آیا جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار دارد؟

اعتراضات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی که سومین هفته را پشت سر می‌گذارد، بزرگترین بحرانی است که جمهوری اسلامی تاکنون با آن روبرو شده است.

مردم ایران به طرز چشمگیری از سراسر ایران به پا ایستاده‌‌اند و با وجود وحشیانه‌ترین سرکوب‌ها با سردادن شعارهایی مثل «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه‌ای» می‌گویند «هدف خود نظام است» و نه هیچ چیز کمتر.

با تداوم این اعتراضات، هر روز به جمعیت معترضان در نقاط مختلف تهران، کرج و شهرهای بزرگ و کوچک ایران افزوده می‌شود. در این اعتراضات بازاریان تهران، ادارات، کارخانجات، صنایع مختلف و برخی از شرکت‌های حمل و نقل زیر دو سرفصل «سرنگونی دیکتاتور» و شعار «زن زندگی آزادی» اعلام همبستگی کرده اند. این اتحاد در حال شکل گیری است و ایران در آستانه تحولات شگفت انگیزی قرار گرفته است.

هزاران کارگر در پتروشیمی عسلویه نیز به مردم پیوستند و جان دوباره به این انقلاب بخشیده‌‌اند.

در کنار اعتراضات خیابانی، معترضان به دیوار نویسی، شعار دادن بر فراز ساختمان‌ها و بوق زدن داخل اتومبیل‌های خود ادامه می‌دهند. هرچند این حرکت‌ها به معنای پایان اعتراضات خیابانی نیست اما معترضان به خوبی می‌دانند این قوی‌ترین جنبش و بهترین فرصت است که می‌توانند تکلیف خود را با جمهوری اسلامی تعیین و نهایی کنند.

از سوی دیگر حکومت که ماهواره و شبکه‌های خارجی را محرک این خیزش عمومی و به زعم خود«اغتشاشات» می‌داند در کردستان ماشین کشتار خود را به راه انداخته است، از چند شب پیش سنندج، شهری که همواره فقط تبعیض و اعدام و گلوله و سرکوب به خود دیده را به رگبار بستند، این روزها نیروهای سرکوب، در خیابان‌های سنندج بدون وقفه شلیک می‌کنند. صدای شلیک و شعار قطع نمی‌شود. در برخی محله‌ها خانه به خانه شلیک می‌کنند این در حالی است که صبح فردای گلوله باران سنندج، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در مقابل دوربین‌ها اعلام کرد سوال و سخنی دارید بیایید گفتگو کنیم!

با این همه فعالان سیاسی و حقوق بشری درباره کشتار مردم سنندج در شرایط سکوت و قطع اینترنت هشدار می‌دهند. پیش از سنندج، ماشین سرکوب در زاهدان، حمام خون به راه انداخت و۹۰ تن از شهروندان این شهر را پس از برگزاری نمازجمعه قتل عام کرد.

از طرفی حکومت با پیشبرد سناریوهای نخ نما و مصاحبه‌های اجباری با خانواده‌های کشته شدگان سعی بر لاپوشانی و افشای قتل حکومتی کشته شدگان دارد.

 

حمایت ایرانیان مقیم خارج از خیزش سراسری ادامه دارد (گتی)

 

ایران پیش از این نیز شاهد چندین اعتراض خیابانی بوده است با این تفاوت که اعتراض‌های شهریور ۱۴۰۱بر خلاف اعتراض‌های دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ که خاستگاه اجتماعی‌شان اقتصادی بود، علاوه بر کلیت نظام، «حجاب» به عنوان نمادی از قدرت نظام حاکم در ایران را نشانه گرفته است.

پس از سرکوب جنبش سبز و وقایع پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، ایران در دی ۹۶، مرداد ۹۷ و آبان ۹۸ هم شاهد تظاهرات سراسری بود. نزدیک به ۱۰ روز در دی ماه ۹۶ اعتراضات گسترده ضد حکومتی در ده‌ها شهر ایران خودنمایی کرد که جدی‌ترین چالش برای حکومت ایران بود.

سرکوب آبان۹۸ نیز خونین‌ترین سرکوب تظاهرات مردمی در تاریخ ایران بود. در خرداد ۱۴۰۰ انتخابات رژیم با تحریم گسترده روبرو شد و در تیر ۱۴۰۰ اعتصاب پیمانکاران نفتی هم به اعتراضات پیشین اضافه شد.

 

خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی در ایران (فرانس پرس)

 

اما آینده این خیزش‌های مردمی سراسری که موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند چه خواهد شد؟ محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب مجلس دهم به خبرگزاری ایلنا گفته است که دولت با روش فعلی نمی‌تواند مشکلات معیشتی مردم را سروسامان دهد و در ماه‌های آینده باعث تشدید این اعتراضات می‌شود، مگر اینکه دولت در موضوعاتی که با معیشت مردم در ارتباط است با حفظ مصلحت و عزت ملی تصمیماتی را بگیرد که التهاب جامعه و بازار را کاهش دهد و مشکلات مردم به صورت محسوس کمتر شود».

 

تجربه خیزش‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ جای تردیدی باقی نمی‌گذارد که جمهوری اسلامی که در اعتراضات گذشته جز سرکوب تمام عیار مردم، امکان دیگری برای خاموش کردن اعتراضات گسترده مردم و آرام کردن اوضاع کشور نداشته است اکنون در سراشیبی سقوط، با بحران عمومی همه جانبه و انباشت مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و بین المللی قرار گرفته است. 

جمهوری اسلامی در رویارویی کامل با اکثریت قاطع مردمی قرار گرفته است که از دست این رژیم و اصل ولایت فقیه به ستوه آمده‌اند، هیچ امیدی به سپر اصلاحات ندارند و دیگر نظاره گر منفعل حوادث نخواهند بود. 

 

به هر روی آینده را نمی‌توان پیش بینی کرد ولی با وقوع جنبش اخیر در شهریور و مهر ۱۴۰۱ می‌توان گفت نشانه‌هایی وجود دارد که ایران در آستانهٔ تغییری بزرگ است و تکرار چنین اعتراضاتی مسیری بی‌بازگشت برای جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند.
 

جامعه ایران در طول این ۴۴ سال تحولات بسیار عمیقی را پشت سرگذاشته است. امروز بیشتر شهروندان در ایران، تحصیل کرده و به حقوق خود آگاه و به دنبال تغییر حکومت، برگزاری رفراندوم و انتخابات آزاد هستند.

با این همه جمهوری اسلامی همواره در اعتراضات خیابانی مردم در ایران، سپاه پاسداران، نیروی ایدئولوژیک سازماندهی شده و زیر کنترل همه جانبه ولی فقیه را با برخورداری از امکانات نامحدود به سیستم سرکوب تبدیل کرده است اما همین حکومت نظامی و بگیر و ببند، بیشتر از این نمی‌تواند سرکوب کند چرا که سرکوب و کشتار بیشتر، می‌تواند شورش‌های مردمی را در میان اقشار فرودست و کارگران عمیق‌تر و گسترده‌تر کند که وارد مرحله انفجار آمیزی شده اند. در عین حال که ماشین سرکوب با کمبود نیرو مواجه شده و به شدت آشفته است.

 

تداوم خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی

 

از سوی دیگر حکومت در این اعتراضات با دهه هشتادی‌ها روبروست نسلی که به مصداق شعار اعتراضی‌شان «زن، زندگی، آزادی» تاب تحمل «سبک زندگی» تحمیلی جمهوری اسلامی در عرصه عمومی را ندارند و متاسفانه رقم قابل توجهی از کشته شدگان را به خود اختصاص داده اند.

به دلیل موج فزاینده کشتار و سرکوب در این اعتراضات است که فشارهای دولت‌های غربی نظیر انگلیس و آمریکا و کانادا برای تحریم مقامات مسئول قتل مهسا امینی و سرکوب اعتراضات بر روی گرده‌های جمهوری اسلامی بیش از گذشته سنگینی می‌کند.

اما راهکار جمهوری اسلامی که احتمالاً در نقطه‌ای بی‌بازگشت قرار گرفته است چه خواهد بود؟ به باور ناظران در کوتاه مدت، سرکوب شدید معترضان، انسداد سیاسی و نظامی گری و در میان مدت، اعتراف به شکست در مذاکرات برجام و به بن‌بست رسیدن در «لغو تحریم‌ها».