• شماره جدید
weekly-issue, گفتگو

تونی بلر در گفت و گوی اختصاصی با المجله: نگران اوضاع بریتانیا هستم

 

تونی بلر و خادم حرمین شریف، ملک سلمان

-آینده ای درخشان در انتظار منطقه و سران جوان و در راس آنها ولیعهد عربستان سعودی

–  بریتانیا باید رویکرد میانه درپیش بگیرد و با تندروی در خاورمیانه مقابله کند

– افکار عمومی درباره بریگزیت تغییر می کند… بریتانیا باید به دنبال راهی برای ماندن در اروپا و اصلاح اتحادیه اروپا باشد

-غرب باید این مساله را درک کند که کشمکش در منطقه جنگ بین ایران و سعودی و شیعی سنی نیست بلکه نبرد ارزشی میان تندروی و مداراگری است

-«رویکرد منطقه ای»‌ در مورد روند صلح اسرائیل – فلسطین می تواند این روند را بهبود بخشید. راهکار مسالمت آمیز فواید بی حد و حصری دارد

-تنها راه به نتیجه رسیدن بحران سوریه این است که نظام بشار بفهمد که بقای وی در راس قدرت غیرقابل قبول است

-چشم انداز «۲۰۳۰» حرکت در مسیر درست و نخستین برنامه کاری منسجم تدوین شده در عربستان سعودی بوده و خیلی مهم است که کشورهای جهان از آن حمایت کنند
-محمد بن سلمان برنامه تحول بلندپروازانه و بسیار ضروری را آغاز کرده که با جایگاه عربستان سعودی به عنوان سرزمین اماکن مقدس و مرکز اسلام همسویی دارد.

-سیسی با وجود همه چالش ها به مقابله با گروه اخوان المسلمین پرداخته است و تحولات و اصلاحات ضروری در مصر در حال انجام است.

 

لندن – مصطفی الدسوقی و جوزف براودی

تونی بلر ۴۳ ساله در سال ۱۹۹۷ رهبر حزب کارگر بریتانیا و جوان ترین نخست وزیر این کشور از سال ۱۸۱۲ شد. او در دوره ده ساله نخست وزیری اش در روند صلح و تحول حزب کارگر و جهانی شدن اقتصاد بریتانیا نقش آفرینی کرد. بلر فضای تازه ای در دولت به وجود آورد و نقش برجسته ای در توافق صلح «جمعه نیک» در ایرلند شمالی در ۱۹۹۸ ایفا نمود. او از دخالت های انسان دوستانه در کوزوو و سیرالئون حمایت کرد و نشان داد که متحد نظامی نیرومند آمریکا در افغانستان و عراق است.

وقتی بلر از کابینه خارج شد نمایندگی پیشبرد روند صلح میان اسرائیل و فلسطین را بر عهده گرفت و با راه اندازی موسسه خیریه تونی بلر به حمایت از مداراگری و تفاهم بین ادیان می پردازد. او همچنین از طریق موسسه تغییر جهانی تونی بلر به حمایت از توسعه ملی در جهان از طریق دولت های کارآمد و اصلاحات فرهنگی می پردازد.

تونی بلر نخست وزیر اسبق بریتانیا در گفت و گوی اختصاصی با «المجله» و «الشرق الاوسط» گفت که بریتانیا باید سیاست میانه ای در پیش بگیرد و به راه حل میانه درباره «بریگزیت» برسد. او از سران جدید در جهان عرب و به خصوص محمد بن سلمان ولیعهد سعودی سخن گفت. بلر نظر خود را درباره فرصت پیشبرد روند صلح اسرائیلی فلسطینی در قالب راهکار منطقه ای بیان کرد. او گفت کشورهای غربی باید به این موضوع اذعان کنند که بی ثباتی منطقه ای و خون های ریخته شده در اصل کشمکش بین ارزش و ضد ارزش و گروه های تندرو و جریان مداراگر است. متن این گفت و گو به شرح زیر است:

عملکرد دولت کنونی بریتانیا و نحوه تعامل ترزا می با اختلافات در کابینه را چگونه ارزیابی می کنید؟ کلا، عملکرد می درباره برج گرنفل و عملیات تروریستی اخیر و مذاکرات برگزیت چگونه بوده است؟

