• شماره جدید
دیدگاه

اردوگاه مقاومت و توهم پیروزی

 

ایلی فواز

روزنامه های لبنانی وابسته به خط مقاومت، هر روز مطالبی درباره پیروزی های این محور در سوریه و اینکه چطور هیئت های غربی برای ملاقات با مملوک صف کشیده اند تا استوارنامه های خود را تحویل وی دهند منتشر می کنند. به گفته این روزنامه ها، سوریه وارد بهشت موعود بازسازی شده است و میز کاری پرزیدنت اسد پر شده از پروژه های رنگارنگ و وسوسه برانگیز. این همه خون و خونریزی و این همه جرم و جنایت و جنگ در نوشته های صاحب قلمان خط مقاومت تنها خاطره ای است دوردست از گذشته ای دور. آنها تنها از آینده می گویند.

اظهارات سران اردوگاه مقاومت هم به ادیسه حماسی هومر شباهت دارد؛ البته با چاشنی شعری کمتر.

آنچه رسانه های خط مقاومت ترویج می کنند خالی از دروغ نیست. مطالبی آمیخته با رویاپردازی و آرزوهای دست نیافتی در آینده نزدیک. شرایط میدانی و سیاسی پیچیده و نبود توافق و تفاهم بین کشورهای منطقه و جهان درباره سوریه اجازه “اعلام پیروزی” به کسی نمی دهد. پس چرا این همه عجله؟

امروز تصور می شود که اردوگاه مقاومت از لحاظ میدانی و مالی ناتوان شده و برای برقراری ثبات عجله دارد تا کمی از بار هزینه های هنگفت جنگ بکاهد. طرف های درگیر جنگ در سوریه به ویژه روسیه و ایران که هوادار رژیم پرزیدنت اسد هستند دیگر نمی توانند هزینه این جنگ را پرداخت کنند. به ویژه اینکه دو کشور دوباره در معرض تحریم های آمریکا قرار گرفته اند.

حکومت سوریه قبل از اینکه از “پیروزی” در آنچه سران مقاومت از آن به “جنگ جهانی علیه سوریه” تعبیر می کنند سخن بگوید با موانع میدانی بزرگی روبرو است. ادلب هنوز در کنترل حکومت سوریه قرار ندارد. رژیم سوریه حق استفاده از سلاح شیمیایی در این نبرد را ندارد و به همین دلیل، نبرد ادلب ممکن است بیش آنچه انتظار می رفت طول بکشد. به ویژه اینکه، خبرهایی در خصوص نبود نیروی کافی وابسته به نظام سوریه برای نبرد ادلب منتشر شده است. برخی از اطلاعات رسیده از سوریه حاکی از آن است که “روسیه از گروه هایی که با آنها در درعا به توافق رسیده بود خواسته تا 500 نیرو به ادلب اعزام کنند. اما این خواسته بدون پاسخ مانده است.”

همچنین، زمزمه هایی درباره تهیه فهرستی از 172 نفر برای اعزام به خدمت اجباری توسط ارتش سوریه شنیده می شود. این همه بیانگر این است که حکومت سوریه با کمبود نیرو روبرو است و به دنبال رفع این نقص با همه ابزارهای ممکن است. حکومت سوریه چندان نمی تواند روی شبه نظامیان ایرانی حساب باز کند چرا که در نهایت، این نیروها در چندین جبهه در سوریه توزیع شده اند.

علاوه بر این، دست و بال اردوگاه مقاومت بسته است و آنها نمی توانند هزینه سنگین جنگ را تحمل کنند. نکته مضحک این است که جبهه مقاومت حالا در انتظار انتخابات میان دوره ای کنگره است تا شاید حزب جمهوری خواه اکثریت خود را در کنگره از دست بدهد و در نتیجه، اقدامات برای برکناری پرزیدنت ترامپ و تغییر سیاست خارجی آمریکا آغاز شود. پس اگر حزب جمهوری خواه دوباره اکثریت خود را حفظ کند چه می شود؟ خب، آنها جوابی برای این سوال ندارند.

هزینه جنگ سوریه برای اردوگاه مقاومت بسیار سنگین تمام شده است. اردوگاه مقاومت با ماهیت و گرایش های رزمجویانه خود از “مقاومت” چیزی مثل یک ارتش نظامی درست کردند. این مقاومت کجا و آن مقاومت کجا. تداوم فعالیت های اردوگاه کنونی مقاومت در گرو دسترسی به منابع حکومتی است. با این اوصاف، در حالیکه تحریم ها علیه ایران آغاز شده و در حال افزایش هستند حکومت ایران برای تامین مالی شبه نظامیانش در منطقه چه گزینه ای در اختیار دارد؟

حالا شاید حکومت ایران با درگیر شدن در جنگ سوریه تا حدودی به اهدافش یعنی سرپا نگه داشتن رژیم اسد و باز نگه داشتن مسیر ارتباطی بین تهران و بیروت رسیده باشد اما هزینه ای که ایران باید پرداخت کند بسیار بیشتر از چیزی است که گروهی از وابستگان به اردوگاه مقاومت تصور می کنند.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید