• شماره جدید
۶۰ ثانيه مصاحبه, weekly-issue, سیاست

الیوت آبرامز به المجله: رویکرد خارجه واشنگتن با وجود تغییر برخی اعضای کنگره ثابت است

اليوت ابرامز

واشنگتن – جوزف براودی

الیوت آبرامز دیپلمات و نویسنده و سیاستمدار آمریکایی پست های مهمی در وزارت خارجه این کشور در دوره رونالد ریگان و جرج بوش به عهده داشته است. او به عنوان معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور کشورهای آمریکای لاتین در دوره ریاست جمهوری ریگان و نیز سرپرست امور دموکراتیک و حقوق بشر کاخ سفید و مدیر ارشد امور خاور نزدیک و شمال آفریقا در شورای امنیت ملی دولت جرج بوش فعالیت کرده است. آبرامز هم اکنون به عنوان همکار مرکز پژوهش های خاورمیانه در شورای روابط خارجی مشغول به کار است.

دموکرات های کنگره از سیاست های رییس جمهور در خاورمیانه انتقاد می کنند. چگونه می خواهید این سیاست ها را تغییر دهید؟

البته دموکرات ها و جمهوری خواهان اختلاف نظر گسترده درباره موضوع های اصلی خاورمیانه ندارند. باراک اوباما رییس جمهور سابق می دانست که برجام در کنگره تصویب نمی شود و به همین دلیل اصلا برجام را برای بحث و بررسی در کنگره مطرح نکرد. بنابراین، دیدگاه آمریکا درباره برجام تغییر نخواهد کرد و سیاست ترامپ درباره ایران مورد هجوم و انتقاد دموکرات ها قرار نمی گیرد. تحریم ها در حال گسترش هستند. الیوت انگل رییس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا به ایران ستیزی معروف است.
برخی نمایندگان دموکرات در پی تاثیرگذاری بر روند روابط آمریکا و سعودی در حوزه نظامی هستند و احتمالا آرای کافی برای حمایت از سیاست های خود کسب نخواهند کرد. مجلس سنا که در کنترل جمهوری خواهان است به خواسته دموکرات ها در وضعیت کنونی رای نمی دهد. البته طرح دموکرات ها در مجلس نمایندگان هم رای نمی آورد چرا که احتمالا 25 نفر از 435 نماینده از آنها حمایت می کنند اما تصور نمی کنم که دموکرات ها بتوانند جلوی قرارداد فروش اسلحه را بگیرند.
سران و چهره های بارز دموکرات ها و جمهوری خواهان درباره حمایت از اسراییل اتفاق نظر دارند.

پرزیدنت رونالد ریگان و الیوت آبرامز (آرشیو)

سفر رسمی بنیامین نتانیاهو به عمان و دیدار او با سلطان قابوس سعید در مسقط را چگونه ارزیابی می کنید؟

روند روابط بین اسراییل و برخی کشورهای عربی رو به گسترش است. اما مساله تازه اینجاست که شماری از این کشورها دیگر تمایلی به مخفی کاری و نشست های غیر علنی با مقام های اسراییل ندارند. نمونه آن را در عمان دیدم که تلویزیون رسمی عمان به پوشش خبری این سفر پرداخت. توییت ها و عکس های فراوانی نیز از دیدار سلطان قابوس (پادشاه عمان) و نتانیاهو منتشر شدند. مقام های اسراییلی پیش از این به برخی کشورهای عربی سفر کردند. کشورهای عربی و اسراییل در همسایگی یکدیگر قرار دارند و باید از حمایت سیاسی و اقتصادی و نظامی یکدیگر برای مقابله با دشمن مشترک یعنی ایران برخوردار شوند.

به نظر شما، اسراییل و کشورهای خلیج چه اقداماتی برای گسترش روابط در آینده در نظر خواهند گرفت؟

یکی از اقدامات را کشور عمان انجام داد. در مورد دیگر، برخی وزرای اسراییل به امارات سفر کردند… سفر چند سال پیش شیخ عبد الله بن زاید به رام الله را به خاطر دارم که در آن زمان حائز اهمیت بود چرا که خیلی کم پیش می آید که وزیران امور خارجه عرب به رام الله سفر کنند. خب این اشتباه است و به روابط بین کشورهای عربی و فلسطینیان ضربه می زند و همچنین کمکی به پیشبرد روند صلح بین اسرائیل و فلسطین نمی کند و نشان می دهد که مردم عرب شناخت چندانی نسبت به کرانه باختری ندارند.

سران دیگری هم اقداماتی در زمینه گسترش روابط بین ادیان انجام دادند.. با توجه به تجربه سعودی در این زمینه چه درس هایی می توان در این زمینه آموخت؟
در این زمینه می توان به حضور عبد الله بن عبد العزیز پادشاه فقید سعودی در اجلاس دو روزه گفتگوی ادیان در سازمان ملل در 2008 اشاره کرد. احتمالا همین مشارکت انگیزه مهمی برای راه اندازی مرکز جهانی گفتگوی ادیان و فرهنگ های ملک عبد الله بن عبد العزیز بوده است. او در آن نشست با نمایندگان ادیان بودایی و هندو و یهودی و کاتولیک و پروتستان دیدار کرد. به نظرم، اینکه سران عرب همواره سعی می کنند با اتهام سامی ستیزی مقابله کنند سازنده است.
وقتی یکی از سران مذهبی یا یک مقام رسمی سعودی با نمایندگان ادیان –کشیش و خاخام و غیره- دیدار می کند سیمای کشور خود را در جامعه جهانی به تصویر می کشد.

دیدار آبرامز و احمد قریع در کرانه باختری در 5 اوت 2004 . آرشیو (گتی)

حالا که تحریم های آمریکا علیه ایران برگشته و بخش نفتی و بانکی را هدف گرفته آیا حامیان تحریم ایران به این حد راضی هستند؟

این تحریم ها کمرشکن هستند. حالا در اینکه تحریم ها کارساز هستند جای هیچ شکی نیست. سوال اصلی این بود که چنانچه مرکل و مکرون و می با این تحریم ها مخالفت کنند چه می شود اما معلوم شد که نظر آنها اهمیتی ندارد. مساله مهم این است که چند هزار بانک و شرکت وقتی که با گزینه یا ایران یا آمریکا روبرو شد بدون هیچ تردیدی داد و ستد تجاری با آمریکا را بر ایران ترجیح دادند. واحد پول ایران در حال سقوط است و فروش روزانه نفت حدود حدود یک میلیون بشکه کاهش یافته است. این بدین معناست که ایران به درآمد 70 میلیون دلاری روزانه خود از محل فروش نفت دسترسی ندارد.
جان بولتون مشاور امنیت ملی در اواخر اکتبر گفت «ما به دنبال فشار اقتصادی بر ایران هستیم و در پی ایجاد محدودیت های اقتصادی بر کشورهای دوست و متحدمان نیستیم. به همین دلیل هم دولت آمریکا به برخی کشورها فرصت داده تا واردات نفت خود از ایران را به صفر برسانند و این منصفانه است. دولت آمریکا بر این باور است که آنچه در این میان اهمیت دارد همان فرآیند و مسیر تحریم ها است. البته معافیت برخی کشورها از تحریم واردات نفت ایران موقتی است، مثلا این کشورها تنها شش ماه فرصت دارند نه پنج سال. ما به دنبال تنش آفرینی با ژاپن یا هند نیستیم. تحریم ها از زوایه دیگری هم منجر به افزایش فشار بر ایران می شوند. ایران به شدت به دنبال ادامه فروش نفت است که باید در راستای دست یابی به این هدف امتیازات غیر علنی هم به طرف مقابل بدهد. ایران نمی تواند با نرخ جهانی نفت خود را بفروشد و همین منجر به وخیم تر شدن شرایط اقتصادی در ایران می شود.» معترضان –چه در شبکه های اجتماعی و چه در خیابان ها- در دو سال گذشته سوالشان این بود که چرا حکومتی که با کسری بودجه روبروست باید صدها میلیون دلار خرج حزب الله لبنان کند تا دست به فعالیت های تروریستی بزند. خب، حکومت ایران به دلیل این نارضایتی ها مورد فشار فراوان قرار گرفته است.

دیدار آبرامز و شیمون پرز در تل آویو- 6 اوت 2004. (گتی)

به نظر شما، واکنش ایران نسبت به تحریم های آمریکا چه خواهد بود؟

تصور می کنم ایرانی ها می گویند دوره ریاست جمهوری ترامپ دو سال دیگر به پایان می رسد. خب، آنها اینطور فکر می کنند اما من این حرف را باور نمی کنم. من احتمال می دهم که ترامپ برای چهار سال دیگر هم به عنوان رییس جمهور انتخاب می شود. حالا ممکن است ایرانیان به دلیل همین تصور کاری در این خصوص انجام ندهند که همین خوب است.
البته به نظرم، برخی از چهره های حکومتی مثل قاسم سلیمانی به دنبال واکنش علیه تحریم ها هستند اما این کار تنها به خود ایران ضربه می زند. به عنوان مثال، مقام های ایرانی با عملیات تروریستی در دانمارک به خودشان ضربه زدند چرا که دانمارکی ها در کنار بقیه کشورهای اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران تلاش می کنند. حالا تصمیم گیری با خود حکومت ایران است که آیا برای انجام عملیات تروریستی در سفارتخانه های آمریکا در کشورهای جهان برنامه ریزی کنند یا نه؟ البته پاسخ این پرسش حتی برای ایرانیان چندان آسان نیست. بی تردید، آنها می توانند چنین کاری انجام دهند اما قبل از آن باید درباره واکنش پرزیدنت ترامپ هم فکر کنند که احتمالا واکنش شدید و خشونت باری به چنین حمله ای خواهد بود.
البته احتمال دارد که ایران از هر گونه اقدام تنش زا مثل بستن باب المندب یا تنگه هرمز فاصله بگیرد. تصور می کنم سطح تحمل حکومت ایران روز به روز کمتر می شود و این مایه نگرانی است. حالا این پرسش مطرح می شود که آیا ایران در چنین شرایطی تسلیحات بیشتری در اختیار حوثی ها قرار خواهد داد یا پای حزب الله را به جنگ با اسراییل باز می کند و یا دست به عملیات تروریستی در آمریکا و اروپا می زند؟ این گزینه ها دور از ذهن نیستند و ما باید همه گزینه های احتمالی را در نظر بگیریم.
بخش گسترده حاکمیت ایران به این نتیجه رسیده که در کشور در شرایط خطرناکی قرار دارد و باید از ریسک بیشتر خودداری کنند. گمانه زنی ها حاکی از این است که ایران در آینده نه چندان دور باید جایگزینی برای رهبر کنونی تعیین کند. مرگ رهبر لحظه سرنوشت سازی در ایران است؛ به ویژه اگر فردی مثل قاسم سلیمانی از اختیارات گسترده تر در سایه رهبری جدید در کشور گرفتار بحران اقتصادی برخوردار شود.

دیدار مرحوم پاپ شنوده سوم رهبر مسیحیان قبطی ارتدوکس مصر و الیوت آبرامز در مارس 2001. (گتی)


آیا به نظر شما این احتمال که ایران رویکرد میانه روی در منطقه در پیش بگیرد وجود دارد؟ کشورهای دیگر برای دست یابی به چنین احتمالی باید چه کار کنند؟

البته هزینه جنگ یمن برای ایران کمتر از هزینه حضور حزب الله لبنان در سوریه است. به نظرم تلاش سازمان ملل برای دست یابی به راهکار برای گفتگوهای یمن بسیار جدی و خوب است. اما حوثی ها به هدف خود نخواهند رسید چرا که ایران به دنبال دامن زدن به هرج و مرج و آشوب است. برخی می گویند ترامپ به فکر معامله بزرگ با ایران است یعنی همانگونه که با کیم جونگ اون گفتگو کرد با روحانی هم مذاکره می کند. البته چنین احتمالی دور از ذهن است. شما اگر به کره شمالی نگاه کنید می بینید که با وجود اینکه سران دو کشور سر یک میز نشستند و مذاکره کردند اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. ما خواستار خلع سلاح هسته ای در کره شمالی هستیم اما وی زیر بار نمی رود. بنابراین نمی توان با چنین فردی به توافق رسید. ایرانیان حاضر امتیازدهی هستند؟ آیا از برنامه تسلیحات هسته ای چندین دهه ای خود دست می کشند؟ آیا جمهوری اسلامی ابزار تروریسم را برای دست یابی به اهداف خویش کنار می گذارد؟ نه. این گزینه ها دور از ذهن هستند. بنابراین به چنین نشست و گفتگوهایی –اگر انجام شود- خوش بین نیستم.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید