• شماره جدید
weekly-issue, داستان پوشش, سیاست

نشست سران کشورهای ساحلی خزر و مانع تراشی تهران

از چپ به راست: رییس جمهور جمهوری آذربایجان الهام علی اف و رییس جمهور ایران حسن روحانی و رییس جمهور قزاقستان نور سلطان نظربایف و رییس جمهور روسیه ولادمیر پوتین و رییس جمهور ترکمنستان قربان قلی بردی محمدف

اکتائو (قزاقستان) – احمد طاهر*

نشست سران کشورهای ساحلی خزر با حضور پنج کشور حاشیه خزر یعنی جمهوری آذربایجان و ایران و قزاقستان و روسیه و ترکمنستان در شهر اکتائوی قزاقستان در روز 12 آگوست 2018 برگزار شد. این اجلاس، گام تازه ای در راستای ایجاد راهکار برای اختلافات حقوقی پیچیده ای است که به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه بیستم بروز کرد. کشورهای یاد شده سعی می کنند تا به تفاهماتی برای همکاری در زمینه استفاده از ثروت و منابع طبیعی دریای خزر پس از فیصله دادن به وضعیت حقوقی دریای خزر برسند و کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر را امضا کردند.

این نشست به دنبال چندین اجلاس از جمله در آوریل 2002 در عشق آباد (پایتخت ترکمنستان) و اکتبر 2007 در تهران و در نوامبر 2010 در باکو (پایتخت جمهوری آذربایجان) و در سپتامبر 2014 در آستراخان روسیه میان سران کشورهای منطقه برگزار شد.

حالا درست است که سران این پنج کشور به توافقی در خصوص وضعیت قانونی دریای خزر دست یافتند اما مضمون و مفاد این موافقت نامه پرسش های فراوانی را مطرح می کند. این موافقت نامه تا چه اندازه در حل مساله حقوقی بر سر خزر موفق بوده است و چه پیامدهایی بر استفاده از منابع طبیعی آن خواهد داشت؟ این توافق چه نتایجی بر بازار انرژی بین المللی و قیمت نفت و گاز می گذارد؟ آیا امکان رقابت بین منابع نفتی دریای خزر و خلیج عربی وجود دارد؟

دریای خزر؛ موقعیت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی

دریای خزر در غرب آسیا قرار گرفته و 371 هزار کیلومتر مساحت دارد و به عنوان بزرگ ترین دریاچه جهان شناخته می شود. طول و عرض خزر به ترتیب 1200 و 300 کیلومتر و عمیق ترین نقطه آن 1023 متر است.

دریای خزر از شرق به ترکمنستان (طول ساحلی 1700 کیلومتر) و از شمال غرب به روسیه (طول ساحلی 1100 کیلومتر) و از شمال شرق به قزاقستان (طول ساحلی 2000 کیلومتر) و از جنوب به ایران (طول ساحلی 600 کیلومتر) و از غرب به جمهوری آذربایجان (طول ساحلی 800 کیلومتر) محدود می شود.

از چپ: نور سلطان نظر بایف رییس جمهور قزاقستان و ولادمیر پوتین رییس جمهور روسیه در کنار دریای خزر در حاشیه پنجمین نشست سران خزر در اکتائو (قزاقستان)

 

موقعیت و اهمیت

دریای خزر تنها به دلیل میزان تولید نفت که بر مبنای ارزیابی های بین المللی بسیار محدود تر از میزان ذخایر مورد انتظار است مهم تلقی نمی شود. آژانس بین المللی انرژی می گوید ذخایر نفتی دریای خزر حدود 15 تا 40 میلیارد بشکه یعنی چیزی معادل 1.5 درصد تا 4 درصد کل ذخایر نفتی جهان است. دریای خزر حدود 6.7 تا 9.2 تریلیون متر مکعب ذخیره گازی دارد. البته به اینها باید 8 تریلیون متر مکعب گازی را افزود که احتمالا در این دریا وجود دارد. این رقم چیزی معادل 6 تا 7 درصد کل ذخایر گاز طبیعی جهان است.

اهمیت این دریا تنها به دلیل منابع نفتی و گازی اش نیست بلکه خزر منطقه پویا در زمینه حمل و نقل دریایی به شمار می رود. حالا درست است که دریاچه ها هیچ راه خروجی ندارند اما دریای خزر از طریق رودها و کانال های آبی روسیه به دریای آزوف و دریای بالتیک و دریای سیاه متصل می شود.

مسیرهای کشتیرانی دریای خزر معمولا کوتاه هستند و به همین دلیل حمل و نقل میان بنادر منطقه زمان کمتری می برد و این یکی از ویژگی های مهم خزر به شمار می رود. از سوی دیگر، دریای خزر با توجه به دسترسی به دریای بالتیک و دریای سیاه و مدیترانه می تواند نقش عمده در عرصه بین المللی ایفا کند. بنابراین، استفاده از این مسیرها و ظرفیت های کشتیرانی می تواند سهم مهمی در افزایش همکاری اقتصادی در این منطقه داشته باشد.

پیشینه تاریخی

خزر در دوره اتحاد جماهیر شوروی قلمرو تنها دو کشور شوروی و ایران به شمار می رود و به همین دلیل، بهره برداری از منابع و ظرفیت های خزر ( کشتیرانی و شکار) بر مبنای توافقنامه میان شوروی و ایران در 25 مارس 1940 تنظیم می شد.

به دنبال فروپاشی شوروی در اوایل دهه نود و ظهور چندین کشور ساحلی خزر (جمهوری آذربایجان و ترکمنستان و قزاقستان) لزوم مشخص شدن وضعیت حقوقی این دریا بیش از پیش مطرح شد. در آن زمان، زمزمه هایی در خصوص اهمیت خزر به عنوان یکی از منابع تامین انرژی کشورهای جهان مطرح شد. این گمانه زنی با توجه به آمارهای برخی از نهادهای بین المللی مطرح گردید.

از این رو، دولت های منطقه با چالش های بزرگی درباره نحوه استفاده عادلانه از ظرفیت های خزر و عدم تجاوز به حقوق یکدیگر مواجه شدند. این تنش در سایه توجه فزاینده آمریکا به این منطقه بالا گرفت. در سال 1993، چندین شرکت نفتی آمریکا با کشورهای قزاقستان و آذربایجان قراردادهایی برای بهره برداری از منابع نفتی موجود در خزر امضا کردند.

حضور آمریکا در منطقه از دیدگاه روسیه تهدیدی برای امنیت ملی این کشور تلقی شد چرا که آمریکا پا را از سیطره بر منابع نفتی در این منطقه فراتر گذاشته و به دنبال حضور نظامی در کشورهای همسایه روسیه در راستای تامین منافع سیاسی و اقتصادی اش با بهره برداری از حملات 11 سپتامبر 2001  بود.

به همین دلیل، نگرانی های روسیه افزایش یافت و به فکر گفتگوی مستقیم با کشورهای منطقه برای حل اختلافات درباره نحوه بهره برداری از منابع دریایی و نیز جلوگیری از حضور نظامی آمریکا در منطقه افتاد. بدین ترتیب، یک سری نشست و گفتگو بین سران کشورهای منطقه برگزار شد. هر چند بررسی درباره دست یابی به توافق درباره وضعیت حقوقی خرز از سال 1996 کلید خورد اما نشست سران کشورهای منطقه در سال 2002 آغاز شد.

دریای خزر در ترازوی قوانین بین المللی

کشورهای ساحلی خزر بر سر ماهیت جغرافیایی خزر اختلاف نظر دارند که منجر به بروز اختلافات بر سر وضعیت حقوقی دریا شده است. برخی از کشورها مثل ایران بر این باورند که خزر به عنوان یک دریاچه شناخته می شود و نباید قوانین بین المللی دریاها در ارتباط با خزر اجرا شوند. در مقابل، کشورهای دیگری مثل جمهوری آذربایجان و قزاقستان هستند که اهمیت خزر را فراتر از یک دریاچه تلقی می کنند. کشورهای حاشیه خزر بر سر تحدید حدود زیربستر خزر اختلاف نظر دارند. آذربایجان و قزاقستان و ترکمنستان طرح “خط منصف ” (طول سواحل) را برای تعیین مرزهای کف دریای خزر پیشنهاد دادند. موضع دولت ایران تقسیم دریای خزر بر پایه انصاف (مناطق 20 درصدی برای هر کدام از 5 کشور حاشیه خزر) بوده است. ایران مخالف انعقاد توافق نامه های دو جانبه بین کشورخای حاشیه خزر است. روسیه هم با تقسیم کف دریا موافق بوده اما با تقسیم مناطق دریایی اش مخالفت کرد.

می توان گفت، کشورهای حاشیه خزر با توجه به قوانین بین المللی ملزم با ایجاد راهکار خاصی –چه تقسیم مناطق و یا اداره مشترک- نکرده است.

(از راست) نور سلطان نظربایف رییس جمهور قزاقستان و الهام علی اف رییس جمهور آذربایجان) در حال دست دادن در نشست سران پنج کشور حاشیه خزر در اکتائو در 12 آگوست 2018. (گتی)

 

نگاهی به توافق آکتائو 2018

کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر یک سری مقررات برای نحوه بهره برداری از ثروت های دریایی در نظر گرفته است. این کنوانسیون در عین حال آب های سطح دریای خزر را به صورت منطقه مشترک در نظر گرفته است.

عملیات ماهیگیری و حمل و نقل و پژوهش های علمی و ایجاد خطوط لوله بر مبنای قوانین مورد توافق کشورها هنگام اجرای پروژه های بزرگ دریایی انجام می شود.

در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر حضور نیروهای نظامی خارجی منطقه ای و بین المللی در این منطقه آبی ممنوع اعلام شده است.

در این کنوانسیون بر تقویت مناسبات اقتصادی بین کشورها تاکید می کند. بنابراین، گمان می رود موافقتنامه های بسیاری در حوزه بین الملل در ارتباط با این منطقه منعقد شود که سه موافقت نامه در حوزه حمل و نقل و بازرگانی و همکاری اقتصادی و اجتناب از وقوع حادثه در دریای خزر امضا شده است.

حوزه های خزر و خلیج؛ تکامل یا رقابت؟

بحث های فراوانی درباره ماهیت رقابتی میان منابع دریای خزر و منطقه خلیج عربی مطرح می شوند که می توانند جایگزین منابع و ظرفیت های منطقه خلیج عربی به ویژه در اروپا شوند. این حرف به معنای رنگ باختن اهمیت منطقه خلیج عربی در معادله های راهبردی بین المللی است که عمدتا بر منابع نفتی و گازی مبتنی است. بی تردید، این استدلال غیر قابل قبول است. اینکه بگوییم حوزه خزر و حوزه خلیج مکمل یکدیگرند نادرست است و حتی نمی توان گفت که حوزه خزر می تواند به جایگزینی برای حوزه خلیج از لحاظ اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواقتصادی مطرح شود. در این راستا می توان به چند دلیل اصلی اشاره کرد:

1-کشورهای منطقه خلیج عربی در قیاس با کشورهای ناآرام حاشیه خزر از ثبات سیاسی و حقوقی بیشتری برخوردارند. منطقه خلیج به دنبال تحولات عربی که از سال 2011 آغاز شد در معرض تهدیدها و تنش های فراوانی قرار دارند اما این شرایط در مقایسه نبردها و کشمکش های جاری در کشورهای حاشیه خزر خیلی محدود و ناچیز به نظر می رسد. کما اینکه، کشورهای حاشیه خزر درباره وضعیت حقوقی و نحوه بهره برداری از منابع خزر توافق نظر ندارند که همین تاثیر منفی بر سرمایه گذاری در بخش انرژی در این منطقه می گذارد. این دقیقا بر خلاف وضعیت حقوقی میدان های نفت و گاز دریایی و زمینی منطقه خلیج است که عامل مهمی در جذب سرمایه گذاری به شمار می رود.

2-دسترسی آسان بازارهای جهانی به منابع خلیج بر خلاف حوزه خزر

دسترسی بازارهای جهانی به منابع خلیج نسبت به حوزه خزر آسان تر است. نحوه اکتشاف و استخراج منابع انرژی برای شرکت های بزرگ نفتی از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و به موازات آن، سیستم حمل و نقل این منابع هم به همان اندازه حائز اهمیت است. هر چقدر مسیرهای انتقال انرژی بیشتر باشد شرکت های انرژی توجه بیشتری به سرمایه گذاری در این میادین می کنند. در این میان، عامل مهمی وجود دارد و آن، نبود موانع سیاسی و جغرافیایی در مسیر حمل و نقل دریایی و ذخایر فراوان انرژی در آن مناطق است.

3-اقدامات قابل ملاحظه کشورهای خلیج برای بهبودی موقعیت استراتژیک خود در بازار انرژی جهان. با توجه به آمارهای قطعی و غیر قطعی، میزان منابع موجود در دریای خزر حتی به اندازه منابع یک میدان نفتی یا گازی در یکی از کشورهای خلیج مثل سعودی (ذخایر نفتی میدان غوار حدود 90 میلیار بشکه است) نمی رسد. با این اوصاف، میزان تولید یا ذخایر نفتی و گازی حوزه خزر در مقایسه با منطقه خلیج بسیار ناچیز به نظر می رسد.

