• شماره جدید
weekly-issue, داستان پوشش, گزارش ویژه

تراژدی حلبچه؛ مرگی با بوی خردل و تاول

واشنگتن – فیروزه رمضان زاده

تقریباً ۳۱ سال از جمعه خونین و حمله شیمیایی جنگنده های ارتش صدام حسین، رئیس جمهوری سابق عراق به شهر حلبچه از شهرهای کردستان عراق می گذرد، تراژدی جنگی و انسانی که به “هیروشیمای کردستان” شناخته شده است.

شهر حلبچه که در ۱۵کیلومتری مرز ایران و ۲۲۵ کیلومتری شمال شرقی بغداد قرار دارد در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ (۱۶مارس ۱۹۸۸)، درست در آستانه نوروز و فرا رسیدن سال نوی خورشیدی، هدف بمباران شیمیایی جنگنده های عراق قرار گرفت.

این  بمباران که ۵ ساعت تمام، طول کشید، بخشی از عملیات “انفال” ارتش صدام حسین بود که از مدت ها پیش تر در هشت مرحله به اجرا درآمد.

صدام حسین مدت ها پیش از بمباران شیمیایی حلبچه اجرای عملیات “انفال” را با هدف نسل کشی و کشتار دسته جمعی کردهای ساکن در کردستان عراق به علی حسن المجید التکریتی پسر عموی خود و عضو وقت شورای فرماندهی انقلابی، سپرده بود که طی این حملات، صدها هزار تن از مردم غیر نظامی کرد عراق کشته و یا ناپدید شدند.

در ۱۰و ۱۱مارس ۱۹۸۸ نیروهای ایران، در پی اجرای عملیات “والفجر ۱۰” مناطق کردنشین حلبچه، سید صادق و مناطق اطراف آن را تصرف کردند.

صدام در انتقام از حمله ایران و به تصور همکاری کردهای عراقی با نیروهای ایرانی و خیزش مردم حلبچه علیه نیروهای عراقی به علی حسن المجید دستور داد تا حملات شیمیایی گسترده‌ای را طراحی و بر فراز این شهر کردنشین اجرا کند تا به تصور خودش، آنها به مایه عبرتی برای دیگر شهروندان عراقی تبدیل شوند.

عیسی بازیار، کارشناس پاکسازی مین که از کردهای ایران نیز هست به المجله می گوید:”براساس گفته های علی کیمیایی، پسر عموی صدام مقر اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی در آن منطقه قرار داشت و آنها از نیروهای ایرانی حمایت می کردند.”

او در ادامه به ایدن مصطفی حمید؛ خلبان عراقی اشاره می کند که به خاطر سرپیچی از دستور بمباران شیمیایی حلبچه به دستور صدام اعدام شد.

 

به گفته بازیار؛ این خلبان که از مسیحیان ساکن عراق بود اکنون برای کردها به یک نماد انسانیت تبدیل شده و مردم حلبچه تندیسی برای یادبود او ساخته اند.

او نماد دیگر شهر حلبچه را عمر خاور؛ بازیگر تئاتر اهل حلبچه می داند که تصویر او در رسانه های جهان منتشر شد با لباس کردی که کودکی را در آغوش فشرده و سجده‌وار نقش بر زمین شده است.

بازماندگان آن جمعه خونین آنچه که در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۵ اسفندماه ۱۳۶۶رخ داد را هرگز تا پایان عمر فراموش نمی کنند.

پیش از بمباران شیمیایی، شهر حلبچه به‌مدت دو روز با آتش گلوله های توپ و خمپاره بمباران شد تا امکان مقاومت و رفتن به سرداب‌ها و پناهگاه‌های زیرزمینی، به حداقل برسد.

مردم حلبچه ابتدا فکر کردند مثل روزهای گذشته فقط یک بمباران معمولی است، چون آنها به آتش بمب و خمپاره عادت داشتند، پس از چند دقیقه ابری زرد رنگ بر آسمان شهر سایه انداخت. بوهای مختلفی نظیر رایحه سیب، تخم مرغ، زباله مانده یا بادام تلخ به مشامشان رسید اما بعد از چند دقیقه، پرنده ها از آسمان و بعد انسان ها و احشام و چهارپایان دسته دسته به زمین می افتادند.

انواع مواد شیمیایی بسیار سمی و مرگ آور مانند  سیانوژن، وی ایکس، سارین، تابون و گاز خردل (ایپریت) و ترکیباتی از سیانور آثار متفاوتی بر روی قربانیان گذاشته بود: بعضی ها در حالتی عصبی با صدای بلند می خندیدند و بعد بر روی زمین می افتادند، برخی به زمین می افتادند و پی درپی مایعات سبز رنگی استفراغ می کردند و بعد به کما می رفتند. پوست بدن عده ای دیگر پر از تاول و متورم  و پوست عده دیگری از اجساد مردم، احشام و حیوانات، بطرز عجیبی بی رنگ شده بود، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده بود.

