حزب‌الله و بغض‌های فروخورده بیروت عزادار

 
 بندر بیروت که روزگاری بهشت و نگین خاورمیانه نامیده می‌شد، امروز براثر بزرگترین انفجار غیر هسته‌ای تاریخ، به ویرانه‌ای فرتوت و از کارافتاده بدل شده است.

آتش گرفتن ۲۷۵۰ تن نیترات آمونیوم ذخیره شده در بندرگاه بیروت در چهارم آگوست ۲۰۲۰ حدود ۱۸۰ کشته، شش هزار زخمی و ۳۰۰ هزار تن بی‌خانمان برجای گذاشت. در این انفجار، دست کم ۴۰۰ نفر دچار آسیب‌دیدگی بینایی شده‌اند و ۱۵ نفر هم یکی از چشمان‌شان را از دست داده‌اند.

به دنبال این انفجار ابتدا تعدادی از وزرا و سپس حسان دیاب، نخست وزیر استعفا دادند. ۹ نماینده پارلمان لبنان نیز در جریان این وقایع استعفا دادند.

انفجار مهیب و فاجعه بار اخیر در حالی رخ داد که این حجم از مواد منفجره خطرناک نزدیک به ۷ سال با اطلاع مقام‌های سیاسی و امنیتی ارشد لبنان در بندر بیروت نگهداری می‌شدند. 

این همه در حالی است که منابع اطلاعاتی غرب از تحویل چند محموله نیترات آمونیوم از سوی سپاه قدس به حزب‌الله خبر داده و گفته‌‌اند که نیروی فرامرزی قدس سپاه پاسداران در میانه و اواخر سال ۲۰۱۳ حدود ۶۷۰ تن نیترات آمونیوم به حزب‌الله ارسال کرده و بابت آن ۷۲ هزار دلار دریافت کرده است.

وزیر دفاع سابق اسرائیل نیز می‌گوید، بندر بیروت در اختیار حزب‌الله است و انفجار اخیر در مخزن مهمات این سازمان رخ داده است. با این حال میشل عون؛ رئیس جمهور لبنان در مصاحبه‌ای هر گونه ارتباط میان انفجار بندر بیروت با تسلیحات گروه حزب‌الله را «غیرممکن» توصیف کرده است.

المجله در این گزارش میدانی با تعدادی از شهروندان ایرانی و عرب داخل و خارج ایران به بررسی علل و عوامل این انفجار پرداخته است که می‌خوانید.

ماری یک مسیحی مارونی ساکن آمریکاست که ۴۵ سال پیش همراه با خانواده‌‌اش به آمریکا مهاجرت کرد. او که هیچ گاه موفق نشد برای تجدید خاطرات دوباره به سرزمین مادری خود بازگردد می‌گوید: «حزب الله که کار خود را به عنوان اهرم انقلاب ایران آغاز کرد میان یهودیت و صهیونیسم تمایزی قائل نمی‌شود. یهودی‌ستیزی شعار اصلی این سازمان است».

این شهروند لبنانی امریکایی، حزب الله را تهدیدی بالقوه برای اقتدار ارتش لبنان و یکی از عوامل وقوع بحران اقتصادی در این کشور می‌داند و معتقد است حاکمیت لبنان برای حفظ قدرت، متکی به حمایت حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله است.
در حالی که خانواده‌های قربانیان انفجار بیروت در نامه‌ای به شورای امنیت، خواهان اجرای تحقیقات از سوی مجامع بین‌المللی شدند، حسن نصرالله مخالف تحقیق بین‌المللی درباره انفجار بندر بیروت است و بر تعیین یک هیئت تحقیق داخلی برای بررسی علل وقوع این فاجعه اصرار دارد. او هدف از «تحقیق بین‌المللی» درباره انفجار بیروت را تبرئه اسرائیل در این حادثه می‌داند.

ماجده مادر ماری به این بحث می‌پیوندد: «باید پرسید حسن نصرالله که آنطور برای کشته شدن قاسم سلیمانی گریه کرد چرا برای مرگ صدها شهروندان لبنانی اشکی نریخت و فقط همه را تهدید کرد»؟

در این راستا؛ صبحی طفیلی، نخستین دبیرکل حزب‌الله لبنان با انتشار ویدئویی انتقادات خود را متوجه سیدحسن نصرالله کرده و گفته است که نصرالله و ایران دلیل نابودی لبنان و سوریه هستند. او در این فایل ویدیویی می‌گوید که لبنان به دست «دزدان و خائنین» اداره می‌شود.

مهدی؛ روزنامه نگار ساکن تهران هم در این رابطه معتقد است: «حزب‌الله، تحت حمایت ایران، هنوز ادعا می‌کند حامی ملت لبنان است اما در عمل در سوریه منابع خود را برای جنگ علیه نیروهای سنی صرف می‌کند، در بین شیعیان لبنان، حسن نصرالله رئیس حزب‌الله و نبیه بری، سخنگوی مجلس نمایندگان و رهبر جنبش امل متحد حسن نصرالله این سیاست‌ها را دنبال می‌کنند».

وی با بیان این که بسیاری از ابعاد فاجعه بیروت هنوز مشخص نشده و پنهان است می‌گوید: «زوایا و ابعاد این حادثه مثل همه حوادث در طول زمان مشخص می‌شود مثلا بعد از ۱۵ سال، چندی پیش بسیاری از ابعاد ترور رفیق حریری؛ نخست وزیر سابق لبنان مشخص شد و دادگاه حکم داد که چهار نفر از عوامل حزب الله در آن ترور دست داشتند».

این روزنامه نگار ادامه می‌دهد: «اولین پیامد این انفجار، سقوط دولت بود که حداقل در کوتاه مدت به طور قطع و یقین باعث می‌شود تا قدرت حزب الله در دولت و لبنان کاهش پیدا کند به چند جهت، یک دلیل بر می‌گردد به شرایط ایران در رساندن کمک‌ها چون ایران وضعیت مالی درستی ندارد، بنابراین وضعیت مالی حزب الله هم تضعیف می‌شود، از طرفی در حال حاضر لبه تیز حملات رسانه‌ها و افکار عمومی به سمت حزب الله نشانه رفته است که نیترات آمونیوم متعلق به آنها بوده است، تظاهرات مردم لبنان هم علیه آنها از سوی دیگر و دولتی که حزب الله در آن نفوذ زیادی داشت سقوط کرد».

به گفته مهدی؛« همه این شرایط دست به دست هم می‌دهد که حداقل در کوتاه مدت، قدرت نفوذ حزب الله در لبنان کاهش پیدا کند و به طور کلی تضعیف شود. در دراز مدت باید دید در عراق، سوریه و ایران وضعیت چگونه پیش خواهد رفت؟ وضعیت لبنان یک زنجیره‌‌ای است از وضعیت ایران، سوریه و عراق. در واقع، شرایط و سرنوشت کلی این کشورها به یکدیگر پیوند خورده است، اگر در آینده شرایط سیاسی این کشورها تضعیف شود یا نقش شبه نظامی‌های حزب الله در منطقه کمرنگ شود، به خصوص دولت‌هایی که از این شبه نظامی‌ها حمایت می‌کنند تضعیف شوند در درازمدت می‌توان انتظارداشت تحولات عمده‌‌ای در منطقه صورت گیرد».

حزب الله پس از پیمان طائف یا جنگ سال ۲۰۰۶ تاکنون، برای تقویت نقش روزافزون خود در دولت لبنان از قدرت نظامی خود استفاده کرد.

سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان که برای اولین بار در بهار سال ۲۰۱۳ به طور رسمی به شورشی‌های سوریه حمله کرد در ۲۴ مهر ۱۳۹۲ طی سخنانی به مسئله حضور نیروهای تحت امر خود در سوریه پرداخت و صراحتاً گفت تا زمانی که دلیل به قوت خود باقی‌ست، حضور ما نیز (در سوریه) ادامه خواهد داشت و مانع خطری می‌شویم که از سوی کشورهای دیگر، در منطقه و از طرف تکفیری‌ها متوجه لبنان است.

سیاست خارجی لبنان طی این سالها در سایه منافع و ترجیحات حزب الله و با حمایت سیاسی این سازمان نظامی اتخاذ می‌شد، موضوعی که اشکان؛ دانشجوی ساکن تهران بر آن تاکید می‌کند و معتقد است انفجار اخیر در بستری از کلاف‌های سیاسی سردرگم رخ داد.

این شهروند ایرانی؛ لبنان را یکی از پایگاه‌های عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه می‌داند: «جمهوری اسلامی به عنوان یکی از عوامل بی‌ثباتی منطقه با سرمایه‌گذاری و پروار کردن نیروهای ضد مردمی و سرکوبگر، حزب الله را به عنوان نیروی دست نشانده خود در منطقه و الگویی موفق برای صدور اندیشه‌های انقلاب اسلامی ایجاد کرد، تشکیلاتی شبیه نظام ولایت فقیه با حضور بازیگران غیر دولتی که به پشتوانه و حمایت‌های همه جانبه نظامی، سیاسی و مالی جمهوری اسلامی دستورات و اوامر و تجربه‌های این رژیم را اجرا می‌کند و میزان قوا در مواجهه با دولت مرکزی لبنان را به نفع این گروه تغییر داده است».

در حالی که رسانه‌های جمهوری اسلامی واکنش کمرنگی نسبت به فاجعه انفجار بیروت به ویژه اعتراضات مردم لبنان به حزب الله نشان دادند و فقط به پیشنهاد ارائه کمک‌هایی بشردوستانه به لبنان اکتفا کردند، روزنامه محافظه‌کار «کیهان» چاپ تهران؛ امانوئل مکرون را به تضعیف مقاومت لبنان متهم و کنفرانس پاریس برای حمایت از لبنان را یک حیله‌گری و فتنه‌انگیزی عنوان کرد.

مقامات ایران که در کنفرانسی که پاریس با حضور عربستان سعودی، کویت، ایالات متحده و فرانسه برای حمایت از لبنان برگزار کرده بود، شرکت نکردند نگرانند که درخواست پاریس مبنی بر لزوم مداخله ایالات متحده در منطقه نه تنها کنترل روند سیاسی لبنان را از اختیار حزب الله خارج می‌کند بلکه احتمال تحریم حزب الله و مطرح شدن مسئله خلع سلاح حزب الله هم وجود دارد.

عبدالحمید شهروند مراکشی ساکن آمریکا نیز معتقد است که انفجار تکان‌دهنده بندر و لنگرگاه بیروت این موضوع را بر سر زبان‌ها انداخته که وجود انبارهای سلاح و مهمات نظامی حزب الله در شهر بیروت و بین مناطق مسکونی تا چه اندازه می‌تواند برای شهروندان غیرنظامی خطرناک باشد.

وی حضور کشورهای غربی به خصوص سرمایه گذاری کشورهای عرب منطقه نظیر عربستان سعودی و امارات را فرصتی مناسب برای بازسازی بندر بیروت می‌داند و اضافه می‌کند: «اگر حزب الله دست به هر اقدام تهدیدآمیزی علیه اسرائیل بزند، اسرائیل واکنش شدید و خطرناکی از خود نشان خواهد داد».

عبدالحمید معتقد است: «از این پس حزب الله سعی خواهد کرد تا حد ممکن از تهدید کردن و انتقام‌جویی در برابر اقدامات اسرائیل مانند کشته شدن یکی از اعضای حزب الله در سوریه خودداری کند. با این وجود وی معتقد است سیاست حزب الله در سایه حمایت از اقدامات ایران به ویژه در سوریه ادامه خواهد داشت».

 
فروپاشی اقتصادی لبنان
 
در سایه این بحران‌ها و نگرانی‌ها، نیمی از جمعیت ۵ میلیون نفری این کشور کوچک مدیترانه‌ای به زیر خط فقر رفته‌‌اند، بیش از ۸۰ درصد ارزش لیره لبنان در برابر دلار آمریکا از دست رفته است، دولت مرکزی به دلیل بدهی سنگین ۸۶ میلیارد دلاری خود، حتی توانایی تامین برق، آب آشامیدنی لوله‌کشی یا حتی جمع‌آوری زباله‌ها را برای شهروندانش ندارد. با وجود این وضعیت بحرانی اقتصادی، حجم خسارت‌های ناشی از انفجار اخیر تاکنون بیش از ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده است.

کریم؛ ۵۰ ساله وقتی که ۱۰ ساله بود همراه با خانواده‌‌اش در پاییز ۱۹۸۵ برای همیشه لبنان را به مقصد آمریکا ترک کرد. وی به دوران کودکی‌اش، خاطرات پدربزرگ و مادربزرگش و حافظه مشترک نسل آنها از وقتی لبنان کاملاً نوپا بود اشاره می‌کند.
وی با اشاره به این که مردم لبنان که در زیر بار فلاکت اقتصادی کمر خم کرده‌اند معتقد است آنها از فساد و ناتوانیِ سیستم حاکم، از جنگ‌ها، تهاجم‌ها و سوء قصدهای سیاسی خسته شده‌‌اند و دیگر به نظام حاکم بر این کشور اعتمادی ندارند.

کریم؛ آینده کشورش را غم‌انگیز ارزیابی می‌کند:«هیچ بخش دولتی در لبنان وجود ندارد، همه چیز خصوصی شده است، لبنان نه معدنی دارد و نه منابع نفتی و گازی و نه صنعت خودکفایی، در دهه ۶۰ میلادی لبنان بخشی از درآمد خود را به واسطه صنعت گردشگری به دست می‌آورد اما در حال حاضر سال هاست که حساب‌های مردم را در بانک‌ها مسدود کرده‌‌اند، موجودی بانک‌ها به جیب دزدان وچپاولگران مذهبی رفته که با تهدید لبنان را به یک منطقه ناامن تبدیل کرده‌‌اند، بیشتر خانواده‌های لبنانی توانایی پرداخت هزینه‌ها و ادامه زندگی با این شرایط را ندارند، سالهاست که شهروندان لبنانی خسته از نابرابری اجتماعی مبهوت‌کننده و شرایط نابسامان اقتصادی به اروپا و غرب مهاجرت می‌کنند و دلیل این ناامنی آتشی است که حزب الله بر ریشه لبنان زده است».

بحران اقتصادی فلج‌کننده در لبنان، اعتراض‌های مردم و فعالان سیاسی را برانگیخت که از ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹ آغاز شد و با وجود شیوع کرونا دوباره از سر گرفته شد.

 پس از وقوع این انفجار عظیم و سهل‌انگاری نابخشودنی در بندر بیروت، مردم دوباره به خیابان‌ها رفتند و اعتراض خود را بر علیه مداخله جمهوری اسلامی در امور داخلی این کشور و تروریست خواندن حزب‌الله بیان کردند.

با وجود این که حسن نصرالله در یک سخنرانی اینترنتی گفته بود که حزب‌الله لبنان نقشی در انفجار بیروت نداشته است اما این اظهارات نصرالله مخالفان لبنانی را متقاعد نکرد. معترضان لبنانی شعارهای زیادی علیه حزب‌آلله لبنان سردادند و ماکت‌های رئیس جمهور لبنان و حسن نصرالله را دار زدند.

لبنان کشوری است با تنوع قومیتی و طائفی بسیار زیاد و سالهاست که پناهگاه و میزبان یک و نیم میلیون پناه‌جوی فلسطینی، سوری و عراقی است.

یک دانشجوی سوری ساکن آنکارا در ترکیه هم به این بحث می‌پیوندد و می‌گوید: «لبنان در طول سال‌های گذشته تجربه‌های تلخی را از حملات و انفجارهای انتحاری و جنگ‌های داخلی از سر گذرانده است، جنگ ۱۵ ساله داخلی که از ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ طول کشید، دو حمله انتحاری به سفارت آمریکا و مقر نظامیان آمریکایی و فرانسوی در جنوب بیروت و کشته شدن ۲۴۱ تفنگدار آمریکایی و ۵۸ سرباز فرانسوی، ربوده شدن خارجیان و از همه بدتر ظهور پدیده‌‌ای بنام حزب الله که با پولهای باد آورده جمهوری اسلامی سیاست لبنان را در قبضه گرفته است».

وی معتقد است: «مردم بیروت و لبنان برعکس مردم رنج کشیده ایران می‌توانند بر علیه حزب الله و سیستم فاسد حاکم بر این کشور اعتراض کنند و آنها را از قدرت برانند آنها خواهان جدایی دین از سیاست هستند ولی پاسخ هرگونه شکایت و اعتراض برای مردم ایران، زندان، شکنجه و اعدام است».

بیروت؛ عروس خاورمیانه؛ شهری پر از یادگارهای نوستالژیک که روزگاری چهره‌‌ای زنده با مردمانی شاد و سرشار از موسیقی، کافه و ساحل داشت حالا به شهری تبدیل شده که انگار گرد عزا در آن پاشیده‌‌اند، در گوشه و کنار این شهر، مملو از خانه‌هایی ست تخریب شده، پنجره‌هایی با شیشه‌های شکسته و عروسان جوانی که با بغض‌هایی فروخورده به جای لباس سفید بخت، رخت عزا پوشیده‌‌اند؛ مادرانی که حتی خانه‌ای برای سوگواری ندارند، مردمانی که چشم انداز روشنی نسبت به آینده ندارند و با گرسنگی، فقر و بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند.

«‌‌ای بانوی جهان، بیروت…
دستبندهای یاقوت‌نشانت را که فروخت»؟
نزار قبانی