کشورهای عربی خلیج و برنامه هسته ای ایران: نگرانی های مشروع

کشورهای عربی خلیج در آستانه اعلام آمادگی دولت آمریکا برای بازگشت به برجام و از سرگیری مذاکرات درباره این توافق و امکان تعلیق یا لغو برخی از تحریم ها ابراز نگرانی کردند. دغدغه کشورهای عربی خلیج جای تعجب ندارد.

 

دلیل نگرانی همیشگی کشورهای عربی این است که ایران پول های بلوکه شده را بازمی گرداند و با فراهم شدن منابع مالی می تواند آزادانه و به راحتی در بازار نفت بین المللی مانور دهد. این امر سهم بسزایی در افزایش نفوذ و نمایش قدرت و توانایی رژیم ایران در منطقه به طور مستقیم یا از طریق گروه های شبه نظامی متعدد و هسته های پنهان و غیر علنی رژیم در تمام کشورهای منطقه و پیشبرد جاه طلبی های هسته ای خواهد داشت. ضمنا در عمل ما می بینیم که ایران تا زمانی که به دانش هسته ای جامع برای ساخت بمب هسته ای نرسد کوتاه نمی آید.

 

رژیم آخوندی همواره تلاش کرده با فتوا و حرام دانستن برنامه هسته ای نظامی هدف اصلی خود را لاپوشانی کند اما همه چیز با اعلام غنی سازی ۶۰ درصدی از سوی همین حکومت برملا شد و این نقض آشکار تعهدات پیشین بین ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی است.

 

اعلام افزایش سطح غنی سازی تهدیدی نبود که در حد حرف بماند بلکه ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته و نیروگاه های هسته ای در کنار مانورهای نظامی زمینی و دریایی و هوایی و حمله های زنجیره وار به تاسیسات و بخش های مهم در برخی از کشورهای عربی خلیج باعث شد تا کشورهای خلیج به حق رفتارهای رژیم ایران را در قالب اقدامات تحریک آمیز دسته بندی کنند و تاکید کنند که آنها هم باید در مذاکرات هسته ای در وین در قالب شورای همکاری حضور داشته باشند یا اینکه یکی از این کشورها به نیابت از همه نگرانی های خلیجی درباره رفتار منطقه ای ایران را مطرح کند.

 

ماهیت حکومت های عربی خلیج و نظام تئوکراتیک ایران تفاوت اساسی و بنیادین دارند. رژیم ایران مقاصد ویژه و اهداف توسعه طلبانه دارد و در قانون اساسی و ادبیات سیاسی رژیم به این هدف به صراحت اشاره شده است. حکومت های عربی اعتدال گرا نقش سازنده در حوزه سیاسی و اقتصادی ایفا می کنند که در نهایت منجر به برقراری ثبات در منطقه و صلح در جهان می شود. این تفاوت اساسی و ریشه ای بین حکومت های عربی خلیج و نظام تئوکراتیک ایران باعث شد تا کشورهای عربی مرتب درباره خطرات برنامه هسته ای ایران هشدار دهند.

 

آگاهی درباره تهدید زا بودن برنامه هسته ای ایران که در قالب برنامه «اتم در خدمت صلح» در دوره شاه با حمایت آمریکایی ها و اروپایی ها آغاز شد چیز جدیدی نیست.

 

آگاهی زودهنگام کشورهای خلیج نسبت به خطرات نیروگاه های هسته ای مهم ایران واقع در مناطق ساحلی خلیج شکل گرفت. کشورهای خلیج نگران بودند که اگر نیروگاه بوشهر واقع در منطقه زلزله خیز در معرض سوانح طبیعی و زیست محیطی قرار بگیرد به منابع آبی و خاک و ماهیگیری آسیب وارد می شود و این منابع عمده و حیاتی برای تامین روزی و رونق و شکوفایی اقتصادی کشورهای خلیج به شمار می رود.

 

و اینگونه بود که پلیدی جاه طلبی های عمامه داران در قدرت نمایان و عریان شد. آنها به دنبال افزایش نفوذ هستند و کشورهای خلیج به خطر پنهان برنامه هسته ای ایران پی بردند. برنامه هسته ای ایران حکومت های سیاسی عربی را تهدید می کند و به این باید اضافه کرد که رژیم ایران در کنار برنامه هسته ای زرادخانه بزرگی از موشک های بلند برد و میان برد دارد و دکترین ایدئولوژیکی حاکمیت نه تنها دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر را رد نمی کند بلکه آن را «واجب شرعی» می داند.

 

سران کشورهای خلیج از سیزدهمین اجلاس  رهبران شورای همکاری خلیج در ۱۹۹۲ در ابوظبی به این سو همواره بر «لزوم اجرای اقدامات مناسب برای جلوگیری از گسترش فناوری های مرتبط با پژوهش ها و فرآیند ساخت سلاح های کشتار جمعی در منطقه خلیج» تاکید می کنند. بیانیه هفدهمین اجلاس رهبران شورای همکاری در دوحه در ۱۹۹۶ به صراحت انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه رفت و به «نگرانی کشورهای شورای همکاری از تلاش پیگیر ایران برای تولید و ساخت زرادخانه ای از سلاح های کشتار جمعی» اشاره کرد.

 

کشورهای خلیج به هشدار و نگرانی درباره تهدید آفرین بودن برنامه هسته ای ایران اکتفا نکرده بلکه اعلام کردند که برنامه هسته ای ایران یک مسابقه تسلیحاتی غیر متعارف در منطقه به راه خواهد انداخت و منطقه را در معرض تهدیدهای گوناگون قرار می دهد. بیانیه پایانی هجدهمین نشست سران کشورهای شورای همکاری در کویت خواهان «تلاش گروهی برای عاری سازی منطقه خاورمیانه از اسلحه های کشتار جمعی از جمله تسلیحات هسته ای» شد. این خواسته در اجلاس های بعدی سران کشورهای خلیج مطرح و مورد تاکید قرار گرفت. کشورهای خلیجی برای اینکه از برچسب اتهام زنی به رژیم ایران فاصله بگیرند آشکارا اعلام کردند که اسراییل نیز باید عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای شود.

 

البته تلاش کشورهای خلیج برای برقراری صلح پایدار و رونق اقتصادی و فراگیر در منطقه فقط در حد ابراز بیم و نگرانی درباره اهداف برنامه هسته ای ایران نماند بلکه آنها چندین و چند پیشنهاد و طرح سازنده برای تمامی طرف ها و کشورها ارایه کردند. نکته قابل توجه در این میان دعوت دبیر کل شورای همکاری خلیج در بیست و ششمین نشست سران شورا در ۲۰۰۵ در ابوظبی بود. او از ایران خواست تا کشورهای منطقه توافقنامه گروهی برای منع گسترش تسلیحات هسته ای امضا کنند.

 

به رغم حسن نیت کشورهای خلیج اما ایران همواره از بیانیه های شورای همکاری درباره برنامه هسته ای و مقاصد توسعه طلبانه اش انتقاد می کند. وزارت خارجه ایران از بیانیه اختتامیه چهل و یکمین نشست سران شورای همکاری خلیج در منطقه العلا در سعودی با عنوان «ناشیانه و غیر مسئولانه» یاد کرد.

 

بی گمان رفتارها و اظهارات غیر مسئولانه ایران نگرانی های کشورهای خلیج را مشروع می کند و باید دیدگاه این کشورها مورد توجه قرار بگیرد. با این اوصاف آیا جامعه جهانی به این دغدغه ها و نگرانی ها توجه می کند یا اینکه دلجویی و مراعات حال ایران از جانب طرف های مذاکره در وین ادامه پیدا می کند؟