«قیام اهواز»؛ شعارهای یکدست برای سرنگونی رژیم آخوندی

سیاست هدفمند عرب ستیزی در راستای تاراج ثروت های ملت عرب
بستن جاده ها توسط معترضان عرب اهوازی به خاطر نبود آب شرب

این اولین بار نبود که اقلیم اغلب عرب نشین اهواز در ماه ژوئیه صحنه اعتراض و نارضایتی می شود اما در این اعتراضات مردم به مراتب خشمگین تر بودند و صدای معترضان در قیام تشنگان به جهانیان رسید. آنها خواستار دسترسی به آبی هستند که به دلیل رژیم سرکوبگر از آن محروم شده اند.

ده ها هزار نفر در اهواز و شهرهای اقلیم در اعتراض به کمبود آب آشامیدنی و قطعی چند هفته ای برق به خیابان ها ریختند. خشکسالی باعث کاهش انرژی نیروگاه های برقابی کنار سدهای ایران شد اما در این میان سوءمدیریت دولت های پیاپی در ایران نقش عمده ای در وخیم تر شدن اوضاع ایفا کرد. سیاست سد سازی و انتقال آب از سرشاخه رودهای خوزستان به زمین های صنعتی در استان های دیگر از جمله دلایل مهمی است که اهواز به این حال و روز افتاد. در این راستا مجتبی یوسفی نماینده مردم اهواز گفت «۸۰۰ روستای خوزستان به آب شرب پایدار دسترسی ندارند».

جنبه های ملی و قومی 

عرب ها اکثر جمعیت اقلیم اهواز را تشکیل می دهند. حاکمان فارس نام اقلیم اهواز را به استان خوزستان که یک واژه فارسی است تغییر دادند. شهر اهواز را با رود کارون می شناسند. جمعیت این استان اغلب عرب نشین ۵ میلیون نفر است که ۲ میلیون نفر از آنان در شهر اهواز زندگی می کنند. تاسیسات نفتی و گازی در این شهر قرار دارند. کشاورزی و دامپروری نیز در اقلیم اهواز رایج است. اقلیم اهواز (استان خوزستان) پس از سرنگونی شیخ خزعل جابر الکعبی آخرین حاکم امارت عربستان (خوزستان کنونی) توسط رضا خان پهلوی تحت سلطه حکومت مرکزی ایران قرار گرفت. بدین ترتیب اقلیم زرخیز عربستان (خوزستان) با منابع طبیعی سرشار و زمین های حاصلخیز کشاورزی اشغال شد. با این حال ملت عرب اهواز که در یکی از مناطق ثروتمند جهان از نظر منابع طبیعی زندگی می کنند از جمله ملت های فقیر جهان به شمار می روند؛ دلیل آنهم چیزی نیست به جز سیاست های رژیم ایران در این اقلیم که شاهرگ حیاتی کل کشور به حساب می آید. محمد خاتمی رییس جمهور اسبق ایران روزی گفت «ایران با خوزستان زنده است».

آیا ملت عرب اهواز که با سیاست های هدفمند همچون فقیر سازی و به حاشیه رفتن و محروم شدن از آب آشامیدنی مواجه هستند در پی استقلال از ایران هستند؟ یوسف عزیزی دبیر کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران در گفتگو با «المجله» گفت «مساله استقلال در حال حاضر مطرح نیست و در اعتراضات اخیر اهواز هم مطرح نشد چون به ضرر ملت عرب اهوازی خواهد بود به ویژه اینکه اعتراضات در اهواز مورد حمایت شماری از چهره های شاخص فارس ها و همچنین خلق های غیر فارس قرار گرفت».

عزیزی در ادامه گفت ««کلا کلا للتهجیر» (نه به کوچ اجباری) یکی از شعارهای اصلی اعتراضات اخیر بود. این شعار جنبه ملی دارد و نشان می دهد ملت عرب اهواز از سرزمینشان نمی روند و همان جا خواهند ماند. «بالروح بالدم نفدیک یا احواز» شعار مهم دیگر اعتراضات بود. این شعار مثل نخ تسبیح می ماند که تمام شهرها و روستاهای اقلیم عربستان یا اهواز را دور هم جمع کرد.

شعارهای ملی-هویت طلبانه ویژگی اصلی اعتراضات ماه ژوئیه در اهواز بود. عرب ها اکثر جمعیت اقلیم اهواز را تشکیل می دهند اما رژیم ایران در پی کاهش جمعیت عرب ها و تغییر بافت جمعیتی این منطقه است تا عرب ها در سرزمین خودشان به اقلیت تبدیل شوند. ۷۴ درصد جمعیت اقلیم اهواز را مردم عرب تشکیل می دهند. رژیم جمهوری اسلامی عرب ها را مانعی در مسیر چپاول و غارت ثروت های این منطقه می داند چون ملت عرب اهواز همواره در برابر رژیم جمهوری اسلامی ایستادند و خواستار رسیدن به حقوق خود هستند و در ازای سرکوبگری سکوت نمی کنند. مبارزات و اعتراضات ملت عرب اهواز پس از سقوط آخرین حاکم عرب امارت عربستان در ۱۹۲۵ برای رسیدن به حقوق خود هیچ گاه متوقف نشد و به همین دلیل ملت عرب در اهواز بارها و بارها مورد سرکوب و کشتار گسترده قرار گرفت».

 این فعال عرب اهوازی خاطر نشان کرد «حکومت ایران برای چپاول و تسلط بر منابع عظیم آب و نفت در اهواز دست به سرکوب می زند. ضمنا نباید از دیدگاه راسیستی حاکمان ایران چه مذهبی و چه لائیک نسبت به عرب ها غافل شد. رویکرد کوچ اجباری عرب ها از سرزمین خود در زمان شاه با شتاب کمتری دنبال می شد. خود شاه سیاست سد سازی برای انتقال آب رودها به مناطق کویری مرکزی در ایران را برای اولین بار اجرا کرد تا این آب به زمین های کشاورزی و بخش صنایع در اصفهان و شهرهای فارس نشین دیگر برده شود. این حاکمان به آثار مخرب و ستمگرانه انتقال آب از این منطقه عرب نشین به مناطق فارس نشین مرکزی در ایران توجه نکرده و نمی کنند».

اعتراضات علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی (گتی)

 

شعار علیه رهبر

«قیام تشنگان» در این منطقه زرخیر بیش از دو هفته ادامه داشت و این اعتراضات مطالبه محور به راهپیمایی با شعار «مرگ بر خامنه ای» و سرنگونی رژیم تبدیل شد. ویدیوهای منتشر شده در شبکه های اجتماعی جمعیت ده ها هزار نفری در شهر اهواز و شهرهای دیگر را نشان می دهد که شعارهایی همچون «مرگ بر خامنه ای» و «جمهوری اسلامی نمی خواهیم» سرمی دهند.

عزیزی در این رابطه گفت «قیام تشنگان قیام خودجوش ملت عرب بود که از شهر اهواز شروع شد و به شهرها و بخش های فراوانی سرایت کرد. هدف اصلی این اعتراضات مطالبات به حق مردم مثل آزادی زندانیان سیاسی و رها سازی آب از سدها برای آبیاری زمین هایی که خشک شدند بود و همچنین مردم به غارت نفت از این منطقه اعتراض می کنند».

«این اولین بار نیست که معترضان شعار «مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند» و شعارهای ضد حکومتی سر می دهند. صدای شعار «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر جمهوری اسلامی» این بار بلندتر بود. معترضان عرب اهوازی در اعتراضات مطالبه محور با شعار علیه حکومت و خامنه ای می خواهند بگویند که «آنها یقین دارند که ولی فقیه سر افعی و مغز متفکر تمام طرح های تخریبی در اهواز است». معترضان عرب اهوازی همچنین با سردادن این شعارها این پیام را به بقیه ملت های ایران از جمله فارس ها دادند که تمامی ملت ها از جمله عرب ها خواسته مشترک سرنگونی رژیم ولایت فقیه و جمهوری اسلامی دارند چون این حکومت بر پایه نگرش راسیستی و تبعیض اقتصادی و طبقاتی شکل گرفته است».

خامنه ای خواسته معترضان را شنید

ماموران رژیم سرکوبگر با اشک گاز اشک آور به جان معترضان افتادند. ویدیوهای منتشر شده در شبکه های اجتماعی نشان می دهد که ماموران به سمت معترضان تیراندازی می کنند.

سازمان عفو بین الملل گفت که دستکم هشت نفر در این اعتراضات کشته شدند و شواهد نشان می دهد که «نیروهای امنیتی از روش های غیر قانونی از جمله شلیک گلوله های جنگی و تفنگ ساچمه ای و گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضان استفاده کردند». آمار کشته شدگان به مراتب بیشتر از آمار اعلام شده است.

صدای معترضان اهواز به گوش رهبر هم رسید و او چند روز پس از اعتراضات سکوت خود را کنار گذاشت و گفت خواسته های مردم را درک می کند. خامنه ای همچنین در این اظهارات پس از احساس خطر، معترضان را به آرامش دعوت کرد چون او فهمید که این اعتراضات ممکن است به یک انقلاب سراسری تبدیل شود. خشونت دستگاه های امنیتی برای سرکوب راهپیمایی ها در شهرها به نتیجه نرسید و جلوی شعارهای رادیکال معترضان علیه رژیم جمهوری اسلامی و سرانش را نگرفت.

عزیزی در این رابطه تاکید کرد «خامنه ای سرلشکر حسین سلامی فرمانده سپاه را برای سرکوب قیام اهواز به منطقه فرستاد و سلامی پس از دیدار با مقام های امنیتی و نظامی منطقه حکومت نظامی در آنجا برقرار کرد. اهواز زیر نظر خود سلامی اداره می شود و او دستور داد بین شهر اهواز و خفاجیه (سوسنگرد) دیوار بکشند و اینترنت را قطع کنند و بازداشت های گسترده انجام دهند. این تدابیر نشان می دهد که خامنه ای به خواسته های معترضان توجه ندارد بلکه قصد سرکوب قیام را دارد و مسکن موقت و وعده دادن جای جاری شدن رودخانه ها و باز کردن سدها را نمی گیرد. آنها مشکلات اساسی را حل نکردند و مناطق دوردست به آب دسترسی ندارد. مناطق رفیع و بسیتین آب ندارند و تانکرهای آب را به اهواز فرستادند. اما این رویکردها موقتی هستند و مشکل اصلی همچنان پابرجا است».

 

 

آیا این مسکن ها «قیام تشنگان» را سرکوب کرد؟

یوسف عزیزی گفت «رژیم تصور می کند که اعتراضات را سرکوب کرده اما این قیام تمام نشده و مثل آتش زیر خاکستر در هر زمانی باز زبانه خواهد کشید. این مشکل ادامه دارد و حل نشده. آنها هورالعظیم را به نفع شرکت های نفتی چینی و پیمانکاران و موسسات سپاه مثل خاتم الانبیا و غیره خشک کردند. آنها به اقلیم اهواز به چشم غنیمت جنگی نگاه می کنند که باید هر چه سریع تر ثروت هایش را چپاول و غارت کنند. بنابراین این مشکل پا برجا است و نژادپرستی و نگاه راسیستی و ستم ملی ادامه دارد. آب رودهای این اقلیم یا کم و یا قطع شده. فقر و بیکاری بیداد می کند. منطقه ای که از آن به اسم خوزستان یاد می کنند رتبه دوم بیکاری در ایران را دارد؛ آنهم پس از اینکه اقلیم اهواز روزی از نظر اشتغال زایی در کشور اول بود».

او در ادامه خاطر نشان کرد «سیاست های کنونی جمهوری اسلامی ادامه سیاست های رژیم شاه است. این دو رژیم برنامه تغییر بافت جمعیتی به نفع غیر عرب ها و چپاول و انتقال منابع و ثروت های طبیعی به بخش های مرکزی ایران را دنبال کرده و می کنند. گفتمان عرب ستیز حاکم در دوره شاهنشاهی در دوران جمهوری اسلامی هم ادامه پیدا کرد و شکاف طبقاتی و چپاول ثروت ها و نژاد پرستی و تبعیض هم ادامه دارد.. ملت عرب اهواز برنامه های خبیثانه و شیطانی آنها را فهمیدند و برای همین مردم ایستادگی و فداکاری می کنند. آنها جان خود را دارند می دهند تا جلوی برنامه های رژیم را بگیرند چون رژیم جمهوری اسلامی پس از اینکه حکومت ملی عرب ها نود سال قبل سقوط کرد به دنبال کوچ عرب ها از منطقه از طریق کوچ اجباری یا تشنگی یا تبعیض نژادی و سیاسی و زبانی است».

همبستگی داخلی و حمایت خارجی

اعتراضات اهواز شرایط دشوار ملت های ایران را برملا کرد و به همین دلیل موفق به جلب همبستگی داخلی و بین المللی با معترضان شد. این اعتراضات و شعارهای مرگ بر خامنه ای نشان داد که جمهوری اسلامی دیگر از مشروعیت مردمی برخوردار نیست.

ملت های تحت ستم در ایران عمدتا به خاطر مسایل اتنیکی یا مذهبی با نابرابری سیاسی و فرهنگی و زبانی و اقتصادی مواجه هستند. ناظران معتقدند که تنها راه پایان دادن به این اقدامات تبعیض آمیز اتحاد ملت های غیر فارس و حمایت جامعه جهانی از مبارزات آنها در راستای رسیدن به حقوقشان است. اتحادی که در جریان اعتراضات اخیر اهواز افزایش یافت و تجلی پیدا کرد. عزیزی در این باره گفت «بختیاری ها که همسایه عرب ها در اهواز هستند برای اعلام همبستگی با عرب ها به خیابان ها ریختند و شعار «بختیاری با عرب، اتحاد اتحاد» سردادند. عزیزی افزود «ما امیدوار بودیم چنین اتفاقی رخ دهد که همین هم شد. رژیم همواره در راستای تفرقه افکنی بین عرب ها و همسایگان غیر عرب آنها تلاش می کند اما نکته غافلگیرکننده این بود که بختیاری ها شعار «بختیاری با عرب، اتحاد اتحاد» سردادند. کردها در استان کرمانشاه هم برای اعلام همبستگی و حمایت از ما عرب ها راهپیمایی کردند که این اعتراضات سرکوب شد. چند هزار نفر از ترک های آزربایجان در شمال غرب ایران با شعار «آزربایجان، الاحواز اتحاد اتحاد» همبستگی خود را با عرب ها در اهواز نشان دادند. در حالیکه فاصله بین تبریز تا اهواز بیش از هزار کیلومتر است اما ترک های آزربایجان مثل عرب های اهواز از سوی حاکمان ایران مورد ستم ملی و نژادی قرار دارند. به این دلیل آنها با ما اعلام همبستگی کردند. سابقه روابط دوستی و هماهنگی بین ملت ترک آزربایجان و ملت عرب اهواز به چندین دهه قبل بازمی گردد. جمعیت ترک ها در ایران زیاد بوده و تعدادشان با فارس ها برابری می کند. ترک ها پس از انقلاب مشروطه تا کنون نقش تاریخی در تغییر یا سرنگونی حکومت های پیاپی در ایران ایفا کرده اند و اتحاد بین ترک ها و عرب ها نقطه عطفی در مبارزات ملت های تحت ستم در ایران برای کسب آزادی و حقوقشان دارد».

عزیزی درباره حمایت بین المللی از اعتراضات اهواز گفت «قیام اهواز حمایت بین المللی گسترده ای به دنبال داشت. کمیساریای عالی حقوق بشر و وزارت خارجه آمریکا بیش از یکبار سرکوب اعتراضات ملت عرب اهواز را محکوم کردند. اعتراضات اقلیم اهواز در مطبوعات آمریکا و اروپا هم پوشش گسترده داشت و فعالان و چهره های سیاسی مستقل می توانند با استفاده سیاسی از این همبستگی و حمایت ها مبارزات علیه حاکمان و حکومت توتالیتر و شوونیستی در ایران را وارد فاز تازه ای کنند تا بتوانیم در سرزمین اهواز به حقوق تاریخی و مشروع خود دست پیدا کنیم».

بنابراین، رژیم ایران کارنامه سیاهی در زمینه تروریسم و حقوق بشر و حمایت از نقش تخریبی گروه های شبه نظامی در سوریه و لبنان و عراق و یمن دارد و در کشتار و کوچ اجباری صدها هزار نفر در کشورهای عربی سهیم است. جمهوری اسلامی همین سیاست ها را علیه ملت های تحت ستم در ایران اجرا می کند. رژیم ایران می کوشد تا رویکرد ظالمانه و تبعیض آمیز خود علیه خلق های ایران که به گفته یکی از نمایندگان مجلس ۸۰ درصد آنها زیر خط فقر هستند علنی نشود. اقدامات و سیاست های جمهوری اسلامی فقط به ستم ملی و نژاد پرستی به نفع فارس ها محدود نمی شود بلکه ملت های غیر فارس با  بازداشت و اعدام زندانیان سیاسی و نقض حقوق شهروندی و غارت ثروت و افزایش بیکاری به دلیل عدم استخدام در نهادهای دولتی و جایگزین کردن آنها با فارس ها و سرکوب و خشونت و ستم روبرو هستند.