• شماره جدید
گزارش تحلیلی

خیزش سراسری مردم ایران به کجا می رود؟

فرار دانشجویان از مقابل دانشگاه تهران در جریان اعتراضات اخیر

لندن – حنان عزیزی

تجمع های اعتراضی که 7 دی 1396 با شعارهای ضد حکومتی از قبیل “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر روحانی” و “اسلام را پله کردین، ملت رو ذله کردین” از مشهد –پایگاه اصولگرایان- آغاز شد به سرعت به بقیه شهرهای ایران سرایت کرد. فارغ از اختلاف نظر بر سر اینکه ناآرامی ها توسط چه جناح و گروهی و با چه هدفی آغاز شد توسعه سریع این خیزش اعتراضی در بخش اعظم کشور موجب حیرت و تعجب ناظران شد. چه اینکه برخی جریان های اصلاح طلب اینگونه استدلال کردند که این اعتراضات توسط جناح مقابل برای تضعیف دولت  روحانی سازماندهی شده است. برداشتی که به باور برخی تحلیلگران نشان دهنده بن بست سیاسی اصلاح طلبان و شکست جنبش اصلاحات است.

ایران بعد از انقلاب 57  جنبش های گوناگونی از جمله حرکت دانشجویی سال 1378 و جنبش سبز 1388 را پشت سر گذاشته است. اعتراضات سراسری 96  در واقع ریشه در ساختارهای ناکارآمد اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران دارد. این ناکارآمدی حالا به نقطه بحران رسیده است. بخش هایی در جامعه وجود دارند که در شرایط سخت اقتصادی و معیشتی هستند و به این نتیجه رسیده اند که بازی انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان و این چرخه تکراری دو دهه گذشته که با انتخاب سید محمد خاتمی در خرداد 1376 و حکومت اصلاح طلبان آغاز شد و با تندروهای دولت های هشتم و نهم ادامه یافت و اکنون به اعتدال گرایان (دولت یازدهم و دولت دوازدهم) رسیده منجر به بهبودی واقعی شرایط آنان نشده و باید به فکر آلترناتیو سومی خارج از بدنه حکومتی باشند.

مشکلات اقتصادی، بیکاری،  فقر، فساد، بی عدالتی و نادیده گرفتن حقوق اقشار گوناگون جامعه از جمله زنان و کارگران و معلمان و بازنشستگان و ملیت های غیر فارس را می توان به عنوان مهم ترین انگیزه های این جنبش در نظر گرفت. برخی مطالبات مطرح شده در اعتراضات بیانگر مشکلات سیاسی ناشی از فقدان آزادی های سیاسی و آزادی بیان و مشکلات خلق های غیر فارس از جمله ستم دو گانه و نقض حقوق شهروندی آنها و مشکلات زنان ناشی از نقض حقوق و فقدان آزادی های حداقلی و مشکلات اقتصادی ناشی از فقر و فساد و حاشیه نشینی و تبعیض و افزایش شکاف طبقاتی و غیره هستند.

در این شرایط، اما دولت فاقد برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت برای اشتغال زایی است. جوانان بیکار و گروه های تنگدست خسته و سرخورده و ناامید در سایه انتخابات غیردموکراتیک و کلیشه ای که بین اصلاح طلبان و اصولگرایان محدود شده کانالی برای رساندن صدای اعتراض و خشم خود ندارند و به همین دلیل اعتراض خیابانی را برگزیده اند.  در جریان اعتراضات مردم با سر دادن شعارهایی از قبیل «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «اسلامو پله کردین مردمو ذله کردین» و «آخوندا حیا کنین مملکتو رها کنین» و «ملت گدایی می کنه آقا خدایی می کنه» و «پول های ما کجا می ره ..عراق یمن یا سوریه» خشم خود را متوجه شخص رهبر و سیاست های داخلی و خارجی او نمودند. این شعارها بیانگر یاس و نومیدی معترضان از کم توجهی حاکمیت به وضعیت آنان و عدم تامین رفاه عمومی و توانمند سازی ارگان های مذهبی و ایدئولوژیک مثل سپاه و ارسال نیرو و اسلحه به کشورهایی مثل عراق و سوریه و یمن و دامن زدن به جنگ های فرقه ای در منطقه است. تنوع شعارهای سیاسی و معیشتی و حتی شعارهای در حمایت از خاندان پهلوی نشانگر پتانسیل عظیم جمعیت معترض در ایران است.

بر پایه آمارها روزانه بیش از 13 نفر در ایران خودکشی می کنند. بیشتر خودکشی ها در میان افراد 15 تا 35 ساله روی می دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌ که در سال ۱۳۹۲ به‌طور متوسط از هر ۱۰۰ هزار تن ایرانی، بیش از ۶ تن در سال جان خود را با خودکشی از دست می‌دهند. حداقل روزانه بیش از 13 ایرانی به چنان نقطه‌ ای از گسست اجتماعی می رسند که حاضرند جان خود را بگیرند. چرا این افراد به این نقطه می‌رسند؟ عدم دست یابی به شغل و بیکاری، فقر، اعتیاد، طلاق، تن فروشی، کارتن خوابی و مشکلاتی از این دست، فرد را به نقطه آخر می‌رساند. حکومت جمهوری اسلامی یک دهه است که از اعلام خط فقر رسمی و جمعیت زیر خط فقر خودداری می کند. تقی رستم وندی رییس سازمان امور اجتماعی ایران در 8 آذر 1396 اعلام کرد 10 تا 12 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند. این در حالیست که اقتصاد آنلاین در گزارشی در تاریخ 1/9/1396 به نقل از حسین راغفر اقتصاد دان و از فعالان حوزه مبارزه با فساد  گفت 40 درصد جمعیت ایران زیر خط فقر هستند. او افزود متاسفانه روز‌به‌روز آمار فقیران در کشور افزایش پیدا می‌کند. با احتساب جمعیت ٧٧ میلیون‌نفری ایران در پایان سال ٩٣، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که بیش از ٣٠ میلیون‌نفر از مردم ایران امروز به زیر خط فقر رفته‌اند و هیچ برنامه خاصی از سوی دولت برای ریشه‌کن کردن فقر وجود ندارد. در صورتی که دولت برنامه ای برای این مساله نداشته باشد این آمار رو به افزایش است.

بیکاری ، فقر ،کارتن خوابی و بی خانمانی، بازماندن از ازدواج و طلاق، حلقه‌هایی از زنجیره ای هستند که فرد را به حلقه دیگر که اعتیاد است، می رسانند. محسن ایزدخواه، معاون سابق سازمان تامین اجتماعی گفت طبق آمارگیری دولت، کسی اگر یک ساعت در هفته کار کند شاغل محسوب می‌شود. اکنون سه‌میلیون و 200 هزار نفر بیکار در کشور وجود دارد که اگر بخواهیم به صورت واقعی در نظر بگیریم حدود هفت میلیون بیکار داریم. از سوی دیگر،  آن‌گونه که پرویز افشار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر گفته است: در بررسی‌های جدید آماری، دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر به‌عنوان آمار رسمی مصرف کنندگان مستمر مواد‌مخدر در کشور اعلام شد.

حالا صرفنظر از آمار و ارقام اما نگاهی به منازعات سیاسی، رصد اعتراضات کارگری و معلمان و بازنشستگان و تجمعات هر روزه مالباختگان موسسات مالی، وضعیت نابسامان بازار، رصد اخبار قتل، جنایت، تجاوز و امثال این‌ها به آسانی نشان می دهد که ایران با چه بحران بزرگ سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی مواجه است.

بنابراین می توان گفت این خیزش پاسخ به یک بحران ساختاری است. مردم از یک دوره طولانی ناکارآمدی و سوءمدیریت در سطوح مختلف به ستوه آمده اند. این خیزش قابلیت تجدد و تداوم را دارد. برخی بر این باورند که اعتراضات سراسری 96 در ایران مقطعی و موقت نبوده بلکه بخشی از یک فرآیند دراز مدت تری است و ممکن است به تغییر منجر شود. اما آنچه آشکار است مطالبات ساختار شکنانه این حرکت اعتراضی به سود جناح اصلاح طلب و تندرو نیست و این دو گروه نمی توانند از آن بهره ای ببرند و هیچ کدام از این گروه ها نمی توانند اقدام عملی به جز وعده های تکراری در خصوص درخواست های معترضان در زمینه اشتغال و معیشیت و حتی سیاست های خارجی و توقف مداخله جویی و اقدامات بی ثبات کننده در منطقه از جمله یمن و عراق و لبنان و سوریه انجام دهند.

حکومت در کوتاه مدت شاید توانایی سرکوب اعتراضات را داشته باشد اما با توجه به گسترش جغرافیایی خیزش کنونی –بر خلاف جنبش سبز 1388- و نیز کشمکش های بین جناح های حکومتی احتمال سرکوب کامل و خاموش کردن اعتراضات دور از ذهن به نظر می رسد. عده ای معتقدند بحران کنونی به سطوح حادی رسیده و حتی کوچک ترین اقدام برای تخفیف آن نیازمند ایجاد ساختاری جدید و گذار از ساختارهای موجود است. این در حالیست که حکومت توان کاستن مشکلات اقتصادی و معیشتی و حتی زیست محیطی را ندارد. دولت نه تنها برای بهبود وضعیت معیشت و کاهش آسیب های اجتماعی کاری از پیش نمی برد که در بودجه 96 دو هزار میلیارد تومان (608 میلیون دلار) به نیروی قدس (شاخه برون مرزی سپاه) و افزایش توان موشکی ایران اختصاص داده است.

ناظران بر این باورند که همچنانکه قبل از اعتراضات سراسری دی ماه شاهد تحرکات متعددی از جمله تشکل های صنفی بودیم لذا تداوم این تحرکات در ماه های آینده و خیزش ها و تحرکات اجتماعی دیگر هم دور از ذهن نیست اما در عین حال نباید انتظار داشت که این جنبش اعتراضی خیلی زود به نتیجه برسد کما اینکه احتمال فروکش کردن قطعی آن بعید است. خیزش کنونی بخشی از یک گذار طولانی به سوی دموکراسی بوده و مردم در یک روند طولانی می توانند به سطح مطلوبی از آگاهی و سازمان دهی برای موفقیت این گذار برسند.

 

 

 

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید