• شماره جدید
وبلاگ

اکبر یا اصغر، مسأله این هم نیست!

BAGHDAD, IRAQ, MARCH 2:  Former Iranian President Akbar Hashemi Rafsanjani is seen durinig a press conference with  Iraqi President Jalal Talabani on March 2, 2009 at the Presidential Palace in Baghdad, Iraq. Former Iranian president and influential cleric Rafsanjani's first official visit to Iraq to strengthen ties between the two Shiite-majority countries comes on the heels of a visit by Talabani to Iran.  (Photo by Wathiq Khuzaie/Getty Images)

BAGHDAD, IRAQ, MARCH 2:  Former Iranian President Akbar Hashemi Rafsanjani is seen durinig a press conference with  Iraqi President Jalal Talabani on March 2, 2009 at the Presidential Palace in Baghdad, Iraq. Former Iranian president and influential cleric Rafsanjani's first official visit to Iraq to strengthen ties between the two Shiite-majority countries comes on the heels of a visit by Talabani to Iran.  (Photo by Wathiq Khuzaie/Getty Images)

چهار سال پیش به زور چشم هایم را باز نگه داشته بودم تا مراسم گلدن گلوب را ببینم و ببینم آیا «اصغر فرهادی» با فیلم «جدایی نادر از سیمین» می تواند جایزه را ببرد یا نه. امسال هم داشتم فکر می کردم چطور تا ساعت سه صبح بیدار بمانم و باز ببینم آیا «اصغر فرهادی» با فیلم «فروشنده»اش برنده است یا نه، که خبر فوت «اکبر هاشمی رفسنجانی» خواب را از چشم هایم به کلی دور کرد.

«هاشمی رفسنجانی» یکی از پرنفوذترین و تعیین کننده ترین سیاستمداران ایرانی بود. او در تمام لحظات و مقاطع تصمیم گیری های نظام حضور داشته، نظر داده و تاثیر گذاشته است. و وقتی کسی این همه وقت در سیاست باشد حتماً مخالفان و موافقان زیادی خواهد داشت. از آنهایی که خاطرات اعدام های دهه ی شصت و تاثیر هاشمی در آن را یادآوری می کنند، آنهایی که قتل های زنجیره ای و… را فراموش نکرده اند، آنهایی که به تنها چیزی که فکر می کنند دارایی های او و خانواده اش است تا آنهایی که عملکرد هاشمی در دوران اصلاحات را مرور می کنند و خاطره ی آن نمازجمعه ی سال 88 را دارند، وقتی که همه حین سخنرانی اش شعار می دادند «زندانی سیاسی، آزاد باید گردد» و او با لحن همراه با خنده ای گفت «اجازه بدهید حرفم را تمام کنم، من هم دارم همین را می گویم» و پس از آن برای همیشه تریبون نماز جمعه از او گرفته شد.

وقتی آدمی اینهمه در طول و عرض نظام حضور داشته باشد، مردم انتظار ندارند که با یک زیرنویس تلویزیون، یکهو خبردار شوند که توی بیمارستان است و چند ساعت بعد هم خبر فوتش را بگیرند. همین است که باور نمی کنند و هی فکر می کنند ایرانِ بدون اکبر چطوری می شود؟ «خامنه ای» بدون اکبر چکار می کند؟ «روحانی» و کلا اصلاح طلبان بدون اکبر چطور رأی می آورند؟ سپاه با برداشته شدن قدرتی که شاید می توانست در قسمت هایی کنترلش کند، چه بلای بیشتری سر مردم می آورد؟ و هزار تا سؤال دیگر که کم کم فراموش خواهد شد.

«اصغر فرهادی» دور میزی نشسته که سایر رقیبانش هم کنارش حضور دارند. منتظر و شاید نگران است. مجری برای بهترین فیلم خارجی زبان، نام فیلم «Elle» و کارگردان آن «پائول ورهوون» از فرانسه را می گوید. این بار نوبت اصغر نیست که بلند شود و با غرور برود بالا و امیدهایش برای جایزه ی اسکار بیشتر شود. اصغر باید بنشیند روی صندلی اش و تنها، رقیبش را تشویق کند که خندان و مصمم از میز دور می شود.

مقاله قبلیمقاله بعدی
فاطمه اختصاری
فاطمه اختصاری متولد 1365، شاعر و نویسنده که تا به حال سه مجموعه ی شعر از او به چاپ رسیده است. او به دلیل فعالیت‌های فرهنگی‌اش در تاریخ هفدهم آذرماه سال ۱۳۹۲ توسط نیروهای امنیتی سپاه پاسداران در منزلش بازداشت شد و پس از ۳۸ روز زندان انفرادی و بازجویی با سپردن وثیقه از زندان آزاد شد. او در تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۳۹۴ با حکم دادگاه انقلاب تهران به یازده سال و نیم حبس و همچنین ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد و قبل از اجرایی شدن حکم ایران را ترک کرد.

پاسخی بگذارید