• شماره جدید
دیدگاه

آیا ایران مسوولیت قبول می کند؟

در دسامیر سال 2011، دادگاه فدرال ایالت متحده آمریکا ئرده از یک حادثه تاریخی جدیدی برداشت که شواهدی از حمایت ایران از حمله القاعده در یازده سپتامبر را بر ملا می کرد. قاضی جرج دانیالز اعلام کرد که ایران و حزب الله در حمله یازده سپتامبر سال 2011 به حمایت القاعده پرداخته بودند.

در حمله یازده سپتامبر سال 2011 نیویورک صدها خانواده آمریکایی داغدار شدند و شاکیان این پرونده هستند. روزنامه شرق الاوسط مدارکی را منتشر کرده مبنی بر اینکه ایران موظف به پرداخت 10 و نیم میلیارد دلار خسارت به خانواده های آسیب دیده است.

به نظر می رسد نه تنها ایران و حزب الله به تروریست ها کمک کردند تا برای آموزش از ایران به افغانستان بروند، بلکه نیروهای حزب الله به همراه رباینده های هواپیما به لبنان و ایران سفر کردند.

در دادگاه همچنین مطرح شد که اسامه بن لادن، آیمان الزواهری و عماد مغنیه (یکی از فرماندهان حزب الله که در سال 2008 کشته شد) به همراه چند ایرانی جلسه ای در سودان داشتند که این جلسه در حمایت توروریسم بود. قاضی این دادگاه همچنین درخواست ئرداخت غرامت از سوی عربستان سعودی را رد کرد، چرا که به گفته وی هیچ سند و مدرکی مبنی بر حمایت پادشاهی سعودی از تروریست ها وجود ندارد.

در این پرونده قضایی علسه ایران جزییات نقش ایران در حمایت سازمان های تروریستی از جمله القاعده آمده است. برای مثال، ایران و حزب الله در آموزش نیروهای القاعده برای انفجار ساختمان های بزرگ نقش داشتند. نتیجه این آموزش ها بمب گذاری برج های خبر در عربستان سعودی در سال 1996، انفجار سفارت ایالات متحده آمریکا در کنیا و تانزانیا در سال 1998 و انفجار ناوشکن آمریکایی یو اس اس کول در سال 2000 بود.

آمریکا ارتباط ایران با تروریسم را نادیده می گیرد

ارتباط ایران با گروه های تروریستی چیز تازه ای نیست و آمریکا همیشه این رابطه را رصد و برجسته کرده است. پس چرا این مساله در مذاکراتی که دولت های غرب با ایران داشتند، مطرح نشد؟ و چرا رسانه های آمریکایی و تحلیل گران ارتباط ایران با القاعده را در صدر اخبار قرار ندادند در حالی که مذاکرات هسته ای ایران را در تمام رسانه های می شد دید؟

جواب این سوال ها فرضیه هایی است که آمریکا برای امضا توافق به ایران به آن رسید. یکی از این فرضیه ها این بود که اسلام ایران «میانه رو» است و می تواند این به مبارزه با تروریسم در منطقه کمک کند. همین فرضیه سبب شد تا آمریکا در سپتامبر سال 2015 همکاری نظامی با ایران در عراق انجام دهد.

مشکل این فرضیه ها این است که ایران همیشه با مهارت های لازم استفاده می کند تا از گروه های افراط گرا برای پیشبرد اهدافش کمک بگیرد. این همیشه بوده و خواهد بود.

در فوریه سال 2012 خزانه داری آمریکایی مدارکی مبنی بر حمایت ایران از تروریسم منتشر کرد.

در سال 2013، مقامات آمریکایی اعلام کردند که سلیمان ابو غیث (داماد اسامه بن لادن) که در ترکیه دستگیر شد، بیش از یک دهه در ایران در زندان بوده است.

و بعد از آن در سال 2015، وزارت دفاع آمریکا پنتاگون که محسن الفضلی کسی که برای یک دهه همه به دنبالش بودند، در حملات هوایی سوریه کشته شده است. قبل از اینکه این عضو القاعده کشته شود، رهبری گروه القاعده در ایران را بر عهده داشت. بر اساس گزارش منتشر شده «الفضلی فعالیت خود با القاعده را از ایرا در سال 2009 شروع کرد و بعد از مدتی توسط ایرانی ها دستگیر شد»، اما وی «در سال 2011 آزاد شد و رهبری القاعده در ایران را برعهده گرفت».

به نظر می رسد یک توافقی بین ایران و القاعده برای فعالیت الفضلی انجام شده بود و در این توافق القاعده موظف به دادن گزارش به دولت ایران شده بود. بر اساس این توافق «القاعده موظف شده بود تا هر عملیاتی را که درون خاک ایران انجام می دهد به مقامات ایران گزارش دهد و در عوض ایران به اعضای شبکه القاعده اجازه سفر آزادانه به همراه خانواده هایشان را می دهد».

تمام موارد بالا گواهی از همکاری ایران و القاعده هستند و القعده همچنین از داشتن مکانی امن در ایران لذت می برد اگر چه مقرر به رعایت شرایطی بود. ما اطلاعاتی زیادی درباره ارتباط ایران با القاعده بعد از سال 2015 نداریم، ایا این به معنا است که ارتباط آن ها گسسته شده است.

این در حالی است که ایران همچنان از پرداخا غرامت به خانواده های قربانی یازده سپتامبر خودداری می کند. ایران و آمریکا توافق نامه ای را امضا کرده اند که نه تنها باعث رضد اقتصادی ایران می شود، بلکه به ایران کارت سبز برای فعالیت هایش در منطقه از جمله یمن، سوریه و لبنان می دهد .

توافق هسته ای ایران را قوی تر و خطرناک تر می کند

هم اکنون توافق با ایران به امضا رسیده است و به ایران اجازه می دهد که کارهای وحشتناک در سوریه و دیگر مناطق منطقه به وسیله حزب الله و حوثی ها انجام دهد.

در اوایل امسال باراک اوباما اعلام کرده بود که توافق با ایران به این معنا است که خطر کشورهای خطرناک را کاهش دهد. اما بگذارید به این مساله نگاه کنیم و ببینیم آیا واقعا خطر ایران رد منطقه کاهش یافته است. بعد از توافق هسته ای ایران قدرت خود را در لبنان و عراق تقویت کرد و همچنان به محاصره شهرهای سوریه که مردم آن از گرسنگی هلاک می شوند، ادامه می دهد. با یک چراغ سبز کاملا واضح از سوی سازمان ملل متحد، روسیه و غرب، ایران نیروهای خارجی از لبنان، عراق و افغانستان را برای تقویت قدرتش به سوریه می فرستند.

اما به نظر می رسد این خارجی ها که همان کارهای تروریست ها را انجام می دهد، مشکلی برای آمریکا محسوب نمی شوند. از سوی دیگر تندروهای ایران نیز قدرت بیشتری در داخل ایران پیدا کرده اند و در تلاش هستند قدرتشان را در ایران و در منطقه افزایش دهند.

ایران کم خطر نشده است. برخلاف آن، نیروهای نظامی اش در منطقه بیشتر شده است. آیا توافق نامه هسته ای ناپدید شده؟ مسلما نه. فقط متوقف شده است. در هیچ شرایطی توافق هسته ای هدف ایران نبود، بلکه هدف آن گرفتن کنترل منطقه در دست بود. ایا ایران به هدفش رسیده است؟

اما سوال اینجا است، آیا ایران بلاخره مسوولیت هایش را در قبال همکاری با تروریسم قبول می کند؟ چه زمان ایران نتیجه همکاری هایش با تروریسم و جنایت هایش در منطقه را می بیند؟ اگر به ایران آزادی بیشتر داده شود، مسلما تندروهای ایران ضعیف تر نمی شوند. اگر آنها منطقه را به دست آوردند همه چیز را به دست آورده اند و این به این معنی است که ایران کم خطرتر نشده است.

مقاله قبلیمقاله بعدی
حنین غدار
حنین غدار، مدیر مسوول رسانه «نو»و عضو غیر دایم شورای آتلانتیک است

پاسخی بگذارید