مرگ مقاومت

 
حزب الله در ۱۹۸۲ به عنوان جنبش مقاومت تشکیل شد که البته آغازگر این تعریف اصیل نبود چه اینکه قبل از آن جبهه مقاومت ملی با مشارکت احزاب سکولار و چپگرای لبنان در صحنه سیاسی کشور حضور داشت و فعالیت می کرد. اما این احزاب بر خلاف مقاومت اسلامی حزب الله یکپارچه و هماهنگ و در قالب سازماندهی شده نبودند. ویژگی آن احزاب و گروه های سکولار و چپ که عنوان جبهه مقاومت ملی را یدک می کشیدند این بود که تمامی آنها لبنانی بوده و یک هدف مشترک داشتند: پس گرفتن بخش های لبنانی اشغالی توسط اسرائیل. حزب الله به دنبال چیزی فراتر از آزاد سازی مناطق اشغال شده بود.. این گروه در پی نفوذ و سلطه گری بود و مقاومت ابزار خوبی برای کسب حمایت مردم و افزایش نفوذ و تسلط به شمار می رفت.

حزب الله امروز از نفوذ گسترده برخوردار است اما دیگر گفتمان مقاومت را ندارد و به همین دلیل حمایت مردمی را از دست داد.

حزب الله با توجه به بدتر شدن بحران سیاسی و اقتصادی لبنان و نیز افزایش تنش با اسرائیل به علت موشک های نقطه زن و عملیات نظامی این گروه در منطقه باید بین دو گزینه یکی را انتخاب می کرد: تداوم مقاومت (نظامی و اجتماعی) یا از دست دادن پایگاه مردمی. گویا حزب الله گزینه دوم را انتخاب کرده و افزایش نفوذ و سلطه گری را بر هوادارانش ترجیح داده است. البته این رویکرد عواقب و پیامدهایی برای سران حزب الله در آینده نزدیک به دنبال خواهد داشت.

آغاز فعالیت

حزب الله پیش از صدور اولین بیانیه رسمی در ۱۹۸۲ در راستای افزایش نفوذ و تقویت جایگاه در جامعه شیعیان لبنان تلاش کرد. همزمان با اوج گیری احساسات ضد اسرائیلی در میان شیعیان گروهی از سران جنبش امل با انشعاب از آن تشکیلات جدیدی با عنوان «جنبش اسلامی امل» راه اندازی کرد که رویکرد مسلحانه داشت. این گروه جدید الهام بخش اصلی سپاه پاسداران ایران برای تشکیل حزب الله با شکل و شمایل کنونی اش شد. نیروهای سپاه که آن زمان در لبنان حضور داشتند از گروه جنبش اسلامی امل حمایت کردند.

«جنبش اسلامی امل» در ۱۹۸۵ بیانیه سیاسی با نام جدید یعنی «حزب الله» منتشر و به چندین هدف اصلی گروه اشاره کرد:  

نابودی اسرائیل، اخراج نیروهای غربی از لبنان و خاورمیانه، مقابله با دشمنان در لبنان. مقصود از واژه دشمنان حزب کتائب لبنان بود. این بیانیه تاکید کرد تشکیل حکومت اسلامی تنها گزینه مشروع در لبنان است. به گفته بیانیه سیاسی حزب الله اسرائیل حق حیات ندارد.

این بیانیه سرآغاز فعالیت رسمی حزب الله به عنوان گروه شبه نظامی با رویکرد اسرائیل ستیزی و آمریکا ستیزی و غرب ستیزی شد. حزب الله در آن دوره تلاش کرد از طریق رویکرد نظامی به هدف اصلی خود یعنی مقابله با اسرائیل و غرب برسد. نظام خدمات اجتماعی حزب الله دستخوش توسعه و تحول فزاینده و پرشتاب شد و عملیات نظامی علیه اسرائیل افزایش یافت. حزب الله به دنبال گسترش و توسعه زیرساختارهای نظامی اش بود. جذب و گسترش پایگاه هواداران شیعه در دیدگاه سران این حزب منجر به حفظ حزب الله و ایدئولوژی این گروه می شود.

هدف حزب الله از بین بردن نفوذ ناچیز جنبش امل و تسلط کامل بر شیعیان و اداره امور داخلی جامعه شیعی در لبنان بود. این اتفاق در سال ۱۹۹۲ افتاد. حزب الله در همان سال تصمیم گرفت در فعالیت های سیاسی لبنان و انتخابات پارلمان شرکت کند. این گروه به درستی درک کرده بود که ورود به عرصه سیاست و ارکان حاکمیت منجر به افزایش تعداد طرفداران و قدرت در مراکز تصمیم گیرنده می شود.

توجه حزب الله برخوردار از نفوذ و قدرت و اعتماد به نفس روی مقابله با اسرائیل و افزایش عملیات نظامی در جنوب لبنان معطوف شد. حزب الله با عملکرد موفق گروه رسانه ای نظامی و مدیریت کارآمد ارتباط با هوادارانش توانست حمایت شیعیان و حتی غیر شیعیان را کسب کند.

تعداد هواداران حزب الله پس از عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان در ۲۰۰۰ افزایش بی سابقه ای پیدا کرد. حزب الله در آن زمان حتی در میان عرب های سنی به عنوان یک قهرمان عرب شناخته شد.

سراشیبی انحطاط 

حزب الله درست بعد از جنگ با انتقاد مخالفانش روبرو شد که بر این باور بودند حزب الله پس از عقب نشینی اسرائیل نباید مسلح باشد.

حمایت شیعیان از حزب الله افزایش یافت اما تحولات سیاسی داخلی پیچیده تری بروز کرد و فصل تازه ای از تنش و اختلافات پس از صدور قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت در سپتامبر ۲۰۰۴ و ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق در فوریه ۲۰۰۵ آغاز و منجر به خروج ارتش سوریه از لبنان شد.

مشکل اصلی از جایی شروع شد که حزب الله برای اولین بار در ۷  مه ۲۰۰۸ اسلحه خود را به سمت شهروندان لبنانی نشانه گرفت و این حادثه سرآغاز کاهش محبوبیت حزب الله بود. فضای نارضایتی و خشم بین هوادارانش شکل گرفت و حزب الله بر تمام ارکان حاکمیت و نهادهای حکومتی چنگ انداخت.

نفوذ حزب الله در نهادهای حکومتی افزایش یافت و به منابع و درآمدهای دولت دسترسی پیدا کرد و تمام خدمات و قدرت را در اختیار هواداران شیعه قرار داد تا اینکه رژیم سوریه در ۲۰۱۱ از حزب الله خواست نیرو به کشور اعزام کند. گفتمان و اولویت ها و استراتژی حزب الله دستخوش تغییر شد و بودجه این گروه عمدتا به عملیات نظامی در سوریه اختصاص یافت. اگرچه خدمات اجتماعی به پایگاه طرفداران حزب الله در آن دوره متوقف نشد اما بیشتر خدمات و بودجه به جیب خانواده نیروهای نظامی و نهادهای نظامی حزب الله رفت.

حزب الله قبلا به عنوان سازمانی شناخته می شد که پیروزی های سریع و سرنوشت ساز رقم می زد اما حالا این گروه کارش شده حمل و انتقال جنازه «شهدا» یی که در نبردهای برون مرزی اش کشته می شوند. حزب الله به تدریج اما با ثبات قدم از «جنبش مقاومت» به گروه نیابتی رژیم ایران در نبردهای برون مرزی تغییر ماهیت داد. وقتی حملات هوایی اسرائیل علیه تاسیسات نظامی ایران و حزب الله در سوریه آغاز شد به تدریج مشخص شد که حزب الله در سوریه نقش یک جنبش مقاومت ایفا نمی کند و از اقدام تلافی جویانه در واکنش به حملات اسرائیل خودداری کرد و افزایش نفوذ را در اولویت برنامه هایش در سوریه قرار داد.

حزب الله به دنبال تحریم های آمریکا علیه ایران و خود حزب الله با بحران مالی جدی روبرو شد اما به جای تمرکز بر بخش خدمات به ساپورت مالی عملیات نظامی در سوریه پرداخت و این پرسش و نگرانی جدی بین طرفدارانش مطرح شد که وظیفه واقعی حزب الله چیست.

مرگ مقاومت

۱۹ اکتبر ۲۰۱۹ حزب الله سیلی بزرگی از مردم لبنان خورد. مردم این کشور از جمله شیعیان بسیاری علیه حکومت تظاهرات کردند. معترضان از نبیه بری رییس پارلمان و جبران باسیل وزیر خارجه، دو چهره حکومتی پرنفوذ و متحد حزب الله مشروعیت زدایی کردند. حزب الله با مشت آهنین و سرکوب جواب معترضان را داد و در مقابله با تظاهرکنندگان شیعه در شهرها و روستاهای شیعه نشین دست به خشونت بیشتری زد.

حزب الله در کنار حکومتی ها به مقابله با معترضان برخاست. اصولا حزب الله پس از اینکه برای اولین بار در انتخابات پارلمان ۲۰۱۸ پیروز شد دست به تشکیل کابینه زد و خود حزب الله در راس قدرت قرار گرفت.

بحران اقتصادی لبنان روز به روز عمیق تر و بدتر و به تبع آن نارضایتی مردم لبنان به طور عام و شیعیان به طور خاص از سیاست های حزب الله گسترده تر می شود. در حالیکه حزب الله حکومت و قدرت نظامی را رها نمی کند شیعیان لبنان درک کردند که رهبران حزب الله نتوانستند گفتمان مقاومت و پیروزهای ادعایی خود را به یک برنامه و چشم انداز اقتصادی و اجتماعی برای تامین منافع لبنان و مردم کشور تبدیل کنند.

تمام نهادهای حکومتی لبنان در حال حاضر دست حزب الله است. حزب الله در صدد حمایت از متحدانش و روی کار آوردن سعد حریری -گزینه مورد نظر حزب الله برای نخست وزیری- و تشکیل کابینه ای است که از کنترل گروه خارج نشود. آنچه حالا نصیب حزب الله شده رویگردانی مردم از این گروه و بی اعتبار شدن نزد افکار عمومی از جمله بخش گسترده ای از شیعیان است که به دلیل عملکرد حزب الله ابراز بیم و نگرانی و انزجار می کنند.

اگر دولت حریری روی کار بیاید قادر به اجرای اصلاحات واقعی نخواهد بود و شروط و خواسته های جامعه جهانی را اجرا نخواهد کرد. بنابراین خروج لبنان از بحران مالی و بهتر شدن اوضاع اقتصادی خیلی بعید به نظر می رسد.

اما تنها گزینه باقی مانده برای ایجاد یک تحول واقعی این است که حزب الله در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱ به ناکامی اش پی ببرد. مسئولان باید قانون انتخابی درست وضع کند و گروه های اپوزیسیون سازمان یافته تشکیل شود و انتخابات زیر نظر جامعه جهانی برگزار گردد تا شاید بدین وسیله آخرین امید به بازگشت لبنان از بین نرود. در نهایت باید گفت که تاریخ مصرف گفتمان حزب الله گذشته است و احیا شدنی نیست.

*حنین غدار: همکار فریدمن در برنامه گیدولد برای سیاست عربی در موسسه واشنگتن که درباره سیاست شیعیان در تمام مشرق است