هر چند منابع و ظرفیت های منطقه خلیج در قیاس با حوزه خزر محدود به نظر می رسد اما با این حال نباید حوزه خزر را دست کم گرفت. منابع و ظرفیت های عظیم نفتی و گازی در این منطقه قرار دارد که بهتر است مورد توجه کشورهای عربی قرار بگیرد. در این راستا، سعودی طرحی در خصوص انجمن همکاری های اقتصادی بین کشورهای آسیای میانه و آذربایجان و اتحادیه عرب مطرح کرد. سومین نشست انجمن در سال 2017 در تاجیکستان برگزار شد که گام مهمی در راستای تحکیم روابط دوستانه و همکاری با کشورهای دو منطقه و تامین منافع مشترک به شمار می رود.

توافق آکتائو 2018؛ تهران همچنان مانعی بر سر شکل گیری راهکار

هر چند کشورهای حاشیه خزر آمال و امیدهای فراوانی برای به نتیجه رسیدن این توافق دارند اما تهران همچنان به عنوان مانع اصلی بر سر رسیدن به راهکار نقش آفرینی می کند.

کشورهای حاشیه خزر هنوز راه درازی برای رسیدن به اهداف مورد نظر در پیش دارند و هنوز به دلیل موضع ایران در جا می زنند. حالا ایران به مانع اصلی برای تقویت همکاری مشترک و بهره برداری متقابل از ثروت ها و منابع دریایی تبدیل شده است. همزمان با امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، دولت ایران با ارسال نامه ای اعلامیه تفسیری ایران در مورد این کنوانسیون را ارایه داد. در این نامه به سه مورد اصلی اشاره شده است:

1-ایران مقررات و مفاد مربوطه قرارداد 1921 میان ایران و جمهوری سوسیالیست فدراتیو روسیه و همچنین قرارداد 1940 بازرگانی و بحر پیمایی میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی را یادآوری و خاطر نشان می کند.

2-در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، محدوده بستر و زیر بستر تعیین نشده است.

3-بند سوم از بخش مربوط به تعریف خطوط مبدا مستقیم در ماده یک کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به وضعیت ساحل ایران در دریای خزر اشاره دارد. به علاوه، روش تعیین خطوط مبدا مستقیم بایستی در یک موافقتنامه جداگانه میان همه طرف های ذیربط کنوانسیون معین گردد.

با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت پنج کشور حاشیه خزر هنوز درجا می زنند و مسائل مطرح شده در اوایل دهه نود میلادی هنوز حل نشده است. ایران همین رویکرد را در گفتگوها در پیش گرفته است؛ چه اینکه دولت ایران برای دست یابی به تفاهم یا توافق مذاکره نمی کند بلکه ایران برای هدر دادن وقت و سوءاستفاده از شرایط پای میز گفتگو می نشیند. تا زمانی که اهداف مورد نظر ایران در توافق در نظر گرفته نشود این کشور به گفتگو و هدر دادن وقت می پردازد. رویکرد ایران پایه و اساس مذاکره را به هم می ریزد چرا که گفتگوها معمولا برای رسیدن به راهکارهای میانه بر پایه تامین منافع کشورهای مذاکره کننده انجام می شود و هیچ کشوری نمی تواند راهکارها را بر مبنای دیدگاه خاص یا منافع خاص خود و به ضرر کشورهای دیگر تنظیم کند. این در حالیست که تهران از مذاکره به عنوان ابزاری برای تامین منافع خود و تحمیل دیدگاه بدون در نظر گرفتن منافع و دیدگاه کشورهای دیگر استفاده می کند.

ایران در اوایل دهه نود میلادی و درست در سال 1991 طرح تشکیل سازمان همکاری دریای خزر را مطرح کرد. ایران بدین وسیله به دنبال تحمیل دیدگاه خود بر سه کشور تازه تاسیس (آذربایجان و قزاقستان و ترکمنستان) بود. همکاری کشورهای یاد شده درباره مسائل اختلافی و توافق درباره شیوه و ابزارهای بهره برداری از منابع دریایی از جمله اهداف این سازمان بود.

ایران هنوز این دیدگاه را در پیش گرفته و به دنبال تحمیل دیدگاه خود در زمینه استفاده از منابع دریایی است. بنابراین می توان گفت کنوانسیون اخیر درباره رژیم حقوقی دریای خزر در آکتائو با مشکلات و موانع اجرایی متعددی روبرو است.

چنانچه کشورهای یاد شده به دنبال ایجاد راهکار هستند باید در ابتدا درک درستی از سیاست و بازی های ایران داشته باشند. ایران به دنبال بهره برداری از مذاکرات برای کسب امتیازات بیشتر به ضرر کشورهای دیگر است. این رویکرد با توجه به هوشمندی و درک سران سه کشور از ماهیت اهداف ایران جواب نمی دهد.

مراسم رهاسازی نوزادان ماهیان خاویاری در حاشیه پنجمین نشست سران خزر (گتی)

*پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید