• شماره جدید
weekly-issue, روابط بین الملل, گزارش تحقیقی

عقاب صقر: امتیازاتی که “المستقبل” داد به نفع لبنان بود

تشکیلات "حزب الله" باید از منطق کشور نیرومند پیروی کند وگرنه در برابر "رئیس جمهور مقتدر" قرار خواهد گرفت
عکس: عقاب صقر نماینده لبنانی
عکس: عقاب صقر نماینده لبنانی
عکس: عقاب صقر نماینده لبنانی

به دنبال خروج اجباری 5 ساله از لبنان، عقاب صقر نماینده لبنانی لحظه سرنوشت سازی را برای بازگشت به شغل خود به عنوان نماینده منتخب پارلمان لبنان برگزیده است. او در صدد ادامه مبارزات خود در کنار پرزیدنت سعد حریری در حزب “جریان مستقبل” است. گرچه عقاب صقر خارج از لبنان به سر می برد اما این امر مانع پیگیری مسائل لبنان و سوریه توسط او نشد. عقاب صقر در سال های گذشته ریسک بازگشت به کشور آنهم در فضای خلأ در پست ریاست جمهوری و تعطیلی نهادهای دولتی کشور را نپذیرفت. حالا، اما کشور با انتخاب رئیس جمهور به حد نصاب قانونی رسیده “مشکلات امنیتی هنوز کاملا رفع نشده اما اوضاع بهتر شده است. فعالیت پارلمان دوباره از سر گرفته شده و الان، می توانم به عنوان یک نماینده ایفای مسئولیت کنم. در عرصه سیاسی هم می توان به دستیابی به دستاوردهایی امید داشت.” این بخشی از سخنان عقاب صقر در گفت و گو با “المجله ” بود. او از اظهار نظر درباره احتمال وجود یک معامله یا سازش برای بازگشت به لبنان خودداری کرد.

آیا فضای کنونی حاکم بر لبنان با توجه به بازگشت این کشور به “آغوش کشورهای عربی” و از سر گرفته شدن فعالیت های دولت و اعتماد دوباره مردم به دولت یک پیروزی برای گروه “14 مارس” محسوب می شود؟

در آغاز باید بگویم پیروز واقعی منطق برخورداری از یک حکومت است. این پیروزی، همچنین، از آن گروه “14 مارس” و در راس آنها حزب “جریان مستقبل” است. آنها به دنبال احیای نهادهای قانونی و قانون اساسی بودند. نشاط و پویایی با انتخاب پرزیدنت میشل عون و بازگشت جناب سعد حریری دوباره به حکومت بازگشته است. اینک، نبرد واقعی ما برای بسط و گسترش نفوذ حکومت در تمامی مناطق است. این نبرد علیه همه کسانی است که در پا گرفتن حکومت و نهادها مانع ایجاد می کنند.

دوم، فارغ از اینکه رسیدن میشل عون به ریاست جمهوری برای هواداران “14 مارس” و حزب “جریان مستقبل” بسیار پرسش انگیز است اما نظریه “یک رئیس جمهور مقتدر” را در اذهان زنده کرد. این نظریه حتما در تعارض با ایده “حکومت کوچک حزب الله” قرار دارد؛ حزب الله برای محدود کردن اختیارات رئیس جمهور مقتدر تلاش می کند. میشل عون درصدد تشکیل یک حاکمیت مقتدر است، گروه “14 مارس” هم همین هدف را در نظر دارد. برنامه این گروه برای کشور یک برنامه صرف ملی است. “حزب الله” باید از منطق حکومت نیرومند پیروی کند وگرنه در برابر “رئیس جمهور مقتدر” قرار خواهد گرفت. خود “حزب الله” هم خواستار تشکیل یک حکومت مقتدر بود و این خواسته را چندین بار مطرح کرد. “حزب الله” بر کاندیداتوری میشل عون در انتخابات ریاست جمهوری اصرار داشت. حالا، چنانچه “حزب الله” از چنین حکومت نیرومندی پیروی نکند در برابر این “رئیس جمهور مقتدر” قرار خواهد گرفت.

ما شاهد نارضایتی هوادار حزب “جریان مستقبل” به خاطر طرح این حزب برای انتخاب رئیس جمهور و تشکیل کابینه هستیم. آنها می گویند “جریان مستقبل” امتیازات فراوانی به “حزب الله” داده است. نظر شما در این باره چیست؟

امتیازاتی که حزب “جریان مستقبل” در رابطه با انتخاب رئیس جمهور و تشکیل کابینه داده به سود تشکیل یک حکومت مقتدر بوده، و بر خلاف ادعای عده ای به نفع “حزب الله” نبوده است. حزب “جریان مستقبل” از سهم سیاسی خود به نفع سهم حکومت کوتاه آمد. البته، چنین چیزی طبیعی است، زیرا که هدف ما تشکیل “حکومت” است. اگر هم در برهه ای کوتاه بیاییم یا امتیازی بدهیم یا حتی شکست بخوریم، این عدم موفقیت تاکتیکی برای دستیابی به پیروزی راهبردی به حساب می آید.

درباره نام وزیران کابینه که باعث نارضایتی هواداران گروه “14 مارس” شدند باید بگویم که اسامی برخی از وزیران وابسته به گروه “14 مارس” برای طرف مقابل حساسیت برانگیز است؛ وزیرانی همچون معین المرعبی، مروان حمادی، جمال الجراح. اگر ما برخی از وزرای آنها را که به مذاق هوادارانمان خوش نمی آید “وتو” کنیم آنها هم حق دارند برخی وزرای ما را “وتو” کنند. اما در مقابل، این وزرایی که حضور آنها از دید حامیان ما در کابینه غیرقابل قبول است تا اینجای کار به هیچ اقدام حساسیت برانگیزی دست نزده اند. آقای وزیر سلیم جریصاتی در نخستین اظهار نظر گفت که مخالف دادگاه بین المللی (ویژه ترور رفیق حریری) نیست.

نخستین سفر خارجی پرزیدنت عون بعد از رسیدن به ریاست جمهوری به عربستان سعودی بود. این سفر تا چه اندازه برای لبنان اهمیت داشت؟

یکی از مهم ترین دستاوردهای پرزیدنت عون که به مدت دو سال و نیم به عنوان نامزد “حزب الله” برای تصدی پست ریاست جمهوری مطرح بود و سپس با وفاق ملی به ریاست جمهوری رسید دارای جنبه راهبردی است. عون نمی توانست عربستان سعودی را به عنوان مقدمه سفر به کشورهای عربی دیگر نادیده بگیرد. عون می داند که باید مسیر خود را در راستای رسیدن به یک کشور مقتدر دارای اقتصاد نیرومند و صنعت گردشکری و سرمایه گذاری از عربستان سعودی آغاز کند، چه این کشور دروازه خلیج به شمار می رود. همچنین، کسی که درصدد تشکیل ارتش نیرومند است به سه میلیارد بلوکه شده توسط عربستان سعودی نیاز دارد؛ عربستان سعودی، همواره حامی ارتش لبنان بوده است.

بنابراین، سفر عون به عربستان سعودی حامل پیامی برای کسانی است که بر علیه این کشور شعار می دهند. پیامی با این مضمون که تنها راه احیای اقتصاد لبنان دستیابی به “ویزای” عربستان است. لبنان تنها از این طریق می تواند به آغوش کشورهای عربی و به فعالیت های خود در سطح بین المللی بازگردد. به عبارتی دیگر، سفر عون تاکیدی است بر اینکه خصومت ورزی با عربستان سعودی رویکرد سیاسی احمقانه ای است. کسانی که در لبنان به ترویج این ایده می پرداختند با انزوا روبرو شدند و همین امر نشان داد که این خط مشی از چشم انداز موفقیت باری در لبنان برخوردار نیست. هیچ رئیس جمهوری در لبنان نمی تواند روابط راهبردی میان لبنان و عربستان سعودی را نادیده بگیرد؛ چرا که روابط بین دو کشور به مثابه شاهرگ لبنان به شمار می رود. کسی که روابط لبنان و عربستان سعودی را نادیده می گیرد در واقع در مسیر جداسازی لبنان از کشورهای عربی به عنوان بخشی از جهان و همچنین به تفکیک لبنانی ها گام می بردارد، چرا که عربستان سعودی در میان کلیه گروه ها و جریان های لبنان صاحب نفوذ است.

اما از سوی دیگر، شاهد  سفرهای پی در پی هیات های ایرانی به بیروت هستیم که آخرین نمونه، دو روز قبل از سفر عون به عربستان سعودی بود. این دید و بازدیدها در راستای تاکید بر نقش “حزب الله” در طرح ریاست جمهوری و حمایت ایران از پرزیدنت عون صورت گرفت. تهران با این سفرها درصدد رساندن چه پیامی به رئیس جمهور جدید است؟

سفرهای پی در پی هیات های ایرانی حامل این پیام است مبنی بر اینکه لبنان از محور مقاومت کنار نمی کشد. اما، در مقابل، ما تاکید می کنیم که لبنان از محور ایران خارج نخواهد شد چرا که اصولا در این محور قرار نداشت. ایران از لحاظ اقتصادی و گردشگری و سرمایه گذاری برای لبنان چه ارمغانی داشته است؟ ایران، همچنین، دروازه معتبری برای گشایش لبنان به سوی جهان عرب و کشورهای جهان نیست. ایران، در واقع، به مثابه کارت قرمزی است که گشایش لبنان به سوی جهان را با مشکل مواجه می کند. نکته ای که بعد از سفر هیات ایرانی به بیروت و حرف و حدیث هایی مبنی بر ناممکن بودن خروج “حزب الله” از سوریه باید لحاظ کرد این است که “حزب الله” مخاطب این صحبت ها است. بنا براین، باید از “حزب الله” پرسید که آیا شما یک جریان تابع سپاه پاسداران ایران هستید؟ مگر شما از هویت لبنانی و تابعیت لبنانی برخوردار نیستید که یک مقام ایرانی در خصوص ماندن یا خروجتان از سوریه نظر می دهد و برای شما تعیین تکلیف می کند؟

بنابراین، تمامی ادعاهای سابق ایران درباره عدم دخالت در امور داخلی لبنان با واقعیت مغایرت دارد. صحبت های اخیر هیات ایرانی در وهله نخست، به ضرر “حزب الله” تمام شد. “حزب الله” با تجاوزگری به مردم سوریه، از نظر اخلاقی و استراتژیک همه چیز را باخت و چهره واقعی این گروه به عنوان یکی از بازوهای سپاه پاسداران آشکار شد. حالا، حزب الله و دبیر کل آن که روزی ادعا داشت یک رهبر عربی است تابع تصمیم سازان نظامی در ایران شده است. “حزب الله” با پیروی از دستورهای ایران وارد جنگ خونین سوریه شد و با این اقدام، به نقض حاکمیت لبنان و سوریه پرداخت. “حزب الله” با تجاوزگری به مردم بی گناه، آغاز گر “نبردهای صد ساله” میان شیعیان و مردم سوریه شد. “حزب الله” باید همین امروز و نه فردا پایش را از این جنگ کنار بکشد.  مردم لبنان و سوریه و شیعیان و سنی ها در وطن عربی با ادامه این جنگ تاوان سنگینی بابت آن می دهند.

به گفته برخی رسانه ها، سوریه، مقصد بعدی پرزیدنت عون بعد از سفر دوره ای به کشورهای عربی خواهد بود. آیا گروه “14 مارس” و به ویژه “حزب جریان مستقبل” حاضر به پذیرش سفر عون به سوریه هستند؟

ما، اینک، در مرحله جدیدی قرار داریم. کشورهای عربی و قطر در راستای برقراری وحدت میان کلیه نیروهای سیاسی و احیای اقتصاد لبنان تلاش می کنند. فکر نمی کنم که پرزیدنت عون راهی سوریه شود چرا که با این کار، تمامی دستاوردهای دوران ریاست جمهوری خود چه در ارتباط با وفاق داخلی در لبنان و چه گشایش به سوی جهان عرب را برباد می دهد. سفر به سوریه موجب ایجاد شکاف تازه ای بین مردم لبنان و بین نیروهای عمده در این کشور و نیز میان “حزب نیروهای لبنانی” و پرزیدنت عون می شود. بشار اسد در میان مردم سوریه و جهان عرب مشروعیت خود را از دست داده است و آنان به چشم رهبر یک رژیم سرکوبگر به او می نگرند که به واسطه باندهای جنایتکار و نیروهای امنیتی موسوم به “شبیحه” دست به اقدامات جنایتکارانه می زند. از این رو، سفر به سوریه یک ماجراجویی است که به ضرر لبنان در سطح داخلی و خارجی تمام می شود.

تنها چند ماه با انتخابات پارلمان فاصله داریم. آیا نیروهای سیاسی در این مدت موفق به تدوین قانون جدیدی برای انتخابات می شوند یا اینکه همان قانون الستین (شصت) که همه نیروهای سیاسی با آن مخالفند باقی می ماند؟ آیا دوره کنونی مجلس برای سومین بار تمدید می شود؟

من بر خلاف خیلی ها پیشگویی نمی کنم. اما لازم است به این نکته اشاره کنم که کلیه نیروهای سیاسی و نمایندگان باید برای رسیدن به توافق در راستای تدوین قانون جدیدی برای انتخابات تلاش کنند. همه باید پیشنهادات و راهکارهای خود را مطرح کنند و از پیش گویی و گمانه زنی دست بردارند. حزب “جریان مستقبل” و “نیروهای لبنانی” و حزب سوسیالیست ترقی خواه پیشنهاد قانون جدیدی ارائه دادند، به عبارتی دیگر، قانون الستین (شصت) را نمی خواهیم. این در حالیست که گروه های دیگری هم خواستار تغییر این قانون هستند. معنای این صحبت این است که احتمال توافق بر سر قانون مختلط وجود دارد. این قانون راهکاری میانه رو و متعادل کننده بین دو قانون نسبیت و اکثریت بوده و دغدغه های کلیه گروه ها را در نظر می گیرد. مخالفان با این پیشنهاد به دنبال گزینه های ناممکن هستند و همین افراد هستند که چرخ لای چوب می گذارند و ما را به عقب یعنی به قانون الستین برمی گردانند.

قانون مختلط همان راهکار قابل قبول در لبنان است. قانون نسبیت بسیار خوب است اما اجرای این قانون در سایه وجود حزب مسلحی که به بقیه احزاب اجازه نزدیک شدن به مناطق تحت نفوذش را نمی دهد امکانپذیر نیست. بنده در شهر زحله تجربه بدی در زمان کاندیداتوری در انتخابات  2009 داشتم. در آن زمان، می خواستم در روستای خودم یعنی هرمل رای بدهم و به این خاطر، با سرلشکر شهید وسام الحسن به منظور تامین امنیتم تماس گرفتم. او در پاسخ گفت که قادر به انجام چنین کاری نیست اما قول داد تا با ارتش لبنان در این باره رایزنی کند. ارتش گفت که از تجهیزات لازم برای اسکورت من در زمان رای گیری در این روستا برخوردار نیست. با این اوصاف، ما چطور می توانیم به قانون نسبیت در شرایط کنونی تن بدهیم؟

اینک، فرصتی برای تدوین و تصویب قانون جدیدی برای انتخابات در اختیار داریم. حزب “جریان مستقبل” حاضر است تا همین فردا در مجلس به قانون مختلط رای بدهد.

آیا شما در حزب “جریان المستقبل” برای ورود به کارزار انتخابات پارلمان آینده آمادگی دارید؟

بله، آمادگی داریم. نباید انتخابات شهرداری ها و انتخابات مجلس را با هم مقایسه کرد. لبنانی ها به خوبی می دانند که گروه “14 مارس” نماینده خط مشی ملی گرایانه است. حزب “جریان مستقبل” پل ارتباطی عمده بین تمامی گروه های دنباله روی این خط مشی است. فروپاشی حزب “جریان مستقبل” به معنای فروپاشی “14 مارس” و واگذاری کشور به “حزب الله” است. لبنانی ها به دلیل برخورداری از آگاهی سیاسی سکان تصمیم گیری در کشور را به دست “حزب الله” نخواهند داد. رای دادن به حزب “جریان مستقبل” به معنای حفظ آخرین ستون از ستون های حاکمیت ملی در لبنان است.

اما ضرورت ایجاب می کند تا با آنها همکاری کنیم. ما در کابینه جدید و در دولت “ربط نزاع” (کنار گذاشتن اختلافات) با “حزب الله” همکاری می کنیم. اما اختلافات میان دو طرف هنوز برطرف نشده است. موضع ما در ارتباط با سوریه و اسلحه حزب الله و دادگاه بین المللی (ویژه رفیق الحریری) ثابت است. اصول ثابت هر دو گروه با یکدیگر تفاوت دارد. ما با “حزب الله” در خصوص اقدامات فرامرزی این گروه در سوریه و اقدامات غیر متعارف حزب در لبنان اختلاف داریم. تجاوزگری به سوریه و تشکیل “سرایا المقاومه” و مسلح کردن مردمی که به واسطه این حزب به باندهای تجاوز و حمله به مردم تبدیل شده اند از موارد اختلاف میان ما و حزب الله است. برپایی حاکمیت مقتدر و رئیس جمهور با اقتدار تنها با پایان دادن به این آفت سرطانی میسر خواهد شد.

دولت جدید، دولت “اعتماد ساز” نام گرفته اما تصویب فرمان های نفتی واکنش لبنانی ها را به دنبال داشت که این قوانین را “توزیع کیک میان دولتمردان” خواندند. معنی این حرف این است که مردم هنوز به دولت جدید اعتماد ندارند.

بی گمان، جلب اعتماد مردم کار دشواری است اما تصویب این قوانین یک دستاورد به شمار می رود. این قوانین باید چندین سال پیش در لبنان تصویب می شد. هر گونه صحبت درباره معامله در این خصوص فاقد مدرک و سند است. استخراج نفت در لبنان 10 سال زمان می برد و لذا باید منتظر اجرای این قوانین بود. اما، همه ما باید با نظارت مردم و مطبوعات جلوی غارت و چپاول منابع ملی را بگیریم.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید