نه به احزاب، آری به حاکمیت مدنی

جهت گیری اصلی جوانان جنوب لبنان
نه به احزاب، آری به حاکمیت مدنی

امروز وقتی در مورد لبنان با تمام پیچ و خم ها و پیچیدگی ها و فجایع و بحران هایش صحبت می کنیم طبیعتا باید درباره جوانان این کشور که ستون فقرات قیام ۱۷ اکتبر بودند اندکی تامل کرد. جوانان آغازگر هر حرکت و خیزش بنیادین و واقعی در لبنان خواهند بود. جوانان لبنانی وارثان حاکمیت فرقه گرا و سلطه جو هستند. آنها وارثان یک بحران اقتصادی بی سابقه در لبنان و همچنین وارثان نخبگان سیاسی حاکمی هستند که برای گسترش نفوذ به سهمیه بندی فرقه ای و پارتی بازی و خویشاوند سالاری متوسل شده اند. جوانان لبنان وارثان رهبرانی هستند که برای حفظ قدرت و مناصب خود شعار «حمایت از فرقه گرایی» را به دوش می کشند. اما این جوانان که دیگر نمی خواهند شاهد «موروثی بودن زعامت» در کشورشان باشند در یک خیزش غافلگیر کننده به پا خاستند.

چند ساعتی اما از انقلاب ۱۷ اکتبر نگذشته بود که همه چیز مثل روز برای ناظران روشن شد که جوانان لبنان تصمیم گرفتند قیام کنند. شبکه های خبری جوانان معترض را نشان دادند که از دانش آموز و دانشجو گرفته تا کارگر رستوران و کافی شاپ و فارغ التحصیل کارجو به خیابان ها ریخته و خشم و نارضایتی خود را از شرایط کنونی ابراز کردند. در جنوب لبنان یعنی از صیدا گرفته تا صور و نبطیه و منطقه العرقوب هم اعتراضات مشابهی برپا شد و جوانان علیه سران و رهبران جریان های سیاسی شعار دادند و میدان های اصلی شهرها و روستاها به محل ثابتی برای تحصن و برافراشتن پرچم لبنان تبدیل شد. پرچم لبنان نیز با شعار «کلن یعنی کلن»‌ (همه باید بروند) مزین شد.

اعتراضات توده ای در لبنان قبلا در بیروت، پایتخت محدود بود و مرکز شهر محل تحصن جوانان لبنانی می شد که از بقیه مناطق به آنجا می آمدند و خواسته های گوناگونی در اینگونه تجمعات مطرح می شد. ویژگی بارز قیام ۱۷ اکتبر گستردگی جغرافیایی آن بود که هم تازگی داشت و هم غافلگیر کننده بود. مناطق حاشیه نشین که قبلا صحنه اعتراض و تحصن نبودند به قیام ۱۷ اکتبر پیوستند. البته برخی تحرکات اعتراضی در جنوب برپا می شد که جوانان جنوب برای اعلام حمایت از طرح های زیست محیطی و اجتماعی و بشردوستانه تنظیم می کردند و تعداد شرکت کنندگان در تجمعات عمدتا کمتر از صد نفر بود.

جنوب میان حزب گرایی و مستقل بودن 

گرایش سیاسی جوانان جنوب دستخوش تحول شده است که دلالت های آن را می توان در نظرسنجی مرکز فرهنگ حکومتداری وابسته به موسسه ادیان دید. یک هزار و ۸۰۰ نفر از رده های سنی ۱۸ تا ۳۵ سال در نظرسنجی انجام شده از ۲۹ نوامبر تا ۱۴ دسامبر یعنی ۴۲ روز پس از آغاز قیام لبنان شرکت کردند. طبق نتایج نظرسنجی میانگین مشارکت جوانان در تظاهرات و تحصن های پس از ۱۷ اکتبر از این قرار است: صیدا ۶۳.۳ درصد، الزهرانی ۱۸.۵ درصد، جزین ۲۷.۶ درصد، نبطیه ۱۱.۳ درصد، صور ۲۶.۴ درصد، مرجعیون ۱۶.۴ درصد و حاصبیا ۳۹.۱ درصد.

نتایج نظرسنجی نشان داد که میانگین عدم حمایت جوانان جنوب از گروه های سیاسی نه خیلی بالا بوده و نه خیلی پایین. ۸۳.۳ درصد جوانان صیدا هوادار هیچ حزب یا گروه سیاسی نیستند. این رقم در مرجعیون به ۲۵.۵ درصد می رسد. بالاترین و پایین ترین میزان حمایت جوانان جنوب از احزاب سیاسی به ترتیب در مرجعیون و صیدا بوده است. این رقم در الزهرانی ۳۱.۵ درصد، جزین ۴۸.۳ درصد، نبطیه ۴۹.۳ درصد، صور ۲۹.۷ درصد و حاصبیا ۵۲.۲ درصد اعلام شده است.
 

حارث سلیمان ستون نویس

 
جوانان جنوب و حاکمیت مدنی

نتایج نظرسنجی نشان داد درصد بالایی از جوانان رسما عضو هیچ حزب یا جریان یا جنبش سیاسی نیستند. بیش از ۹۰ درصد از جوانان شرکت کننده در نظر سنجی از تمامی بخش های جنوب لبنان گفتند که احزاب سیاسی بیانگر دیدگاه ها و اهداف و دغدغه هایشان نیستند و بنابراین عضو هیچ یک از آنها نیستند. این میانگین به تفکیک مناطق عبارت است از: صیدا ۹۳.۳ درصد، الزهرانی ۹۴.۴ درصد، جزین ۹۳.۱ درصد، نبطیه ۹۳ درصد، صور ۹۷.۸ درصد، مرجعیون ۹۴.۵ درصد و حاصبیا ۱۰۰ درصد.

حمایت گسترده جوانان این منطقه از طرح تشکیل حاکمیت مدنی قابل ملاحظه است. ۱۰۰ درصد جوانان نبطیه و ۹۹.۹ درصد جوانان حاصبیا خواهان تشکیل دولت مدنی هستند. این میانگین بیشتر از بقیه بخش های کشور است.

جنبش در جنوب ادامه دارد 

حارث سلیمان ستون نویس و نویسنده مطالب سیاسی در گفتگو با المجله در این باره گفت «گفتمانی در کشور وجود دارد که با بخش های جنوبی به عنوان غریبه رفتار می کند و دلیلش این است که حزب الله تلاش کرد اینگونه القا کند که ساکنان مناطق جنوبی مثل بقیه مردم لبنان نیستند و هیچ وجه مشترکی بین جنوبی ها و سایر مناطق وجود ندارد و دغدغه مشترک ندارند و اینکه ساکنان مناطق جنوب بازخواست نمی شوند. در صورتی که این گفتمان اشتباه است و همه دغدغه مشترک دارند».

سلیمان افزود «هر حزب در لبنان برداشت خاص خود را از مسائل کشور دارد و این گفتمان و برداشت حزب الله است اما مشکل اصلی این است که رسانه ها و دشمنان حزب الله این گفتمان را باور کردند و با آن کنار آمدند».

او یادآور شد «شهرها و روستاهای جنوب کشور در ده بیست سال گذشته عرصه جنبش اعتراضی به حزب الله بوده اند که به اشکال مختلف بروز کرده است. بی تردید حزب الله با مشت آهنین جلوی پررنگ شدن و تقویت این اعتراضات را گرفته است و دولت لبنان هم در این میان نقش آفرین بوده و اداره کشور و قدرت را به حزب الله و جنبش امل واگذار کرده است».

سلیمان خاطر نشان کرد «این مشت آهنین پس از ۱۷ اکتبر باز شد و مردم موفق شدند حرف دلشان را بزنند. معترضان در بخش های جنوب از تمام رده های سنی و اهل آنجا هستند».

سلیمان درباره دلایل کاهش تعداد معترضان بر این باور است «اعتراضات نه تنها در جنوب بلکه در سراسر کشور فروکش کرده است. اما با این حال ساکنان جنوب بر احیای قیام ۱۷ اکتبر پافشاری می کنند. می توان گفت این انقلاب در تمامی میادین ریشه دوانیده و بازگشت اوضاع به قبل از ۱۷ اکتبر امکان پذیر نیست».

او گفت «معنی انقلاب این نیست که در میدان های تجمع و تحصن بمانیم بلکه انقلاب به معنای افزایش آگاهی مردم و محکوم کردن حاکمیت است. یعنی اینکه مردم حاکمیت را به عنوان نماینده خود برای تحقق اهدافشان نمی پذیرند».
سلیمان درباره احتمال مشارکت گسترده در انتخابات برای ابراز نارضایتی افزود «حاکمیت احتمالا به خاطر بیم از هر گونه تغییر یا تحول انتخابات پارلمان آینده را به تعویق می اندازد چون این حکومت دیگر مردمی نیست و بازگو کننده مشکلات مردم نیست. اگر انتخابات در موعد مقرر برگزار شود مردم از حاکمیت کنونی مشروعیت زدایی می کنند».
 
میدان تحصن در شهر صور در جنوب لبنان

 
جوانان جنوب: به حاکمیت اعتماد نداریم

المجله برای آگاهی بیشتر درباره دیدگاه و نظرات جوانان جنوب با چند نفر از آنان گفتگو کرده است. ریهام رومیه گفت «به این طبقه سیاسی فاسد حاکم اعتماد ندارم؛ به ویژه در این شرایط اقتصادی و اجتماعی که خود آنها باعث شدند کار به اینجا برسد». او افزود «۳۰ سال در قدرت هستند اما هیچ کاری برای مردم نکرده اند. نه خدمات درمانی داریم، نه کار و نه آموزش. این عوامل باعث شد تا در اعتراضات شرکت کنم».

رومیه افزود «اعتراضات و تجمعات قبلا فقط در بیروت بر پا می شد اما این مرکز گرایی در جریان قیام اکتبر از بین رفت و دیوار ترس هم شکسته شد. مردم به خیابان ها ریختند و فریاد اعتراض سر دادند».

او یاد آور شد «تعداد معترضان کم شده چون مردم به دلیل سیاست سرکوب و تهدید و فشار ترسیدند. همچنین به اینها باید اتهام زنی به این جنبش اعتراضی و شرکت کنندگان را افزود که به آنها برچسب خیانت زدند».

رومیه بر این باور است که «برخی از مردم فکر می کردند اگر انقلاب کنند اوضاع دچار یک تحول بزرگ می شود اما وقتی دیدند اینطور نشد ناامید شدند و به خانه هایشان بازگشتند. این گروه طرفدار حاکمیت نیستند و حرفشان را در انتخابات و صندوق های رای خواهند زد و شاید بدین ترتیب تحول واقعی در جنوب کشور رخ دهد».

او در پایان گفت «میزان مشارکت در انتخابات اخیر ۴۹ درصد بود. معنای این آمار این است که بخش اعظم مردم به دلیل مخالفت با حاکمیت در انتخابات شرکت نکردند».

علی جابر که در این باره تقریبا با رومیه هم نظر است به المجله گفت «جوانان لبنان به طور عام و جوانان جنوب به طور خاص در اعتراضات و تحصن ها شرکت کردند چون آنها خواهان یک مسیر جدید و دیدگاه مدرن هستند. گفتمان غالب نسل جدید این است که باید به دنبال گزینه دیگری برای حاکمیت فعلی بود. این دیدگاه در اعتراضات سال ۲۰۱۶ که به دلیل بحران زباله به وقوع پیوست مطرح نبود».

افزون بر این «نتایج انتخابات پارلمانی اخیر منجر به تشکیل مجلسی شد که در حد و اندازه آرمان ها و اهداف جوانان نیست». جابر افزود «امروز هیچ کس در حاکمیت کنونی نماینده من نیست».

جابر گفت «تحصن و تجمع در بیروت متوقف نشده چون بیروت نقطه پیوند تمام بخش های کشور است. تعداد معترضان در شهرها و استان ها کاهش یافته چون مردم می ترسند. این ترس و وحشت موجه است، معترضان در این اعتراضات مورد آزار و اذیت و سرکوب قرار گرفتند».

رشا هاشم که خود را به عنوان فرد مستقل و بدون گرایش حزبی و سیاسی معرفی می کند به المجله گفت «همه امید من برای ساخت آینده ام در لبنان این بود که تمام این طبقه سیاسی فاسد سرنگون شود».

او افزود «خیلی ناامید شدم چون حاکمیت موفق شد تا بخش اعظم مردم را تحت کنترل خود درآورد». هاشم خاطر نشان کرد «کورسوی امیدی به نتایج انتخابات دانشجویی داشتم که منجر به پیروزی قابل توجه دانشجویان مستقل شد. انتخابات دانشجویی بیانگر فضای عمومی کشور در سطح محدودتر است». او در ادامه گفت «مساله جنوب این است که اغلب مردم منطقه از تهدید یا انتقام گیری به سبک های گوناگون می ترسند».

بی گمان، قیام ۱۷ اکتبر دیوار ترس را شکست و قید و بندها را از هم گسست و چهره جدیدی از شرایط سیاسی لبنان ارائه داد. بازیگران جدیدی وارد صحنه شدند که هیچ وقت صدایشان شنیده نمی شد اما حالا در قلب تحولات سیاسی حضور دارند. این گروه اجتماعی که جوانان اعضای اصلی آن هستند موفق شدند دغدغه ها و بیم خود را با مشارکت گسترده در تظاهرات و اعتراضات بیان کنند. جوانان جنوب کشور هم با پیوستن به جنبش اعتراضی دیدگاه خود را در مخالفت با احزاب سیاسی مطرح کردند. آنها به رغم آزار و اذیت و حمله و ارعاب اما مصمم به ماندن در میدان های تجمع و تحصن هستند.

اعتراضات و راهپیمایی های گسترده در بخش های مختلف جنوب لبنان که از سوی جوانان همین خطه هدایت می شد همه را غافلگیر کرد. آنها اصرار دارند در کانون این جنبش سیاسی حضور داشته باشند. با این حال اما تحولات سیاسی و تغییر موازنه قوا باعث سرخوردگی و ناامیدی جوانان کشور از جمله بخش های جنوبی شد و در سیل مهاجرت بروز کرد. جنوب لبنان اینک میان امید به نفوذ در دیوار سترگ احزاب این منطقه و مهاجرت به عنوان نماد اعتراض به شرایط کنونی گرفتار شده و چشم به انتظار انتخابات پارلمانی بعدی است که اگر برگزار شود به میدان آزمونی برای سنجش موفقیت یا شکست جوانان جنوب در راستای رسیدن به اهدافشان تبدیل خواهد شد.