هیچ کس نمی دانست که برای حفاظت از خود چه باید بکند. صدای جیغ، گریه و فریاد “گاز، گاز” همه جا به گوش می رسید، عمق این فاجعه با انتشار تصاویر ماندگار این جنایت بیشتر آشکار شد. تصاویر دردآوری که نشان می دهند سالمندانی که تنها در عرض چند ثانیه تلاش برای پناه گرفتن در جایی جان داده بودند یا مادران و پدرانی که کودکان و نوباوگان شیرخوار خود را در آغوش خود کشیده بودند تا به خیال خود جانشان را نجات دهند. برخی تا جایی که توان داشتند با پای پیاده و یا سواره شهر را ترک کردند.

عیسی بازیار در ادامه گفتگو با المجله  توضیح می دهد: “من بچه بودم ولی یادم هست که در آن روز شماری از مردم حلبچه به شهرهای مرزی ایران مثل پاوه آمده بودند و جمهوری اسلامی کمپ هایی برای بازمانده ها ایجاد کرده بود.”

آمار دقیق و رسمی از شمار کشته شدگان این حادثه که بر پایه موازین حقوق بشری مصداق «جنایت علیه بشریت» به شمار می رود در دسترس نیست اما بر اساس برآوردهای رسانه های جمعی و سازمان های غیردولتی، نظير “سازمان شهدای حلبچه” نزدیک ۵ هزارتن کشته و نزدیک به ۱۰ هزار تن زخمی شدند.

اما این پایان ماجرای بزرگترین کشتار شیمیایی غیرنظامیان نبود. هنوز پس از نزدیک به ۳۰ سال، زخم های دهشتناک بجا مانده از آن جمعه خونین بر تن بازماندگان آن روز ملتهب و ملموس است. بازماندگانی که سالها بعد، بر اثر سرطان از پا درآمدند یا هنوز هم با انواع بیماریهای تنفسی روز را شب می کنند یا نوزادانی که با انواع معلولیت های جسمی یا همراه با مشکلات ژنتیکی به دنیا آمدند.

عمر خاور

البته مقام های جمهوری اسلامی از این اتفاق، فرصتی برای یک مانور تبلیغاتی بدست آوردند تا این حادثه را به عنوان یکی از جنایت های صدام حسین علیه مردم خود به جهانیان نشان دهند. مسئولان جمهوری اسلامی تا چند روز به بازماندگان کشتار حلبچه اجازه ورود نداده بودند تا به حلبچه برگردند تا اجساد عزیزان خود را دفن کنند. آنها اجساد را در همان شرایط گذاشته بودند تا عکاسان خبری از نقاط مختلف دنیا به آنجا بروند و از آنها عکاسی کنند.

عیسی بازیار با تایید این موضوع می افزاید: “اولین تیمی که بعد از بمباران خود را به حلبچه رساندند شاخه برون مرزی سپاه پاسداران بود که آن زمان، عنوانی نداشت. آنها در آن زمان در منطقه مستقر بودند و صدام به دلیل همکاری نیروهای پیشمرگه کرد با نیروهای ایرانی حلبچه را بمباران کرد. البته دلیل این که تا چند روز اجازه ورود دیگران را به حلبچه ندادند تنها به خاطر عکاسی از اجساد و قربانیان این حادثه نبود، آنها ضمن بهره برداری تبلیغاتی از این حادثه، متخصصان خود را برای نمونه برداری از گازهای شیمیایی به محل فرستاده بودند.”

از آن سال تا امروز هر سال، مراسم متعددی در سالگرد نوروز خونین حلبچه در سراسر منطقۀ کردنشین در شمال عراق و نیز در ده  ها کشور جهان برگزار می شود.

اما در سال های اخیر مراسم یادبود کشته‌شدگان این رویداد در ایران  با مخالفت حاکمیت روبرو شده است و تاکنون چندین بار با برگزاری همایش ها و برنامه های برنامه ریزی شده از سوی دانشجویان و گروه های کرد مخالفت شده است.

در حال حاضر شماری از زنان بازمانده ساکن حلبچه با اندک حمايت مالی دریافتی از سوی مقامات سليمانيه در تلاشند که به سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ برگردند. آنها توانسته اند با دایر کردن کتابخانه و کلاس های متعدد فرهنگی و هنری نظیر خیاطی، کامپیوتر و زبان انگلیسی يا تشكيل تيم های ورزشی بانوان به تغيير فضای اجتماعی و روحيه زنان حلبچه کمک کنند.

می گویند کردها هرگز نمی توانند قرآن، کتاب مقدس مسلمانان را ختم کنند، چون به محض اینکه به سوره “انفال” سوره هشتم این کتاب مقدس می رسند، برای مدتی با بغض، سکوت می کنند.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید