• شماره جدید
weekly-issue

بازی رسانه ای آمریکایی ها در کمپین های انتخاباتی

نوشته: ایلی فواز

کسی اصلا انتظار نداشت آمریکایی ها دونالد ترامپ را به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا انتخاب کنند. همه نظر سنجی ها و حتی امید و آرزوها به شدت با هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات بود.

همه جهانیان و حتی خود آمریکایی ها می خواستند بفهمند که در این روز نفسگیر در آمریکا دقیقا چه اتفاقی افتاد. بعد از آن، عده بسیاری تلاش کردند تا به یک سوال مهم پاسخ دهند که رئیس جمهور شدن ترامپ در حوزه داخلی و نیز در رابطه با نقش ایالت متحده در سطح جهانی به چه معناست؛ نقشی که پرزیدنت اوباما آن را به شدت تضعیف کرد. گفتنی است که رئیس جمهور منتخب هیچ تجربه ای در زمینه حکومتداری ندارد. او بر عکس روسای جمهور پیشین مسئولیت های سیاسی یا مدیریتی بر عهده نداشته و در ارتش آمریکا نیز خدمت نکرده است. کارشناسان پرسش هایی در راستای تفسیر و تحلیل پیروزی ترامپ از مردم مطرح کردند که بیشتر پاسخ ها در مجموع قانع کننده است.

به باور عده ای پیروزی ترامپ را می توان انقلابی بر “استبلیشمنت” سیاسی که توسط کلینتون نمایندگی می شود قلمداد کرد. به عبارتی دیگر، انتخاب ترامپ در واقع نوعی اعتراض به سیاست های اقتصادی و اجتماعی اوباما از جمله “اوباما کر” در داخل آمریکا بود. برخی این نظام بهداشتی را پرهزینه و غیر موثر می دانند. ترامپ به آمریکایی ها وعده داد که قانون نظام بهداشتی را لغو و در عوض، راهکارهایی متناسب با بازار آزاد آمریکا ارائه می دهد. انتخاب ترامپ توسط رای دهندگان آمریکایی را می توان نشانه ای مبنی بر مخالفت با خط مشی اوباما دانست. اوباما بارها گفت که انتخاب کلینتون به مثابه ابقای وی در قدرت برای سومین دوره ریاست جمهوری است. از جمله دلایلی که باعث همراهی آمریکایی ها با ترامپ شد موضع گیری او در زمینه تروریسم و اظهارات  مبنی بر جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا بود؛ گرچه او این اظهارات را از روی سایت خود حذف کرد.

البته، اظهارات ترامپ درباره کارسیاه در دوران تبلیغات ریاست جمهوری توجه برانگیز بود. او به مشکلات ناشی از مهاجرت غیرقانونی اشاره کرد که مورد توجه افراد آمریکایی کم درآمد قرار گرفتند؛ یعنی همان هایی که حس می کنند اوضاع مالی شان به خاطر وجود مهاجران خراب شده است.  مهاجرانی که بیشتر کارها را در اختیار خود گرفته اند.

همچنین، نباید یک نکته مهم در این زمینه را نادیده گرفت. آمریکایی ها فکر می کنند اقتدار و گیرایی کشورشان بر اثر سیاست های خارجی پرزیدنت اوباما کاهش قابل ملاحظه ای یافته است. هیلاری کلینتون هم در برهه ای همین سیاست ها را در پیش گرفت؛ رویکرد ضعیف و سردرگم، چه در رابطه با پرونده هسته ای ایران و چه در خصوص روسیه در اوکراین یا در سوریه. امروزه، کار به جایی کشیده که کلیدهای راه حل به دست پوتین افتاده و او متناسب با منافع و ائتلاف های خود آنها را به کار می گیرد.

از این دلایل که بگذریم جزئیات مربوط به تبلیغات انتخاباتی می ماند، از جمله، توجه به برخی از ایالت ها و بی اعتنایی به برخی دیگر و ویژگی های فردی نامزد دموکرات که به مذاق خیلی از آمریکایی ها خوش نمی آید، چرا که فکر می کنند او دوست داشتنی نیست و خیلی سرد و بی روح است.

اما، نقش منفی رسانه های آمریکا در تبلیغات ریاست جمهوری و پوشش رسانه ای جانبدارانه از نامزد دموکرات مساله تعیین کننده در پیروزی ترامپ است. بسیاری از تحلیلگران معتقد به فروپاشی مطبوعات آمریکا هستند، چه آنها با فاصله گرفتن از خط مشی واقع گرایانه به انتشار نظر سنجی هایی روی آوردند که بی تردید، کلینتون را برنده انتخابات دانسته و تاکید می کردند که نامزد جمهوریخواهان هیچ فرصتی برای پیروزی ندارد. رسانه های آمریکا، همچنین، تمرکز خود را به سرک کشیدن به زندگی خصوصی یا کسب و کار ترامپ، رئیس جمهور منتخب معطوف کردند. کما اینکه، اظهارت آشکار و “وقیحانه” وی که مثلا به قول برخی در زمینه مهاجرت غیرقانونی مطرح شد مورد هجوم رسانه ای قرار گرفت. این در حالیست که رسانه های آمریکا از برنامه های اقتصادی یا به طور خاص سیاسی ترامپ غافل ماندند. آنچه که مردم آمریکا در دیدارهای انتخاباتی از ترامپ می شنیدند هیچ ارتباطی با گزارش های مطبوعات یا رسانه ها نداشت. تمرکز رسانه ها روی زندگی خصوصی ترامپ و گفته های وی درباره مثلا زنان بود که به نتیجه مطلوب هم نرسیدند. حالا، در مقابل، وضعیت خانوادگی رقیب وی یعنی هیلاری کلینتون چندان ایده آل نبود.

هنگامی که نامزد جمهوری خواه مورد هجوم رسانه ای قرار می گرفت رسوایی های بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق و همسر هیلاری هم به شکل خودجوش پدیدار می شدند و هیلاری هم گرفتار می شد. زمانی که رسانه ها در مورد برخی اظهارات ترامپ درباره رفتار با زنان می نوشتند نام مونیکا لوینسکی پدیدار می شد.

خیلی ها در مورد تاثیر شبکه های اجتماعی به ویژه “فیس بوک” بر رای دهندگان آمریکا صحبت کردند. مطبوعات جهانی درباره میزان تاثیر اخبار منتشر شده در این شبکه ها به منظور تشویق مردم به رای دادن به نفع فلان نامزد یا فلان نامزد گفتند. آخر سر هم معلوم شد که نامزد ریاست جمهوری دونالد ترامپ خیلی بیشتر از نامزد دموکرات هیلاری کلینتون از شبکه های اجتماعی به ویژه “فیس بوک” استفاده کرده است.

برد پارسکیل مدیر امور دیجیتال ترامپ می گوید “توییتر” و “فیس بوک” تاثیر گذارترین عامل در رسیدن ترامپ به کاخ سفید بودند. بدون شک، هر کسی که در کمپین انتخاباتی نامزد جمهوریخواهان فعالیت کرده در این پیروزی سهیم است اما نقش شبکه های اجتماعی در کمپین انتخاباتی ترامپ بسیار پررنگ بود. چگونه این شبکه ها بر تصمیم گیری و انتخاب رای دهندگان تاثیر گذاشته است. پاسخ به این سوال هنوز روشن نشده است. اما آنچه روشن است این است که “فیس بوک” مهم ترین عامل در جذب کمک های مالی 250 میلیون دلاری بوده است. همچنین، آنچه روشن است این است که کمپین انتخاباتی کلینون بیش از 200 میلیون دلار در ماه های اخیر تبلیغات انتخاباتی خرج تبلیغات تلویزیونی کرده اما کمپین انتخاباتی ترامپ تنها نیمی از این مبلغ را صرف تبلیغات بازرگانی نموده و تمرکز خود را بیشتر به شبکه های اجتماعی معطوف کرد. کارشناسان کمپین ترامپ بر این باورند که ارتباط با رای دهندگان باید مستقیم و برای هر کدام از آنها به شکل متفاوت از دیگری طراحی شود. ارتباط باید بر اساس اطلاعات ویژه مثل ویژگی های فردی و نظرات رای دهندگان برقرار شود.

 

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی

مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید