شعله ور شدن آتش جنگ داخلی در اتیوپی

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟
شعله ور شدن آتش جنگ داخلی در اتیوپی

شاید تاکید بر گفته کونته روسی مورخ ایتالیایی درباره اتیوپی چندان مبالغه آمیز نباشد. او گفت اتیوپی «موزه ملت ها» است. مقصود کونته تنوع اتنیکی و نژادی در این کشور است که اتیوپی را به صورت یک موزاییک رنگارنگ و متنوع درآورده.  بیش از ۸۰ گروه اتنیکی ساکن ۹ ایالت اتیوپی هستند. این گوناگونی موجب شده تا اختلافات و ناآرامی در یک منطقه به سرعت باورنکردنی بالا گرفته و به کشمکش تمام عیار تبدیل شود. اتیوپی از لحاظ وسعت دهمین کشور پهناور آفریقا و دومین کشور پرجمعیت این قاره پس از نیجریه است. جمعیت اتیوپی ۱۰۸ میلیون نفر است.

اگر دولت های اتیوپی رویکرد مدیریتی کارآمد درباره تفاوت های اتنیکی بر پایه هارمونی اجتماعی و عدالت اجتماعی و سیاسی در نظر نگیرند با مشکلات نامحدود و بی ثباتی روبرو می شوند. نگاه دقیق به رویدادهای داخلی پس از استقلال اتیوپی در دسامبر ۱۹۴۴ بیانگر صحت این کلام است. هایل سلاسی امپراتور اتیوپی که متعلق به گروه اتنیکی امهرا بود تا سپتامبر ۱۹۷۴ در قدرت بود و گروهی از افسران انقلابی کمونیست به رهبری منگیستو هایله مریام علیه سلاسی شورش کردند و سلاسی قدرت را واگذار کرد. منگیستو هایله مریام به دلیل ناکامی در اداره کشور در ۱۹۹۱ سرنگون شد و همزمان با سرنگونی او جنگ داخلی به رهبری ملس زیناوی (اهل تیگرای) آغاز شد. ملس زیناوی رهبر جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی بود که از چهار نیروی اصلی سازمان دموکراتیک خلق اورومو و جنبش دموکراتیک ملی امهرا  و جنبش دموکراتیک خلق جنوب اتیوپی و جبهه آزادی بخش خلق تیگرای تشکیل می شد.

زیناوی به قدرت رسید اما مرگ ناگهانی او در ۲۰۱۲ منجر به آشفتگی در ارکان حاکمیت اتیوپی شد. ناآرامی های داخلی از ۲۰۰۱ در این کشور شروع شد و زیناوی برای کنترل اوضاع ناآرام کشور تلاش کرد اما شرایط پس از روی کار آمدن هایلی مریام دیسالین، نخست وزیر جدید به نقطه انفجار رسید. دیسالین در برابر فشارها و اعتراضات گروه های اتنیکی که با مشارکت گسترده خلق اورومو در نوامبر ۲۰۱۴ به اوج رسید دوام نیاورد. اعتراضات در ایالت اورومیا با مشارکت دانش آموزان و دانشجویان آغاز شد و بقیه گروه های جامعه به آنها پیوستند. ساکنان ایالت امهارا که قدرت را در دوره زمامداری هایل سلاسی در دست داشتند نیز به جمع معترضان علیه حکومت اضافه شدند. سلاسی در اواخر ۲۰۱۷ استعفا داد و آبی احمد از ایالت اورومو زمام قدرت را در دست گرفت و فصل نوینی از صلح و همزیستی در کشور گشود اما این آرامش و انسجام داخلی با توجه به سیاست های داخلی و خارجی آبی احمد کوتاه مدت بود. آبی احمد در داخل کشور رویکرد سرکوب در پیش گرفت و در خارج روابط گرم و دوستانه با اریتره، دشمن دیرینه تیگرای برقرار کرد.

این وقایع تاریخی شرح حال مشکلات کنونی «جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی» است که یکپارچکی این کشور را در معرض خطر قرار داده و چه بسا منجر به تجزیه یا بالکانیزه شدن اتیوپی یعنی خرده شدن و تجزیه یک قلمرو بزرگ به قلمروهای کوچک بر اثر جنگ بین گروه های اتنیکی می شود.

در این گزارش به بحران کنونی در اتیوپی و تحولات متفاوت آن نسبت به ناآرامی ها و بحران های پیشین می پردازد. بحران های پیشین اتیوپی هیچ گاه به سطح کنونی درگیری ها نرسیدند؛ کشمکش کنونی زنگ هشداری است نسبت به وقوع جنگ داخلی احتمالی که شعله های آن به کشورهای همسایه و کل منطقه سرایت خواهد کرد. در گزارش زیر به ماهیت و ابعاد و پیامدها و گزینه های احتمالی بحران در آینده اشاره می کند:
 

هایل سلاسی امپراتور پیشین اتیوپی

 
 
نخست: موزاییک اتنیکی و زبانی و مذهبی اتیوپی

اتیوپی ۹ ایالت دارد: تیگرای، آفار، امهارا، اورومیا، اوگادین و بنی شنقول یا قماز. دو ایالت اتنیکی در جنوب کشور عبارتند از: گامبلا و هراری. اتیوپی دو منطقه شهری نیز دارد: آدیس آبابا که از تنوع اتنیکی برخوردار است و دیر داوه. گروه های اتنیکی بارز ساکن ایالت های ۹ گانه اتیوپی از این قرارند:

اورومو: ۳۴ تا ۴۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند. ۷۰ درصد آنها مسلمان و ۲۰ درصد مسیحی هستند و از ۲۰۰ قبیله تشکیل شده اند که برخی از آنها در خاک کنیا نیز حضور دارند. 

امهارا: ۲۷ درصد جمعیت را تشکیل می دهند و ساکنان بومی اتیوپی هستند و پس از پذیرش فرهنگ سامی قرن های متمادی حکمرانی کردند. بهیردار مرکز امهارا است. امهارا از ۱۰ منطقه اداری و یک منطقه ویژه تشکیل شده و امهری زبان رسمی کشور و ارتش اتیوپی است.

گروه های اتنیکی اصلی دیگر: سومالی ۶.۲ درصد و تیگرای ۶.۱ درصد و شنکیلا ۶ درصد و سیداما ۴ درصد و گوریج ۲.۵ درصد و ولایتا ۲.۳ درصد و آفار ۱.۷ درصد و هادیا ۱.۷ درصد و گامو ۱.۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند.

این گروه های متنوع بیش از ۸۰ زبان و ۲۲ گویش محلی از جمله سامی و کوشی و اموتی و زبان های حوزه نیل و صحرای بزرگ دارند. از کل جمعیت اتیوپی ۴۳.۵ درصد مسیحیان ارتدوکس و ۱۸ درصد پروتستان و ۳۳.۹ درصد مسلمان و ۲.۶ درصد کاتولیک هستند و بقیه ادیان و آیین های مذهبی دیگری دارند.
 
ارتش اتیوپی مدعی شد که حزب حاکم در ایالت تیگرای به یکی از مواضع دفاعی دولت اتیوپی حمله نظامی کرده و چندین موضع در تیگرای را مورد هدف قرار دارد

 
دوم: بحران تیگرای؛ یک بحران با اسم های متفاوت
 
بحران کنونی در تیگرای نخستین بحران حکومت اتیوپی نیست بلکه این بحران قدیمی هر چند وقت یکبار دوباره ظهور می کند. ناکامی حکومت در مدیریت جامعه دارای تنوع اتنیکی و نژادی عامل اصلی این بحران تکراری است. واقعیت این است که دیدگاه حکومت در خصوص نحوه تعامل با مسائل تنوع اتنیکی و فرهنگی و مذهبی در جامعه مشکل دارد. دولت هایی که یکی پس از دیگری در اتیوپی روی کار آمدند به این مساله از زاویه باورهای سیاسی و ایدئولوژیکی خود می نگرند و وابستگی نژادی و اتنیکی سران کشور در رویکرد آنها برای حل مشکل سهیم بوده است. از این رو قدرت حاکم فاقد نقشه راه برای تعامل با تنوع اتنیکی و نژادی در کشور بوده و حاکمان و حتی نخبگان فرهنگی از ایجاد راهکار برای مشکلات اصلی متعدد در این کشور بازمانده اند. مساله پرچم ملی مشترک و زبان و حاکمیت قانون فدرال از جمله این مشکلات هستند که عدم ایجاد راهکار برای آنها موجب تضعیف حکومت مرکزی حاکم و تشکیل گروه ها و جریان های استقلال طلب شده است. کنگره فدرال اورومو و جنبش ملی امهرا و جبهه ملی آزادی بخش اوگادین و جبهه آزادی بخش خلق تیگرای و غیره از این دست گروه ها هستند.

