• شماره جدید
شناسنامه

چه کسی سکان اخوان المسلمین مصر را به دست دارد؟

کسی چنین قدرت روز افزونی را برای اخوان المسلمین پیش‌بینی نمی‌کرد.
کسی چنین قدرت روز افزونی را برای اخوان المسلمین پیش‌بینی نمی‌کرد.
کسی چنین قدرت روز افزونی را برای اخوان المسلمین پیش‌بینی نمی‌کرد.

قرار بر این بود که کنفرانس خبری ظهر شروع شود اما ساعت یک، میز بزرگ اتاق شلوغ و پر رفت‌ و آمد هنوز خالی بود. فیلمبرداران همچنان در انبوه جمعیت تقلا می‌کردند که تجهیزات خود را نصب کنند و سه پایه‌های خود را با فشار در فضاهای باقیمانده در طول دیوار جا می‌دادند.

همه داستانی که به خاطرش آنجا بودند را می‌دانستند. همه درباره مردی بود که در نهایت ساعت 2 بعد از ظهر پشت میز نشست: مرشد عام، رهبر جماعت اخوان المسلمین، محمد بدیع. سپتامبر 2010 بود و انتخابات پارلمانی، ذهن همه درگیر این انتخابات بود. به ویژه هنگامی که موضوع پیش بینی قدرت اخوان المسلمین در آن انتخابات مطرح شد.

محمد بدیع عبدالمجید سامی، فردی فرهیخته که در کمپین‌های حقوق کارگری ریشه دوانده و تعهدی راسخ به توسعه دارد، آماده است تا یکی از بزرگترین قدرت‌های تأثیر گذار در «مصر جدید» شود. با این حال، پرش او از گمنامی نسبی به سکوی اول سیاست ملی موجب بهت بسیاری از مصریان شده است. لیبرال‌ها او را به چشم یک اصول‌گرای خشک مذهبی می‌بینند و حتی در حزب اخوان المسلمین نیز بسیاری به توانایی او برای رهبری شک دارند. آیا محمد بدیع در اتحاد اخوان المسلمین و تشکیل اکثریتی پارلمانی موفق خواهد شد؟

بدیع، 68 ساله، استاد دامپزشکی با خلق و خویی آرام در دانشگاه بنی سویف است. در سال 1943 در شهر محله الکبری به دنیا آمد؛ شهری که به خاطر منسوجات و نیز تمایلات قوی عملگرایی سیاسی‌اش معروف است. اعتصابات در این شهر کوچک صنعتی در سال 2008 موجب تولد جناح جوانی از حزب کفایه شد که به دلیل اعتصاب گسترده در این روز، به جنبش جوانان 6 آوریل معروف است. فراست رسانه اجتماعی این گروه پنج سال بعد، در خیزشی برای سرنگونی رئیس جمهور حسنی مبارک همه‌گیر شد.

اما چندین دهه پیشتر، محمد بدیع شهر محله الکبری به خاطر پست ریاست شناخته شده بودند. در سال 1965، بدیع وارد قاهره شد تا تحصیلات خود در رشته دامپزشکی را شروع کند. هنوز 9 ماه از ورود او نگذشته بود که به دلیل فعالیت سیاسی به عنوان عضوی از اخوان المسلمین غیر قانونی، دستگیر شد و همراه با رهبر ستیزه‌گر و جنگجو‌تر از خودش، سید قطب به 15 سال حبس محکوم شد. وی 9 سال از حکم خود را تا زمان رییس‌جمهور جدید مصر، انور سادات، گذارند که ملایمت نشان داد و بدیع را همراه با سایر اعضای اخوان المسلمین آزاد کرد (البته قطب در سال 1966 به دار آویخته شد.)

تصمیم بدیع جهت حمایت از نیازهای مردم مصر بدون هویت پان اسلامی، درک و ستایش بیشتری را نسبت به دوره قبل از انقلاب برای این سازمان به ارمغان آورد.

بدیع بدون اتلاف وقت به تحصیلات و همچنین فعالیت سیاسی خود بازگشت و در مدیریت اخوان در محله الکبری و پس از آن به عنوان نماینده انجمن آموزشی این گروه در یمن به خدمت مشغول شد. در سال 1966، به عضویت شورای حاکم اخوان، اداره رهبری، درآمد.

