پایان دوره ریاست جمهوری میشل عون در لبنان

روزگار فروپاشی و اختلافات سیاسی به پایان رسید؟
میشل عون رئیس جمهور لبنان

دوران ریاست جمهوری میشل عون یکی از دوره های دشوار در تاریخ لبنان به شمار می رود. او ۱۳ اکتبر ۱۹۹۰ که رئیس حکومت لبنان بود پس از پرواز یک فروند جنگنده سوخوی ارتش سوریه بر فراز کاخ بعبدا و تلاش چند یگان ارتش لبنان و ارتش سوریه برای تصرف کاخ ریاست جمهوری دست به فرار زد و به مقر سفارت فرانسه در بیروت رفت و یازده ماه همانجا سکونت کرد تا اینکه دولت فرانسه به او پناهندگی سیاسی در پاریس داد و در دوره اقامتش در این شهر دست به تشکیل یک حزب سیاسی زد. میشل عون رهبر جریان ملی آزاد بود که در آن زمان با ارتش سوریه مستقر در بیروت می جنگید.

 

پرزیدنت رفیق حریری ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ ترور شد و انقلاب سدر آغاز گردید و ارتش سوریه به صورت نهایی در ۲۷ آوریل ۲۰۰۵ از لبنان خارج شد. میشل عون ۷ مه ۲۰۰۵ به لبنان بازگشت و با چرخش به سمت ائتلاف ۸ مارس که نیروهای حزب الله و هوادارانش را در بر می گیرد از ائتلاف ۱۴ مارس متشکل از نیروهای مخالف حزب الله و نزدیک به سعد حریری فاصله گرفت تا به رویای بازگشت دوباره به کاخ بعبدا جامه عمل بپوشاند.

 

میشل عون و حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان در بهار ۲۰۰۶ توافقی در کلیسای مارمیخائیل درباره ساز وکار مناسبات دو گروه امضا کردند و پس از آن بود که میشل عون و جریان ملی آزاد که آن زمان خود عون رئیس آن بود یکی از گروه های تحت پوشش ائتلاف ۸ مارس شدند. میشل عون به سراغ سمیر جعجع رقیب سرسخت خود رفت و جلسات پیاپی بین نمایندگان دو طرف تشکیل شد تا اینکه در نهایت دو طرف با امضای توافق در قلعه معروف معراب (توافق معراب) به رقابت و دشمنی و جنگ چندین ساله بین جریان آزاد ملی و گروه قوات لبنان پایان دادند. تا اینجا کارها خیلی خوب پیش می رفت و حتی بهتر از انتظار هم شد. سعد حریری رئیس وقت جریان مستقبل اعلام کرد که فراکسیون المستقبل در پارلمان در جلسه انتخاب رئیس جمهوری به میشل عون رای خواهد داد تا به خلا پست ریاست جمهوری در کشور پایان دهد. حزب الله پس از پایان دوره ریاست جمهوری میشل سلیمان در ۲۴ مه ۲۰۱۴ نمی گذاشت جلسات انتخاب رئیس جمهوری به نتیجه برسد.

 

ميشل عون رئیس جمهور لبنان و دامادش جبران باسیل

 

رئیس جمهور توافقی 

میشل عون ۳۱ اکتبر ۲۰۱۶ به عنوان رئیس جمهور لبنان انتخاب شد و خلا پست ریاست جمهوری که ۲۹ ماه طول کشید پایان یافت.

پارلمان لبنان در طول ۴۵ جلسه برای انتخاب رئیس جمهور به حد نصاب قانونی نرسیده بود چون نمایندگان ائتلاف ۸ مارس به دلیل مخالفت با دو نامزد مطرح برای تصدی پست ریاست جمهوری یعنی سمیر جعجع و سلیمان فرنجیه در جلسات شرکت نمی کردند. ۱۲۷ نماینده در جلسه انتخاب رئیس جمهور که میشل عون از جمله کاندیداها بود حاضر شدند و عون ۸۳ رای کسب کرد اما نتوانست دو سوم آرا را کسب کند.

 

جلسه دوم برگزار شد و کسب اکثریت مطلق شرط پیروزی و تصدی پست ریاست جمهوری است. عون در این جلسه موفق به کسب ۸۳ رای شد. دوران عونی از همان آغاز با تناقضات و اختلافات فراوان بین متحدان بر سر آرایش دولت و نحوه توزیع پست ها همراه بود. مقاصد جریان ملی آزاد بر ملا شد. آنها اصل مصادره دوران ریاست جمهوری و همه چیز را در پیش گرفتند. تشکیل دولت اولین تقابل بود و بعد نوبت به جا به جایی و تعیین مدیران در دستگاه های مختلف رسید. این اختلافات فزاینده جمع شدند تا اینکه جریان ملی آزاد و گروه قوات از هم فاصله گرفتند و در ۲۰۲۰ جریان المستقبل از جریان ملی آزاد فاصله گرفت.

 

چرا ائتلاف جریان ملی آزاد و جریان المستقبل و القوات به هم خورد؟

«المجله» این پرسش را با دو نفر از اعضای ارشد قوات و جریان المستقبل که وقایع آن دوران را تجربه کردند در میان گذاشته است که در زیر می آید.

 

قیومجیان: وقتی به عون رای دادیم شرایط متفاوت بود 

دکتر ریشار قیومجیان وزیر سابق و عضو شورای سیاسی حزب قوات لبنان در گفتگو با «المجله» درباره دلایل حمایت حزب قوات از نامزدی میشل عون برای ریاست جمهوری در آن زمان معتقد است «ما باید رویدادها و تحولات گذشته را با توجه به شرایط آن زمان بررسی کنیم چون نمی توان اوضاع هفت سال پیش را با شرایط کنونی مقایسه کرد».

 

قیومجیان افزود «میشل عون در آن زمان در میان مسیحیان و اکثریت نمایندگان مسیحی از محبوبیت گسترده برخوردار بوده و رهبر محبوب و اول مسیحیان به شمار می رفت. او که در ۲۰۰۵ از تبعید به لبنان برگشت اکثریت مسیحیان و از او حمایت کردند و حتی رهبر وقت مارونیان پیش بینی کرد که مسیحیان بعد از ۲۰۰۵ رهبری داشته باشند. گفتمان پوپولیستی مرگبار از ۱۹۸۸ بر لبنان حاکم شد و باعث جنگ های متعدد گردید و بسیاری از مسیحیان را وادار به مهاجرت کرد».

 

او در ادامه اضافه کرد «ضمنا آن زمان گرایش جدی برای مصالحه و آشتی بین گروه های مسیحی وجود داشت و ما بر این باور بودیم که این مصالحه مقدمه آشتی و توافق بین مسیحیان و مسلمانان خواهد بود. ما ضمن پایبندی به پیمان طائف باور داشتیم که یک حکومت فراگیر ملی برای مسلمانان و مسیحیان لبنانی باید تشکیل شود. ما داریم از یک تجربه تاریخی صحبت می کنیم و عبرتی که از آن تجربه گرفتیم این است که لبنان بدون تشکیل یک حکومت فراگیر زمین گیر می شود. باور ما این است که مصالحه و توافق می تواند به درد و گرفتاری مسیحیان خاتمه بدهد و مقدمه ای برای همگرایی بیشتر بین لبنانی ها شود. مساله مهم کنونی این است که یک جریان مسیحی از بدنه حاکمیت لبنان حذف شدند و در معرض تبعید و زندان قرار گرفتند و حزب قوات منحل شد و گروه های نزدیک به رژیم سوریه و متحدانشان قدرت گرفتند و یکه تاز شدند و تمامی پست های وزارتی و پارلمانی و مدیریتی مسیحیان را در اختیار گرفتند. این جریان پس از پایان دوره ریاست جمهوری عون ممکن است دوباره بازگردد. اکثر نمایندگان مسیحی در دوره ریاست جمهوری عون به سمت رهبران و چهره های پر نفوذ اسلامی چرخش پیدا کردند و اکثر وزیران در این دوره به سران و چهره های شاخص سنی و شیعی وابسته بودند. بازگشت قدرتمند مسیحیان پس از پایان دوره میشل عون مقدمه ای برای یک تفاهم سیاسی خواهد بود و مسیحیان را به عنوان بازیگر مقتدر و موثر در حکومت مطرح می کند. پس این مصالحه برای بازگشت قدرتمند مسیحیان به بدنه حاکمیت ضروری است. اگر دو گروه اصلی مسیحی در لبنان به همگرایی نرسند حکومت تاثیر گذار تشکیل نخواهد شد».

 

او یادآور شد «ما امیدوار بودیم که میشل عون دستکم در نیمه راه از روشی که برگزیده بود برگردد و حاکمیت ملی لبنان را احیا کند. ما تصور می کردیم که گفتمان سیاسی میشل عون خواهان حاکمیت مستقل و اصلاحات و تحول است اما او با کمال شگفتی به سمت گزینه های راهبردی حزب الله چرخش پیدا کرد. ما توافق نامه ده بندی درباره حاکمیت مستقل و تشکیل حکومت مستقل داشتیم و اگر آنها حتی نصف بنود این توافق را اجرا می کردند وضع خیلی بهتر از حال و روز کنونی بود».

 

بین بد و بدتر 

قیومجیان درباره وقایع آن دوره افزود «دکتر جعجع کاندیدای گروه ۱۴ مارس برای انتخابات ریاست جمهوری بود و نمایندگان جریان المستقبل و حزب سوسیالست ترقی خواه در جلسه رای گیری شرکت کردند تا به جعجع رای بدهند اما آن جلسه به حد نصاب نرسید. من قصد بهتان زدن به هیچ گروهی را ندارم اما عده ای در پاریس جلسه برگزار کردند و درباره کاندیداتوری سلیمان فرنجیه به توافق رسیدند و حریری از نامزدی فرنجیه حمایت کرد که البته حق دارد از نامزد دلخواهش هواداری کند. اما فرنجیه که به گفته خود او از متحدان رژیم سوریه بود و در اردوگاه ممانعت و مقاومت قرار داشت گزینه مورد نظر ما برای ریاست جمهوری نبود. ما باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب می کردیم. فرنجیه و میشل عون. میشل عون پیشینه مبارزاتی داشت و فرمانده ارتش بود. پس از او حمایت کردیم. عده ای به ما خرده گرفتند که چطور شما از فردی که می دانید فرد معمولی نیست حمایت می کنید؟ چطور شما از فردی که با پیمان طائف مخالف بوده حمایت می کنید؟ ما گفتیم که میشل عون چهره محبوب در میان مسیحیان است و همه از او حمایت کردند و خواستار مصالحه و اتحاد و تفاهم بین گروه قوات و میشل عون هستند پس این مصالحه در آن زمان ضروری بود. ضمنا ما در آن دوره رئیس جمهور نداشتیم و این پست دچار خلا بود و همه به بن بست رسیده بودند. همه این عوامل باعث شد تا گروه قوات از کاندیداتوری میشل عون حمایت کند».

 

توافق به نتیجه نرسید 

دکتر ریشار قیومجیان درباره دلایل شکست مصالحه و توافق معتقد است «شما تصور کنید وقتی دو نفر ازدواج می کنید هیچ کدام از آنها تصوری از زندگی با طرف مقابل زیر یک سقف ندارند و رفتار طرف مقابل را پیش بینی نمی کنند. این اتفاق در مورد پرزیدنت عون و جریان آزاد ملی در دوره حکمرانی و اداره نهادهای حکومتی افتاد».

 

او افزود «مفاد توافق معراب روشن و شفاف است و می گوید که پست های دولتی مسیحیان به طور مساوی بین گروه قوات و جریان آزاد ملی تقسیم می شود. ما از همان اول با جریان آزاد ملی اختلاف پیدا کردیم. آنها تمام مفاد توافق معراب را نادیده گرفتند و دولت به دلیل اختلاف نظر درباره تعداد وزیران وابسته به قوات و جریان آزاد ملی و معاون نخست وزیر که قواتی باشد یا عونی تشکیل نشد. ما درباره وزارت های کلیدی بحث نکردیم چون متقاعد بودیم که همه وزارتخانه ها کلیدی و مهم هستند. اختلافات درباره چگونگی اداره امور و رفتار با بقیه گروه های سیاسی کشور آغاز شد. جریان آزاد ملی با سنی ها و نیمی از احزاب شیعی که نبیه بری نماینده آنها بود اختلاف پیدا کردند. جریان آزاد ملی با درزی ها هم به توافق نرسید. جبران باسیل داماد رئیس جمهور با همه از در دشمنی و خصومت وارد شد و هر جا که می رفت تنش به وجود می آمد. جبران باسیل فقط با حزب الله درگیر نشد چون دو طرف به همدیگر نیاز داشتند».

 

قیومجیان درباره اختلافات گروه قوات با جریان آزاد ملی گفت «درباره بخش انرژی اختلاف نظر داشتیم. ما پیشنهاد تشکیل نهادی برای ساماندهی وظایف وزارت انرژی را دادیم که نپذیرفتند. بخش انرژی به دلیل عناد و لجاجت آنها زیان ۴۰ میلیارد دلاری برای کشور داشت. صندوق توسعه کویت پیشنهاد تامین مالی احداث دو کارخانه برق را داد اما جبران باسیل قبول نکرد چون مسئولان صندوق کویتی گفتند که ما به شرطی این پروژه را اجرا می کنیم که خود این صندوق بر اجرا نظارت کند. جبران باسیل نپذیرفت چون او می خواست که صندوق کویتی پول بدهد و به کارهای اجرایی کاری نداشته باشد. جبران باسیل می خواست بند و بست و پارتی بازی و پروژه را ماستمالی کند. البته صندوق کویتی موافق بود که شرکت اجرایی یک نهاد لبنانی باشد».

 

او در ادامه یادآور شد «این برخی از نقاط اختلاف بود. آنها مثلا با افرادی که ما برای رده های وزارتی معرفی می کردیم مخالفت می کردند. آنها همه کارمندان غیر خودی (غیر وابسته به حزب آزاد ملی) را کنار گذاشتند و رویکرد خویشاوند سالاری و حزب سالاری را در پیش گرفتند. ما با آنها درباره همه چیز اختلاف داشتم چون مساله اصلی این بود که پرزیدنت عون می خواست دامادش جانشینش شود. پرزیدنت عون برای پیشبرد این هدف خود با همه گروه ها در افتاد و حتی اختلافات به درون خانواده و دختران و دامادهایش رسید».

 

او معتقد است «مشکل اصلی پرزیدنت عون این است که او از همان سال اول روی کار آمدن نتوانست با هیچ کس به تفاهم برسد چون دغدغه اصلی او گماردن جبران باسیل در پست ریاست جمهوری بود اما رفتارهایش اشتباه بود. او می خواست همه مناصب حکومتی را به نفع جریان آزاد ملی مصادره کند اما این رفتار به نتیجه نرسید و تمام دوران ریاست جمهوری او شکست خورد تا به مرحله فروپاشی رسیدیم».

 

سلیمان فرنجیه

 

واگرایی بین حریری و باسیل

یکی از اعضای ارشد جریان المستقبل که نخواست نامش منتشر شود در گفتگو با «المجله» گفت «واگرایی بین سعد حریری و جبران باسیل از همان اوایل آغاز شد چون باسیل نمی خواست به هیچ گروه مسیحی پست وزارتی یا مدیریتی بدهد. او با گروه قوات دشمنی داشت و زیر بار اعطای مناصب حکومتی یا رده های مدیریتی به آنها نرفت و بدین ترتیب باسیل توافق معراب را زیر پا گذاشت. همین بحث و بالا گرفتن اختلافات بین دو گروه باعث شد تا شرایط پس از قیام اکتبر در ۲۰۱۹ منفجر شود».

 

او افزود «توافق درباره انتخاب رئیس جمهور و بهبود شرایط کنونی عمدتا به دلیل خلق و خو و رفتار جبران باسیل شکست خورد. او می خواست کنترل همه امور را در اختیار بگیرد».

 

این منبع خاطر نشان کرد «همین گفتمان و رفتار جبران باسیل باعث شکست طرح سیدر شد و ثبات سیاسی در لبنان به خطر افتاد. دیدگاه ها و مواضع سیاسی باسیل در دوره تصدی وزارت خارجه باعث افزایش واگرایی بین لبنان و کشورهای عربی شد و مطبوعات دنیا این موضع گیری را به ریشخند گرفتند».

 

او در ادامه خاطر نشان کرد «باسیل با رفتار سرکش گونه و فرقه گرایانه امکان هر گونه همگرایی سیاسی ملی با جریان آزاد ملی را از بین برد. اعتماد بین حریری و باسیل از ۲۰۱۸ کاملا از بین رفت. قیام مردم لبنان فرصتی برای حریری بود تا از شر باسیل در دولت رها شود و باسیل برای اینکه از بدنه قدرت حذف نشود کشور را به ورطه نابودی کشاند».

 

او در پایان گفت «شاید حضور عون و باسیل در قدرت بدترین اتفاق در تاریخ لبنان باشد».