دولت به ویژه خانم می در وقت کنونی در بد مخمصه ای افتاده است. من به شدت مخالف رویکرد خانم نخست وزیر در بحث برگزیت هستم اما در عوض موافق اقدامات وی در خصوص تروریسم هستم. فاجعه برج گرنفل یک تراژدی بزرگ برای همه به ویژه برای جامعه بود. تلاش های مراکز خدماتی و اورژانس و تعامل آنها با پیامدهای اتفاقات پیچیده قابل تقدیر است. الان باید منتظر نتیجه تحقیق ماند.

شما از گرایش های چپ تندروی کوربن به شدت انتقاد کردید. آیا به نظر شما کوربن با توجه به میزان محبوبیتش فرصتی برای رسیدن به پست نخست وزیر آینده خواهد داشت (البته شاید هم این اتفاق به خاطر بحران کنونی در دولت محافظه کار زودتر بیفتد)؟ آیا شما نگران دولت به ریاست کوربن هستید؟

عملکرد حزب کارگر در انتخابات ماه جون جالب توجه بوده است. من اصلا انتظار چنین نتایجی را نداشتم. عملکرد جرمی کوربن در کمپین های انتخاباتی و شیوه حزب کارگر برای جذب آرا رای دهندگان جوان و ایجاد شور و نشاط در میان رای دهندگان ستودنی بود. بی تردید کوربن توانست به یک دستاورد واقعی و نیرومند دست یابد. تمایل واقعی برای تغییر و تحقق سیاست عدالت اجتماعی خیلی آشکار است. این انتخابات باید دید ما را درباره نحوه تعامل با کسانی که آرای سیاسی مخالف دارند عوض کند و راهکارهای سیاسی موجود را تغییر دهد. اما من نگران این هستم که چنانچه کوربن نخست وزیر شود در برنامه هایش تغییری ایجاد نشود و این برنامه را همزمان با بریگزیت به مرحله اجرا بگذارد. من در یکی از مقاله های اخیر به این موضوع اشاره کردم که اگر گروه چپگرای عوامفریب با سیاست های اقتصادی سخت گیرانه بعد از گروه عوامفریب راستگرای حامی بریگزیت به قدرت برسد بریتانیا سقوط خواهد کرد و نمی تواند به این زودی برخیزد. گفتنی است که در انتخابات اخیر جایی برای رویکرد میانه وجود نداشت. نتیجه انتخابات نشان داد که کشور به شدت دو قطبی شده است. میانه روها در صحنه کنونی سیاست در بریتانیا به حاشیه رفته اند اما در وقت کنونی به این رویکرد نیاز مبرم داریم.

شما در گفت و گوی اخیر با شبکه «اسکای نیوز» اشاره کردید که «نباید بریگزیت عملی شود.» اما در مقابل عده ای در بریتانیا بر این باورند که برچیدن برگزیت خیانت به دموکراسی است. چه پاسخی برای این استدلال دارید؟

من گفتم که باید به نتیجه همه پرسی احترام بگذاریم. اگر اراده مردم تغییر نکند بریگزیت باید انجام شود. اما به نظر من وقتی مردم ضرر بریگزیت را لمس کنند دیدگاه افکار عمومی تغییر خواهد کرد. مناقشه درباره بریگزیت یک سال طول کشید. الان هم تاثیر نتیجه همه پرسی بر پول ملی و اقتصادمان آشکار است. مردم الان متوجه این مسائل شده اند. روند خروج از اتحادیه اروپا پیچیده است و چند سالی طول می کشد. من احتمال رسیدن به راه حل منطقی را دور از ذهن نمی بینم. بهتر این است که به دنبال راهی باشیم تا بریتانیا در اروپا بماند و اتحادیه اروپا اصلاح شود. برای همین هم تاکید می کنم که باید برخی بنود بحث درباره بریگزیت تغییر کند و به چالش های واقعی دولت توجه شود.

آیا شما بارقه امیدی در بحبوبه این همه فاجعه در خاورمیانه می بینید؟

بارقه امید اصلی این است که با وجود این همه فاجعه و مصیبت های هولناک تحولی در منطقه جریان دارد. به نظر من این منطقه در حال رویارویی با چالش بزرگ و کهنه است و از این طریق خواهد توانست با دنیای مدرن ارتباط برقرار کند و جوامع آن از نظر مذهبی مدارا گر و اقتصادش قانونمند می شود. منطقه در یک مرحله انتقالی است. این همه فاجعه و برخورد ناشی از نحوه تعامل این منطقه با دنیای مدرن و جهانی شدن است. منطقه دو گزینه دارد یا باید در مسیر دین سیاست زده و اسلام سیاسی حرکت کند و یا اینکه به سمت ایجاد جوامعی پیشرفته و مداراگر و باسواد قادر به ارتباط به دنیای اطراف برود. آینده منطقه در صورت حرکت در مسیر دوم درخشان خواهد بود اما باید برای رسیدن به آن مبارزه کرد. در این روند بارقه های امیدی هم به چشم می خورند از جمله: سران آماده برای مبارزه و به دست گرفتن زمام رهبریو مردمی که خواهان ایجاد جامعه بهتر و معتدل تری هستند

آیا ممکن است به چند مورد مشخص از این رهبران اشاره کنید؟

بارزترین مورد ولیعهد جدید عربستان سعودی است. او برنامه بلندپروازانه و ضروری را برای تغییر آغاز کرده است. این برنامه با جایگاه پادشاهی عربستان سعودی به عنوان سرزمین اماکن مقدس و مرکز اسلام همسویی دارد. او همچنین رهبری تحول اقتصادی و اجتماعی را به عهده دارد. چهره های موثر و هوشمند و شایسته جدیدی پست های مهم را به دست خواهند گرفت. سیسی رئیس جمهور مصر با وجود همه چالش ها اما جلوی گروه مسلح اخوان المسلمین ایستاد و در حال انجام تغییر و اصلاحات ضروری در مصر است. محمد بن زاید رهبری است که از جایگاه ویژه ای برخوردار است. او امارات را به یک کشوری که امروز شاهد آن هستیم تبدیل کرد. به گمانم جوانان در همه نظرسنجی ها به کشور امارات به عنوان یک الگو نگاه می کنند. دو نمونه از سران پیشرو را در اردن و بحرین می بینیم. امیدوارم که مساله قطر پایان یابد و آنجا هم رهبر جوانگرا حاکم شود. وقتی به منطقه نگاه می کنیم خیلی از رهبران هوشمند و موثر جدید را می بینم. آنها می دانند که چه کار باید بکنند. در مناطق پرتنش مثل سوریه و عراق و یمن و لبنان و غیره هم برای یافتن راه آینده باید راهکار مشابهی در نظر بگیرند. این کشورها باید با اقتدار جلوی نفوذ حکومت دینی ایران بایستند نه به این دلیل که این کشور ایران است بلکه به این خاطر که حکومت در ایران تصویر گمراه کننده ای از حکمرانی و دین سیاسی ارائه می کنند.

به نظر شما وجه غالب «چشم انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی چیست؟ این سند را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من سند «چشم انداز ۲۰۳۰» نخستین برنامه کاری منسجم در عربستان برای ارتباط با دنیای امروزی و دست یابی به موفقیت است. این یک دستاورد واقعی است. معلوم است که موانعی بر سر اجرای آن وجود دارد و همین کار را سخت تر می کند. اما به اعتقاد من اراده تغییر وجود دارد و باید کشورهای جهان از این سند حمایت کنند. این سند برنامه اصلاحات اقتصادی گسترده ای از جمله رهایی از اقتصاد وابسته به نفت را در بر می گیرد و جهت گیری بسیار درستی است. سند «چشم انداز» رویکرد درست است. گرچه موانعی بر سر راه اجرای آن وجود دارد اما در مسیر درستی قرار دارد.

توصیه شما به جوانان کشورهای عربی برای ترسیم آینده چیست؟

توصیه من به جوانان منطقه این است که اگر به حرف من گوش می کنید به کشورهای دیگر سفر کنید و ببینید در آنجا چه می گذرد. این فرصت خوبی است برای اینکه بیشتر با بقیه ارتباط برقرار کنید. نکته دیگر این است که جوانان باید پیشرفت کنند و پست های رده بالا را در دست بگیرند نه فقط در بخش خصوصی کار کنند. آنها باید در بدنه حکومت و خدمات عمومی مشغول به کار شوند. انتقاد از دولت کار آسانی است اما همکاری با دولت و کسب موفقیت در همان دولت کار خیلی دشوار است. هر چقدر که نیروهای با استعداد بیشتری در حکومت و برای توسعه کشور تلاش کنند نتایج بهتری حاصل می شود. آخرین و مهم ترین نکته اینکه باید به آنچه انجام می دهید عشق بورزید. اگر کاری را فقط به خاطر اینکه وظیفه است انجام دهید انگیزه بهتر شدن را از دست می دهید و نمی توانید پیشرفت کنید و به میزان ظرفیت خود پی نمی برید.

با توجه به اینکه شما در حال تلاش مداوم برای دست یابی به راهکاری برای منازعه اسرائیلی فلسطینی هستید مهم ترین اقدامات در جهت حل این مساله چیست؟

نخست: دیدگاه غالب هنوز این است که تنها راهکار همان تشکیل دو کشور است. دوم: اشکال کار این نیست که شما نمی توانید درباره بنود توافق مذاکره کنید بلکه مشکل تغییر چارچوب مذاکرات است. کاری که من در حال انجام آن هستم این است که مذاکرات به شکل درستی در کل منطقه انجام شود تا این چارچوب تغییر کند. این امر به بهبود چشمگیر سطح زندگی فلسطینیان می انجامد و مذاکرات را به نتیجه می رساند.

مساله «خط مشی منطقه ای» مناقشه برانگیز شده است. آیا این رویکرد با تلاش های گذشته تفاوت دارد؟

به نظرم امکان تغییر وضع با رویکرد منطقه ای بیشتر است. اگر کل منطقه درگیر این فرآیند شوند فلسطینیان از حمایت های منطقه ای بیشتری برای دست یابی به صلح برخوردار خواهند شد و اسرائیلی ها هم مطمئن خواهند شد که فلسطینیان تنها طرف  صلح ایجاد شده نیستند بلکه این فرآیند کل منطقه را در بر می گیرد. طرح صلح عربی بهترین چارچوب برای پیشرفت این فرآیند است و با توجه به اینکه پادشاهی عربستان سعودی این طرح را مطرح کرده پس مورد قبول کل کشورهای منطقه واقع می شود. من واقعا تمایل دارم تا مشارکت کل منطقه را در به نتیجه رساندن فرآیند صلح ببینم. در نهایت، صلح باید بین اسرائیلیان و فلسطینیان برقرار شود. کشورهای منطقه در سال های اخیر نقش موثرتری در این زمینه ایفا کردند.

طرف های منطقه ای باید چه اقداماتی در نظر بگیرند؟

شما مثلا غزه را در نظر بگیرد. اینکه اوضاع معیشتی در آنجا بهتر بشود به مصلحت همه طرف ها است. کشورهای منطقه می توانند به دو طرف برای بهتر شدن اوضاع آب و برق و فاضلاب و بخش خصوصی و مسکن فشار بیاورند. کشورهای منطقه می توانند سران فلسطینی را برای رسیدن به حل ضروری در راستای برقراری صلح تشویق و حمایت کنند. مردم اسرائیل و فلسطین اعتماد خود را به شیوه های سنتی برای رسیدن به راه حل از دست داده اند بنابر این همکاری کل کشورهای منطقه می تواند کارساز باشد. اگر کشورهای منطقه همکاری کنند در مسیر بازتر و  با رویکرد مداراگرانه تری حرکت خواهیم کرد که گام بسیار مثبتی خواهد بود.

اسرائیلی ها هم باید اقدامات بزرگی برای رسیدن به صلح انجام دهند. به نظر من آنها اگر حس کنند که کل منطقه از این فرآیند حمایت می کند اقدامات بیشتری انجام می دهند. به نظر من اگر راهکاری برای مساله فلسطین ایجاد شود امکان همکاری های منطقه ای در بخش اقتصاد و جامعه و فرهنگ و جغرافیای سیاسی بی نظیر خواهد بود. شما تصور کنید که کشورهای عربی و اسرائیل در کنار یکدیگر از چه قدرت و نفوذی برخوردار خواهد شد. این کار بزرگی خواهد بود. مساله فلسطین کلید همه چیز و دروازه ای برای همکاری است. من امروز بیش از گذشته مایلم تا این همکاری به ثمر برسد.

به نظر شما این راه حل چه فوایدی دارد؟

فواید اقتصادی فراوانی مثلا در حوزه آب و کشاورزی و فناوری دارد. آب در اسرائیل ۲۰ سال گذشته یکی از بزرگ ترین چالش های سیاسی بود اما این مساله اکنون دیگر جنبه سیاسی ندارد. در ارتباط با جغرافیای سیاسی باید گفت که شاید شما هم با من هم عقیده باشید که مشکل اصلی در رویکرد ایران این است که ایجاد بی ثباتی و نا امنی در منطقه می کند. بنابر این اگر کشورهای عربی و اسرائیل عملکرد همسویی در این زمینه داشته باشد موضع قوی تری خواهند داشت. یکی از چیزهایی که من به آن باور دارم این است که غربی ها نباید به منطقه طوری نگاه کنند که گویی عربستان سعودی و ایران بر سر گسترش نفوذ کشمکش می کنند یا نبرد سنی شیعی در جریان است. نه اوضاع به این شکل نیست. کشمکش بر سر ارزش ها و نه منافع و نه گرایش های فرقه ای است. مساله این است که شما در کدام طرف ایستاده اید و اینکه شما آیا در همان طرفی هستید که در مسیر مبارزه با تروریسم و تندروی و دعوت به مداراگری حرکت می کند یا نه.

… شما به نقش فرهنگ در توسعه کشورها اشاره کردید.

فرهنگ نقش اساسی دارد. درس واقعی که باید از زندگی مدرن گرفت این است که ارتباط و همکاری افراد با ادیان و فرهنگ ها و نژادهای مختلف با یکدیگر تنها راه رسیدن به رفاه اقتصادی و انسجام اجتماعی است. چرا لندن به یکی از شهرهای بزرگ دنیا تبدیل شده است؟ در لندن روح مداراگری و همزیستی فرهنگ های مختلف با یکدیگر وجود دارد. گروه های مختلف در یک شهر با انسجام زندگی می کنند و تابع ارزش های مشترکی هستند. بنابراین برخورداری از اقتصاد مدرن یا ترقی خواه بدون رهایی از نگرش های ارتجاعی عقب گرا امکانپذیر نیست. مثلا برابری جنسیتی یکی از عوامل اساسی برای موفقیت اقتصادی در آینده است. کشورها بدون در نظر گرفتن این فاکتور نمی توانند به موفقیت برسند. بنابراین یکجانبه نگری به هر شکلی که باشد –چه فرهنگی چه غیر فرهنگی- نه تنها اشتباه است بلکه عامل واپس گرایی و مانع رسیدن به موفقیت در جهان امروزی است. اینجاست که فرهنگ نقش محوری ایفا می کند. نقش فرهنگ همانند قانون مداری است. تفاهم شاه کلید رسیدن به موفقیت در منطقه در وقت کنونی است. مثلا اگر به عراق یا سوریه نگاه کنیم می بینیم که در این دو کشور بدون پذیرش دیگری و احترام گذاشتن به تفاوت ها ثبات برقرار نمی شود و چشم انداز دو کشور تیره خواهد بود. اغلب مشکلات جاری به اختلافات میان خود مسلمانان با یکدیگر برمی گردد نه فقط روابط آنان با یهودیان و مسیجیان و پیروان دیگر ادیان.

با چه ابزارهایی می توان فرهنگ مدارا گری را گسترش داد؟

آموزش بسیار ضروری است. ما باید جوانان را آگاه کنیم تا روش مداراگری پیش بگیرند. بهترین سیستم های آموزشی امروزه به جوانان روحیه ابتکار و نوگرایی را می آموزند. نباید یک سری مطالب را به شکل کورکورانه توی ذهن جوانان بگنجانیم –من در کودکی به همین روش آموزش دیدم- بلکه باید به جوانان راه و روش نوآوری و ابتکار را آموخت. باید به آنها بیطرف بودن را آموخت. نقش دین مهم است. باید راه را برای روحانیون میانه رو و دارای روحیه مداراگری هموار کرد. روحانیون با این خط مشی کم نیستند و خیلی از آنها اقدامات ستودنی انجام می دهند. ما باید از آنها حمایت کنیم.

آیا کشورهای خارجی در زمینه گسترش آگاهی نقش آفرینی می کنند؟

راهکارهای عملی برای حمایت از سیستم های آموزشی وجود دارد. مهم این است که غرب وجود خطر را إحساس کرده و کاملا به ماهیت کشمکش در منطقه آگاه است. اما مشکل در گفتمان غربی این است که به رویدادهای منطقه به چشم یک کشمکش بین قدرت و منافع نگاه می کند اما در واقع این طور نیست. کشمکش جاری بین ارزش و ضد ارزش است. بهترین راه حمایت کشورهای خارجی این است که کنار مردمی که به این ارزش ها معتقدند بایستند. دلیل اینکه من با سیاست غرب در خصوص مصر و اخوان المسلمین مخالفت کردم این بود که اگر ما از اخوان المسلمین مصر حمایت می کردیم یعنی در واقع در کنار نظامی ایستادیم که تا حدود زیادی بویی از مداراگری نبرده و باعث عقبگرد مصر می شود و تهدید امنیتی بزرگی برای ما خواهد بود. حالا فرقی نمی کند که این نظام در مصر برپا شود یا جای دیگری در منطقه. به نظر من اینکه ما واقعیت اسلام سیاسی را درک کنیم خیلی مهم است. اسلام سیاسی مرتجع است. این موضوع در مورد مسیحیان و یهودیان و هندوها هم صدق می کند . افرادی با این گرایش ها در همه ادیان وجود دارند. اگر کار به سیاسی کردن دین به این شکل برسد به ضرر همگی در آینده تمام خواهد شد و به حذف مردم می انجامد. اینها می گویند این نظر دین است و اگر شما مخالف آن باشی پس دشمنم هستی. نمونه های زیادی از این ایدئولوژی های سیاسی را در قرن بیستم دیدیم و در قرن بیست و یکم هم وجود دارد. ماهیت این ایدئولوژی ها –چه سیاسی وچه مذهبی- تمامیت خواه و ارتجاعی و عقبگرا است.

 

برخی معتقدند که برخی محافل غربی و نه کشورهای عربی و کشورهای درحال توسعه منشا مقداری از این عدم مداراگری در جهان امروزی هستند…

آنچه که ما انجام دادیم- بریتانیا مثال خوبی است و من در مناقشاتی که در طول دوره نخست وزیری ام داشتم به این نکته پی بردم- این بود که جوامع خود را در سمت مداراگری و پذیرش دیگری سوق دادیم. اما متاسفانه چیزی که الان در حال اتفاق افتادن است که ما به برخی گروه های تندرو اجاره دادیم که به کشورهایمان سفر کرده و از جو مهمان نوازی ما سوءاستفاده کنند. گروه های تندرو اینک در غرب وجود دارند و چه بسا که به منطقه بازگردند. در این صورت نباید با عدم مداراگری مدارا نمود. ما باید در غرب اقداماتی برای مقابله با این امر در زمان مناسب در نظر بگیریم. اما در ابتدا باید مشکل را تشخیص بدهیم. برای همین گاهی اوقات از مردم در غرب می شنویم که می گویند با به اصطلاح اسلامگرایان «معتدل تر» به جای افراطی های خشونت گرا همکاری کنید. بله این مساله خیلی شایع شده است. در پاسخ باید بگویم که عاقبت هر دو رویکرد یکی است. ما باید با تفکرات افراطی مقابله کنیم و نه تنها باخشونت. باید رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. باید با افراد خشونت طلب به زور متوسل شد و با آنهایی که در صدد ترویج عدم مداراگری هستند طور دیگری برخورد کرد. به نظر من هنوز آمریکا و بریتانیا و اورپا دقیقا نمی دانند چه اقدامی در پیش بگیرند.

نظرتان درباره منازعه سوریه چیست؟

 

نزاع در سوریه یک تراژدی وحشتناک است. نظرم را با استناد به تجربه ام در عراق در سال ۲۰۰۳ به طور خلاصه در این باره می گویم. وقتی که بهار عرب در سال ۲۰۱۱ آغاز شد کاملا علل آن را درک کردم. اما در کنار آن و با توجه به تجربه ام به این نتیجه رسیدم که سرنگونی یک رژیم و برقراری ثبات در کشور دو چیز کاملا متفاوت هستند. عامل کاملا متفاوت و نوعی چالش عمیقی در این کشورها وجود داشت. برخی از رژیم های حاکم بر تنش های عمیقی سرپوش گذاشته بودند و بعد از اینکه این سرپوش برداشته شد این تنش ها سربرآوردند. برای همین راه حل مناسب در سوریه در سال ۲۰۱۱ این بود که در یک فرآیند مسالمت آمیز انتقال قدرت صورت بگیرد. بعد در غرب این نظریه مطرح شد که اسد باید برود. من در پاسخ گفتم که بسیار خب اسد را بیرون کنید. اما حالا که اسد در سوریه مانده و راه بازگشتی وجود ندارد مساله خیلی بزرگ شده است. کاری که اسد کرد روشن بود. او از حامیانش کمک گرفت و به سرکوب وحشیانه در کشورش دست زد و این همان تصویر وحشتناک و تکان دهنده جنگ بود. نتیجه این شد که ما در شرایط دشواری گرفتار شده ایم که راهکارهای مناسبی نداریم. غربی ها دو کار می توانند انجام دهند: ما باید پایبند به رسیدن به یک راهکار واقعی باشیم و باید اطمینان حاصل کنیم که در قانون اساسی جدید اصول مداراگری دینی در نظر گرفته و اجرا شوند. این کار خیلی دشوار است. اما بی تردید می توان اقداماتی در نظر گرفت و در این زمینه پول خرج کرد. در این راستا، واکنش دولت ترامپ درباره سلاح شیمیایی بسیار مهم بود و پیام روشنی به رژیم سوریه رساند مبنی بر اینکه تنها راه رسیدن به راه حل این است که رژیم سوریه متوجه شود که به او اجازه نمی دهیم که تا ابد در قدرت بماند و گروه های اپوزیسیون حاضرند تا با رعایت اصول مورد حمایت مردم با یکدیگر همکاری کنند. البته این مساله در حرف آسان بوده اما در عمل بسیار دشوار است.

من به شدت نگران سوریه هستم. در عراق یک فرصت واقعی به چشم می خورد. مردم عراق باید این فرصت را به غنیمت شمرده و جناح های حکومتی متحد شوند اما سران کشور باید اختلافات فرقه ای را کنار بگذارند. کشورهای منطقه مثل عربستان سعودی و کشورهای دیگر جهان می توانند در این زمینه بسیار نقش آفرین باشند.

نظرتان درباره تصورات غرب درباره جنگ در یمن چیست؟

مهم ترین نکته این است که غربی ها می دانند که جنگ در یمن در ارتباط با اصول و ارزش ها است. چنانکه گفتم ایران از حوثی ها حمایت می کند و مزدوران ایران در نزدیکی مرزهای عربستان سعودی فعالیت می کنند. با توجه به أوضاع لبنان اینکه عربستان نبرد با حوثی ها را یک استراتژی اساسی می داند جای تعجب ندارد. راهکارهای مشابهی در این زمینه صدق می کند. تنها راهکار موفق است که رژیم های حاکم دخالت کنند و رویکرد مداراگرانه مناسبی اتخاذ شود. غربی ها باید بدانند که باید برای این دو مشکل راه حلی پیدا کنند: تندروی «القاعده» که عامل تهدیدی برای شبه جزیره عرب است و عامل تهدید سلطه جویی ایران در یمن. اگر  این دو مساله از میان برداشته شود در یمن به راه حل می رسیم.

موسسه تغییر جهانی تونی بلر در چه زمینه هایی فعالیت می کند؟

۴ رویکرد در موسسه تحت مدیریتم دنبال می شود اما ایده یکی است. مساله این است که چگونه جهانی شدن به رویکرد موفقی برای ملت ها تبدیل شود. به نظر من تغییر ناشی از جهانی شدن –فناوری و سفر و مهاجرت و بازرگانی- در حال گسترش است. اگر جهانی شدن از میان برداشته شود این نگرش باز به یک نگرش منزوی –اقدامات پیشگیرانه و ضدیت با مهاجرت و تندروی و تبعیض فرهنگی- تبدیل می شود و جهان مکان کم امن تری می شود. بنابراین به عقیده من باید بستر شکوفایی ملت ها در قرن بیست و یکم فراهم شود. در ابتدا باید به فقیرترین قاره جهان یعنی آفریقا کمک کنیم تا پیشرفت کند. در آنجا باید فرهنگ حاکمیت مداری گسترش یابد. مساله تنها کمک مالی نیست بلکه باید موسسات و رژیم های حاکم توسعه پیدا کنند. اگر به کشورهای جهان نگاه کنید می بینید که درجه شکست یا موفقیت آنها به شایسته مداری در حاکمیت بستگی دارد. به عنوان مثال به کلمبیا و ونزوئلا نگاه کنید. این دو کشور همسایه هستند و از جمعیت و منابع مالی یکسانی برخوردارند اما یکی کشور موفقی هست و دیگری ناکام. تنها تفاوت آنها نحوه حکومتداری است. نمونه های دیگری هم وجود دارند مثل لهستان و اوکراین یا رواندا و بوروندی. مهم ترین نمونه در جهان در شبه جزیره کره و تفاوت بین کره شمالی و کره جنوبی  است. تفاوت در همه این موارد روش حکومتداری است. برای همین اولین اقدامی که در کشورهای آفریقایی انجام می دهیم این است که به آنها کمک می کنیم تا نهادهای خود را توانمند ساخته و برنامه هایی برای تغییر انجام دهند.

همچنین عدم مداراگری مذهبی مانع پیشرفت در جهان می شود. ما با تهیه برنامه آموزشی متکامل با افرادی از ادیان متفاوت در سراسر جهان ارتباط برقرار می کنیم. ۲۵۰ هزار دانشجو در این برنامه ها شرکت می کنند. ما برای مدارس برنامه های آموزشی تهیه می کنیم و به مردم شیوه مداراگری دینی را آموزش می دهیم و پژوهش های معتبری درباره تندروی و منشآ آن انجام می دهیم. کما اینکه اگر در خاورمیانه بتوان به راه حلی در خصوص مساله اسرائیل و فلسطین رسید دیدگاه انزواگرا کم رنگ خواهد شد و شکست بزرگی می خورد. این هم در راستای تلاش ها برای بهتر کردن جهان می گنجد.

نکته آخر اینکه ما تلاش می کنیم تا سیاست های غرب قوی باشند برای همین اخیرا پروژه ای را درباره نحوه تعامل غرب با مشکلات سیاسی ویژه خود آغاز کردم. مشکلات داخلی غرب بر بقیه جهان تاثیر گذار است. ما اکنون شاهد قدرت گرفتن گرایش های عوامفریبانه راستگرا و چپگرا هستیم که هیچ راهکاری مطرح نمی کنند بلکه می خواهند با خشم کار خودشان را پیش ببرند. ما خواهان ارائه راهکار هستیم. تیمی برای جست وجوی راهکارهای سیاسی برای تنش های تغییر ایجاد کردم. جهانی شدن و تغییر موجب سردرگمی مردم شده است. برخی جوامع نمی توانند با این موج همراهی کنند. ما در صدد پرداختن به این مشکلات هستیم.

 

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید