احیای برجام؛ ذوق زدگی آمریکا و وقت کشی ایران

معادله نابرابر و خطرناک برای امنیت و صلح منطقه
متحدان واشنگتن درباره احیای برجام طبق ساختار فعلی هشدار دادند (گتی)

جان کربی سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا ۲۴ اوت ۲۰۲۲ گفت «مذاکره کنندگان نسبت به اوایل اوت به توافق نزدیک تر شده اند اما اختلاف نظر بین طرفین همچنان باقی است». اظهارات کربی موجب افزایش ابهام درباره چشم انداز احیای برجام شده است. دولت دموکرات آمریکا پس از خروج دولت جمهوری خواه سابق از توافق هسته ای در صدد احیای آن است.

اظهارات اینچنینی از سوی مقامات دولت آمریکا نشان می دهد که آمریکا برای پایان مذاکرات هسته ای و دست یابی به توافق احیای برجام و اضافه کردن چند تغییر در مفاد آن ذوق زده است. اما به هر حال توافق احتمالی احیای برجام بر اساس همان ساختار قبلی است که برای امنیت و ثبات منطقه خطرناک به شمار می رود. شوق و ذوق آمریکایی ها با تعلل ورزی و شیطنت ایرانی ها برای رسیدن به تفاهم درباره نقاط اختلاف همراه شده است.

رژیم ایران به خوبی می داند که هدر دادن وقت به نفع طرف ایرانی است و با خرید وقت می تواند برنامه هایش را پیش ببرد. بنابراین می توان گفت معادله بین طرفین مذاکره کننده نابرابر است.

عده ای معتقدند که کفه معادله احیای برجام و رویارویی با بازیگری که برای تعیین مناطق نفوذ خود در منطقه می جنگد به سمت قدرت های جهانی سنگینی می کند اما این دیدگاه به بازنگری و مراجعه به شرایط روی زمین و تناقضات عملی نیاز دارد تا مشخص شود که هر طرف چه انگیزه ای برای دادن امتیاز بیشتر و حفظ آبرو در دنیای پر از کشمکش و بحران کنونی و خاورمیانه گرفتار جنگ و منازعات دارد.

 

چندین دور مذاکره در وین برای احیای برجام که در ۲۰۱۵ امضا شد برگزار گردید (گتی)

 

این نوشته آینده برجام در پرتو معادله نابرابر فعلی را بررسی می کند:  

ذوق زدگی آمریکایی ها و کشمکش داخلی و فشار خارجی

دولت آمریکا اینک با شرایط داخلی دشوار و فشار خارجی روبروست و همین عوامل باعث می شود تا به رغم فشار اسرائیل و متحدان منطقه ای آمریکا امتیازات بیشتری به طرف ایرانی بدهد. اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه معتقدند که احیای برجام طبق ساختار فعلی فاجعه بار خواهد بود و نتایج ناگوار حتمی بر منطقه دارد و امنیت و ثبات خاورمیانه را در معرض خطر قرار می دهد و تاثیر بدی بر مناسبات واشنگتن در خاورمیانه و منافع آمریکا خواهد داشت.

دولت فعلی آمریکا می داند که توافق احیای برجام طبق ساختار فعلی چه پیامدهای ناگواری بر منافع خود آمریکا و متحدانش خواهد داشت اما مدیریت ناکام سیاست خارجه آمریکا به طور عام و در خاورمیانه به طور خاص دولتمردان آمریکا را بر آن داشته تا رسیدن به توافق احیای برجام را به عنوان دستاورد دستگاه دیپلماسی و برون رفت یک بحران پیچیده تلقی کنند که البته این تصور با واقعیت همخوانی ندارد:

دولت فعلی آمریکا با توجه به کشمکش حاد بین اردوگاه جو بایدن و اردوگاه دونالد ترامپ با نارضایتی مردمی روبروست و جامعه آمریکا دچار دو دستگی شده و همین دو دستگی احتمالا آثار منفی روی مراکز تصمیم گیرنده سیاسی خواهد داشت و چه بسا منجر به تصمیم گیری از سر بی تدبیری گردد که چند مورد آن را دیدیم. خروج شرم آور آمریکا از افغانستان و نیز واکنش سرد دولت آمریکا درباره سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان به تایوان. این سیاست ها نشانگر سردرگمی دولت آمریکا درباره مسائل پیچیده و حساس سیاست خارجه این کشور در سایه زمامداری دموکرات ها و جمهوری خواهان است.

دولت آمریکا به دلیل نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات میان دوره ای کنگره در نوامبر برای امضای یک توافق آبکی بدون گرفتن تعهد و ضمانت های حقیقی از رژیم ایران عجله می کند. اکثر مفاد توافق احیای برجام قابلیت اجرایی ندارد و به همین دلیل سناریوی برجام دوره باراک اوباما در حال تکرار شدن است. مذاکرات برجام در ۲۰۱۳ در دوره باراک اوباما انجام شد. دغدغه اصلی اوباما این بود که مذاکرات باید ظرف فقط بیست ماه به نتیجه برسد و همین اتفاق هم افتاد. دو طرف قبل از پایان دوره ریاست جمهوری اوباما برجام را امضا کردند و توافق ناقص و فاقد انسجام و بدون ضمانت های حقیقی از رژیم ایران را تحویل دادند.

پیامدهای بحران روسیه و اوکراین روی اوضاع اقتصادی و معیشت مردم آمریکا تاثیر ناگوار دارد و به همین دلیل دولت آمریکا بر این باور است که توافق احیای برجام می تواند نفت ایران را روانه بازارهای دنیا کند و همین در کاهش قیمت بنزین در آمریکا سهیم خواهد بود و شاید دستاوردهای دیگری مثل کاهش تورم و گرانی داشته باشد و بانک فدرال رزرو آمریکا دلایل کمتری برای تداوم افزایش نرخ بهره و ریسک رکود اقتصادی داشته باشد.

جبهه های درگیری و تنش بین آمریکا و آنچه در استراتژی امنیت ملی عوامل تهدید می خواند (روسیه و چین) شعله ور شده است. دولت آمریکا می داند که قادر نیست همزمان به رویارویی با سه کشور روسیه و چین و ایران بپردازند و به این دلیل به دنبال رویکردهای متناسب و جداگانه با عوامل تهدید است. واشنگتن معتقد است که روسیه در باتلاق اوکراین گرفتار شده و چین هم باید در باتلاق تایوان گرفتار شود و تهران مثل دوره شاه که سرسپرده آمریکا بود به آلت دست و فرمانبردار آمریکا تبدیل شود. این برنامه دولت آمریکا در صورت فرو پاشیدن ائتلاف سه جانبه ایران و روسیه و چین محقق می شود و دولت آمریکا اینک برای فاصله گرفتن ایران از ائتلاف احتمالی بین روسیه یا چین تلاش می کند.

 

واشنگتن گفت که پیرامون پایبندی ایران به تعهدات برجامی اش اما و اگر وجود دارد (فرانس پرس)

 

وقت کشی ایران خطرناک است

آنچه پیداست این است که ایران در مذاکرات طرف برنده به نظر می رسد و مقامات ایران تلاش می کنند تا نشان دهند ایران در گفتگوهای هسته ای پیروز شده است. امیر عبداللهیان وزیر خارجه ایران گفت «توپ در زمین آمریکا است تا پاسخ های لازم برای جمع بندی موفق مذاکرات را ارایه کند». مقامات ایران با اظهارات اینچنینی تلاش می کنند به توافق و تفاهم حداکثری در داخل درباره برنامه هسته ای برسند. رژیم آخوندی در حال بستر سازی برای القای توافق احیای برجام در جامعه است. علی خامنه ای رهبر ایران چند هفته گذشته درباره مذاکرات هسته ای اظهار نظر نکرده چون او متنظر اعلام دیدگاه نهایی آمریکا و نیز جلوگیری از افزایش کشمکش های داخلی و به خصوص جریان تندرو درباره عدم دادن امتیازات حداکثری است.

خامنه ای در رویارویی هسته ای با رئیس جمهور آمریکا دست بالا را دارد چون خامنه ای رهبر مادام العمر است و وقت زیاد و اختیارات مطلقه برای مذاکره و توافق دارد. ایران با استناد به موقعیت خامنه ای کارت های فراوانی برای مذاکره و تعلل ورزی و وقت کشی دارد و امید خود را به تغییر و تحولات احتمالی در آمریکا و انتخابات ماه نوامبر بسته است. رژیم ایران همچنین امید دارد موازنه قوا در سطح بین المللی دستخوش تغییر و تحول شود. در این راستا فرجام نبرد روسیه و اوکراین هم سهیم است که باعث می شود ایران بیشتر به سمت اردوگاه روسیه و چین چرخش پیدا کند. بر این اساس، ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران ۴ شرط برای توافق ایران با احیای برجام مشخص کرد و گفت «شرط جمهوری اسلامی برای امضای توافق احیای برجام رفع تحریم ها به صورت پایدار و راستی آزمایی اطمینان بخش و تضمین های اعتمادبخش و حل تمام مسائل پادمانی به عنوان یک رکن است».

با این حال احتمال موافقت ایران با امضای توافق موقتی احیای برجام وجود دارد چون بعید است دولت فعلی آمریکا بتواند حمایت لازم و کافی یعنی دو سوم اعضای کنگره را برای تبدیل شدن توافق به یک معاهده و قانون رسمی آمریکا کسب کند. این اتفاق در دوره ریاست جمهوری اوباما افتاد البته وضع در دوره ریاست جمهوری جو بایدن دشوارتر خواهد بود چون عده ای از اعضای حزب دموکرات با امضای توافق ضعیف مخالفت می کنند و ۱۸ نماینده دموکرات اعلام کردند که چنانچه توافق احیای برجام خواسته های حداقلی برای مقابله با اقدامات تروریسم هدفمند و نبردهای رژیم ایران در منطقه را تامین نکند دست روی دست نخواهند گذاشت.

بنابراین جو بایدن گزینه دیگری به جز اجرای توافق با ابزارهای قانونی یا به عبارت دیگر فرمان های اجرای ندارد تا اینکه رئیس جمهور بعدی برای تغییر یا لغو توافق تصمیم گیری کند.

اما پرسش اینجاست که چرا رژیم ایران زیر بار توافق احیای برجام رفته چون ممکن است این توافق دوباره لغو شود. پاسخ این است که توافق احیای برجام به معنای بازگرداندن اموال بلوکه شده به رژیم ایران است و رژیم ایران با این دارایی ها می تواند برون رفتی برای بحران های اجتماعی متعدد و فزاینده در کشور پیدا کند. اعتراضات مردمی به گرانی و افزایش قیمت و کمبود آب و غذا روزانه در استان های مختلف ایران روی می دهد. ضمنا دست رژیم ایران با دارایی های آزاد شده برای حمایت از متحدان و بازوهای منطقه ای اش باز می شود چون منابع مالی بیشتری برای حضور و فعالیت آنها در اختیار دارد و می تواند نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد و به کارت های بیشتری برای چانه زنی در مذاکرات دست پیدا کند. ایران به این کارت های مذاکره برای مقابله با آمریکا نیاز دارد چون دولت آمریکا برای نگه داشتن نیروهای خود در کشورهای منطقه به ویژه عراق و سوریه تلاش می کند تا جلوی افزایش نفوذ رژیم ایران در این مناطق را بگیرد. توافق احیای برجام بستر مناسبی برای رژیم ایران ایجاد می کند تا با روسیه و چین و نیز کشورهای همسایه که خطرات توافق احیای برجام را درک می کنند مقابله کند و دست رژیم ایران را برای دخالت بیشتر در امور کشورهای منطقه و ایجاد نا امنی و بی ثباتی در این کشورها بازتر می کند.

ند پرایس سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در گفتگو با سی ان ان ۲۴ اوت ۲۰۲۲ گفت «ما به ایران اعتماد نداریم. این قرارداد درباره تنظیم سیستم نظارت و کنترل شدید است که درباره آن گفتگو انجام شد و به بازرسان آژانس و دسترسی به سایت های ایران محدود نمی شود بلکه درباره نظارت بر دوربین ها و فناوری های دیگری است و ما باید اطمینان حاصل کنیم که ایران به تعهداتش عمل می کند». بنابراین بی اعتمادی دولت آمریکا به رژیم ایران مستلزم این است که دولت آمریکا با بازنگری در رویکرد خود مراقب تحرکات خود بوده و منافع متحدانش را نیز در نظر بگیرد تا منافع آمریکا در منطقه هم آسیب نبیند. دولت آمریکا موظف است از متحدانش در منطقه برای مقابله با رویا پردازی های ایرانیان که امنیت و ثبات منطقه را در معرض خطر قرار داده دفاع کند. پس آیا دولت آمریکا قبل از اینکه دیر شود متوجه اشتباهات و تحرکات خطرناک خود می شود؟