• شماره جدید
خبر

از تهران تا آلماتی

سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرس گروه مذاکره کننده هسته ای در آلماتی (راست) و کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سرپرست مذاکرات هسته ای گروه ۱+۵
سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرس گروه مذاکره کننده هسته ای در آلماتی (راست) و کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سرپرست مذاکرات هسته ای گروه ۱+۵
سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرس گروه مذاکره کننده هسته ای در آلماتی (راست) و کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سرپرست مذاکرات هسته ای گروه ۱+۵

از آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای میان ایران و غرب ماه ها می گذرد و تنها حاصل این مذاکرات توافق دو طرف برای ادامه مذاکرات بوده است. پس از هر مذاکره، ایران و غرب هرکدام راه خود را رفته اند؛ یعنی ایران به برنامه ی غنی سازی ادامه داده و غرب نیز تحریم ها را تشدید کرده است. لذاهیچ یک از دو طرف توفیقی در کم کردن فشار طرف مقابل نداشته اند، چرا که ایران نتوانسته از فشار تحریم ها بکاهد و غرب نیز موفق نشده کنترلی بر برنامه هسته ای ایران اعمال کند. مذاکرات نمایندگان جمهوری اسلامی و گروه 5+1 در آلماتی قزاقستان نیز هفته ی گذشته تنها با توافق طرفین بر سر ادامه گفت وگو ها به پایان رسید.

در حالیکه غرب ایران را متهم می کند که پافشاری بر حق هسته ای بهانه ای برای خرید زمان برای دستیابی به سلاح هسته ای است، رهبر ایران نیز که تصمیم گیرنده ی نهایی در مسئله ی هسته ای ایران است نگاه بدبینانه ای به غرب دارد و اعلام کرده که مذاکره همراه با فشار و تهدید را نمی پذیرد و دیپلماسی غرب را در «پیشنهاد مذاکره به موازات انجام اقداماتی که حاکی از سوء نیت غرب است» را رد کرده است.

برخی معتقدند با توجه به سابقه تنش هایی که طی سه و سه سال اخیر بین ایران و آمریکا وجود داشته و چالش هایی که در رابطه با مسئله هسته ای ایران در ده سال اخیر شکل گرفته نباید توقع داشت مسئله اتمی ایران با چند نشست حل و فصل شود. به عقیده محسن میلانی تحلیلگر امور خاورمیانه همین که این نشست ها باعث تنش زدایی از رابطه ایران و غرب شود موفقیت بزرگی حاصل شده است.

اما درمقابل گروهی دیگر معتقدند که با این استراتژی، غرب صدمات زیادی را متوجه ایران می کند و اتفاقی که در جریان است بردن جنگ فرسایشی به داخل ایران از طریق تحریم هاست که مضرات آن از جنگ نظامی کمتر نیست. به گفته رضا تقی زاده تحلیلگر مسایل هسته ای ایران، تحریم ها تنها طی هشت ماه اخیر یعنی در فاصله نشست مسکو تا نشست آلماتی برای ایران 48 میلیارد دلارهزینه داشته است. به نقل از وی سالیانه 40 میلیارد دلار هزینه تحریم های ناشی از محدود کردن صادرات نفت و 20 میلیارددلار هزینه تحریم های تجارت خارجی ایران است. دستاورد ایران از برنامه ی هسته ای اش طی این هشت ماه تولید 50 کیلوگرم اورانیوم با غلظت 20 درصد بوده است. به نظر می رسد با این استراتژی ایران روز به روز ضعیف تر شده و نهایتا ناچار به عقب نشینی خواهد شد.

اما سوال اصلی این است که ایران در ماجراجویی های هسته ای اش چه هدفی را دنبال می کند؟ آیا این اهداف دست یافتنی هستند؟ و آیا تناسب منطقی بین دستاوردهای احتمالی و هزینه هایی که ایران می پردازد وجود دارد؟

چنانچه از پافشاری ایران بر حق هسته ای اش و موارد مطرح شده در بسته های پیشنهادی ایران که شامل مشارکت در اداره امور جهانی و حل و فصل مشکلات مختلف بین المللی است بر می آید، ویا حتی درخواست هایش در رابطه با بحرین در نشست آلماتی؛ ایران داعیه ی قدرت –حداقل در سطح منطقه ای- و شکل دادن به بلوک قدرت خود در خاورمیانه و آمریکای لاتین را دارد.

طی سال های اخیر بدنبال ورود نیروهای ناتو و استقرار آنها در عراق و افغانستان و قدرت گرفتن نیروهای اسلام گرای افراطی در منطقه، اتحادی شکننده بین برخی کشورهای منطقه که خود را در معرض خطرات جدید منطقه ای می دیدند شکل گرفت. خصوصا حمایت قدرت هایی نظیر چین و روسیه که منافع خود در منطقه را در معرض خطر می دیدند از کشورهایی نظیر ایران و سوریه پر رنگ تر شد. بدنبال ظهور بهار عربی در خاورمیانه نیز مجددا توازن قدرت در منطقه تغییر کرد و با سر برآوردن دولت های جدید در کشورهای قدرتمندی نظیر مصر و تونس فرصت های جدیدی برای شکل دهی به ائتلافات جدید با این دولت ها به وجود آمد. این تحولات افق های جدیدی را پیش روی ایران گشود که شاید ایران را در بلندپروازی هایش مصرتر کرد.

با سقوط دولت های مصر و تونس، آمریکا متحدانی را که شاید امیدوار بود ایران را از طریق آنها برای رها کردن برنامه هسته ای اش تحت فشار بگذارد از دست داد. حضور ایران از طریق حمایت از گروه هایی نظیر حزب الله و حماس در لبنان و سوریه و تجهیز گروه های خودمختار نظیر کردهای عراق در منطقه پر رنگ شد. بعلاوه دیدارهای مکرر رییس جمهور از کشورهای آمریکای لاتین نظیر ونزوئلا و سرمایه گذاری های ایران در این کشورها به نتایج قابل توجهی دست یافت. روسیه نه تنها به منظور حفظ منافع ملی اش در خاورمیانه که بازار پرسودی برای صادرات تکنولوژیک روس هاست بلکه برای حفظ این کشورها از خطر اسلام گراهای افراطی و گروه های تروریستی که منجر به سرایت این آفت ها به خاک روسیه نیز خواهد شد بعنوان عضو گروه 5+1 کارشکنی هایی را به نفع ایران صورت داد. ساخت سایت های اتمی و فروش هواپیما به ایران، راه سازی در لیبی و عربستان سعودی و انعقاد قراردادهایی به ارزش 6 بیلیون دلار برای فروش اسلحه به سوریه تنها بخشی از فعالیت های تجاری روسیه در منطقه هستند.بعلاوه روسیه بخوبی از خطر قدرت گرفتن گروه های اسلام گرای افراطی نظیر طالبان، جهادیست ها و سپاه قدس ایران پیرو بهار عربی که بدنبال صدور انقلاب های اسلامی از طریق تروریسم هستند و احتمال بیدار شدن چنین گرایش هایی در روسیه که یک هفتم جمعیتش مسلمان هستند نیز آگاه است.

ظاهرا زمان با ایران یار بود تا قدم های موثری در جهت کسب اقتدار بردارد، اما به نظر می رسد پیش از اینکه ایران فرصت بهره برداری از این فرصت ها را داشته باشد بواسطه دیپلماسی غرب به حاشیه رانده شده است .

خودداری اخوان المسلمین -حزب حاکم دولت مصر- از برقراری روابط نزدیک با ایران، سقوط قریب الوقوع اسد در سوریه و پررنگ شدن نقش غرب در این کشور پیرو حمایت های گسترده از گروه های مخالفان، و به سردی گراییدن روابط روسیه با ایران به دنبال سیاست “بازچینی روابط” اوباما احتمالا از سوی ایران پیش بینی نشده بودند. سیاست “بازچینی روابط” اوباما به اختصار نوعی تعریف مجدد نقش آمریکا در خاورمیانه و به ویژه روابط سیاسی آمریکا و روسیه است که به منظور گسترش روابط بین دو دولت از سوی آمریکا مطرح شده است. ادعا می شود پیرو این سیاست و نظر سنجی که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در مورد روسیه انجام شد -و بر اساس آن مشخص گشت که محبوبیت روسیه بین ایرانیان سقوط کرده- آمریکا به نوعی موفق شد روسیه را قانع کند که هزینه های دوستی با ایران بیشتر از سود آن است. از طرف دیگر روسیه به نوعی از تحریم های اعمال شده علیه ایران سود می برد نه تنها به این دلیل که این مسئله سبب حذف یکی از رقبایش در عرصه انرژی شده است بلکه ایران به دلیل تحریم ها قادر به جذب سرمایه گذاری خارجی برای بهره برداری از پروژه های گازی اش نیست و این امر باعث می شود روسیه انحصار بازار گاز اروپا را در دست داشته باشد.

بعلاوه سفر رییس وزیر امور خارجه جدید آمریکا به خاورمیانه و تلاش هایش برای رایزنی در مورد مسئله ایران و سوریه با کشورهای منطقه که برخی از آنها مانند عربستان، امارات و قطر نسبت به خطر ایران آگاه اند و نیز اسراییل که موضع تندی در قبال ایران دارد نیز آینده ی نه چندان روشنی را برای بلندپروازی های اتمی ایران ترسیم می کند.

با گذشت زمان تحریم ها شدیدتر می شوند و پاداش ایران در قبال توقف یا چنانکه در نشست اخیر عنوان شده تعلیق برنامه هسته ای اش تنها بازگردادندن تحریم ها به یک مرحله ی قبل عنوان می شود. لذا با هر نشست بسته پیشنهادی از سوی غرب منافع کمتری برای ایران دارد یا حداقل کمک کمتری به ایران برای نجات از وضعیت اقتصادی موجود می کند .

به نظر می رسد با شکل گیری است رویدادهای جدید، ایران بضاعت کمتری برای پا فشاری بر موضع خود داشته باشد. به ویژه که ایران فاقد هر نوع اهرمی برای تحمیل متقابل هزینه به غرب یا بطور خاص آمریکا می باشد.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید