گفتگوی المجله با همسر احمدرضا جلالی؛ پزشک ایرانی محکوم به اعدام

 سه سال از زندانی شدن احمدرضا جلالی، استاد، پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و پزشک ایرانی سوئدی می گذرد که از سوی مقام های جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است. جلالی متهم است که با همکاری با «موساد»(سازمان اطلاعات و وظایف ویژه اسراییل) وانتقال اطلاعات مربوط به دانشمندان هسته‌ای ایران، «مسعود علیمحمدی» و «مجید شهریاری» به اسرائیل، زمینه ترور آنها را فراهم کرده است.
پیش تر در اردیبهشت سال ۹۱ جمهوری اسلامی، مجید جمالی فشی را با همین اتهام در ارتباط با ترور مسعود علی‌محمدی اعدام کرده است.

 این استاد دانشگاه که در دانشگاه‌های بلژیک، ایتالیا و سوئد تدریس کرده است در سالهای اخیر به دعوت نهادهای علمی و پژوهشی ایران برای شرکت در برنامه های تحقیقاتی و آموزشی به این کشور سفر می کرد، در جریان آخرین سفر خود که به دعوت دانشگاه‌ تهران برای برگزاری یک کارگاه مدیریت بحران به ایران سفر کرده بود در پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵ در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

این چهره علمی در ویدئویی که در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷ از شبکه های مختلف تلوزیون ایران بارها پخش شد در مقابل وعده آزادی ازسوی بخش ضدجاسوسی وزارت اطلاعات ایران مقابل ضبط این ویدئو اعتراف کرد که اطلاعات مربوط به دو دانشمند هسته‌ای ترور شده ایران را در اختیار موساد قرار داده است.

دو ماه پیش از انتشار این فیلم، دکتر جلالی از داخل زندان اوین، نامه‌ای به زبان انگلیسی نوشت و در آن نامه افشاگرانه توضیح داد که به دلیل شکنجه های جسمی و روحی بازجویان مجبور به اعتراف به همکاری با دولت اسرائیل شده است:«تیم بازجویی وزارت اطلاعات برایش مهم نبود که من چه چیزهای را توضیح می‌دهم. آن‌ها من را در یک سلول انفرادی به اندازه‌ سه در پنج در بند ۲۰۹ انداختند و بارها من را شکنجه روحی و جسمی کردند، تهدید و تحقیرم کردند، دروغ به من گفتند و همچنین اجازه دسترسی به وکیل را به مدت هفت ماه نداشتم، چیزی که منجر به اعترافات اشتباه من و ساختن فایلی از دروغ ها و اتهامات بی‌اساس و بدون سند و دلیل از جرم شد.»

ویدا مهران نیا؛ همسراین پزشک زندانی ایرانی سوئدی به المجله می گوید:«ما در سال ۲۰۰۰ بود که برای ادامه تحصیل به سوئد آمدیم من در اینجا کارشناسی ارشد بیوشیمی خواندم. احمدرضا پی اچ دی در یکی از دانشگاه های سوئد پذیرفته شده بود، آمدیم اینجا سال ۲۰۱۳ بود که برای مدرک فوق دکترا به ایتالیا رفتیم و اکتبر ۲۰۱۵ دوباره برگشتیم به سوئد، بعد از مدتی از ایران او را دعوت می کردند به کارگاه های آموزشی مختلف، احمدرضا می رفت و می آمد مشکلی هم برایشان ایجاد نمی شد حتی آن سالی که دستگیر شد قرار بود تابستان در تبریز یک کارگاه دیگر داشتند و پیگیر بودند که چرا نیامده و من چندین ماه به هیچ کسی نگفته بودم که دستگیر شده به این خاطر که فکر می کردیم اشتباهی صورت گرفته و به زودی او را آزاد می کنند.» 

احمدرضا جلالی در آخرین سفرش به ایران، درست سه روز پیش از بازگشت به سوئد ناپدید می شود. همسر وی با اشاره به «سه ماه زندان انفرادی» همسرش و شرایط نگهداری او در مدت بازداشت یادآورشد:«همسرم به دعوت دانشگاه تهران به ایران رفته بود به مدت دو هفته کارگاه داشتند، متاسفانه دستگیر شدند تا ۱۰ روز نمی دانستیم کجا هستند بعد همکارانش پیگیر شدند، فهمیدیم که ماموران وزارت اطلاعات هنگام رانندگی در جاده تهران کرج او را دستگیر کرده اند، سه ماه کامل در انفرادی بود، بعد از این مدت تا هفت ماه همراه با چند زندانی دیگر در بند ۲۰۹ زندان اوین بود و تا هفت ماه اجازه دسترسی به وکیل نداشت، بعد از این که بازجویی ها تمام شد در مرحله بازپرسی، اجازه دادند وکیل بیاید خانم طاهری البته چندین وکیل را انتخاب کردیم آنها قبول نکردند. خانم طاهری در جریان بازپرسی بود و پرونده از مرحله بازجویی خارج شده بود حتی آقای قناعت کار؛ بازپرس ویژه پرونده به همسرم گفته بود مطمئنم که تو در ترور دانشمندان هسته ای شرکت نکرده ای، اطلاعاتی نبوده که تو بدهی ولی متاسفانه اشتباهی که کردی این بوده وقتی عوامل وزارت اطلاعات از تو سوال کرده بودند تو جواب داده بودی که من هیچ نوع اطلاعاتی ندارم و این را با وزارت اطلاعات در میان نگذاشتی. در صورتی که احمدرضا زمانی که یک بار در سال ۲۰۱۳ به ایران رفته بود لب تابش را دزدیده بودند او به وزارت اطلاعات اطلاع داده بود  و آنها گفته بودند تو هیچ گونه اطلاعاتی نداری که نگران باشی مشکلی نیست.»

خانم مهران نیا در مورد شرایط جسمی همسرش توضیح دادد:« بعد یک سال از زندانی شدنش وقتی بارها تهدید شده بود برای اعدام تصمیم گرفت شروع به اعتصاب غذا کند قبل از این که در واقع دادگاهی تشکیل شود او را تهدید به اعدام می کردند، اعتصاب غذا کرد، دو بار؛ یک بار ۴۴ روز و یک بار ۴۳ روز، کلا ۸۷ روز اعتصاب غذا داشت، در این مدت وزن زیادی را از دست داد، ۸۲ کیلو بود دقیقًا وقتی که به زندان اوین منتقل شده بود، اما وقتی که اعتصاب غذا کرده بود شده بود ۵۲ کیلو. .بعد از مدتی مجبور شد وکیلش را عوض کند چون به او فشار آوردند که باید وکیلت را عوض کنی آقای صلواتی، (قاضی دادگاه) اجازه نداد که وکیل همسرم؛ خانم طاهری در دادگاه شرکت کند به خاطر همین فشار آوردند که وکیلش راعوض کند وکیلی که گرفته بودند آقای دریابیگی بود که نه تنها هیچ کمکی به احمدرضا نکرد بلکه در واقع رابط وزارت اطلاعات بود.»

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران  در مهرماه ۱۳۹۶ این پژوهشگر ۴۷ ساله را به اتهام محاربه و انتقال اطلاعات محرمانه از طریق جاسوسی و همکاری با دولت متخاصم؛ اسرایئل  به اعدام محکوم کرد و دیوان عالی نیز درخواست بازبینی در حکم را ظرف کمتر از یک ساعت رد کرد.

همسر دکتر جلالی در این مورد می گوید:« تقریباً یک سال و نیم بعد، سبتامبر ۲۰۱۷ بود که حکم اعدام گرفت، برای اولین بار درخواست اعاده دادرسی کرد و به حکمش اعتراض کرد وقتی که به حکمش اعتراض کرد بدون این که به دیوان عالی کشوربفرستند توسط دو نفر مستشار سریعاً امضا شده بود و دوباره حکمش تایید شد و تا الان این حکم سرجایش هست و هنوز تغییری در حکم ایشان ایجاد نشده است. در حال حاضر ایشان وضعیت جسمی و روحی خیلی بدی دارد، الان بعد از آخرین اعتصاب غذا شروع به غذا خوردن کرد، وزنش شده بود ۶۲ کیلو ولی الان وزنش دوباره به ۵۱ کیلو رسیده است، او اصلاً نمی تواند غذا بخورد، حالش خوب نیست و نزدیک یک سال و نیم است که ما درخواست انتقال او به بیمارستان را داده ایم به او اجازه بدهند تا از خدمات درمانی استفاده کند، تا الان از این کار ممانعت شده است. همسرم یک بار مشکل فتق داشت به صورت اورژانسی دو روزه برای عمل او را به بیمارستانی در تهران بردند و دوباره به زندان برگرداندند ولی الان چون دچار کمبود شدید گلبول های سفید است کلسترول شان بالاست و باید توسط پزشکان متخصص انکولوژی مورد معاینه قرازگیرد.»

