• شماره جدید
گفتگو

گفتگو با شاهین دادخواه مشاور سابق شورای عالی امنیت ملی ایران

شاهین دادخواه

شاهین دادخواه، متولد ۱۳۵۰، مشاور سابق در شورای عالی امنیت ملی ایران و جزو اعضا مذاکره کننده هسته ای به ریاست حسن روحانی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی است. اوکه سابقه شرکت در مذاکرات ایران امریکا در افغانستان، شرکت در مذاکرات سه جانبه ایران عراق امریکا در سال ۸۸ به سرپرستی کاظم قمی سفیر ایران در عراق، و همکاری با مرکز مطالعات استراتژیک را در کارنامه دارد، در دی ماه سال ۸۹ به اتهام همکاری با دول متخاصم توسط وزارت اطلاعات ایران دستگیر و بعد از گذراندن ۱۴ ماه انفرادی در ۲۰۹ اوین اواخر بهمن ۹۰ به بند ۳۵۰ منتقل شد. وی در نهایت در آذر سال ۹۴ آزاد شد. او تمامی اتهامات وارده بود را طی نامه هایی که از درون زندان نوشته،  تکذیب کرده است.

شاهین دادخواه بعد از آزادی از زندان اوین ایران را ترک می‌کند. “مجله” با وی گفت‌گو کرده است که به شرح زیر است:

آقای دادخواه از دی ۸۹ تا آذر ۹۴ به اتهام جاسوسی در اوین زندانی بودید، جاسوسی برای چه افراد و چه کسانی؟ چرا این اتهام به شما وارد شده است؟ چه مدارک و اسنادی علیه شما به جز انتقاد از دولت احمدی نژاد در بحث هسته‌ای وجود داشت؟

پيشتر در اين باره،  بارها تاكيد كرده ام كه  اتهامات وارده به من و همكارانم  در شوراي عالي امنيت ملي و دبيرخانه مركز تحقيقات استراتژيك ، سياسي بوده و هيچ مدركي  بر عليه من و همكارانم از طرف وزارت اطلاعات وقت، در دوره وزارت حيدر مصلحي، (ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) و اطلاعات سپاه به دادگاه ارائه نشد و تنها بر پايه چند تحليل از كارشناسهاي اين نهاد كه وابسته به نهادي امنيتي و سياسي خاص بوده و از يك مقطع زماني مشخص  به معاونت ضد اطلاعات  وزارت اطلاعات  آنهم از سوي نهادي ديگر تحميل شده بودند، پرونده من و همكارانم شكل گرفت.

اين افراد در خصوص پرونده من و همكارانم چند هدف را دنبال ميكردند، كه از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد:

١- توجيه كردن سياستهاي دولت احمدي نژاد و سعيد جليلي دبير وقت شورايعالي امنيت ملي (ایران) ، چرا كه ما در مركز تحقيقات استراتژيك با نوشتن گزارشهاي راهبردي به مديران ارشد بلند پايه ، ضمن اشاره به اشتباهات سياستهاي در پيش گرفته آنها، ضرهاي سنگين ناشي از اين عملكردها را بر ميشمرديم و گوشزد ميكرديم.

٢- آنها همچنين تلاش داشتند تا با پرونده سازي عليه ما و ديگر همكاران حسن روحاني از ورود يك  رقيب قدرتمند و توانا در انتخابات آتي جلوگيري كنند. همانطور كه اطلاع داريد روحاني تنها با تفاوت يك راي صلاحيتش از سوي شوراي نگهبان تائيد شد. آنهم به صرف حضور آقاي رفسنجاني (هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران) در عرصه انتخابات بود، كه شوراي نگهبان نتواست هر دو كانديدا را رد صلاحيت كند. دليل شوراي نگهبان براي رد صلاحيت ابتدايي خود حسن روحاني، پرونده ما بود، كه با  ورود هاشمي رفسنجاني به انتخابات ٩٢ و ثبت نام ايشان بازي تندروها بهم خورده و و نتوانستند شخص روحاني را رد صلاحيت كنند.

-شما در صحبت‌هاتون قبلا اشاره کردید که محاکمه شما نمایشی بوده، چرا فکر می کنید این محاکمه نمایشی بوده؟ آیا اجازه دفاع داشتید؟ آیا اجازه و حق دسترسی به وکیل مورد نظرتان را داشتید یا وکیل به شما تحمیل شده بود؟

شخصي كه بعنوان قاضي در دادگاه ما را محاكمه ميكرد، اشراف كامل به پرونده ما نداشت و همانطور كه بالا اشاره كردم هيچ مدركي دال بر خروج اطلاعات محرمانه توسط ما از كشور و ارائه آنها به بيگانگان وجود نداشت. خود قاضي صلواتي نيز صراحتا در دادگاه گفت : ” اين حكم تنها به خاطر مخالفتهاي شما با  سياستهاي سعيد جليلي است، رابطه ات  را با ايشان درست كن! “

بطور معمول در اين نوع دادگاهها وكيل هيچ تاثيري بر روند محاكمه ندارد و عملنا  وكيل را از دخالت در پرونده منع ميكنند. قاضي پرونده نيز مجبور است در چهارچوب  آنچه كه توسط كارشناسان امنيتي پرونده نوشته ميشود، تصميم گيري كند و اختياري در خصوص پرونده ندارد، بويژه در باره پرونده ما كه قاضي بسيار دست بسته تر بود.

شما توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدید، اما مورد بازجویی توسط اطلاعات سپاه قرار گرفتید؟ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه چقدر با هم هماهنگ هستند؟ چرا سازمان اطلاعات سپاه بسیار فعال تر و قدرتمندتر از وزارت اطلاعات ایران عمل می کند؟

از سال ١٣٨٤ سپاه باسداران همراه با برخي از گروه‌هاي راديكال وابسته به بيت رهبري پروژه‌اي را در با هدف تضعيف وزارت اطلاعات شروع کردند تا بتوانند يك نهاد اطلاعات موازي اما قوي را مثل اطلاعات سپاه را تقويت كنند، كه تا اندازه اي هم در دست يابي به اين هدف موفق شدند و توانستند وزارت اطلاعات را از حيطه تخصصي خود خارج و آن را تبديل به يك نهاد سياسي كنند كه در دوره دولت احمدي نژاد وزارت اطلاعات از سوي اين گروههاي تندرو تبديل به يك نهاد باجگيري از رقباي سياسي خود شده بود.

ترورهايي مكرري كه آن سالها در داخل كشور شاهدش بوديم ماحصل همين اقدامات بود. در آن زمان متاسفانه وزارت اطلاعات تبديل به حياط خلوت اطلاعات سپاه شده بود و حتي برخي از مديران ارشد اين وزارت از طرف سپاه تعيين ميشدند.

هدف اصلي كه آنها دنبال ميكردند اين بود كه با نصف كردن وزارت اطلاعات ، بسياري از وظايف اين وزارت خانه را از او گرفته و به اطلاعات سپاه بسپارند كه تا حدود بسيار زيادي به این اهداف دست پیدا کردند. هرچند اين اتفاق بر خلاف قانون و مصوبات مجلس در مورد وزارت اطلاعات بود.

بازجویی‌ها چطور بود؟ چه نوع اعتراف‌هایی از شما می خواستند؟ آیا مجبور به اعتراف شدید؟

اكثر بازجويي هايي وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در يك چهارچوب مشخص و با يك هدف انجام ميشد، چرا كه كارشناسان وزارت اطلاعات كه پرونده ام دست آنها بود، پيشتر از طرف سپاه پاسداران به وزارت تحميل شده بودند و هر دو يك هدف را دنبال ميكردند. يكي نقش پليس بد و ديگري نقش پليس خوب را بازي ميكرد و در كل هدفشان اعتراف گيري درباره مسائل هسته اي بود تا بتوانند از اين اعترافات استفاده سياسي بكنند در چارچوب همان توضيحاتي كه بالاتر ذكر كردم .

اتهام جاسوسی یکی از اتهامات سنگین اما رایج در ایران است که علیه خبرنگاران، فعالان سیاسی و … وارد می شود. تا چه حد اتهامات جاسوسی که به فعالان سیاسی و خبرنگاران وارد می شوند، صحت دارند؟ این اتهامات به افراد دو شهروندی مانند جیسون رضاییان و امیر حکمت و …. بیشتر دیده می شود؟ با وارد کردن اتهامات جاسوسی جمهوری اسلامی به دنبال چیست؟

بعد از جريان ٨٨ وزارت اطلاعات با هدف توجيه عملكرد ضعيف خود – كه ناشي از پروژه سپاه به جهت نصف كردن آن وزارت و تقويت يك نهاد اطلاعات موازي در مقابل آن وزارت خانه بود، پروژه جاسوس سازي را رقم زد.

در آن زمان افراد بسياري توسط وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسي بازداشت شدند كه هيچ دسترسي به اطلاعات طبقه بندي شده و محرمانه نداشتند و بزرگنمايي بازداشت اين افراد صرفا به جهت سرپوش گذاشتن و توجيه ضعف وزارت اطلاعات در افكار عمومي بود.

از سوس ديگر بازداشت جيسون رضاييان و امير حكمتي متفاوت بود و نمي توان اين دو را در يك هسته ارزيابي كرد.

در كل هدف اصلي جمهوري اسلامي ايجاد فضايي امنيتي در داخل براي توجيه سياستهاي راديكال و خصمانه  آن دسته از گروههاي تندرو صاحب قدرت در نظام است .

شما اشاره کردید که توافق با غرب در دولت خاتمی را به عنوان جاسوسی و اتهام شما وارد کردند. فکر می کنید تیم هسته‌ای دولت حسن روحانی در آینده با تغییر دولت دچار مشکلاتی که تیم هسته ای آقای خاتمی شد، بشود؟

خيلي از نهادها و گروههاي سياسي راديكال و تندرو در ايران منافع سياسي و اقتصاديشان در گرو بودن تحريم ها بود. كه با برداشته شدن تحريم ها جدا منافع آنها به خطر افتاد و از بين رفت.

متاسفانه در داخل كشور صاحب منصب و قدرت بسياري هستند و ميتوانند براي دولت در هر عرصه اي مشكلاتي را ايجاد كنند، و مطمئنا اگر نيازي به پولهاي بلوكه شده نداشتند و موافقت شخص رهبري نبود اين گروهها با نفوذي كه در ساختار قدرت دارند ميتوانستند به تيم هسته اي دولت حسن روحاني اتهامات جدي وا وارد كنند. چه بسا وارد هم كرده اند . كه در ايران هيچ كس بغير از شخص رهبري و اطرافيان وي مصونيت ندارد.

شما مذاکراتی با مقام های آمریکایی و اسراییلی داشتید. به گفته شما این مذاکرات با تایید مقام های ایرانی بوده، آیا به عنوان هیات ایرانی در این مذاکرات شرکت می کردید؟ هدف از این مذاکرات برای جمهوری اسلامی چی بود؟

از اول انقلاب اين نوع مذاكرات در سطوح مختلف با برخي از كشورها بوده و همه اين مذاكرات با اطلاع و تاكيد سران نظام صورت گرفته است. چرا هركشور در چارچوب منافع ملي و امنيتي خود مذاكرات محرمانه با كشورهاي نظام بين الملل دارد، و مذاكرات ما هم با آمريكا و اسرائيل در همين چارچوب و با تاكيد سران نظام بوده است.

چرا تصمیم گرفتید از ایران خارج شوید؟ در حالی که شرایط می توانست برای شما در دولت روحانی بهتر از قبل (دولت احمدی‌نژاد) باشد؟

بعد از آزادي در سال٩٤ ، نه تنها قصد خارج شدن از كشور را نداشتم كه حتي با همفكري و كمك برخي از همكارانم قصد داشتيم يك مركز پژوهشي و تحقيقاتي خصوصي را در زمينه سياست خارجي فعال كنيم. كارهاي ابتداييش را هم انجام داديم و هزينه هاي مالي زيادي نيز متقبل شديم. كه متوجه شدم از طرف اطلاعات سپاه دو پرونده ديگر در دادسراي اوين عليه من تشكيل و حكم جلبم صادر شده است. در اين شرايط ناچارا مجبور به ترك ايران شدم.

آیا فکر می کنید از حمایت اصلاح طلب‌های داخل ایران برخوردار هستید؟

اصلاح طلب ها چند طيف هستند، ما اصلاح طلب هاي باشرف و وطن پرستي داريم كه دغدغه إنها آزادي، دموكراسي و منافع ملي ايران است. كه با إنها همفكر هستيم. ولي برخي افرادي هم هستند كه ادعاي اصلاح طلبي را بازي ميكنند و صرفا به خاطر اينكه صندلي را از زير پاي آنها كشيده اند، نقاب اصلاح طلبي را به چهره زده اند كه من مخالف اين دسته از شومن‌هاي اصلاح طلب هستم .

١٠-بعد از خروج از ایران، شما پناهنده شدید؟ روند پناهندگی چطور بود؟

من نه  قصد پناهندگي  و نه قصد دارم  براي هميشه در خارج از كشور زندگي كنم . اما  شرايطي  را  برايم پيش آوردند كه مجبور شدم  متاسفانه علي رغم ميل باطني ام ايران را ترك كنم.

و در  حال حاضر با توجه به تحصيلات و  حيطه تخصصم با تعدادي از مراكز تحقيقاتي فعال در عرصه سياست خارجي  در منطقه همكاري دارم. و هر زمان كه احساس كنم ميتوانم دوباره به سرزمينم و مردم سرزمينم  خدمت كنم  و شرايط براي اين خدمت مهياست، قطعا به  ايران باز ميگردم.

برخورد حکومت های دیگر کشورها با شما چگونه بود؟

تا به حال برخوردي با كشورهاي اروپايي نداشتم  كه بتوانم برخورد آنها را با خودم بسنجم. و تنها ارتباطم  با كشورهاي اروپايي همين مراكز تحقيقاتي و مطالعاتي  و اعلام آمادگي  از سوي آنها جهت همكاري ست.

و بعد از پروژه مطالعاتي كه در حاضر در حوزه سياست خارجي  و روابط ايران و تركيه – كه در كشور تركيه دنبال ميكنم ،  همكاري ام را با مراكز تحقيقاتي اروپايي شروع خواهم كرد.

شما به فیلم و کتاب هم علاقه دارید؟ آخرین فیلمی که دیدید كي و چی بود؟ آخرین کتاب چی؟

بله ، به تماشاي فيلم و مطالعه كتاب بسيار علاقه دارم، متاسفانه به دليل مشغله كاري هنوز نتوانسته ام پس از آزادي فيلمي را در سينما تماشاكنم و اكثرا اخبار كشورهاي مختلف را پيگيري ميكنم. آخرين فيلمي هم كه ديدم ، آنهم به دليل حاشيه ها و اعتراضات بسياري كه از سوي ايرانيها بدان شد، فيلم ٣٠٠ بود، كه فكر ميكنم حدود ١٠ سال از ساخته شدنش ميگذرد.آخرين كتابيهايي هم كه خواندم يكي نوشته دكتر رحمن قهرمانپور بنام “هويت و سياست خارجي در ايران و خاورميانه ” و ” روايت بحران هسته اي ايران ” بقلم دكتر حسين موسويان بود.

البته در اين مدت هم خودم بيكار نبودم و مشغول ويرايش كتابم تحت عنوان ” عمق استراتژيك ايران در منطقه ” هستم و اميدوارم بتوانم مجوز انتشارش را در داخل كشور بگيرم.

و آخرین سوال در مورد دوست دختر سابقتون که اسراییلی بوده؟آیا این درست است؟ یا یک شایعه است و توضیحی در این رابطه.

متاسفانه در ايران وقتي مداركي براي متهم پيدا نميكنند، با كنكاش كردن در زندگي شخصي افراد يك اتهام واهي بر او وارد ميكنند. اين خانم كه شما بدان اشاره ميكنيد و برخي رسانه ها هم بعنوان يك رابطه  دوستانه بدان اشاره و پرسشهايي مطرح كرده اند. بر ميگردد به دوران دانشجويي من در مقطع دكترا كه دوستي خانوادگي با آنها داشتم . ايشان ايتاليايي الاصل و يهودي بودن ، و چون يهودي بودن سيتي زن اسرائيل هم محسوب ميشدند. و در سال١٩۹٨ بعنوان ملكه زيبايي جهان انتخاب شدن

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید