• شماره جدید
اجتماع, گزارش ویژه

ناامیدی، فقر، بیکاری یک سر کلاف اپیدمی خودکشی در ایران

این روزها خودکشی و اقدام به آن در جامعه ایران نه تنها موضوعی عجیب و نادر نیست، بلکه تقریباً به یک اتفاق روزمره تبدیل شده است. روزی نیست که خبرهای مربوط به میزان خودکشی و انواع خودکشی‌ها را در رسانه‌های فارسی رسمی و غیررسمی دیده نشود.

برخی از کارشناسان، خبرهای تمام نشدنی افرادی که با مرگ خود‌خواسته به زندگی خود پایان می‌دهند را به “سونامی” و “اپیدمی خودکشی” در ایران تعبیر کرده اند. برپایه آمارهای منتشرشده، از هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت در ایران ۶ نفر در سال به دلیل خودکشی جان خود را از دست می‌دهند.

از آنجا که میل به خودکشی و بالارفتن میزان آن حتی در بین افراد کم‌سن و سال و دانش‌آموزان مدرسه‌ای نیز فراگیر شده، سلامت روان شهروندان جامعه ایرانی به عنوان یکی از مهمترین شاخص‌های بهداشت روانی به یک پرسش جدی تبدیل شده است.

با وجود فقدان جزییات آماری، نخستین خبر خودکشی در ۱۵ فروردین ماه سال ۱۳۹۵ از سوی خبرگزاری کار ایران(ایلنا) منتشر شد. یک کارگر شاغل در کارگاه شیرینی سازی در مریوان به دلیل دستمزد ناچیز و مشکلات مالی دست به خودکشی زد.

در طول سال های گذشته خودسوزی و خودکشی کارگران همواره خبرساز بوده است. کنشگران حقوق کارگران، قراردادهای شغلی موقت، دستمزدهای ناچیز و کمتر از حداقل دستمزد را ازجمله دلایل وقوع خودکشی در بین کارگران دانسته اند.

از سوی دیگر، روند روبه افزایش خودکشی‌های دنباله‌دار در تهران به‌ویژه در بین جوانان و نوجوانان در اردیبهشت ماه بیشتر از ماه های دیگر خبرساز و نگران کننده شد.

در ۱۶اردیبهشت‌ماه، دختر ۱۸ ساله‌ای خود را از روی پل ولایت اتوبان نیایش در تهران به پایین پرتاب و خودکشی کرد.

در دهم اردیبهشت‌ماه، بیمار ۵۰ ساله‌ای در بیمارستان میلاد خود را از بالای اورژانس این بیمارستان به پایین پرت کرد. هرچند او زنده ماند، اما در مورد دلیل اقدام به خودکشی او توضیحی ارائه نشد.

یک روز بعد، مرد میانسالی حدوداً ۵۵ ساله خود را از یک پل هوایی در خیابان میرداماد تهران حلق‌آویز کرد.

در ۱۴اردیبهشت ماه نیز مرد ۴۷ساله‌ای که به خاطر ۳۰۰ هزار تومان در بیمارستان میلاد تهران پذیرش نشده بود خود را از طبقه سوم این بیمارستان به پایین پرت کرد.

یکی از دانشجویان سال آخر رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز در۲۵ اردیبهشت‌ماه خودکشی کرد.

در۲۹ اردیبهشت ماه نیز یکی از دانشجویان ارشد دانشگاه سمنان با پرتاب کردن خود از یکی از طبقات دانشکده علوم انسانی دست به خودکشی زد.

یک دختر ۱۲ ساله‌ مشهدی همان روز در راه برگشت از مدرسه خود را از طبقه چهارم یک ساختمان به پایین پرتاب کرد و کشته شد.

در ۱۸خردادماه نیز دو دختر نوجوان ۱۶ و ‌۱۵ ساله در شهرک غرب تهران و شهرک بهاران سنندج دست به خودکشی زدند.

دو پسر جوان  دانشجوی دانشجوی حسابداری و مکانیک خودرو ۲۲ و ۲۷ ساله در ۲۲ مرداد ماه و در کوه‌های اطراف یاسوج خود را حلقه آویز کردند.

یک روز بعد دو دختر نوجوان در محله جنت‌آباد تهران با پریدن از بالای یک ساختمان به زندگی خود پایان دادند.

همان روز، مردی در مقابل ساختمان شماره ۲ شورای شهر تهران در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولان روابط عمومی و ارتباطات مردمی شورای شهر تهران به درخواست وامش، دست به خودسوزی زد.

۲۸ مرداد ماه نیز یک دختر و پسر جوان در منطقه جنگلی اطراف کیاسر ساری، همزمان خود را به دار آویختند.

در شهریورماه نیز جوانی ۲۶ ساله اهل روستای گلیرد محمودآباد استان مازندران خود را حلق آویز کرد.

با مروری بر اخبار مربوط به خودکشی در ایران  خواهیم دید که از این دست روایت‌ها فراوان هستند.

اما افزایش انتشار اخبار مربوط به خودکشی شهروندان ایرانی به ویژه در ملاءعام آنچنان خبرساز شد که در اردیبهشت ماه حسن قاضی‌زاده‌هاشمی، وزیر بهداشت این کشور، ضمن هشدار نسبت به رایج شدن خودکشی در ایران از رسانه‌ها خواست کمک کنند تا «اپیدمی‌خودکشی از طریق خودکشی تقلیدی روی ندهد.»

در شهریورماه نیز محمدرضا فراهانی، معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت اعلام کرد که به رقم ۴۰ درصدی دانشجویان مشکوک به ابتلاء به اختلال رسیده‌ایم که پایش عمیق‌تری را می‌‎طلبند.

دولت ها ازمسببان افزایش وقوع خودکشی در ایران هستند

در مورد زمینه‌هایی فردی و اجتماعی وقوع خودکشی و نگاه جامعه نسبت به کسی که دست به مرگ خودخواسته می زند، با مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران گفت‌وگو کرده ایم.

وی به مجله می گوید: «دلایل وقوع خودکشی در ایران بازمی گردد به ناامیدی و بی هدفی افراد در جامعه، وقتی فرد، امید و آروزی خود نسبت به آینده را از دست می دهد و به آینده زندگی خود هیچ اعتقادی ندارد، وقتی هیچ چیزی برای او مهم نیست، زنده و مرده بودنش هم برایش مهم نیست، اگرکار بکند به کجا می رسد، اگر درس می خواند به کجا می رسد؟ تمامی این مسائل در کنار بیهودگی و فقدان هدف در زندگی باعث می شود که فرد دست به خودکشی بزند.»

به گفته این جامعه شناس؛ وقتی به جامعه شهرنشینی نگاه می کنیم  یک زمانی در شهرها خودکشی بیشتر بود و در روستاها کمتر بود چرا چون در روستاها نظارت اجتماعی حاکم بود، افراد به یکدیگر احترام می گذاشتند، جایگاه اجتماعی افراد در روستانها با شهرها متفاوت بود در شهرها به این دلیل که افراد به یکدیگر توجهی نداشتند در تنهایی و بی کسی افراد به خودکشی روی می آوردند. اما متاسفانه در کشور ما با توجه به افزایش جمعیت و مهاجرت روستانشینان به شهرها آن احترام و نظارت اجتماعی اندک اندک از بین رفت حتی طلاق هم در روستاها افزایش پیدا کرد و قبح طلاق از بین رفت. از سوی دیگر با نمایش فیلم هایی از جامعه شهری که از ماهواره ها و تلوزیون برای روستانشینان به نمایش درآمد این اختلاف سطح طبقاتی باعث شد که جوان ها دچار سرخوردگی شوند و در روستاها هم خودکشی رواج پیدا کرده است.

حال نقش و وظیفه دولت در این میان چیست؟ اقیلما در این زمینه می گوید:« اولا دولت خود یکی از مسببان افزایش وقوع خودکشی در ایران است در هشت سال دولت محمود احمدی نژاد و همچنین دولت حسن روحانی شاهد افزایش نرخ بیکاری در جامعه بودیم، بیشتر کارخانجات مولد تولید و اشتغال در ایران تعطیل شده اند، در این چند سال اشتغالی برای افراد ایجاد نکرده ایم،  یک جوان به دلیل بیکاری مجبور به ارتکاب سرقت، فحشا و دهها عمل غیرقانونی می شود همه این مسائل فرد را به بیهودگی و بی هدفی در زندگی سوق می دهد چرا برخی از روانشناسان از افزایش میزان افسردگی در ایران خبر می دهند؟ همین بیهودگی و بی هدفی افراد را به افسردگی سوق می دهد به همین دلیل است که روند خودکشی روبه افزایش است .»

این جامعه شناس در یک تحقیق میدانی از چندین مرد متاهل ایرانی پرسیده بود آیا برای جلوگیری از ابتلا به بیماری ایدز از وسایل پیشگیری استفاده می کنید؟ بیشتر آنها در پاسخ گفته بودند اگر امروز بمیریم بهتر است از این که ببینم سرنوشت زن و بچه ام در آینده چه خواهد بود، یکی دیگر درپاسخ گفته بود طول زندگی برای من مهم نیست عرض زندگی مهم است.

به گفته رییس انجمن علمی مددکاری ایران، پس از پایان تحصیلات و بیکاری و پیدا نکردن شغل مناسب، و از سوی دیگر فشار های اجتماعی و نبود آزادی های فردی در جامعه، همه این فشارهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در نهایت به خودکشی ختم می شود. چون فرد به دلیل فقدان احترام، آبرو و جایگاه اجتماعی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

این آسیب شناس اجتماعی با اشاره به بالا رفتن نرخ رکود اقتصادی، فقر، بیکاری، ناامیدی و دیگر آسیب‌های اجتماعی در ایران توضیح می دهد: «با بحرانی شدن آمار بیکاری و فقر، مشکلات اجتماعی، گسست هویتی، ناامیدی، تنهایی، نبودعشق در زندگی، بیکاری، بالارفتن سن ازدواج، اعتیاد، کودکان خیابانی، فشارهای روانی ناشی از کار دوشیفت، سرقت، اخراج از محیط کار، بیکاری، طلاق وسپیگیری طبیعی است که خودکشی هم نزد گروه های سنی مختلف در جامعه ایران روندی روبه افزایش به دنبال خواهد داشت. بنابراین می توان گفت پدیده خودکشی با آسیب های اجتماعی بی ارتباط نیست. »

او با مقایسه زندگی شهروندان ایرانی در دوران پیش از انقلاب ایران با زمان حاضر می گوید: «پیش از انقلاب، حقوق یک کارمند ماهی سه هزار تومان بود حالا حقوق سه هزار تومانی به یک میلیون تومان یعنی صد برابر بالا رفته است اما از سوی دیگر تورم روبه افزایش بوده است بنزین ۵ ریالی حالا به لیتری هزار تومان رسیده است یعنی دوهزار برابر گران تر شده است. از طرفی هر سال شاهد ۱۵ تا ۲۰درصدی مواد غذایی و اقلام مورد نیاز مردم هستیم با افزایش قیمت ها هر خانواده ۱۰ تا ۱۵ درصد فقیرتر می شود در کنار این مسایل طلاق، دزدی، ارتکاب کارهای خلاف و غیرقانونی در محل کار رخ می دهد.»

به گواه پژوهش جامعه‌شناسان، سویه‌های نابه‌سامان زندگی اجتماعی در ایران در ایران نظیر آشفتگی و انسداد اجتماعی، بالارفتن شیوع افسردگی، تابوهای دست و پاگیر جنسیتی و ناموسی‌ و دهها انگیزه دیگر مولفه‌های مناسبی برای وقوع خودکشی در این جامعه هستند.

مقاله قبلیمقاله بعدی
فیروزه رمضان‌زاده
فیروزه رمضان زاده، روزنامه نگار فعالیت مطبوعاتی خود را از سال 1381 از روزنامه توسعه در تهران شروع کرد.وی از سال 1389فعالیت مطبوعاتی خود را به صورت آنلاین با رسانه های فارسی زبان خارج ایران ادامه داده است.

پاسخی بگذارید