وی در مورد اتهام نسبت داده به همسرش مبنی بر جاسوسی و همکاری با موساد توضیح می دهد:« ایشان هیچ نوع سفری به اسراییل نداشته نه با موساد و نه کس دیگری مربوط به اسراییل ارتباطی نداشته است، ولی متاسفانه این اتهام را به او نسبت داده اند و من نمی دانستم ولی بعدها شنیدم به هر کسی که در ایران دستگیر می شود اولین اتهامی که به او نسبت می دهند همین است یعنی رابطه با موساد.»
ویدا مهران نیا با بیان این مطلب که همسرش تاکنون هیچ تحقیقاتی در رابطه با مسائل هسته ای ایران نداشته است ادامه می دهد:« همسرم در واقع پزشک هسته ای است و در مورد مدیریت حوادث غیرمترقبه تحقیق می کرده و هیچ نوع دسترسی به اطلاعات محرمانه که در ایران وجود داشته نداشته است، اساساً کسی که پزشک هسته ای است ارتباطی با این مسائل ندارد و در ضمن هیچ نوع اطلاعات محرمانه ای در اختیار ایشان وجود نداشته است.»

به گفته همسر دکتر احمدرضا جلالی؛  سازمان انرژی هسته ای ایران هم هیچ تماسی با ایشان نداشته است، قبل از این که ما از ایران خارج شویم  همسرم در ارتباط با پروژه های پزشکی با سازمان انرژی هسته ای ایران همکاری کرد ولی بعد از خروج از ایران خیر هیچ نوع ارتباطی دیگر وجود نداشت، هیچ نوع پروژه طبقه بندی شده یا فعالیتی با این سازمان نداشت.
خانم مهران نیا که به گفته خودش پیش از خروج از ایران در سازمان انرژی اتمی به عنوان کارشناس شیمی در آزمایشگاه آنالیز یک کار معمولی داشته است ادامه می دهد:« بعضی مواقع با همسرم به ایران می رفتم ولی در آخرین سفر چون بچه های ما در اینجا به مدرسه می رفتند من با او نرفتم. چهل روز قبل از سفر آخر همسرم همراه با بچه هایم  به ایران رفته بودم  و ۱۰ روز ماندم و برگشتم، بعد از بازگشت ما همسرم به ایران رفت برای برگزاری کارگاه آموزشی که ماموران وزارت اطلاعات دستگیرش کردند. خدا را شکر که در سفر آخر با او نرفتم چون این احتمال وجود داشت که من هم مثل او بازداشت و روانه زندان شوم.»

احمدرضا جلالی و ویدا مهران نیا صاحب دو فرزند یک دختر شانزده ساله و یک پسر هفت ساله هستند. همسر دکتر جلالی در مورد شرایط روحی فرزندانش می گوید:« بچه های من شرایط روحی مناسبی ندارند پسرم هر روز منتظر دیدن دوباره پدرش هست و هر وقت با پدرش تلفنی صحبت می کنم به من می گوید کی برمی گرده؟ پسرم وقتی پدرش به زندان افتاد چهارساله بود و الان هفت ساله است سه سال است که پدرش را ندیده، دخترم چون بزرگ تر است شرایط پدرش را می داند ولی پسرم هیچ چیزی در مورد شرایط پدرش نمی داند و نمی داند کجاست فقط فکر می کند که او در ایران کار می کند.»

همسر دکتر جلالی که می گوید پیگیری های مادر همسرش در ایران  به هیچ نتیجه ای نرسیده است پرونده همسرش را از طریق مجامع بین‌المللی دنبال می‌کند.« من هم خودم هم بارها  به آقای روحانی؛ رییس جمهور و معاون ایشان آقای ظریف نامه نوشته ام،  آنها نه تنها جواب نامه های من را نداده اند بلکه به دولت سوئد هم تا الان پاسخی نداده اند یک بار درخواست کردند که آقای دکتر جلالی که تابع کشور سوئد هستند اجازه بدهند تا سفیر سوئد ملاقاتی با او داشته باشد تا الان این اجازه را هم به آنها نداده اند. همین طور اتحادیه اروپا بارها پیگیر پرونده همسرم بوده است. دولت بلژیک هم همین طور چون همسرم استاد میهمان در یکی از دانشگاه های این کشور بوده است و چون در ایتالیا به عنوان محقق کار می کرده دولت ایتالیا نیز بارها پیگیر پرونده ایشان بوده و هست ولی تا الان هیچ جوابی نگرفتیم. »

او ابراز امیدواری می کند که پرونده همسرش مورد بازبینی قرار بگیرد:« امیدوارم قبل از این که دیرشود و اتفاق بدی برای همسرم رخ بدهد مقامات ایران پرونده ایشان را مورد تجدید نظر قرار بدهند و دستور آزادی او را صادر کنند چون .واقعا همسرم بی گناه است. ۲۵ آوریل گذشت و تا امروز سه سال است که همسرم را ندیده ام.
 


Subscribe to the discussion