• شماره جدید
اقتصاد

تأثیر نتایج غیرمنتظره انتخابات بر محاسبات حکومت ایران

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در کنار الیاس خائوا وزیر خارجه ونزوئلا در مراسم تشییع جناره هوگو چاوز - عکس از گتی ایمیجز
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در کنار الیاس خائوا وزیر خارجه ونزوئلا در مراسم تشییع جناره هوگو چاوز - عکس از گتی ایمیجز
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در کنار الیاس خائوا وزیر خارجه ونزوئلا در مراسم تشییع جناره هوگو چاوز – عکس از گتی ایمیجز

پیروزی غیرمنتظره حسن روحانی در انتخابات اخیر و نیز تحولات دیپلماتیک از تهران و واشنگتن گرفته تا مسکو و خاورمیانه این سؤال را به ذهن می آورد که چالش ایران با بیشتر کشورهای غربی و جهان عرب به کجا خواهد رسید.

شهروندان ایرانی با صدای بلند و آقای روحانی به صورت ضمنی، خواستار رویکردی تازه برای مواجهه با شرایط سخت اقتصادی شده اند که کشورهای غربی مشکوک به برنامه هسته ای خصومت امیز این کشور بر آن تحمیل کرده اند.

صادرات نفتی ایران از دو و نیم میلیون بشکه در سال ۲۰۱۱ و یک و نیم میلیون بشکه در سال ۲۰۱۲، اکنون به یک میلیون بشکه رسیده و باز هم در حال کاهش است. تحریم ها همچنین بر پول ملی، نرخ تورم، بانک ها و سرمایه گذاری خارجی تأثیر گذاشته و موجب دشواری صادرات و افزایش فقر شده است. شکی نیست که این روند به صورتی غیرقابل انکار بر اقتصاد ایران تأثیری مخرب می گذارد. تخریب اقتصاد ایران همچنان ادامه می یابد مگر اینکه غرب از تحریم ها بکاهد.

به گفته دکتر لئو درولاس، مدیر و اقتصاددان ارشد مرکز مطالعات انرژی جهانی در لندن و رئیس سابق مطالعات انرژی شرکت بی پی، “نمی توان به راحتی شرایط را درک کرد، اما ایرانیان خواستار بهبود زندگی اشان هستند. آنها می خواهند از این اوضاع آشفته خلاص شوند.”

این بدان معنی نیست که تهران، آنطور که غرب می خواهد، درصدد چشم پوشی از غنی سازی است چرا که اغلب ایرانیان هم به برنامه هسته ای اشان می بالند و بعید است این رژیم اکنون از آن عقب نشینی کند.

نتایج غیرمنتظره انتخابات ایران به صورتی اجتناب ناپذیر حتی بیش از تحریم ها بر محاسبات رژیم این کشور تأثیر خواهد گذاشت. حد میانه واقع بینانه ای وجود دارد که ایران بر اساس آن می تواند برنامه هسته ای اش را حفظ کند، اما فقط پس از بسته شدن کامل (تأسیسات غنی سازی) که قدرت های جهانی را متقاعد کند این کشور در پی سلاح (هسته ای) نیست. هر چه پیش می رویم، مذاکرات بیشتر حول این مناطق خاکستری می چرخد.

ماجرای کشوری که در تقابل با آمریکا با ایران متحد است یعنی ونزوئلا نمونه ای است از نتایج واقع بینی. اکنون اقتصاد ونزوئلا نقطه رأس منحنی پیشرفت خود را گذرانده و روند نزولی را آغاز کرده است. در سال های پس از آن اوج، اقتصاد ونزوئلا به شکلی محتاطانه و کند در حال بهبود روابط با سرمایه گذاران خارجی بوده است، سیاستی که نتایج درهمی داشته است و در همین حال موجب شده این کشور در مقابل مردم همچنان به شعارهای ضدآمریکایی اش ادامه دهد.

روند غیرقابل تحمل

صادرات نفت ایران در ماه مه به ۷۰۰ هزار بشکه رسید که پایین ترین سطح در چند دهه اخیر است. اما در محاسبه این صادرات، فروش محصولات نفتی که با دور زدن تحریم ها صورت می گیرد لحاظ نشده است. از سوی دیگر میزان فروش نفت ایران در ابتدای سال بسیار بیشتر بود و در این میان چین در حال افزایش وارداتش از ایران است.

در همین حال، میزان تولید ایران، در سال ۲۰۱۲ تقریبا ۲۰ درصد کاهش یافت در شرایطی که تقاضای داخلی در دهه گذشته حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. وقتی همه اینها را کنار هم می گذاریم نتیجه می گیریم که درآمد نفتی ایران بیش از ۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ نسبت به سال قبل از آن کمتر شده است و امسال هم به شکلی چشمگیر کمتر می شود به ویژه با توجه به آنکه نمایندگان آمریکایی درصدد تشدید تحریم ها هستند.

پکن همچنان با نفوذترین بازیگر در محاسبات هسته ای ایران است و این در حالی است که چین بزرگترین مصرف کننده نفت این کشور محسوب می شود. واردات چین از ایران در ماه ماه نسبت به آوریل با پنجاه درصد جهش به ۵۵۰ هزار بشکه رسید، یعنی همان میزانی که در سال ۲۰۱۱ و مه ۲۰۱۲، قبل از اعمال شدید ترین تحریم های مالی و نفتی اروپا و آمریکا ثبت شده بود.

همانطور که انتظار می رفت، نفت خام تولیدی دیگر کشورها جایگزین نفت ایران شد. در سال ۲۰۱۲، ونزوئلا صادرات نفتش را به چین نسبت به سال قبل از آن ۳۳ درصد افزایش داد در حالی که روسیه هم ۳۱ درصد و آنگولا ۲۸ درصد بر صادرات خود در این دوره افزودند و امارات عربی متحده هم صادرات نفتی اش به چین را ۳۰ درصد افزایش داد.

درس های ونزوئلا برای ایران

تجربه ونزوئلا که فروش نفتش را به دیگر مشتریان آسیایی به ویژه هند افزایش داده است، می تواند درس های ارزشمندی درباره منافع واقع بینی در زمینه رویارویی با غرب و همزمان حفظ آبرو در خانه به (ایران) بدهد. ونزوئلا به گسترش بازارهایش ادامه می دهد تا بدین طریق وابستگی اش را به بازار آمریکا کم کند، مسأله ای که بیانگر علت تمرکز کاراکاس بر آسیا است هر چند تعامل ونزوئلا با چین بیشتر برای رفع تعهدات مالی است. ونزوئلا حدود ۴۰ میلیارد دلار از دولت چین قرض گرفته است که باید به صورت نفت بازپس داده شود. برای این منظور ونزوئلا روزانه حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه نفت به چین منتقل می کرده است.

انقلاب عوام پسندانه و سوسیالیستی که نیکولاس مادورو رئیس جمهور کنونی از هوگو چاوز به ارث برد، از شرکت نفت ونزوئلا به عنوان قلکی برای تأمین مالی پروژه های توسعه اجتماعی بهره می گیرد، پروژه هایی که اجازه داد این انقلاب سلطه اش را بر قدرت در ۱۳ سال گذشته تحکیم کند. ایدئولوژی چاوز سیاست های خصمانه خود را – که به نفع پوپولیسم و عوام گرایی و به زیان تجارت و اقتصاد بوده است – تا جایی که توانست پیش برد و توانست یک دهه دوام بیاورد. اما از سال ۲۰۱۰، نیازهایش در قالب بودجه عمومی و بدهی هایش رفته رفته به صورتی باورنکردنی بالا رفت.

ابتدا چاوز و سپس مادورو لحن خصمانه خود را تعدیل کردند تا سرمایه گذاران بیشتری را جذب کنند، از جمله شرایط بهتر و ثبات بیشتری را در بازار نفت پیشنهاد کردند و بدین ترتیب موفق شدند منابعی را جذب کنند که در غیر این صورت به دیگر بخش ها می رفت و توانستند تولید نفت را تثبت کنند. اما نشانه هایی هم وجود دارد که ممکن است تغییر کند. در چند هفته گذشته، شرکت نفت ونزوئلا چندین موافقتنامه دریافت وام جمعا به ارزش ۹ میلیارد دلار امضا کرده است.

مادورو مجبور بود در مقابل فشار سرمایه گذارانی که خواستار انتقال همه منابع جدید به سرمایه گذاری های مشترک نفتی بودند سر تعظیم فرود آورد. وی چاره دیگری نداشت چرا که بدون تولید بیشتر، اقتصاد و در پی آن قدرتش از میان خواهد رفت.

نقطه رأس منحنی ایران

به گفته دکتر درولاس، در ظاهر، واقعا چیزی تغییر نکرده است به جز امید برای پیروزی در انتخابات. ایران تلاش می کند به سوی بازی موش و گربه حرکت کند یعنی برای گفتگو و نیز نشان دادن بعضی چیزها تمایل نشان می دهد، و در همان حال به صورتی کاملا مخفیانه برنامه هسته ای زیرزمینی را پیش می برد، نه تنها به صورت استعاره ای بلکه در زیر کوه ها.”

آیت الله خامنه ای به عنوان تصمیم گیرنده اصلی در زمینه مسائل هسته ای و سیاست خارجی، متوجه است که زمان به نفع او نیست به ویژه در حالی که غرب دائما بر فشارها می افزاید و در این میان سختی های اقتصادی فزاینده در داخل قدرت رژیم را می کاهد.

در نهایت سؤال اینست که بالاخره چه زمانی تندروهای حمایت شده ایران که از رژیم حفاظت می کنند مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جای خود تکان می خورند. درست است که ایران با تحریم نفتی شکست نمی خورد، اما در صورت وجود این تحریم ها این کشور پیروز هم نخواهد بود. به ویژه در دهه کنونی وضعیت به این صورت خواهد بود، زمانی که تولید غیرمنتظره جهانی نفت، قیمت ها را در حد ۱۰۰ دلار در بشکه نگاه می دارد.

مسائل اقتصادی به شکلی فزاینده بر آنچه تاکنون بیشتر رویارویی سیاسی یا راهبردی بوده سایه افکنده است. رژیم ایران، که درآمدهای نفتی بیش از نیمی از درآمدش را تشکیل می دهد، به نقطه اوج همان منحنی نزدیک می شود، به ویژه اکنون که شهروندانش خواهان اندکی استراحت هستند.

مقاله قبلیمقاله بعدی
آندره کالا
آندره کالا روزنامه نگار آزاد مقیم مادرید است که به صورت تخصصی درباره سیاست خاورمیانه و اروپا و نیز مسائل انرژی در جهان مطلب می نویسد.

پاسخی بگذارید