• شماره جدید
روابط بین الملل, سیاست

شوک آمریکایی های مکزیکی در نتیجه پیروزی ترامپ

دموکراسی جان سالم به در خواهد برد...اما به چه قیمتی؟

-واشنگتن: عمر جی انکارناسیون-همه آمریکایی های لاتین تبار – از ریو گرانده گرفته تا تیرا دل فونگو- با رسیدن دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا شوک زده شدند. البته، شوک مردم مکزیک به طور خاص بزرگ تر بود. مردم این کشور در تمام گروه ها و احزاب در ماه های پیش از انتخابات از احتمال انتخاب ترامپ خشمگین بودند.

حالا، بیشترین تعداد مهاجران مکزیکی تبار در آمریکا در تاریخ به شهروندان آمریکایی تبدیل شدند تا تنها علیه ترامپ رای بدهند. صدها هزار نفر در بزرگ ترین میدان مکزیکوسیتی موسوم به “پاسیودلارفرما” تجمع کرده تا شکست ترامپ را جشن بگیرند، اما با اعلام نتایج غافگیرکننده انتخابات، شادی بی حدشان به سرخوردگی و ناامیدی بدل گردید.

اینکه مکزیکی ها این همه احساسات از خود نشان دهند حتی برای کسانی که خیلی کمتر کمپین های انتخاباتی آمریکا را دنبال می کردند چندان عجیب نیست. هیچ کشوری به اندازه مکزیک در جریان تبلیغات ریاست جمهوری محل توجه و اهتمام نبود. تبلیغات انتخاباتی ترامپ در حالی کلید خورد که او مهاجران غیرقانونی مکزیکی تبار را “تجاوزگر” خوانده و گفت “آنها با خودشان مواد می آورند، جرم و جنایت می آورند.”

کادیلو در واشنگتن

ترامپ بارها در جریان تبلیغات انتخاباتی قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی را از عوامل از بین رفتن صنایع داخلی آمریکا و تضعیف بازار کار به سود مکزیک عنوان کرد و (گفت که این توافق را لغو می کند). ترامپ، همچنین از کشیدن دیوار میان دو کشور سخن به میان آورد و گفت هزینه احداث چنین دیواری را دولت مکزیک پرداخت خواهد کرد. ترامپ در ماه اوت گذشته در سفر به مکزیکوسیتی با پینا یه تو رئیس جمهور مکزیک دیدار کرد. او با این سفر می خواست به آمریکایی ها نشان دهد که می تواند مانند یک رئیس جمهور رفتار کند. رئیس جمهور مکزیک به خاطر دیدار ترامپ مورد انتقادهای فراوانی قرار گرفت. مکزیک در واقع تنها سفر خارجی مهم ترامپ در جریان تبلیغات ریاست جمهوری بود.

با این حال، یک چیز متفاوتی در نحوه رفتار آمریکایی های لاتین تبار از جمله لاتین تبارهای مقیم آمریکا پس از اعلام پیروزی ترامپ مشهود بود که از خشم آنان نسبت به وحشت ترامپ از خارجی ها فراتر می رفت. واکنش آنها در این زمینه با واکنش مثلا اروپایی ها متفاوت بود. هنگامی که برای مجله “فارن افرز” در ماه مه قلم می زدم بسیاری از “گرایش های ترامپ” مایه نگرانی لاتین تبارها بود. همین “گرایش ها” ریشه بیم و نگرانی شدید آنها از دولت ترامپ بود. ترامپ برای خیلی ها در منطقه چیزی شبیه “کادیلو” یا فرمانروای نظامی در کشورهای آمریکای لاتین بود. کادیلو چهره اصلی سیاستگذاری در این مناطق است.

عوام فریبی و خودشیفتگی فرمانروا یا چهره اصلی پدیده کادیلو یکی از ویژگی های این دوره تلقی می شود؛ دوره ای که در اصل آن را می توان به فضای هرج و مرج حاکم بر آمریکای لاتین در اواخر حکومت استعماری در نیمه های قرن نوزدهم ارجاع داد. فرمانروا با تکیه بر حاکمیت خودکامه وعده رفع کلیه اشکال رنج و محنت می داد. امروز هم همانند قرن نوزدهم شاهد به قدرت رسیدن یک چهره کاریزماتیک و نه ایدئولوژیک هستیم.

در مقاله پیشین به این نکته اشاره کردم که به قدرت رسیدن مردی شبیه کادیلو در واشنگتن نشانه ای مبنی بر افزایش تاثیر آمریکای لاتین در سیاست آمریکا تلقی می شود. این پدیده از زمان پایان تبلیغات انتخاباتی نمایان تر شده است، به طوری که ترامپ در “همایش سراسری آمریکا” نشان داد که یک چهره خودشیفته و اقتدارگرا است. او در اظهاراتی متکبرانه گفت “کسی به جز من نمی تواند کارها را درست کند”. این گفته ها گویای چهره کادیلویی پنهان در ترامپ است.

بدنام کردن رقبای سیاسی

حالا، بر خلاف این روند، تبلیغات انتخاباتی آمریکا از جنبه های زشت و قبیح و نگران کننده بیشتر از آنچه در مورد آمریکای لاتین عنوان شد پرده برداشت. بدنام کردن دشمنان سیاسی، توسل به خشونت علیه آنان، وعده انتقام جویی بعد از پایان رای گیری، وقاحت و خشونت در تجمع های سیاسی، از هم پاشیدن روابط خانوادگی و دوستی بر اثر اختلاف نظرات سیاسی از جمله این جنبه های نکوهیده است. کار در آمریکا به جایی رسید که دیگر بیان گرایش های سیاسی به دلیل ترس از انتقام مایه نگرانی مردم شد. در آن روزهای پرتب و تاب، نابرابری اجتماعی و اقتصادی به عنوان یکی از خصائص اصلی در کشورهای آمریکای لاتین روند رو به رشد داشته است. این دو ویژگی در آمریکا هم رشد پرشتابی داشته است. یکی از پیامدهای بروز نابرابری ها این است که شمار افرادی که حس می کنند که تک و تنها و به حال خود رها شده اند افزایش یافته و در نتیجه، افراد بیشتری در معرض اغوای گری قدرت کادیلو قرار می گیرند.

در اینجا، از دست ما کار دیگری به جز گمانه زنی در مورد سرنوشت آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ ساخته نیست. بخش گسترده ای از وعده های انتخاباتی ترامپ همچون اخراج 11 میلیون مهاجر غیرقانونی و جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا و برداشتن محدودیت های بازرگانی و صدور قوانینی در رابطه با افترا و بهتان و به محاکمه کشاندن رقبای سیاسی، به سیاست های کادیلوهای پدرسالارانه ای همچون فاکوندو کیروگای آرژانتین و رافائل لئونیداس تروخیوی جمهوری دومینیکن و نیز همتایان معاصر آنها نظیر هوگو چاوز ونزوئلا و جانشین وی نیکلاس مادورو و رافائل کوریا رئیس جمهور اکوادور شباهت دارند.

این مردان قدرتمند ضمن حمایت از شیوه ملی گرایی در اقتصاد به راحتی تمام به رقبای سیاسی و رسانه های مخالف خود حمله می کردند (کار به بازداشت رقبای سیاسی و تعطیلی روزنامه ها می رسید). آنها توده مردم را در برابر آنچه از آن به نهادها و افراد دارای گرایش های مخالف یاد می شود بسیج می کردند. این اقدامات با شعار “یاری رسانی به قشر ضعیف تر” صورت می گرفت. آنها آزادی های مدنی و سیاسی را پشت گوش انداخته یا اینکه این آزادی ها را در فضای پرآشوب و نابسامانی رها کردند. هواداران ترامپ به محض اعلام نتایج در جهت رفع نگرانی توده های مردمی کوشیدند و گفتند که نگرانی های چپگرایان در مورد از بین رفتن دموکراسی در آمریکا در دوره ترامپ ادعاهای بسیار اغراق آمیز یا ناشی از سوءتفاهم است. اما در نهایت، وجه تمایز آمریکا پایبندی به قانون اساسی و قانون مداری و جامعه مدنی فعال است. کلیه این عوامل در کنار یکدیگر مانند یک دیوار حائل بر علیه استبدادگرایی عمل می کنند.

در واقع، پروپاگاندای ترامپ (که بخش اعظم آن در تعارض با اصول و سنت های دموکراسی آمریکا قرار دارد) حمایت حدود 60 میلیون آمریکایی در صندوق های رای را به دنبال داشت. این نکته ما را  در خصوص میزان اقتدار نهادهای دموکراتیک در آمریکا به تفکر وامی دارد. به هر حال، پرسشی که با توجه به تجربه کادیلویی کشورهای آمریکای لاتین مطرح می شود این است که آیا دموکراسی آمریکا می تواند از دست ترامپ جان سالم به در ببرد؟ البته که آری. اما مساله اصلی این است که نهادهای دموکراتیک و فرهنگ سیاسی ما در این میان چه بهایی باید پرداخت کنند.

 

*عمر انکارناسیون، استاد مطالعات سیاسی دانشگاه “بارد” و نویسنده مجله “فارن افرز”

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید