش از 450 شرکت هستند. لابی ایران در آمریکا عمدتا در مراکز پژوهشی و نهادهای رسانه ای و نیز مراکز تصمیم گیری قرار دارد. لابی ایران در آمریکا از طریق نهادهای غیر دولتی و سازمان های سیاسی و مدنی و شرکت های تجاری که منافع اقتصادی مشترک با رژیم ایران دارند فعالیت می کند.

مهم ترین لابی های رژیم ایران در آمریکا عبارتند از: شورای ملی ایرانیان آمریکا که یکی از موسسات ایرانی پرنفوذ به شمار می رود. در سایت شورای ملی ایرانیان آمریکا گفته شده که این موسسه از رژیم ایران حمایت نمی کند و به دنبال ایجاد روابط نزدیک بین مردم آمریکا و ایران و نه حکومت های دو کشور است. اما به هر حال شورای ملی ایرانیان آمریکا نقش مهمی در هماهنگی بین مقام های ایرانی و آمریکایی و نیز در امضای برجام ایفا کرده است. کانال ها و سازمان های ایرانی متعددی در دوره باراک اوباما در آمریکا راه اندازی شدند که در امضای برجام سهیم بودند.

گفتنی است لابی ایران در آمریکا با انتشار اخبار دروغین برای ساختن یک چهره خوب از جمهوری اسلامی تلاش می کنند. مهم ترین ادعاهای مطرح شده توسط این نهادها از این قرارند:

-ایران یک قدرت مطرح به شمار می رود و نمی توان این کشور را از تحولات سیاسی –گفتگو یا توافق – حذف کرد. این نهادها به تجربه آمریکا در عراق و نقش ایران اشاره می کنند.

-ترویج ایده فضای دوستی و محبت مردم ایران نسبت به مردم آمریکا. نتایج نظرسنجی نشان می دهد که 51 درصد مردم ایران نظر مثبتی نسبت به آمریکا و دیدگاه خصمانه نسبت به کشورهای عربی دارند.

 -گروه های افراطی سنی گرایش غرب ستیزی دارند نه گروه های شیعی. آنها استدلال خود را با وجود گروه هایی مثل القاعده و داعش توجیه می کنند.

 

دوم: شرایط ناگوار کنونی در کشورهای عربی. کشورهای عربی در بدترین شرایط تاریخی قرار دارند و هر کدام از آنها به دلایل خاصی با تهدید وجودی روبرو هستند. این تهدید دامن کل جهان عرب را گرفته است. این شرایط نامساعد فرصتی برای آخوندهای ایران به وجود آورد تا برای دست یابی به رویای دیرینه یعنی تشکیل امپراتوری فارسی از طریق ضربه به امت عرب فعالیت کنند. در چنین شرایطی، کشورهای عربی پیشرو مثل مصر و سعودی و امارات نباید دست روی دست بگذارند و نظاره گر جنگ افروزی در منطقه عربی باشند. این کشورها باید مواضع قاطعانه و موثرتری برای تعامل با این چالش ها و مشکلات در پیش بگیرند.

با توجه به دو دلیل یاد شده می توان نتیجه گیری کرد که ایران رویکرد موفقی در به کارگیری بازوها و هسته های تابع خود در کشورهای عربی داشته و از سوی دیگر توانسته از لابی خود در آمریکا بهره ببرد. به همین دلیل، رژیم ایران قادر به تداوم مداخله گری در امور منطقه شده است و دولت پیشین آمریکا در قبال ایران کوتاه آمده بود. البته نقش عمده لابی ایران از طریق کانال های ارتباطی غیر رسمی تعریف می شود که نقش اصلی در تنظیم مناسبات دو جانبه را بر خلاف دیدگاه های علنی ایفا می کند.

سعودی با آگاهی کامل از رویکرد واقعی رژیم ایران به این نتیجه رسید که رویارویی با دخالت ها و اهداف توسعه طلبانه ایران تنها با همکاری قدرت های عربی و اسلامی امکان پذیر است. چنانچه این همکاری و هماهنگی صورت نگیرد مساله برجام دوباره تکرار خواهد شد. توافقی که توسط گروه 5+1 (اعضای شورای امنیت و آلمان) به نیابت از جامعه جهانی با ایران امضا شد. توافق هسته ای بستر مناسبی برای ایران ایجاد کرد تا ضمن ایجاد بی ثباتی و ناامنی نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش دهد.

حکومت ایران نقش عمده ای در بحران سوریه و یمن ایفا می کند. علاوه بر این، ایران کنترل اوضاع عراق را در اختیار دارد. این بدین معناست که جامعه بین المللی در راستای امضای برجام منافع کشورهای عربی را نادیده گرفت.

دو اجلاس رهبران کشورهای خلیج و عربی به دعوت کشور سعودی در 30 و 31 می 2019 برگزار شد. این دو نشست همزمان شدند با اجلاس سران کشورهای اسلامی. مکه برای نخستین بار میزبان نشست های سه سازمان بزرگ منطقه ای (اتحادیه عرب در نشست سران عرب و شورای همکاری خلیج در نشست سران خلیج و سازمان همکاری اسلامی در نشست سران کشورهای اسلامی) بود. محور اصلی اجلاس سه گانه تاکید بر وحدت و همکاری کشورهای خلیجی و عربی و اسلامی برای رویارویی با عوامل تهدید کننده امت عرب و اسلام بود.

نشست های سه گانه مکه سرآغاز مسِئولیت پذیری رهبران جهان عرب و اسلام به شمار می رود. شرکت کنندگان در این سه نشست بر این نکته اتفاق نظر داشتند که رویکرد ایران تهدیدی برای امنیت ملی عربی به شمار می رود. وحدت کلمه حداقلی برای متوقف کردن برنامه های ایران ضروری به نظر می رسد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج در جبهه مقدم این رویارویی قرار دارند. عدم موضع گیری یا حتی التزام بی طرفی به مصلحت کشورها و مردم نیست.

گفتنی است که دعوت سعودی از کشورها برای برگزاری اجلاس فوق العاده در راستای رویارویی با رویکرد ایران به معنای عقب نشینی سعودی از مواضع پیشین و یا دستکم گرفتن تهدیدهای ایران نیست. در حالیکه دولت سعودی همواره رویکرد ثابت برقراری امنیت و صلح و ثبات را دنبال می کند مداخله گری و ستیزه جویی ایران در کشورهای منطقه ادامه دارد. منطقه به دلیل رویکرد ایران در چهل سال گذشته در شرایط جنگی قرار دارد. از سوی دیگر، سعودی در چند سال گذشته همواره بر مذاکره و گفتگو با رژیم ایران تاکید کرده است اما حکومت ایران همواره جنگ طلب بوده و نه صلح خواه.

سعودی به دلیل تداوم رویکرد تخریبی حکومت ایران نمی تواند دست روی دست بگذارد. عادل الجبیر وزیر مشاور در امور خارجه سعودی گفت «ریاض به دنبال جنگ نیست.. اما به تهدید و اقدام نظامی طرف دیگر با قاطعیت و اقتدار پاسخ می دهد».

دولت سعودی در چندین سال گذشته نشان داده که در ائتلاف سازی قدرت های جهانی و عربی و اسلامی دست بالا را دارد و می تواند از سرزمین و مقدسات اسلامی دفاع کند.

خلاصه اینکه مناسبات بین المللی بر اساس منافع و نه اصول تنظیم می شوند. از این رو، کشورهای عربی به ویژه کشورهای پیشرو (مصر و سعودی و امارات) باید سیاست های پراگماتیک تری در روابط خود با قدرت های بین المللی و نیز در خصوص دخالت های ایران در منطقه در پیش بگیرند. به اینها باید اهمیت تحکیم و گسترش همکاری و هماهنگی مشترک در پرتو مشکلات روز افزون را افزود. مشکلات پیچیده ای که باید راهکارهایی برای آن ایجاد کرد. در بیانیه پایانی اجلاس فوق العاده سران کشورهای عربی در تاریخ 30 مه 2019 به این مشکلات اشاره شده است. بیانیه پایانی نشست ها اقدامات ستیزه جویانه شبه نظامیان حوثی در سعودی و پرتاب موشک های بالستیک ایرانی از خاک یمن به سعودی و دخالت های ایران در امور بحرین و حمایت از گروه های تروریستی در بحرین و دخالت ایران در بحران سوریه و ضربه به یکپارچگی سوریه و نیز تداوم اشغال جزایر سه گانه امارات توسط ایران را محکوم کردند. این بیانیه ها همچنین بر لزوم همبستگی و اتحاد کشورهای عربی در برابر دخالت های آشکار ایران تاکید کردند. بیانیه پایانی نشست فوق العاده سران کشورهای خلیج نیز تفاوت چندانی با بیانیه دو اجلاس دیگر نداشت. بیانیه پایانی این نشست نیز ضمن محکوم کردن حمله های شبه نظامیان تروریستی حوثی در خاک سعودی گفت حمله به 4 کشتی تجاری در آب های سرزمینی امارات امنیت تردد کشتی ها در این منطقه را در معرض تهدید قرار می دهد و موجب ناامنی در منطقه و جهان و بی ثباتی بازار نفت می شود. شرکت کنندگان در این نشست بر همکاری و همبستگی کشورهای عضو شورای همکاری با سعودی برای رویارویی با تهدیدهای تروریستی تاکید کردند.

 


Subscribe to the discussion