• شماره جدید
سیاست

نگاهی بر بالا و پایین‌های ریاست جمهوری پس از انقلاب ایران

رییس جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد
رییس جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد
رییس جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد

محمود احمدی نژاد درگفتگو با نشریه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه در پاسخ به این پرسش که شما بعد از پایان دوران ریاست جمهوری خود چه کاری انجام خواهید داد، با تاکید بر کناره گیری از سیاست، گفته است: “من تصمیم دارم به عرصه علمی برگردم. شاید من در دانشگاه از نظر سیاسی فعالیت هایی انجام دهم، اما هیچ حزب و یا گروه سیاسی را تاسیس نخواهم کرد.”

وی در ادامه این گفتگو در پاسخ به این پرسش که آیا شما مانند پوتین برگشت مجدد به مسئولیت ریاست جمهوری را در آینده مد نظر دارید، می گوید: “نه هشت سال کافی است.”

این در حالیست که همه شواهد تا پیش ازین حکایت از برنامه ریزی تیم احمدی نژاد برای دوران پس از ریاست جمهوری وی را داشت؛ حتی یک بار وی با صراحت اعلام کرد آمادگی دارد تا به عنوان معاون اول مشایی با دولت آینده همکاری کند. حال چه اتفاقی افتاده که احمدی نژاد تنزه طلبی سیاسی پیشه کرده و سخن از پایان دوره سیاست ورزی خود به میان آورده است؟ به نظر می رسد اینها همه از عوامل و پیامدهای دادگاه اختلاس بزرگ و بیمه، و نقش نزدیکان و همکاران احمدی نژاد در مفاسد اقتصادی است. شاید اگر نگرانی از افشای برخی اطلاعات ناگفته از سوی او نبود، وداع وی با عرصه سیاست پیش ازین با رای عدم کفایت سیاسی از سوی مجلس صورت پذیرفته بود.

گذشته از آنچه گفته شد، بدون تردید سرنوشت روسای جمهور ایران، پس از پایان دوره ریاست و ترک کرسی قدرت جملگی تامل برانگیز و قابل مطالعه است:

ابوالحسن بنی صدر؛ رییس جمهور معزول

بنی صدر در بهمن ۱۳۵۸ به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب و پس از طرح عدم کفایت سیاسی توسط مجلس از مقام خود عزل شد. مجلس شورای اسلامی یک روز بعد از تظاهرات سی خرداد، در تاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف به عدم کفایت بنی‌صدر رای داد.

مهم‌ترین دلایل عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی نمایندگان مجلس «موضع‏گیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضاییه و عدم درک صحیح از بدیهی‏‌ترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا» اعلام شد.

یک روز پس از آن، آیت الله خمینی در پی‌نوشت نامه رییس وقت مجلس نوشت:

«پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه آقای ابوالحسن بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارند، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.
اول تیرماه ۱۳۶۰
روح‌الله موسوی‌ الخمینی»

چندی پس از آن و بدنبال انفجار دفتر حزب حمهوری اسلامی در تیرماه همان سال بنی صدر از ایران به پاریس رفت و برای مبارزه با جمهوری اسلامی به همراه رجوی شورای ملی مقاومت ایران تشکیل داد و پس از مدتی به دلیل اقدامات مجاهدین خلق در حمایت از عراق در جریان جنگ هشت ساله عراق با ایران، از شورای ملی مقاومت خارج شد .
طی سی سال گذشته بنی صدر از جمله مخالفین و منتقدین سیاستهای نظام جمهوری اسلامی بوده است.

محمدعلی رجایی؛ رییس جمهور شهید

محمدعلی رجایی که در کابینهٔ بنی صدر، مقام نخست‌وزیری را برعهده داشت. پس از برکناری وی مدت کوتاهی دومین رئیس جمهور ایران بود.

رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰ بعد از کمتر از یک ماه عهده داری مقام ریاست جمهوری به همراه محمدجواد باهنر، نخست وزیر، در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰ کشته شد.

هرجند رجایی فرصتی برای ادامه فعالیت پس از دوران ریاست جمهوری اش نیافت، ولی عاتقه صدیقی همسر رجایی از جمله منتقدین سیاست های جاری حاکمیت طی دو دهه اخیر بوده است. وی همچنین در چندین دوره انتخابات مجلس در سالهای اخیر رد صلاحیت شد.

سیدعلی خامنه ای؛ رییس جمهور ولی

سید علی خامنه ای از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ برای دو دوره پیاپی رئیس‌جمهور ایران بود.
پس از درگذشت آیت الله خمینی، مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، آقای خامنه‌ای را که در آن زمان رییس جمهور ایران بود را به سمت رهبر جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد.

در بین روسای جمهور ایران طی سه دهه اخیر ، آقای خامنه ای ، پس از کسب مقام رهبری جایگاه ممتاز ، تثبیت شده و منحصر بفردی دارد. البته ایشان یک بار با صراحت در زمان ادای مراسم تحلیف در سال ۱۳۶۴ با صراحت اعلام کرد: وقتی لوازم و مقتضیات تحلیف فراهم نباشد، این تحلیف از دید عقلا مناط اعتبار نخواهد بود. این نکته را ایشان زمانی مطرح کرد که ناگزیر شد میرحسین موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کند.

طبیعی است که به دلیل جایگاه ویژه آقای خامنه ای پس از دوران ریاست جمهوری به عنوان ولی فقیه، ایشان وضعیتی متفاوت از سایر روسای جمهور پیشین و بعدی داشته باشد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی؛ رییس جمهور مغضوب

هاشمی رفسنجانی عهده دار مقام ریاست جمهوری ایران در بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶بود . وی همچنین ریاست مجلس شورای اسلامی ،نیابت مجلس خبرگان رهبری ، ریاست مجلس خبرگان رهبری و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه خود دارد.

برغم نقش آشکار هاشمی در رهبری آیت الله خامنه ای، به موازات افزایش قدرت رهبری، از میزان اقتدار هاشمی، در دوره دوم ریاست جمهوری اش به شدت کاسته شد. وی ناگزیر شد سه وزیر کلیدی کابینه عبدالله نوری وزیر کشور، محمد خاتمی وزیر فرهنگ و مصطفی معین وزیر علوم را از دولت کنار بگذارد.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، و نقش انتقادی هاشمی رفسنجانی ، نخست تریبون نماز جمعه و پس از آن ریاست مجلس خبرگان از او گرفته شد. تعرض به اعضای خانواده اش شدت یافت و در یک کلام از نفوذ سیاسی و اجتماعی او به شکل حیرت انگیزی در حاکمیت کاسته شد.

در جریان تحولات اخیر، هاشمی نیز که بارها در رسانه ملی مورد حمله احمدی نژاد قرار گرفته بود و امکان کوچکترین دفاعی از خود نیافته بود، به نحو آشکاری به جمع منتقدین پیوست. این درحالیست که خانواده هاشمی نیز از مغضوبین نظام محسوب می شوند.

رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه پس از انتخابات، در مقایسه هاشمی و احمدی‌نژاد گفت:«میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال ۸۴ اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است”.

سید محمد خاتمی؛ رییس جمهور اصلاح طلب

سید محمد خاتمی بین سال‌های۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ دو دوره عهده دار مقام ریاست جمهوری بود. پیروزی حیرت انگیز خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶حماسه ای تلقی شد که البته به دلایل مختلف برای بخش هایی از حاکمیت قابل هضم نبود. به همین دلیل از همان ابتدای ریاست جمهوری خاتمی موانعی بر سر راه وی و کابینه اش ایجاد شد. البته ویژگیهای شخصیتی خاتمی نیز مانع از مقاومت وی در مقابل فشارهای وارده بود. این عقب نشینی ها از یکسو منجر به ریزش طرفداران اصلاح طلب خاتمی شد، ضمن اینکه موجب جلب نظر مخالفین هم نشد.

با پایان ریاست جمهوری خاتمی و روی کار آمدن احمدی نژاد،برغم اینکه خاتمی خود را محدود به فعالیت در حوزه مدنی و غیردولتی در چارچوب موسسه گفتگوی تمدنها و موسسه باران کرده بود، بر میزان حملات و محدودیت ها بر خاتمی افزوده شد.

در سالهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ خاتمی بیش از گذشته در معرض حمله عوامل فشار قرار گرفت. ایجاد ممانعت از سخنرانی، توهین و حمله های رسانه ای، ممنوع الخروجی از کشور، حمله به اتومبیل وی از جمله تضییقات وارده نسبت به وی بوده است.

در بین روسای جمهور گذشته سهم فشار و محدودیت بر خاتمی و تلاش برای به انزوا کشیدن وی بیش از بقیه بوده است.

احمدی نژاد؛ رییس جمهور تقلبی

محمود احمدی‌نژاد ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران ، زمانی که شهردار تهران بود در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم در مقابل هاشمی رفسنجانی پیروز شد. احمدی‌نژاد در انتخابات دوره دهم در ۱۳۸۸نیز به نحو حیرت انگیزی پیروز انتخابات اعلام شد. درهر دو دوره انتخاب احمدی نژاد مورد اعتراض و تردید سایر کاندیداها قرار گرفت و باب نامه نگاری به رهبر جمهوری اسلامی از درون وابستگان به نظام و بیان دلخوری از روند امور از دوره اول ریاست وی آغاز شد و در دوره دوم شدت گرفت.

اکنون در سال پایانی ریاست تقلبی احمدی نژاد بر دولت، گویی احمدی نژاد هم به همان سلسله رییس جمهور های ناخشنود و بی اعتبار قبلی تبدیل شده است.

احمدی نژاد به دلیل ویژگی های شخصی اش تبدیل به ابزاری برای هتک و سرکوب اصلاح طلبان شد. احمدی نژاد که در آغاز دور دوم ریاستش بر دولت گفت مخالفان خس و خاشاکی بیش نیستند و در مناظره ها نیز قهرمان بی منازع هتاکی لقب گرفت، اکنون پس از هفت سال به این نتیجه رسیده است که هشت سال حضور در عرصه سیاست کافی است. به نظر می رسد سالی که در پیش است هر روزش به مثابه سالی بر او خواهد گذشت و این بهایی است که او برای بی مقدار کردن مخالفان خود باید بپردازد.

عرصه سیاست ورزی در ایران برغم خوش استقبال بودن، بد بدرقه است و به نظر می آید در این رابطه استثنا بردار نیست.

مقاله قبلیمقاله بعدی
جمیله کدیور
جمیله کدیور، دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران دارد. وی ده‌ها مقاله و کتاب در حوزه مباحث سیاسی، حقوق بشر و مسایل زنان نوشته است. کدیور پژوهشگر و روزنامه نگار مستقل است که وبسایت شخصی خود مکتوب را نیز مرتب به روز می‌کند. http://maktoub.ir/

پاسخی بگذارید