حلمی التونی؛ طراح پیشرو جلد کتاب کودک در جهان عرب

المجله: صفاء عزب حلمی التونی هنرمند هنرهای تجسمی گفت «مردم مصر بعد از انقلاب 2011 دستخوش ناامیدی و سرخوردگی شدند». او در گفتگو با «المجله» افزود «فعالیت خود را بعد از انقلاب 2011 در مصر آغاز کردم تا بتوانم اندکی از فشار بر مردم بکاهم و موجی از شادی برای آنها به همراه بیاورم». حلمی التونی با اینکه هشتاد و پنج ساله است اما هنوز سرشار از ایده های نوآورانه و خلاقانه بوده و هنوز مخاطبانش انتظار نمایشگاه های هنری سالانه اش را می کشند. "المجله" سری به آتلیه نقاشی حلمی زده تا از نزدیک تابلوهای نقاشی و رنگ هایش را مشاهده کند و نیز گفتگویی با او انجام داد. متن گفتگو به شرح زیر است: چطور رویدادهای جاری در پیرامون بر جهت گیری های هنرمند و تغییر سبک نوآوری هایش تاثیر می گذارد؟ آیا باید رویدادهای تلخ و شیرین بر هنر و نوآوری های هنرمند تاثیرگذار باشند؟ بی گمان، رویدادهای جاری بر همه تاثیر گذار است و هنرمند هم بخشی از همین محیط پیرامونی است. این رویدادها همواره الهام بخش من هستند اما در کارهایم رویدادهای غمناک را به رویدادهای فرح بخش تبدیل می کنم. این وظیفه را از سال 2011 یعنی بعد از انقلاب مصر تا کنون به گردن گرفته ام. فکر می کنم که فضای سرخوردگی و ناامیدی و شرایط اقتصادی بد کشور را فرا گرفته است. اما هنر نباید این فضا را بازتاب دهد. هنرمند باید تا جایی که باید ارزش های انسانی را بازتاب دهد. این فرار از واقعیت نیست بلکه تلاشی است برای کاهش فشار بر مردم و به آنها فرصت داد تا نفس بکشند. به همین دلیل بنده همواره تلاش می کنم تا با کارهایم شادی را به مردم منتقل کنم. وقتی تابلوهایی درباره زیورآلات زنان و میوه ممنوعه که با اندیشه ازلی درباره گناه و خروج از بهشت ارتباط دارند نقاشی می کنم از چارچوب تراژدیک متعارف درباره میوه ممنوعه فاصله می گیرم و به دنبال بخش فرح بخش ماجرا می گردم تا شادی را به مخاطبان منتقل کنم. گویا در کارهایتان بیشتر روی زنان تمرکز می کنید. چرا تابلوهای نقاشی شما با زن گره خورده است؟ تصور می کنم که من «نقاش زن» هستم دقیقا مثل نزار قبانی که شاعر زن و احسان عبد القدوس که نویسنده زن است. من اتفاقا از این لقب خوشحالم چرا که دنیا بدون زن یعنی هیچ. زن همه چیز است و به همین دلیل، زنان به تابلوهای نقاشی من با تم های متفاوت رخنه می کنند. یک نمایشگاه با موضوع زن و میوه و دیگری را به نقاشی چهره زن اختصاص دادم. زن در طول 35 سال گذشته که حرفه روزنامه نگاری را رها کردم و وارد هنرهای تجسمی شدم موضوع تابلوهایم بوده که او را با شیوه ها و مدل های گوناگون نقاشی کردم. نمایشگاه نقاشی چهره زن با عنوان «چهره های گوناگون زنان» 8 مارس 2019 برگزار شد. آیا همه تابلوها در این نمایشگاه نقاشی پرتره است؟ چهره های نقاشی خیالی هستند که آنها را با نگاه هنرمندانه می کشم و به زن خاصی تعلق ندارند. نقاشی پرتره به درخواست صاحب چهره انجام می شود. اما تابلوهای من عبارتند از چهره زنان و هویت صاحب چهره ها معلوم نیست. چگونه روحیه نوآوری را در تابلوهایتان در 60 سال گذشته حفظ کردید؛ به ویژه اینکه فضای یاس و ناامیدی در جهان پیرامون ما گسترش یافته است؟ من حالا 85 سال دارم و هنوز نقاشی می کنم. خیلی از همسن و سالانم یا حتی کوچکتر دچار یاس و ناامیدی شده اند. من هم شخصا یاس و ناامیدی را تجربه کردم. ای کاش که ما حالا شرکت هواپیماسازی داشتیم اما نتوانستیم حتی یک دوچرخه تولید کنیم. بی گمان این ناامید کننده است. اما من با کارهای هنری ام با چنین فضایی مبارزه می کنم. من عاشق چالش و سرسختی هستم و شکست را نمی پذیرم. هنر از پژمردگی جلوگیری می کند و همین به من در این سن و سال انرژی می بخشد. هنر مبتنی بر نوآوری و مهارت است. این دو ویژگی تنها منحصر به هنر نیست بلکه از خصایص کشور نیز هست. آینده مردم کشورهای عربی را در سایه تنش ها و نبردهای کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟ تصور می کنم شرایط کنونی کشورهای عربی مثل کابوسی است که روزی پایان می پذیرد. رویدادهای جاری به فکر هیچ کس خطور نمی کرد. چه وقت از این کابوس بیدار می شویم؟ وقتی که به آگاهی مناسب برسیم. آموزش کلید پیشرفت مردم است و نمونه های واقعی فراوانی در کشورهای گوناگون در این زمینه وجود دارند. در خصوص آموزش، آیا گفته شما تنها محدود به آموزش در زمینه هنرهای زیبا است؟ آیا جنبش هنری در کشورهای عربی را دنبال می کنید؟ مشکل ما در مصر این است که با افزایش کمی روبرو هستیم نه ارتقای کیفی. خیل کثیری از دانشجویان بدون برخورداری از سطح علمی مناسب از دانشکده های هنر فارغ التحصیل می شوند. به یاد دارم که در سال 1953 حدود 23 نفر از جمله بنده فارغ التحصیل شدیم اما تنها دو سه نفر وارد فعالیت هنری شدیم و آن را به طور جدی دنبال کردیم. ما به هنرمندان واقعی نیاز داریم اما متاسفانه نظام آموزشی ما اشکالاتی دارد. جنبش هنری در جهان عرب را با توجه به وقتم دنبال می کنم. هنرمند متعهد تا چه اندازه باید به قید و بندهای ناشی از ارزش ها و آداب و رسوم جوامع شرقی توجه کند؟ به نظر من، هنر باید از بایدها و نبایدها به دور باشد. اگر هنرمند بر اساس این معیار فعالیت کند هنر تولید نمی کند. آیا خود شما در تابلوهایتان از باید و نبایدها پیروی می کنید؟ نخست اینکه، باید و نبایدها دو دسته هستند یکی اخلاقی و دیگری حرفه ای هنری. من همواره از باید و نبایدهای حرفه ای پیروی می کنم. هنرمند باید از اصول اخلاقی اش پیروی کند و نه عوامل بیرونی. اما شورش یکی از ویژگی های هنرمندان است. شورش و عدم پذیرش واقعیت و ساز و کارهای کهنه منجر به پیشرفت و دستاوردهای علمی و صنعتی شد. آیا باید نامش را شورش گذاشت یا هدف گرایی؟ این شورش و نارضایتی است. اینجا مساله مهمی مطرح می شود. گفته می شود رضایت فضیلت است اما مبالغه در آن منجر به ایجاد فضای جمود و ارتجاع و پسگرد می شود. علم و دانش تنها راهکار این مشکل است. آموزش و آگاهی تنها محدود به صنایع و فناوری و انرژی هسته ای و شیمی و غیره نیست بلکه حوزه تاریخ را نیز در برمی گیرد. مشکل ما این است که متاسفانه به تاریخ توجه نمی کنیم و آن را نادیده می گیریم و اصلا شناختی از آن نداریم. مقام های رسمی فراوانی هستند که شناختی با تاریخ ندارند. تاریخ گنجینه ای از درس هایی است که ما را از تکرار اشتباه بازمی دارند. گروهی می گویند که نباید به تاریخ توجه کرد و مهم همان آینده است. واقعیت این است که باید از تاریخ درس گرفت تا از تکرار اشتباه های گذشته در آینده جلوگیری کرد و بدین ترتیب آینده روشنی ترسیم کرد.   هنرمندان تا چه اندازه تحت تاثیر فضای سیاسی قرار می گیرند؟ به عنوان مثال، کشورهای عربی در دهه شصت میلادی شاهد رونق هنری و فرهنگی چشمگیری بودند اما آزادی با قید و بندهای گوناگون روبرو بود. بله درست است. در آن دوره، محدودیت هایی وجود داشت اما فعالیت های هنری پررونق بودند. رویاهای فراوانی در آن دوره در سر داشتیم مثل رویای ساخت سد بزرگ در مصر یا پیشرفت صنعتی و غیره. حالا صرفنظر از اینکه موفق شدیم یا خیر اما ما هدف و رویای خاصی را دنبال می کردیم. مثلا در زمینه هنری می خواستیم که به سطوح بالا برسیم و به همین دلیل همه فعالیت های هنری شکوفا شدند.   *روزنامه نگار مصری مقیم قاهره


Subscribe to the discussion