• شماره جدید
weekly-issue, سیاست

معضلی به نام روسیه و ایران

حسن روحانی رییس جمهور ایران و ولادمیر پوتیم رییس جمهور روسیه
حسن روحانی رییس جمهور ایران و ولادمیر پوتیم رییس جمهور روسیه

حنین غدار

همزمان با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ماه عسل ایران در آمریکا به پایان رسید. این امر، اینک برای بسیاری از قدرت های منطقه ای آشکار شده است. به نظر می رسد دولت ترامپ نه درصدد لغو برجام است و نه سرنگونی رژیم حاکم در ایران. از این رو، خصومت ورزی و تقابل با ایران در گفتمان تازه ضد جمهوری اسلامی در آمریکا تشدید شده است.
گفتمان تازه آمریکا مایه خرسندی کشورهای فراوانی در منطقه از جمله کشورهای شورای همکاری خلیج و ترکیه و اسرائیل است؛ به ویژه اینکه دولت سابق آمریکا که هشت سال قدرت را در دست داشت خط مشی دوستانه ای در قبال ایران در پیش گرفته بود و همین امر، اختیارات فراوانی در منطقه به ایران و سپاهیان داد.
اما، سؤال اینجاست که دولت ترامپ چگونه این گفتمان را در عمل پیاده می کند. شاید هنوز نمی توان قاطعانه درباره ماهیت برنامه های آمریکا برای ایران اظهار نظر کرد. اما، بی گمان، آمریکا باید پیش از برنامه ریزی برای اقدامات بعدی خود در کشورهای منطقه به دو چالش عمده توجه کرده و برون رفتی برای آنها بیابد.

روسیه، نخستین چالش آمریکا است. پرزیدنت ترامپ در کمپین انتخاباتی و بعد از آن بر بهبود روابط با روسیه تاکید کرد. دولت ترامپ به دنبال ایجاد راه حلی برای پایان دادن به هم پیمانی ایران و روسیه در خاورمیانه و به خصوص در سوریه است؛ البته اگر فرض را بر این بگیریم که روسیه بیشتر تمایل دارد هم پیمان نزدیک آمریکا باشد تا ایران.

حالا، درست است که روسیه و ایران درباره کلیه امور سوریه و به ویژه نقش گروه های شبه نظامی شیعه بعد از آتش بس در این کشور اتفاق نظر ندارند و اینکه روسیه هماهنگی هایی با اسرائیل درباره کاروان ها و عملیات نظامی “حزب الله” در سوریه انجام می دهد اما این مطلقا به این معنا نیست که روسیه ائتلاف با ایران را بر هم زده و روابط با تهران را در اسرع وقت قطع می کند.

ائتلاف ایران و روسیه قوی و پابرجاست و به راحتی شکسته نمی شود. پوتین تمایل داشت روابط روسیه و ایران در بخش های اقتصادی و سیاسی بهتر شود. ایران بازار سودآوری برای تجارت اسلحه و تجهیزات نظامی روسیه به حساب می آید. در نتیجه، همکاری هسته ای بین دو کشور افزایش یافت. در حوزه سیاسی، نقطه التقای دو کشور مخالفت شدید آنها با اسلام گرایان سنی و ایالات متحده آمریکا است؛ گرچه هر کدام از آنها دلایل متفاوتی برای این رویکرد دارند. مهم تر اینکه، ایران از طریق سوریه دروازه اصلی روسیه به سوی خاورمیانه است. علاوه بر این، هماهنگی های نظامی دو طرف در داخل و خارج از سوریه ادامه دارد. به گفته برخی گزارش ها در هفته های اخیر، حدود 8 موشک استراتژیک و پیشرفته دریایی ساخت روسیه به دست “حزب الله” رسیده است.

روزنامه اسرائیلی “یدیعوت احرونت” گزارش داد آژانس های اطلاعاتی غربی “نگرانی عمیق” خود را نسبت به احتمال دست یابی “حزب الله” به موشک های “یاخونت” یا “انیکس” ابراز کردند. “یاخونت” یک موشک روسی ضد کشتی و مدل دریایی سامانه موشکی “اس 300” بوده و از قابلیت پرتاب از سواحل دریا برخوردار است. برد این موشک به 300 کیلومتر می رسد.

منابع امنیتی غربی این اطلاعات را در اختیار روزنامه اسرائیلی قرار دادند. این مقام های اطلاعاتی در کنفرانس امنیتی مونیخ در آلمان شرکت کرده بودند. کنفرانس مونیخ با حضور وزیران دفاع و سران جهان برای بررسی مهم ترین مسائل امنیتی برگزار شد.

این روزنامه اسرائیلی افزود “حزب الله ممکن است از این موشک ها در جهت تهدید نیروی دریایی اسرائیل و ناوگان ششم نیروی دریایی آمریکا و کشتی های غیرنظامی در دریای مدیترانه و نیز تاسیسات نفت و گاز تازه تاسیس اسرائیلی استفاده کند.” این گزارش در ادامه گفت “سامانه های ضد موشکی هم نمی توانند این موشک ها را رهگیری کنند. ”

شواهد حاکی از آن است که با وجود اختلافات اما همکاری و ائتلاف میان روسیه و ایران ادامه دارد و اصلا شواهدی مبنی بر اختلاف محتمل میان دو طرف وجود ندارد. تنها اختلاف بر سر آتش بس در سوریه است؛ اختلافی که شاید رفع آن زمان زیادی  ببرد.

شاید، ائتلاف میان روسیه و ایران در دراز مدت از بین برود و یا شاید با گذشت زمان و تحولات در سوریه و منطقه، اختلافات عمیق تری میان دو کشور بروز کند. البته، به نظر می رسد ائتلاف ایران و روسیه در سوریه موقتی است؛ دو کشور بر سر ادامه جنگ توافق دارند اما در خصوص روند صلح اختلاف پیدا می کنند.

رفتار تهران با ارتش اسد، عمدتا، به گونه ای است که گویی آنها یکی از گروه های شبه نظامی ایران در سوریه هستند. ایران در مساله حمایت از گذرگاه شیعی خود و تغییر بافت جمعیتی در مناطق تحت کنترل حکومت سوریه نه به نیروهای اسد بلکه بر “حزب الله” و دیگر گروه های شبه نظامی شیعه  تکیه می کند. سپاه پاسداران ایران معتقد است که راهکار بحران سوریه در آینده بر مبنای فرقه ای شکل خواهد گرفت. به این خاطر، ایران طرح تجزیه سوریه را برای تضمین وجود یک دولت شیعی تحت نفوذ خود ترجیح می دهد. ایران اصلا اهمیتی برای نهادهای حکومتی قائل نیست و وجود کشور یکپارچه سوریه را مناسب برنامه های خود نمی بیند.

از طرف دیگر، روسیه منفعتی در تغییر ساختار دموگرافی یا تجزیه سوریه بر مبنای فرقه ای ندارد. ولادمیر پوتین تمایل ندارد قدرت اسد در پشت پرده توسط فرمانده سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران غصب شود. پوتین دست یابی به راهکار سیاسی و انتقال تدریجی قدرت را ترجیح می دهد. نهادهای حکومتی در سوریه برای روسیه مهم تر از خود اسد هستند.

چه بسا، این اختلافات به دنبال آتش بس و بحث و گفت و گو درباره راهکار سیاسی و نحوه اجرای آن بروز پیدا کند. وگرنه، آمریکا نمی تواند پیش از این زمان، ائتلاف میان روسیه و ایران را بشکند.
با توجه به آنچه گفته شد، احتمال دارد آمریکا –دیر یا زود- به این نکته پی ببرد که روی روسیه نمی تواند به عنوان یک نیروی متحد سخت احتمالی حساب باز کند و پوتین هم پیمانی با ایران را بر آمریکا ترجیح می دهد. شاید، زمانی که نگرش آمریکا  به روسیه تغییر کند و دیگر به عنوان متحد بالقوه به موسکو نگاه نکند دیگر آمریکا نیازی نمی بیند که باید به روسیه امتیاز دهد. در این شرایط، پیشبرد تلاش ها علیه ایران آسان تر خواهد بود.
چالش دوم در سوریه، سرنوشت اسد است. آمریکا و قدرت های جهانی دیگر تا کنون مساله کنار رفتن اسد از قدرت را مطرح نکرده اند. همه به این امر اذعان می کنند که “داعش” بزرگ ترین تهدید به شمار می رود و نیروهای اسد با “داعش” در سوریه می جنگند. البته، چنین چیزی عملا وجود ندارد. مادامی که توافق روسیه و ایران بر سر سرنوشت اسد به پایان نرسیده و تا زمانی که جامعه جهانی بر خلاف این توافق اقدامی انجام ندهد اسد در قدرت باقی می ماند.

ماندن اسد در قدرت، اما، افزایش تنش های فرقه ای در سوریه و کل منطقه را به دنبال دارد. ایران و گروه های شبه نظامی شیعه در سوریه همواره به دلیل وجود اسد از حمایت برخوردارند، ولی این گروه ها نه تنها در سوریه بلکه در جهان عرب توسط ساکنان اکثرا سنی احاطه شده اند. حالا، فارغ از تمایل یا عقیده جامعه جهانی اما مردم در کشورهای یاد شده وجود بشار اسد را برنخواهند تابید. اسد دست به اقدامات جنایتکارانه شنیع و مختلفی ضد بشریت زده و دیگر نمی تواند مثل گذشته بر سوریه حکمرانی کند. البته که اسد دیگر نمی تواند حکومت کند؛ آنهم بعد از اقداماتی که در شش سال گذشته انجام داده و نیز  بعد از اینکه ایران و روسیه کنترل ارکان حاکمیت را در اختیار گرفته اند. حتی اگر روسیه به این مساله پی ببرد ایران حاضر نیست چنین چیزی اتفاق بیفتد. از این رو، اسد باید برود. و باید ایران و گروه های شبه نظامی تابع این کشور در صحنه های نبرد سوریه هم از خاک این کشور خارج شوند. در این صورت، بستری برای کناره گیری اسد از قدرت فراهم خواهد شد. باید آنها را به هر شکلی شده وادار نمود تا از خاک سوریه بیرون بروند.

چنانچه غرب خواهان خاتمه یافتن فاجعه انسانی در سوریه باشد و در این امر جدیت به خرج دهد باید اسد کناره گیری کند و باید گروه های شبه نظامی ایرانی و نیز کلیه پیکارجویان خارجی همچون داعش و غیره از سوریه خارج شوند.

ترامپ برای پیاده کردن تمامی برنامه های یاد شده ناگزیر باید با روسیه درگیر شود. بنابراین، دو مساله حتمی در این زمینه وجود دارد. نخست اینکه آمریکا نباید به روسیه تنها به عنوان مانعی  بر سر راه عملی شدن کلیه سیاست های راهبردی برای مقابله با تهران بنگرد. دوم: اسد باید کناره گیری کند، در غیر اینصورت، ایران از سوریه خارج نمی شود.
قبل از انجام اقدامات لازم برای مقابله با ایران باید راهکاری برای معضل روسیه ایجاد کرد. خوب است که کشورهای خلیج دیگر در حاشیه قرار ندارند. این کشورها آمادگی همکاری و مشارکت در اجرای استراتژی یا اقدام بعدی برای مهار ایران را دارند.

نشانه های نقش آفرینی مورد نظر کشورهای عربی همزمان با سفر عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی به عراق پدیدار شد. الجبیر و حیدر العبادی نخست وزیر عراق دیدار کردند. الجبیر نخستین وزیر خارجه عربستان سعودی است که از سال 1990 میلادی به عراق سفر کرده است. سفر الجبیر مایه نگرانی شدید ایران شد. ایران به گروه های نیابتی خود درعراق نسبت به این سفر هشدار داد.

به عنوان مثال، سخنگوی گروه شبه نظامی شیعه “عصائب اهل حق” جواد الطلیباوی به سران عراق هشدار داد تا “احتیاط در پیش گرفته” و مراقب “اهداف پنهانی سفر الجبیر به بغداد باشند”. گروه “عصائب اهل حق” و سپاه پاسداران ایران روابط تنگاتنگی دارند. سخنان الطلیباوی در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری “فارس” در ایران عنوان شد.

رویکردها و تحرکات ضد ایرانی افزایش یافته و این امر آشکاری است. در این راستا، همکاری میان کشورهای خلیج و آمریکا هم گسترش یافته است. با این حال، اما، جنگ فراگیر علیه ایران دور از ذهن به نظر می رسد؛ چرا که به جز اقدام نظامی می توان اقدامات بسیاری برای مهار ایران انجام داد.

آمریکا می تواند  در کنار تحریم های اقتصادی در راستای گسترش و تقویت نقش آفرینی متحدان عرب حرکت کند. دوباره به موضوع سوریه برگردیم. در سوریه، نباید به گروه های شبه نظامی تابع ایران اجازه داد تا هر کاری بخواهند انجام دهند. از این رو، باید خط مشی تعامل برابر با کلیه گروه های شبه نظامی تروریستی –خواه سنی یا شیعه- در پیش گرفت.

نباید به روسیه اجازه متوقف کردن هر اقدامی علیه تهران را داد وگرنه جامعه جهانی به نقطه صفر بازمی گردد و عملیات خود را برای مبارزه با گروه داعش تکمیل می کند بدون اینکه به فکر این باشد که چه کسی جای آنها را می گیرد. در سایه نبود استراتژی مناسب از سوی آمریکا و عدم حضور آمریکا در منطقه، تنها شاهد افزایش قدرت و حضور ایران و بازگشت “داعش” خواهیم بود.

 

مقاله قبلیمقاله بعدی
حنین غدار
حنین غدار، مدیر مسوول رسانه «نو»و عضو غیر دایم شورای آتلانتیک است

پاسخی بگذارید