• شماره جدید
دیدگاه

جمال عبد الناصر و عشق به ملت سوریه

میلادی که بهار امت عرب رقم خورد، تجربه سال‌های جنون آمیز رویای یکپارچگی عربی تداعی می شود.

چه کسی ورود جمال عبد الناصر به خاک دمشق و تظاهرات میلیونی مردم و شعارهای زنده باد فرمانده و رهبر را فراموش می‌کند. وی در کنار شکری القوتلی رئیس جمهور سوریه ساعت‌ها و روزها از ساعت ۹ صبح تا غروب به بالکن کاخ الضیافه می‌آمد. مردم یکسره شعار “عبد الناصر.. عبد الناصر.. عبد الناصر” سر می دادند. رهبر هم پاسخ آحاد ملت را با یک سری سخنرانی های حماسی در خصوص بالابردن منزلت دکترین یکپارچگی عربی می‌داد.

هرگز گفته ها و دیدارهای تاریخی بین شکری القوتلی رئیس جمهور سوریه و نویسنده نامدار فرانسوی  را که در کتاب مشهوری درباره بهار عرب در سال 1959 میلادی منتشر شد از یاد نمی برم. این کتاب پس از انتشار اثر مهمی در خصوص عربستان سعودی و ملک بن سعود در سال 1955 میلادی به چاپ رسید. این اندیشمند فرانسوی اثری درباره آن روزها و آن ساعت های فراموش نشدنی از رویای عربی یعنی یکپارچگی که هنوزهم شعار مردم است به رشته تحریر درآورد.

اظهارات القوتلی رئیس جمهور سوریه را از یاد نبرده‌ام. القوتلی در پاسخ به اینکه چقدر احتمال دارد یکپارچگی بین مصر و سوریه در آینده دستخوش اختلاف ناشی از ماهیت دو ملت شود، و اینکه آیا این اختلافات موجب خدشه دار شدن یکپارچگی بین دو کشور خواهد شد یا نه گفت: “کسانی در وقت حاضر همچنان با گزینه یکپارچگی مخالفت می کنند، اما من به این افراد می گویم که یکپارچگی هرگز به معنای از دست دادن حاکمیت نیست و نخواهد بود، بلکه کسب حاکمیت بیشتر است.” القوتلی افزود “از دست سوریه به تنهایی چه کاری ساخته است؟ سوریه هرگز نمی تواند کار زیادی به پیش ببرد، این در حالیست که این کشور به عنوان جمهوری متحد عربی می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد و دستاوردهای فراوانی کسب کند.”

چه کسی می تواند ورود عبد الناصر به دمشق و فریادها و شعارهای حماسی آن روزها که مردم دیوانه وار در حمایت از یکپارچگی سر می دادند را از یاد ببرد. شعارهایی که مثل بمب فضا را تکان می داد. کشورهای عربی دیگری هم از این موضوع استقبال کردند.

امیر کویت راهی دمشق شد تا به عبد الناصر رئیس جمهور مصر و القوتلی رئیس جمهور سوریه تبریک بگوید. با این حال، ورود عبد الناصر به دمشق موجب شادی مسلمانان لبنان هم شد. خبر یکپارچگی مصر و سوریه برخی مسیحیان مارونی را خوشحال کرد و حدود 100 هزار لبنانی برای شرکت در جشن و پایکوبی در سوریه به آنجا سفر کردند. مردم از عراق و اردن راهی سوریه شدند، گویی که وطن عربی خواستار یکپارچگی به منظور برآورده شدن رویای یکپارچه شدن کشورهای عربی است، حتی اگر این یکپارچگی در چند مرحله اجرا شود.

مصر و سوریه بعد از مدتی به دلیل رویدادهای دراماتیکی از یکدیگر جدا شدند. نکته عجیب در این ماجرا، بازداشت کوتاه مدت سپهبد عبد الحکیم عامر فرمانده کل نیروهای مسلح مصر و سوریه بود. من سخنرانی جسورانه جمال عبد الناصر را به یاد می آورم. وی در این اظهارات با لحن اندوهگینی جدایی مصر از سوریه را اعلام کرد. جمال عبد الناصر بعدها به دنبال شکست در برابر اسرائیل در جنگ ژوئن 1967 با همان لحن اندوهگین در سخنانی از مقام خود کناره گیری کرد. مهم ترین رویداد در رابطه با پیشینه و دلایل جدایی مصر و سوریه آنهم پس از جشن ها و پایکوبی هایی که به این مناسبت برگزار شد به اقدامات حزب بعث بازمی گردد.

تاریخ نگاران از این مساله پرده برداشته اند که حزب بعث در ابتدا با ایده یکپارچگی موافق بود تا بدین وسیله بتواند با تکیه بر وزن مصر، حزب کمونیست سوریه را از پای درآورد. بعد از اینکه حزب کمونیست در سوریه در هم شکست حالا نوبت مانور دادن و اتهام زنی حزب بعث به مصر مبنی بر تمایل این کشور برای تسلط و تطبیق گرایش های سوسیالیستی مصری بر اقتصاد سوریه بود؛ اقتصادی که نیازی به اصلاحات سوسیالیستی نداشت.

جدایی مصر از سوریه تاثیر منفی روانی بر جمال عبد الناصر گذاشت. گویی که حکایت جدایی عاشقانه ای بود که برای رئیس جمهور مصر از اهمیت برخوردار است؛ چرا که او روزها و لحظاتی فراموش نشدنی را با احساسات پرشور یکپارچگی تجربه کرده بود.

نکته عجیب اینجاست که عشق و محبت بین دو ملت سوریه و مصر به همان قوت خود پابرجاست. اما کار سیاست همین است؛ سیاست حتی به محبت و دوستی بین ملت ها رحم نمی کند. بیماری سیاست بر کار سیاسی غلبه می کند و گفتمان آن بر پایه منافع و تمایل برای سیطره و تسلط استوار است.

نمونه دیگری را در روابط مصر و عراق می بینیم. نوری سعید نخست وزیر عراق در همان روزی که کانال سوئز توسط جمال عبد الناصر ملی شد، مهمان نخست وزیر بریتانیا در لندن بود. نوری سعید به شکل ناگهانی در این نشست خطاب به آنتونی ایدن گفت “به شما نصیحت می کنم ضربه محکمی به عبد الناصر وارد کنید و من تضمین می کنم که عراق هیچ اقدامی در پیش نخواهد گرفت.” گویی نوری سعید با این سخنان در صدد این بود که از دست رقیب خطرناک خود یعنی عبد الناصر خلاص شود. او در عین حال نمی خواست اقتدار و توانمندی های بریتانیا کاهش یابد؛ بریتانیایی که نوری سعید کلا سرنوشت خود را به آینده آن گره زده بود. چنانکه  نخست وزیر فرانسه در گذشته آینده خود را به پیروزی آلمان پیوند داده بود.

با این حال، خیانت در تاریخ بخشی از بازی چندش آور سیاست است… این بخشی از تاریخ منطقه عربی است که سرنوشت مصر و سوریه و عراق و اردن را تحت تاثیر قرار می دهد و گویای وقایع دوره رهبری تاریخی رئیس جمهوری جمال عبد الناصر از جمله پیروزی ها و شکست های آن دوران است.

 

Regards,

Mansoureh Farahani

Media & Communication Specialist
مقاله قبلیمقاله بعدی
علی سمان
علی سمان، نویسنده‌ای مصری است که پیش از این مشاور رییس جمهور جمال ناصر و مشاور رییس جمهور محمد انور سادات بوده است.

پاسخی بگذارید