فرستادگان بین المللی به یمن؛ ناکامی های پیشین و اهداف نوید بخش

امید به حل بحران پس از بن بست چندین ساله
آوارگان یمن پس از آتش سوزی در اردوگاهی در روستای الدریهمی روی آوار آلونک هایشان ایستاده اند (فرانس پرس)

حدود ۳۷ سال از شکل گیری ایده فرستادگان سازمان ملل به کشورهای مختلف گذشت. سازمان ملل از طریق اجرای این برنامه در صدد برقراری صلح در جهان بود. تقریبا ۱۰۰ فرستاده سازمان ملل با وظایف گوناگون به عنوان فرستادگان شورای امنیت و سازمان ملل و میانجی و هماهنگ کنندگان بین المللی و منطقه ای و غیره به بیش از ۳۶ کشور اعزام شدند. اگرچه آنها به برخی از اهداف مد نظر سازمان الملل دست یافتند اما این دستاوردها نسبت به میزان شکست و ناکامی در انجام ماموریت مد نظر ناچیز است. برای مثال کار ۳ فرستاده سازمان ملل به یمن به بن بست خورده است.

با این حال نگاه ها اینک به فرستاده جدید سازمان ملل به یمن دوخته شده که سوابق و تجارب متعددی درباره کشمکش ها و مسایل منطقه دارد.

دبیر کل سازمان ملل به دلیل ناکامی مارتین گریفیتس به عنوان فرستاده این نهاد در یمن هانس گروندبرگ را به عنوان جانشین او منصوب کرد تا بار دیگر امید به حل بحران یمن زنده شود. اوضاع یمن روز به روز بدتر می شود و تهدیدی هم برای مردم یمن و هم برای منطقه و حتی برای جهان به شمار می رود. حالا این پرسش مطرح می شود که فرستاده جدید به یمن چه نقشی خواهد داشت و چقدر می تواند در برداشتن موانع و چالش ها موثر باشد چون مذاکرات بین طرف های درگیر در یمن به بن بست خورده و تمام توافقنامه ها و معاهدات بین این گروه ها نادیده گرفته شده است. طرف های درگیر برای آخرین بار در استکهلم مذاکره و به توافق رسیدند اما مفاد این توافقنامه هیچ گاه اجرایی نشد. با این اوصاف آیا فرستاده جدید رویکرد متفاوتی در پیش خواهد کرد؟ موضع بازیگران موثر در بحران یمن درباره فرستاده جدید چیست؟

 

هانس گروندبرگ فرستاده جدید سازمان ملل به یمن (توئیتر)

 

ده سال ناکامی

بحران یمن به دنبال سرنگونی علی عبد الله صالح رییس جمهور سابق یمن بیش از ده سال پیش آغاز شد. اوضاع یمن پس از کودتای حوثی ها علیه دولت قانونی این کشور در ۲۰۱۴ در مسیر تغییرات دراماتیک قرار گرفت. یمن اولین کشوری نبود که سازمان ملل فرستاده خود را آنجا فرستاد. دکتر پطرس پطرس غالی دبیر کل اسبق سازمان ملل الاخضر الابراهیمی را به عنوان میانجی بین صنعاء و عدن تعیین کرد. روابط  بین صنعاء و عدن پس از آغاز جنگ در ۱۹۹۴ تیره و بحرانی شد. الابراهیمی پس از پایان جنگ درست ۷ ژوئیه همان سال استعفا کرد چون ادعاهایی علیه او درباره جانبداری از علی عبد الله صالح رییس جمهور سابق یمن مطرح شده بود.

سازمان ملل باز وارد خط بحران یمن شد و سه فرستاده به این کشور فرستاد که مارتین گریفیتس آخرین فرستاده بود و او هم استعفا داد. گریفیتس برای پیشبرد گفتگوهای صلح تلاش کرد اما به نتیجه نرسید و در اظهاراتی از ناامیدی شدید خود پس از اقدامات تنش زای حوثی ها خبر داد. او به این نتیجه رسید که در این ماموریت شکست خورده و به همین دلیل استعفا داد.

فرستاده های سازمان ملل به یمن از این قرارند:

۱-جمال بن عمر دیپلمات مراکشی بریتانیایی که در آوریل ۲۰۱۱ به عنوان فرستاده سازمان ملل به یمن تعیین شد. او در ۲۰۱۱ نقش میانجی بین گروه های درگیر را ایفا کرد. جمال بن عمر مذاکرات بین گروه های درگیر برای توافق بر سر تقسیم قدرت در ۲۰۱۵ را رهبری کرد اما با حوثی ها بیش از حد مدارا و تساهل نشان داد و سرانجام ماموریتش ناکام ماند و آوریل ۲۰۱۵ استعفا داد.

شاید یکی از ایرادهای جمال بن عمر این بود که وقتی حوثی ها توافقات صلح را نادیده گرفتند او در صعده با عبد الملک حوثی گفتگو می کرد تا امتیازات و پست های بیشتری در دولت انتقالی به این گروه واگذار کند. این در حالی بود که حوثی ها کودتای خود علیه حکومت و نهادهای دولتی را پیش می بردند و صنعاء و استان های دیگر را به تصرف خود درآوردند.

۲-اسماعیل ولد الشیخ دیپلمات اهل موریتانی. او ۲۵ آوریل ۲۰۱۵ به عنوان فرستاده سازمان ملل به یمن تعیین شد و در دوران مسئولیت خود برای بازگشت دولت قانونی و حل بحران تلاش کرد اما موانع متعددی در این مسیر قرار داشتند چون حوثی ها کوتاه نمی آمدند و سرکشی کردند. سه دور مذاکرات که بین گروه های درگیر یمن در دوره ولد الشیخ در کویت و سوئیس برگزار شدند به نتیجه نرسیدند چون حوثی ها زیر بار نرفتند و هیچ کدام از طرح های صلح را نپذیرفتند. از این رو او در ۲۲ ژانویه ۲۰۱۸ استعفا داد.

۳-مارتین گریفیتس دیپلمات بریتانیایی ۱۵ فوریه ۲۰۱۸ فرستاده سازمان ملل به یمن شد. او مدیر اجرایی موسسه اروپایی صلح در بروکسل بود و سازمان ملل گریفیتس را با توجه به سوابق طولانی اش در حوزه حل کشمکش ها و مذاکره و امور بشردوستانه تعیین کرد. مذاکرات بین هیات دولت قانونی یمن و حوثی ها ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸ در استکهلم سوئد با حضور آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل برگزار شد و طرفین درباره آغاز آتش بس سراسری و خروج نظامیان گروه های درگیر از استان الحدیده توافق کردند. طبق توافق استکهلم بنا بود نیروهای محلی وظیفه برقراری نظم عمومی در شهر را به عهده بگیرند و الحدیده منطقه امنی برای تحویل کمک های بشر دوستانه باشد. این توافق همچنین بر لزوم خروج شبه نظامیان حوثی از شهر و بندر الحدیده ظرف ۱۴ روز تاکید کرده و خاطر نشان کرد که موانعی که باعث تعطیلی موسسات و نهادهای دولتی شده برداشته شود.

گریفیتس موفق به اجرای مفاد توافقنامه استکهلم نشد چون حوثی ها لجبازی و فریبکاری کردند و کوتاه نمی آمدند و زیر بار هر گونه تعهدی برای اجرای قطعنامه های بین المللی نرفتند. رویکرد تساهل و بی اعتنایی به تجاوزگری و حملات حوثی ها دلیل اصلی شکست ماموریت گریفیتس به عنوان یک میانجی درستکار بین المللی بود که می بایست بی طرف باشد. گریفیتس به دلیل همین رویکرد مجبور شد استعفا دهد. او در مارس ۲۰۲۱ در گزارش خود به شورای امنیت گفت اوضاع یمن با توجه به حمله حوثی ها به استان مارب فاجعه بار است و جبهه های جنگ دیگری هم در حجه و تعز آغاز شده است. او همچنین درباره حمله های موشکی و پهپادی حوثی ها به زیرساختارها و تاسیسات مدنی و تجاری در سعودی ابراز نگرانی کرد.

با توجه به آنچه درباره دیدگاه ها و رویکردهای سه فرستاده سازمان ملل درباره بحران یمن و علل ناکامی آنها گفته شد می توان به دو مساله اشاره کرد:

اول: دلیل اصلی شکست تلاش های بین المللی در یمن لجبازی و سلطه گری و استفاده از زور و خشونت و اسلحه از سوی حوثی ها بوده است. این نشان می دهد که حوثی ها فقط برای وقت کشی در راستای اجرای برنامه های خود در مذاکرات شرکت می کنند.

دوم: کوتاه آمدن یا امتیاز دادن فرستادگان سازمان ملل به حوثی ها باعث شد تا در کار خود شکست بخورند و به نتیجه نرسند چون تساهل یا چشم پوشی از اقدامات حوثی ها باعث شد تا این گروه وابسته به ایران برنامه های خود را اجرا کند و مناطق بیشتری را به تصرف خود در آورد و این باعث بدتر شدن اوضاع در یمن شد.

 

الاخضر الابراهیمی (رویترز)

 

فرستاده جدید؛ هم حمایت ادامه دارد و هم موانع

آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل ۶ اوت ۲۰۲۱ از تعیین دیپلمات سوئدی هانس گروندبرگ به عنوان فرستاده این سازمان به یمن خبر داد. او معاون دبیر کل سازمان ملل در امور بشردوستانه و هماهنگ کننده کمک های اضطراری این سازمان شد.

گروندبرگ کارنامه کاری و سوابق علمی و آکادمیک درخشانی دارد و کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی و اقتصاد از دانشکده اقتصاد استکهلم دارد. او به عنوان دیپلمات در گروه امور خلیجی وزارت خارجه سوئد در استکهلم کار کرده که با برگزاری مذاکرات بین گروه های یمن در استکهلم در دسامبر ۲۰۱۸ همزمان بود. گروندبرگ از سپتامبر ۲۰۱۹ سفیر اتحادیه اروپا در یمن بوده است و بیش از ۲۰ سال سابقه کاری در مسایل بین المللی دارد که در این میان بیش از ۱۵ سال در حوزه حل کشمکش ها و مذاکره و پادرمیانی به ویژه در خاورمیانه فعالیت کرده است.

همه امیدوارند که فرستاده جدید با توجه به سوابق درخشانش بتواند کاری از پیش ببرد و گره ای از کلاف سردرگم بحران یمن باز کند اما به هر حال رمز موفقیت او فضای مساعد منطقه ای و بین المللی و داخلی است. کشورها و موسسات مختلف مثل سعودی و شورای همکاری خلیج و امارات و آمریکا و اتحادیه اروپا و دولت یمن از تعیین گروندبرگ استقبال کردند. اما از طرف دیگر، گروندبرگ با مانع سخت یعنی عناد ورزی حوثی ها روبرو است که تلاش ها برای برقراری صلح در یمن را ناکام گذاشته. هشام شرف وزیر خارجه گروه کودتاچی در ابتدا در بیانیه ای گفت که امیدوار است گروندبرگ در وظیفه اش موفق شود. اما محمد فلیته سخنگوی حوثی ها اندکی بعد با انتشار توییتی گفت «تعیین فرستاده جدید معنای خاصی ندارد مگر اینکه او آشکارا خواستار توقف «تجاوزگری و رفع محاصره شود».

منظور فلیته عملیات نظامی ارتش یمن تحت حمایت و پشتیبانی ائتلاف حامی دولت قانونی و محدودیت در مسیر انتقال اسلحه به حوثی ها از گذرگاه های تحت نفوذ این گروه است. این نشان می دهد که رویکرد فریبکاری و نیرنگ حوثی ها با فرستادگان بین المللی به یمن متوقف نشده است چون این گروه می خواهد از طرفی تلاش ها برای برقراری صلح به نتیجه نرسد و از طرف دیگر از طریق وقت کشی عملیات نظامی خود را افزایش دهد و به همین خاطر حوثی ها زیر بار طرح بین المللی صلح یمن درباره آتش بس سراسری که بر پایه طرح ارایه شده از سوی سعودی تنظیم شده نمی روند.

 

جمال بن عمر

 

جامعه جهانی و راه حل یمن؛ دو مسیر متفاوت

به رغم تلاش های برخی طرف های بین المللی برای ایجاد راهکار در یمن اما شرایط روی زمین نشان می دهد که جامعه جهانی درک درستی از رویدادهای یمن ندارد و به همین دلیل الگوی ایده آل جامعه جهانی برای برقراری صلح در این کشور پیاده نشده است. البته این بدین معنا نیست که جامعه جهانی مخالف صلح است اما حقیقت این است که خط مشی کنونی جامعه جهانی درباره یمن بر پایه رویکرد بوروکراسی سنتی و متعارف شکل گرفته است. اوضاع کنونی یمن تحت تاثیر تحولات منطقه مثل رویدادهای ایران و پرونده هسته ای و انتخابات ریاست جمهوری و تحولات بین المللی همچون قدرت گرفتن دموکرات ها و دیدگاه جو بایدن رییس جمهور آمریکا درباره گروه حوثی و برداشتن آنها از فهرست گروه های تروریستی قرار دارد.

بنابراین می توان گفت صلح در یمن فقط با آمدن و رفتن فرستاده های سازمان ملل برقرار نمی شود. اگرچه تمامی فرستادگان سابقه طولانی در مدیریت کشمکش و بحران و ارتباطات گسترده با طرف های گوناگون در منطقه دارند اما باید به دنبال یک رویکرد جدید و متفاوت با خط مشی کنونی مدیریت بحران در یمن بود و ۴ مساله را مد نظر گرفت:

اول: فریبکاری حوثی ها ادامه دارد اما این گروه با محدودیت های رسانه ای نمی گذارند اخبار رویدادهای صنعا و مناطق تحت کنترلشان منتشر شود. حوثی با تحویل دادن اسلحه خود به عنوان پیش شرط اصلی برای رسیدن به توافق صلح مخالفت کردند. عبد ربه منصور هادی رییس جمهور یمن در ماه ژوئن ۲۰۲۱ گفت «شبه نظامیان حوثی به همزیستی و صلح باور ندارند و فقط زبان اسلحه و خشونت را بلدند». پس فرستاده جدید سازمان ملل باید از تجربه های سابق آموخته باشد که فشار بر دولت قانونی برای امتیاز دادن به گروه حوثی منجر به لجبازی و عناد بیشتر حوثی ها می شود. نکته عجیب این است که فرستادگان سازمان ملل همواره گروه حوثی و دولت قانونی را دو طرف برابر در نظر می گیرند و این رویکرد نیازمند تغییر است چون نگاه برابر به دولت قانونی از یک طرف و گروه تندرو از طرفی که کاری جز فریبکاری و دروغگویی برای تثبیت و افزایش نفوذ خود در مناطق یمن بلد نیست به نتیجه نمی رسد.

دوم: قطعنامه ۲۲۱۶ شورای امنیت پایه و اساس ماموریت فرستاده ویژه سازمان ملل است و از این رو این قطعنامه باید به دقت مورد مطالعه قرار بگیرد. برخی مفاد قطعنامه های پیشین شورای امنیت به روز نبوده و با تحولات جاری در یمن همگام نیست. بنابراین شورای امنیت باید قطعنامه های دیگری برای فشار به حوثی ها در راستای اجرای تعهدات پیشین صادر کند و از حوثی ها بخواهد تا با هیات مذاکره کننده دولت قانونی یمن سر میز گفتگو بنشینند و به توافق برسند تا یمن از این سرنوشت شوم نجات پیدا کند.

سوم: رسیدگی فوری به مسائلی از قبیل از سرگیری فعالیت موسسات دولتی و حمایت از نقش بانک مرکزی در عدن و ایجاد ساز وکارهایی برای آغاز به کار موسسات رسمی و خدماتی.

چهارم: حضور نهادهای جامعه مدنی که واقعا در روند برقراری صلح در یمن سهیم هستند مهم به نظر می رسد. از این رو، حمایت از این موسسات و فاصله گرفتن از گروه هایی که پروپاگاندای ویژه دارند از جمله نکاتی است که باید مد نظر گرفته شود. ضمنا نباید از مشارکت موثر زنان و جوانان در گفتگوهای صلح غافل شد چون این گروه ها نقش پررنگی در تعیین سمت و سوی صلح پایدار مد نظر مردم یمن ایفا می کنند.

 بنابراین، اگر دیدگاه بین المللی درباره اقدامات تروریستی گروه حوثی در یمن و در مناطق مرزی با سعودی تغییر نکند بحران یمن به همین حالت باقی می ماند. مجامع بین المللی نباید به دادن بیانیه در نکوهش اقدامات حوثی ها اکتفا کنند بلکه صدور قطعنامه های موثر با قابلیت اجرایی و سیاست های بازدارنده و فشار موثر بر این گروه ضروری به نظر می رسد تا حوثی ها را وادار کنند به قوانین بین المللی و مشروعیت حقوقی قطعنامه های شورای امنیت احترام بگذارند. مفاد تمام قطعنامه های بین المللی درباره لزوم احترام به دولت قانونی یمن است چون این نهاد حکومتی به دنبال سامان دادن به اوضاع کشور بر پایه اصل یمن برای همه مردم یمن است. جمع کردن اسلحه گروه های مسلح و مشارکت آنان در عرصه سیاسی کشور از جمله برنامه های دولت یمن بوده و این اولین گام در مسیر رسیدن به راهکار چند مرحله ای است. مراکز تصمیم گیرنده در یمن نباید به برخی از طرف های منطقه ای وابسته باشند چون این بازیگران منطقه ای ارمغانی جز ویرانی و تخریب با شعار فرقه گرایی برای یمن نداشته اند و مقصود اصلی در اینجا رژیم ایران است. یمن به کمک کشورهای دوست نیاز دارد؛ کشورهایی مثل سعودی که همواره در بحران ها پشت یمن ایستاده اند و همچنان هم به نقش موثر خود برای رسیدن به صلح و آرامش و حمایت از دولت قانونی و کاهش گرفتاری مردم از طریق کمک های بشردوستانه و خدمات توسعه ای ادامه می دهند.