• شماره جدید
اجتماع

مشکلات فراوان از سوی فتح الله گولن

خبرنگاران و فعالان حقوق بشر جلوی دادگاه استانبول در زمان برگزاری دادگاه دو خبرنگار برجسته ترکی به نام های «احمد سیک» و «ندیم سنر» در تاریخ 22 نوامبر 2011 تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند.
خبرنگاران و فعالان حقوق بشر جلوی دادگاه استانبول در زمان برگزاری دادگاه دو خبرنگار برجسته ترکی به نام های «احمد سیک» و «ندیم سنر» در تاریخ 22 نوامبر 2011 تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند.
خبرنگاران و فعالان حقوق بشر جلوی دادگاه استانبول در زمان برگزاری دادگاه دو خبرنگار برجسته ترکی به نام های «احمد سیک» و «ندیم سنر» در تاریخ 22 نوامبر 2011 تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند.

مولانا جلال الدین رومی شاعر صوفی قرن سیزدهم در یکی از قطعات معروف خود می گوید: « یا چنان بنمای که هستی ٬ یا چنان باش که می نمایی.»

یکی از موضوعات شگفت انگیز این است که چطور «رومی» می تواند قوی ترین گروه مذهبی ترکیه مدرن را به وجود آورد. جنبش نئو صوفی «فتح الله گولن» در دهه 1970 میلادی توسط این امام سابق شاغل در دولت ایجاد شد به طوریکه امروزه امپراطور رسانه را در دست دارد و در عین حال شبکه مدارس و تجارت آنها به سراسر دنیا کشیده شده است.

در خارج از ترکیه و در میان افرادی که آن را می شناسند، جنبش به مدت طولانی دارای شهرت و اعتبار مثبت بود.
عقاید ساده انگارانه غرب بر این باور است که «تصوف» به عنوان یک اسلام «معتدل» همانگونه که رهبران این گروه آن را تبلیغ کرده اند می تواند به جایگزین میانه رویی برای گروه القاعده و تمام شاخه های آن تبدیل شود. یک روز بعد از حمله به برج های دوقلوی نیویورک، «گولن» یک صفحه کامل از روزنامه نیویورک تایمز را به این تبلیغ و نوشته اختصاص داد که «تروریست نمی تواند مسلمان باشد همانگونه که یک مسلمان واقعی تروریست نیست. »

آگهی پیام های زیادی را در برداشت. «گولن» از سال 1999 در ایالت متحده آمریکا در تلاش برای معرفی اسلام به گونه ای که او می خواند یعنی «وسیله ای برای کنترل مردم» است. در حقیقت، او می گوید که اسلام دین «باورهای مذهبی، نماز و خوش خلقی است» یعنی تعریفی که کاملا در خط هنجارهای دموکراتیک غرب قرار دارد.

«گولن» یکی از پیشتازان نخستین ایده گفت و گوی بین مذاهب بود به طوریکه در سال 1998 با پاپ جان پل دوم نیز دیدار کرد. او همچنین در موارد متعدد به دیدار رهبران جامعه یهود نیز رفت. در سراسر اروپا و آمریکا توسط پیروانش بنیادهایی تاسیس شد. کنفرانس های «اسلام میانه رو» برنامه ریزی شد و به اهمیت گفت و گوی بین فرهنگ ها تاکید شد.

مدارس زیادی توسط هواداران و حامیان مالی اش ایجاد شد و کارمندانی را استخدام کردند. در این مدارس تحصیلات به زبان انگلیسی است – نمونه ای در نظام آموزشی ترکیه- و دانش آموزان از سراسر دنیا از مغولستان تا آمریکای جنوبی گزینش شده اند.

رسانه های ترکیه از تحسین این جنبش دست کشیده اند و به طور جدی درباره انگیزه های آن سوال می کنند.

هر سال و در نیمه دوم ماه می (اردیبهشت) ، صدها کودک از این مدارس به ترکیه می آیند تا در المپیاد ترکی که این جنبش آن را به این نام می خواند شرکت کنند. آنها در این برنامه تلاش می کنند تا بهترین آهنگ ترکی را بخوانند یا بهترین شعرهای ترکی را از حفظ ارائه دهند و یا بهترین رقص های ترکیه را انجام دهند. مسابقه نهایی در ساعات پربیننده تلویزیون پخش می شود و در روزنامه ها با تمام خطوط ایدئولوژیکی منتشر می شود.

«علی اگااوقلو» مدیر اجرایی یکی از کارخانه های بزرگ تولیدی ترکیه بعد از مسابقات نهایی در سال گذشته گفت: «این تشکیلات ترکیه را از قدرت منطقه ای به قدرتی جهانی تبدیل خواهد کرد. »

حتی گفته می شود «رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه گرچه طرفداری زیادی از «جنبش» نمی کند،اما به این دلیل که قدرت این جنبش احتمال دارد برای او دردسر ایجاد کند و قدرتش را در خطر می بیند بنابراین از ستایش کردن آنها هم دریغ نکرده است.

او به مخاطبان جشن جنبش در سال گذشته می گفت: «وقتی من به خارج می روم، می بینم که پرچم ما فقط بر سر در سفارت خانه ها برافراشته نیست.» او تاکید می کند :« من پرچم کشورمان را بر سر در مدارس هم دیده ام و این باعث افتخار است. »

با این حال، به رغم نمایش عمومی از شور و اشتیاق هر ساله برای استقبال از این المپیاد، نگرش ها نسبت به جنبش «گولن» در داخل ترکیه مدت ها است که در هم پیچیده شده است.

تا اندازه ای این شک ها به دلیل سوظن عمیق جمهوری نسبت به چیزی که آن را ایرتیکا (ارتجاع) می خوانند است چرا که حکومت معتقد است هر بیان ملایمی از اسلام نمی تواند در خط تفسیری مورد حمایت حاکمیت قرار گیرد.
در سال 2000 میلادی یعنی درست سه سال بعد از کمپین های حمایتی ارتش در مقابل اسلام سیاسی، دادستانی «گولن» را به اتهام تضعیف سکولاریزم در ترکیه بازداشت کرد. «گولن» همیشه این بازداشت را انکار کرد و در سال 2006 دادگاه پرونده را مختومه اعلام کرد.

از آن هنگام، قدرت جنبش به طور فزاینده ای رشد کرد. فروش روزنامه شاخص «زمان» در طول 5 سال از 300 هزار نسخه به حدود یک میلیون نسخه رسید. در حال حاضر در پروازهای خارجی ترکیش ایرلاین درخواست برای نسخه انگلیسی روزنامه «زمان» به اندازه روزنامه سکولار «ترکیش دیلی نیوز» است.

تحلیلگران دلیل موفقیت سریع آنها را تسخیر کردن طبقه جدید از کارآفرینان با اعتماد به نفس بالا در منطقه آناتولی عنوان می کنند.

در دو دهه اخیر، شهرهای غازی آنتپ، قونیه، قیصریه و دنیزلی، شهرهای منطقه آناتولی که از شهرهای تجاری کوچک بودند به صادرکنندگان بزرگ صنعتی ارتقا یافته اند. انجمن های تجاری هواداران «گولن» ، قوی ترین تجارت ها را سازماندهی دوباره کردند.

هرجایی از این شهرها که بروید، تجاری را می بینید که انعکاس دهنده نظرات و عقاید «گولن» هستند. عقایدی که در مراسم های گوناگون در طی سال های اخیر بیان شده اند: احساس غرور به ترکیه، از نسل امپراتوری بزرگ عثمانی، اعتقاد به اینکه بعد از سال ها ضعف و سرافکندگی دوباره کشور به راه پیشرفت گام برمی دارد، اعتقاد به اینکه این قدرت در ایمان قوی نهفته است، تاکید بر محافظه کاری اخلاقی بیشتر از اسلام افراطی و رادیکال.
اما توسعه این جنبش باعث افزایش سوظن ها هم شده است و بدبینی ها درباره اهداف آن تنها به سکولارهای دو آتیشه محدود نمی شود.

در قلب این بد گمانی ها تحقیقات پراکنده و نامنظمی روی گروهی که ترک ها با عنوان ارگنکون از آن یاد می کنند قرار دارد ، نامی که خواستگاه ترکی افسانه رومولوس و روموس است.

تحقیقات در سال 2007 زمانیکه پلیس یک انبار مواد منفجره در خانه یک مامور نظامی خرد بازنشسته در استانبول پیدا کرد شروع شد. در طول چند ماه، تعداد زیادی از مردم به ظن توطئه برای سرنگونی دولتی که بر اساس ادعای خودش «مسلمان دمکراتیک» است و از سال 2002 در قدرت است دستگیر شدند. در بین دستگیره شده ها افراد مافیایی، قاتلان اجاره ای که دولت برای آتش گشودن به مخالفان کرد در دهه 1990 استفاده کرد، وکیل های فوق ملی گرا و تکان دهنده تر از آن تعدادی ژنرال 4 ستاره نیز مشاهده شدند.

سیاستمداران سکولار از همان ابتدا با وحشت واکنش نشان دادند. اما برای بسیاری از ترک های لیبرال یا محافظه کار تحقیقات خوشایند بود. مدارک و شواهد توطئه روشن بود. همچنین سابقه ای در این زمینه وجود داشت. ارتش از سال 1960 چهار بار در سیاست مداخله و چهار دولت را را سرنگون کرده بود. در نهایت جمهوری ترکیه به پاسخگویی روی آورده است. این پیروزی ای برای دمکراسی بود.

سپس همه چیز به سمت اشتباهی شدن رفت. همه ماجرا تنها سه کیفرخواست با بیش از 5 هزار صفحه علیه ارگنکون نبود. حتی حقیقت مربوط به مظنونانی که بیش از دو سال در زندان هم بودند نبود. به نظر می رسید این روشی بود که تحقیقات به سمت بگیر و ببند منتقدان دولت و هم چنین منتقدان جنبش گولن منحرف شود.

در سال 2009 ، پلیس به خانه یک زن بیمار 73 ساله که به عنوان حامی آموزش دختران شناخته می شد حمله کرد. در سال 2010 ، یک افسر ارشد پلیس که زندگی خود را در مبارزه با ترور جناح چپ سپری کرده بود به اتهام عضویت در یک گروه تروریستی افراطی جناح چپ بازداشت شد. در سال 2011، دو روزنامه نگار که بیشترین تلاش را درباره روشن کردن ابعادی از وجود ارگنکون انجام داده بودند به اتهام عضو بودن در این گروه بازداشت شدند.

بسیاری مقصر این دستگیری ها را جنبش می دانستند. مشخص شد زنی که به اتهام مبلغ مذهبی بودن بازداشت شده بود و مادرش سوئیسی بود، مدارسی در رقابت با مدارس جنبش شکل داده بود. افسر پلیس بازداشت شده در کتابی که منتشر کرده بود مدعی شده بود که حامیان جنبش موقعیت های ارشد و ممتاز را در اداره پلیس در اختیار گرفته اند. هر دو روزنامه نگار بازداشت شده کتاب های منتقدانه ای درباره جنبش نوشته بودند. یکی از این خبرنگاران وقتی که بازداشت شد فریاد می زد: « هرکس روی آنها انگشت بگذارد، می سوزد.»

هواداران «فتح الله گولن» در مقابل این اتهام ها به این نکته اشاره کردند که ترکیه پر از منتقدان به جنبش است که هیچگاه هم بازداشت نشده اند.

اما واکنش رسانه های وابسته به جنبش نسبت به این بازداشت ها برای اعتبار آنها نبود. خبری که در تلویزیون «سامان یولو» که تلویزیون شاخص جنبش است نشان داده شد، اعلام مرگ زن متهم به دلیل سرطان ، تنها مدت اندکی بعد از حمله به خانه اش بود. این خبر با لبخندی اعلام شد. زمانیکه افسر پلیس بازداشت شد مقاله نویس های روزنامه «زمان» ادعا کردند که دلیل این بازداشت به خاطر ارتباط این فرد با یک معلم مدرسه بود.

«حسین گولرس» مقاله نویس برجسته روزنامه زمان می پرسد: «اگر او کاری نکردی است پس چرا امروز در زندان است؟» او سپس ادامه می دهد: «خدا همه ما از هر نوع لغزش اخلاقی حفاظت کند. »

گولرس سپس نقل قول منتسب به موسس واحد نظامی پلیس را می آورد که در جریان قتل های دهه 1990 میلادی مقصر شناخته شده بود :«قبل از اینکه افراد به استخدام سازمان اطلاعات ژاندارمری در بیایند آنها را طور کامل در کثافت می بردیم. اگر واقعا سالم بودند به درد ما نمی خوردند.» این اشاره ضمنی واضح بود چراکه افسر پلیس بازداشت شده عضو بخش اطلاعات ژاندارمی بود. این مقاله او را به ماجرای دهه 1990 مرتبط می کرد.

با توجه به نگاه های بین المللی که هر روز بیشتر از گذشته سرنوشت روزنامه نگاران بازداشت شده را پیگیری می کردند، آن طرف تر رسانه های طرفدار گولن قرار داشتند که با لابی ها و رایزنی هایی که انجام می دادند ماجرا را به سمت قوانین ضد ترور و دادگاه های خودگردان هدایت می کردند تا قضات بتوانند این روزنامه نگاران را برای بیشتر از یک سال در بازداشت نگه دارند بدون اینکه حتی آنها را در جریان پرونده هایی که علیه شان است آگاه کند.

«از شر دادگاه ها خلاص شوید.»، «اکرم دومانلی» سردبیر روزنامه زمان این را نوشت و اعلام کرد :«تمام محاکم با ساختار مبهم شکست خواهد خورد. این همان چیزی است که طرفداران ارگنکون در مدت زمان طولانی خواستارش بودند. »
این یک استعاره لفظی است که در سال های اخیر به طور خسته کننده ای به موضوع آشنایی تبدیل شده است. در گذشته ، حکومت سکولار مخالفان خود را متهم به اتجاع گری می کرد. امروز ارگنکون جایگزین این ارتجاع شده است. فقط شیفتگی رسانه ها به منابع بی خاصیت و نفی حقیقیت با مغالطه های بی ربط تغییر نکرده است.

تحلیل گران با زبان طنز و کنایه می گویند که این روزنامه زمان بود که در میان حامیانش به صراحت معروف بود. این روزنامه در سال 2004 از برنامه حمایتی دولت در اتحادیه اروپا پشتیبانی کرد که رای دادگاه امنیت ملی را که در پی کودتای نظامی سال 1980، برای رسیدگی به جرایم علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی تشکیل شده بود منسوخ اعلام می کرد. اما هم اکنون دوگانه برخورد می کند.

«در حالیکه دو موضوع مانند هم هستند چرا با یک دادگاه مخالف و از دیگری حمایت می کنند؟» این را منتقدان جنبش گولن می گویند که بخشی از این مناقشه ها هستند.

«اورهان قاضی ارتکین» قاضی و تحلیلگر سیاسی تاکید دارد که سکولارها توسط ارتش و هواداران گولن حمایت می شوند و می گوید: «در شش یا هفت سال گذشته چه چیزی را را دیده ایم؟ آیا جنگ نهفته برای کنترل این دو گروه بود؟»
دادگاه امنیتی دولت توسط قضات نظامی کنترل می شود و سکولارها دادگاه های دیگر را در اختیار دارند. امروزه سکولارها هنوز در دادگاه های عالی قدرتمند هستند به طور مثال دادگاه های تجدید نظر و یا دادگاه قانون اساسی در اختیار سکولارها است. دادگاه های با اختیارات ویژه جدید که مسئولیت تحقیقات در زمینه اتهام های مربوط به کودتا و ترورسیم را دارد توسط هواداران گولن کنترل می شود.

ارتکین می گوید: «در تلاش برای به دست آوردن قدرت، جنبش پیروز شده است. » وی اضافه می کند: « آنها کمالیست های جدید هستند. تنظیم ذهنی اشان یکی است. از آنها انتظار داشتن که بیشتر از این «اسلامی» باشند برای سکولارها همانقدر بی معنی است که از آنها انتظار داشتن که دمکرات تر باشند. »

ارتکین نشانه های رشد شکاف در قویه قضائیه بین طرفداران گولن و اسلام گرایان را مشاهده می کند. آنها تا همین اواخر با یک میل مشترک برای مبارزه با ایده های استبدادی سکولارها مبارزه می کردند. همچنین از نظر سیاسی به نظر می رسد که متحدان قدیمی هم در حال جدا شدن از یکدیگر هستند. دولت اخیرا با عجله قانونی را تصویب کرد که از رئیس اطلاعات ترکیه حمایت می کند. این اتفاق بعد از پیگرد قانونی مشابهی رخ داد که تلاش داشت تا برای تحقیقات مربوط به ارگنکون این فرد را مورد سوال قرار دهد.

«اتحاد بین حزب توسعه و عدالت و جنبش گولن به پایان رسیده است. » «علی بایراموگلو» مقاله نویس طرفدار دولت و جنبش در روزنامه بی طرف «ینی سافاک» این موضوع را اشاره می کند.

بوی خون می آید. رسانه های ترکیه کف زدن های مکرر برای جنبش را قطع کردند و به طور جدی شروع به سوال پرسیدن درباره انگیزه های جنبش کرده اند. رسانه های بین المللی هم چنین روندی را پیش گرفته اند. رسانه هایی که نقش مهمی را در پر رنگ کردن تصویر جنبش به عنوان دارنده عقایدی از «اسلام لیبرال» داشتند شروع به تفکر مجدد در این پرداختن ها کرده اند.

روزنامه «نیویورک تایمز» تا همین زمان به طور منصفانه ای، تحسین های مربوط به فتح الله گولن و فعالیت های آموزشی او را منعکس نکرده است و اخیرا دو مقاله انتقادی درباره جنبش منتشر کرده است.

دومین مورد به طور ویژه، در آوریل منتشر شد که باعث شد تا جنبش واکنش نشان دهد. «اورهان اردملی» به عنوان وکیل گولن در روزنامه «زمان امروز» این روند را با نام «برخی محافل حاشیه ای» نامید و در این روزنامه این گونه ماجرا را توصیف کرد: «سناریوهای خیالی برای لکه دار کردن اعتبار گولن. »

«اردملی» در گزارشی که روزنامه «زمان امروز» منتشر کرد معتقد است : « آنها کمپین حلقه آویز کردن جنبش در رسانه ها برای تخریب این علاقه، عشق و احترام بالا به گولن که در افکار عمومی برقرار است راه انداخته اند.»

کلمات را به مبارزه طلبیدن. «روسن کاکیر» مقاله نویس لیبرالی است که در طول دهه های اخیر فعالیت های جنبش را دنبال می کرد، با وجود این احساس می کند که افراد زیادی در جنبش، نسبت به اتفاق هایی که در حال رخ دادن است به طور فزاینده ای نگران هستند.

او می گوید: « جنبش می خواهد پنهان بودن پشت حوادث سال های اخیر را ترک کند و به فعالیت های جامعه مدنی برگردد.»

«دوقو ارگیل» دانشمند علوم سیاسی موافق است :« جنبش گولن بزرگترین صادرات ترکیه است.» او می گوید: «و وقتی شما خود را بین المللی کردید ، شما باید تعادل هم رعایت کنید.»

چنانکه او کاری کند که دوباره بدنام شوند، جنبش به خوبی شعر مولوی را جامعه عمل پوشانده است: « یا چنان بنمای که هستی ٬ یا چنان باش که می نمایی.»

مقاله قبلیمقاله بعدی
نیکلاس برچ
نیکولاس بیرچ در استانبول ترکیه در سال های 2002 تا 2009 زندگی می کرد و به عنوان خبرنگار آزاد فعالیت داشت. فعالیت های او در حوزه های مربوط به ترکیه، عراق ، ایران و قفقاز در طیف وسیعی از نشریات مانند واشینگتن پست، مجله تایم، گاردین و زمینه ادبی تایمز منتشر می شد. بیرچ خبرنگار غیر رسمی «وال استریت ژورنال» و «تایمز لندن» تا انتهای سال 2009 بود. از ابتدای سال جای در لندن مستقر است و فعالیت خود را به عنوان خبرنگار آزاد ادامه می دهد. بیرچ در مراحل اولیه نوشتن اولین کتاب خود است. این کتاب به بررسی مشکلات روابطی ترکیه با گذشته اش می پردازد.

پاسخی بگذارید