بحران کنونی در تیگرای از بحران ها و کشمکش های متمادی در دوره های مختلف حکومت های اتنیکی حاکم جدا نیست چون تمام حکومت های پیشین هم در مدیریت درست مساله تنوع اتنیکی و نژادی ناکام بودند. سیاست آبی احمد نخست وزیر کنونی اتیوپی از منظر تیگرای مبتنی بر به حاشیه راندن و تضعیف جایگاه آنان است. آبی احمد در اقدامی برای همگون سازی فرهنگی یک حزب قومی به عنوان «شکوفایی» در تیگرای تاسیس کرد. تیگرای بر این باور است که حکومت کنونی علیه آنان موضع گیری و پست های رده بالا را تصاحب کرده است. این حزب مورد تایید اغلب گروه های اتنیکی اتیوپی قرار گرفت اما با مخالفت گسترده تیگرای روبرو شد. تیگرای از عضویت در این حزب سرباز زد و جدل های لفظی و مناقشه بین تیگرای و حکومت مرکزی بالا گرفت و کار به نبرد سیاسی کشید. آبی احمد با ادعای شیوع کرونا انتخابات پارلمانی در ماه ژوئن ۲۰۲۰ را لغو کرد. تیگرای مخالفت کرد و انتخابات در این ایالت در سپتامبر ۲۰۲۰ و بدون موافقت حکومت مرکزی در ادیس آبابا برگزار شد. آبی احمد حتی قبل از انتخابات بودجه اختصاص یافته به تیگرای را کاهش داد و از آن به عنوان اهرم فشار برای عدم برگزاری انتخابات در تیگرای استفاده کرد. اما این رویکرد کارساز نبود و تیگرای انتخابات را برگزار کرد. برگزاری انتخابات در تیگرای به این معنی است که آنها حکومت مرکزی را به رسمیت نمی شناسند و از این رو بحث و جدل لفظی و دعوا و تهدید بین دو طرف بالا گرفت و در اوایل نوامبر ۲۰۲۰ به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. آبی احمد در آن زمان اعلام کرد «ایالت تیگرای از تمام خطوط قرمز عبور کرد». ارتش اتیوپی مواضع متعددی در ایالت تیگرای را بمباران و ادعا کرد حزب حاکم در تیگرای به یکی از مواضع دفاعی حکومت اتیوپی حمله و می خواست تسلیحات موجود در آنجا را بدزدد. سران ایالت تیگرای این حمله را بدون پاسخ نگذاشتند و با یک حمله دیگر جواب دادند و بدین ترتیب جرقه آغاز جنگ داخلی زده شد. البته این جنگ هنوز در اول راه است به رغم اینکه قربانیان و تلفات فراوانی به دنبال داشته و منجر به فرار بیش از ۲۵ هزار نفر به سمت سودان شده است. بحران هر روز بغرنج تر می شود و اریتره هم در این جنگ از آبی احمد طرفداری می کند. جنگ چندین ساله بین اریتره و تیگرای با به قدرت رسیدن آبی احمد پایان یافت. آبی احمد اعلام کرد که بخش های مورد مناقشه بین اریتره و تیگرای از دهه نود میلادی تا کنون متعلق به اریتره هستند و همین موجب افزایش نارضایتی تیگرای از آبی احمد شد. مسئولان تیگرای گفتند آبی احمد به اریتره امتیاز داده تا جایزه صلح نوبل نصیبش گردد.
 
آبی احمد نخست وزیر اتیوپی در مراسم دریافت جایزه صلح نوبل در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۹ در اسلو نروژ (گتی)

 
سوم: بحران تیگرای و آینده آبی احمد در قدرت

دیدگاه و رویکرد آبی احمد درباره تنوع اتنیکی و نژادی در کشورش همانند رویکردش در ارتباط با مساله تنوع اتنیکی در اتیوپی است. طبق قانون اساسی اتیوپی ایالت های دولت فدرال از حق تعیین سرنوشت برخوردارند و برای این کار تنها باید به حکومت مرکزی ابلاغ کنند. اما آبی احمد می خواست بنا به دیدگاه خاص خودش ضمن پایان دادن به حکومت فدرال یک حکومت مرکزی ایجاد کند و برای همین همانطور که پیشتر اشاره شد حزب شکوفایی را تاسیس کرد. نگرش آبی الهام گرفته از سیاست او برای پایان دادن به جنگ بین اتیوپی و اریتره است که به همین دلیل هم جایزه صلح نوبل گرفت. آبی با توجه به این نگرش منجر به افزایش بحران در ماجرای سد رنسانس شد چون بر این باور سد رنسانس یک مساله ملی و تنها نقطه توافق بین گروه های سیاسی و اتنیکی در کشور است و می تواند به او مشروعیت بدهد. اما واقعیت نشان داد که این دیدگاه نه تنها نادرست بوده بلکه ناکارآمد نیز هست. به عبارت دیگر آبی احمد باخت چرا که توافق صلح با اریتره منجر به ثبات داخلی نشد و طرح سد رنسانس و لجبازی های آشکارش در جریان مذاکرات به یکپارچگی جامعه نینجامید و جلوی آغاز جنگ داخلی را نگرفت. می توان گفت برنامه ای که آبی احمد پس از تصدی قدرت در سطح داخلی و خارجی در سر داشت مناسب جامعه اتیوپی نبود بلکه بر خلاف منافع کل کشور است. از این رو بقای آبی احمد در قدرت به دلایلی مورد تردید جدی قرار دارد:

 ارزیابی نادرست آبی احمد درباره واکنش تیگرای در خصوص روابط اتیوپی و اریتره و نیز واکنش تیگرای نسبت به به حاشیه راندن ساکنان بومی این منطقه و عدم اجازه به آنها برای تصدی پست های حکومتی. این ارزیابی نادرست زمانی به وضوح آشکار شد که بحران بین ایالت تیگرای و دولت مرکزی بالا گرفت. آبی احمد کوشید تا الگوی موفقیت بار پیشین خود را دوباره پیاده کند. او اعتراضات مردمی در اورومو پس از ترور هاچالو هوندیسا خواننده محبوب منطقه را به شدت سرکوب و تمام سران جنبش اعتراضی اورومو را بازداشت کرد. آبی احمد حتی برای سرکوب اورومو با گروه اتنیکی امهرا همدست شد. البته آبی احمد برای حل بحران تیگرای نمی تواند از این سیاست استفاده کند:

نخست: تفاوت بافت جمعیتی تیگرای و اورومو. جمعیت تیگرای عمدتا تحصیلکرده و روشنفکر هستند و وضع مالی خوبی دارند و تعدادی از ساکنان این منطقه در نهادهای حکومت مرکزی در آدیس آبابا کار می کنند. ساکنان اورومو عمدتا سطح آموزشی و فرهنگی پایین دارند و غالبا فعالیت کشاورزی انجام می دهند. از این رو وقتی تنش در اورومو بالا گرفت حکومت مرکزی با بهره برداری از ویژگی ساکنان بومی موفق به تسلط بر آنان شد.

دوم: ساکنان تیگرای از سابقه نظامی طولانی در جریان جنگ میان اریتره و اتیوپی برخوردار است. تیگرای صحنه آن جنگ بود و به همین دلیل هم بسیاری از ساکنان تیگرای به عضویت ارتش اتیوپی درآمدند و حتی تا رده های بالای نظامی هم رسیدند. تیگرای حدود ۲۵۰ هزار نظامی دارد. بازداشت ۱۷ افسر ارتش اتیوپی به اتهام خیانت در آدیس آبابا در همین راستا قابل تفسیر است. آبی احمد هم به همین دلیل فرمانده ارتش و رییس دستگاه اطلاعاتی و وزیر خارجه را ظرف یک روز برکنار کرد چون تمام این افراد با افزایش تنش علیه تیگرای مخالفت کردند. این نشان می دهد که اوضاع چقدر وخیم شده است.

سوم: افزایش تنش در خارج و داخل کشور

تنش میان دولت اتیوپی به ریاست آبی احمد با مصر و سودان به دلیل سد رنسانس بالا گرفته است و لجبازی و سرسختی آبی احمد در این ارتباط ناموجه است. روابط آبی احمد و سودان هم دستخوش تنش شده است. دو طرف اخیرا در آستانه رویارویی نظامی بودند. آبی احمد با مشکلات اجتماعی و اقتصادی و امنیتی ناشی از شیوع کرونا هم مواجه شده است. شیوع کرونا منجر به کاهش رشد اقتصادی و بدتر شدن شرایط کشور شد. بدهی های سنگین کمر اقتصاد اتیوپی را خم کرده است. آبی متعلق به گروه اورومو است اما نارضایتی از سیاست های او در بین افراد گروه در حال افزایش است و مردم منطقه بر این باورند که آبی به وعده های خود برای تغییر عمل نکرده است.

علاوه بر این، این بحران در زمانی بروز می کند که کشورهای جهان و محافل بین المللی آمادگی دخالت جدی برای جلوگیری از درگیری های مسلحانه را ندارند. آمریکا سرگرم دوره پس از انتخابات و انتقال قدرت است و برای همین حالا زمان مناسبی برای استفاده از نفوذش برای توقف جنگ و آتش بس نیست. اتحادیه اروپا سیگنال مهمی برای احتمال دخالت نداده و به فراخوان برای آتش بس و حفظ جان مردم بسنده کرده است. اتحادیه آفریقا از قدرت کافی برای حل اختلافات و نبردهای قدیمی اتیوپی برخوردار نیست.

بنابراین ایجاد راهکار فوری در کوتاه مدت در اتیوپی بعید به نظر می رسد چون اتهام زنی های متقابل و افزایش سرکوب و خشونت توسط دولت مرکزی برای مقابله با تحولات جاری به اوج رسیده است. آبی احمد نیز مرتب تهدید می کند اما مشخص نیست که آیا او به گزینه اقدام نظامی سرنوشت ساز روی می آورد تا این نبرد را به نفع حکومت مرکزی تمام کند؟ اگر آبی این کار را انجام دهد نبرد و درگیری به مناطق دیگر و حتی کشورهای همسایه نیز سرایت خواهد کرد. باید توجه داشت که متوسل شدن به تنش زایی برای حل مساله منجر به بسیج افکار عمومی برای کناره گیری آبی احمد خواهد شد و کشور وارد نبرد سیاسی تازه می شود. اما این نبرد تازه لزوما به معنای برقراری ثبات در اتیوپی نیست. ثبات و امنیت تنها با روی کار آمدن یک رییس مورد توافق تمام گروه ها برقرار می شود که ماهیت بحران ها و شرایط کنونی اتیوپی را درک کند و مانع کشیده شدن کشور به دور جدید ناآرامی شود چون ناآرامی های جدید و بی ثباتی بیشتر مقدمه تجزیه کشور را فراهم کرده و آغاز گر دوره جدیدی از کشمکش ها در شاخ آفریقا است. شاخ آفریقا از موقعیت مهم ژئوپلیتیکی در جهان و منطقه برخوردار است. بنابراین بررسی راهکارها و گزینه های دیگر برای حل بحران کنونی ضروری به نظر می رسد. نباید روی سناریوی همیشگی یعنی توافق موقت حساب کرد چون این توافق به سرعت از بین می رود و جای آن را کشمکش تازه ای می گیرد و دوباره اوضاع به نقطه صفر برمی گردد.

پایان کلام اینکه بحران کنونی در اتیوپی در تمام حکومت ها وجود داشته و موضوع تازه ای نیست. اما حکومت ها همواره از ایجاد راهکار برای دو مشکل اصلی غافل شده اند:

نخست: مدیریت درست مساله تنوع اتنیکی و نژادی و برقراری عدالت سیاسی و اجتماعی برای تمامی گروه ها.

دوم: مدیریت درست مناسبات خارجی اتیوپی با همسایگانش بر اساس همکاری نه تقابل. اتیوپی محصور در خشکی است و به همین دلیل به تثبیت پایه های ثبات و همکاری همه جانبه نیاز دارد. اتیوپی در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و نیاز شدید و مبرم به بهره گیری از تمام منابع طبیعی و امکانات و افزایش درآمد و فاصله گیری از جنگ و کشمکش هایی دارد که منابع محدود کشور را از بین می برد و گرفتاری مردم اتیوپی را بیشتر می کند. بدین ترتیب نارضایتی و کشمکش در ایالت ها افزایش پیدا می کند. در این شرایط ما با بحران حکومتی روبرو هستیم که قادر به مدیریت سیاست های داخلی درباره گروه های اتنیکی و توسعه نیست و نیز با حکومت بحران زایی سروکار داریم که رویکرد تنش زا با همسایگانش در پیش گرفته است.