بدیع در اوایل سال 2010 هشتمین مرشد عام یا رییس کل اخوان المسلمین مصر شد. رسانه عرب، حامیان و نیز منتقدان اخوان، از نزدیک روند انتخابات را پیگیری می‌کردند که به انتخاب او، و در نتیجه نمود اهمیت مستمر شاخه مصری این حزب در منطقه شد.

بدیع که در سمت دبیر کل اتحادیه دامپزشکان و نیز به عنوان خزانه‌دار اتحادیه پزشکان متخصص خدمت کرده بود و محبوب رای‌دهندگان طبقه ضعیف و کارگری است، از حمایت وفادارانه انجمن‌ها و تشکیلات کارگری برخوردار است. با این حال هنوز انتخاب او در سال 2010 موجب شگفتی بسیاری افراد شد که چطور وی موفق شد بسیاری رهبران معروفتر در سازمان، از جمله عبدالمنیم ابوالفتوح و محمد حبیب را از میدان خارج کند.

با هرچه محبوبتر شدن اخوان المسلمین در سیاست مصر، بعضی افراد در این اندیشه بودند که آیا زمانی بدتر از این برای بدیع به منظور رهبری سازمان وجود داشته است. گذشته از همه این‌ها، او کسی بود که فصل‌های بحث برانگیز کتاب «چراغی بر فراز راه» سید قطب را به خارج از زندان انتقال داد. حتی به بعضی اذهان خطور کرد که او موجب متلاشی شدن سازمان می‌شود.

در شب 31 دسامبر 2010، بمبی در کلیسای القدیسین در اسکندریه منفجر شد و به مرگ 23 نفر و زخمی شدن بسیاری بیشتر منجر شد. القاعده مسئولیت این حمله را به عهده گرفت و موجب خشم روح مصر و رعب دو جامعه بزرگ مذهبی آن شد. در روزهای بحرانی پس از حمله، اخوان المسلمین، به رهبری بدیع، چندین بیانیه همبستگی منتشر کرد و برای اتحاد ملی و تساهل بین مذهب‌ها فراخوان داد.

سه روز بعد از حمله، بدیع پیغامی با عنوان «یک ملت در مقابل آشوب» منتشر کرد و تأکید کرد که اسلام ندای عشق، همزیستی مسالمت آمیز، برادری و بردباری سر می‌دهد. بدیع نیز مهاجمان را محکوم کرد و درخواست داد که در صورت دستگیری به اشد مجازات در قوانین مصر محکوم شوند. واکنش سریع و بی پرده او، تحسین گسترده‌ای را به خاطر کمک به رفع تنش‌های فرقه ای در مصر، برای او به ارمغان آورد.

در هفته‌های پس از آن، مسلمانان و قبطیان (مسیحیان مصری) در دسته‌های کوچک به خیابان‌ها آمدند و برای همبستگی تحت بیرقی با عنوان «انا مصری»، من مصری‌ام صف آرایی کردند. مسلمانان نیز در 6 ژانویه 2011، در شب کریسمس قبطیان در کلیساها نشستند و به توده‌هایی از مردم در سراسر کشور پیوستند و اعلام کردند که اگر آن‌ها دوباره مورد حمله قرار گیرند، مسلمانان نیز همراه با هموطنان قبطی خود کشته خواهند شد. آن‌ها با سنگربندی، باتوم و گاز اشک آور نیروهای امنیتی دولتی مصر روبرو شدند.

سه هفته بعد، اخوان در میدان تحریر بودند و از فریادهای سرنگونی حکومت حمایت کردند، در مورد تعاملات اجتماعی که اصولگرایان خشک مذهبی آن‌ها را غیرقابل قبول می‌دانستند، از قبیل راهپیمایی مردان و زنان، آوازخوانی، و تارزنی در میدان در کنار یکدیگر بردباری به خرج دادند.

تصمیم بدیع جهت حمایت از نیازهای مردم مصر بدون هویت پان اسلامی، درک و ستایش بیشتری را نسبت به دوره قبل از انقلاب برای این سازمان به ارمغان آورد. علاوه بر این، عملگرایی بدیع – این حقیقت که سبعیت و حبس نیروی پلیس را تجربه کرده بود و هنوز با عزمی راسخ خواستار تغییر سیاسی بود – به این معنا بود که از صلاحیت‌های لازم برای اصلاح وضع موجود برخوردار است.

اصولی که او را به سمت رهبری اخوان المسلمین رساند ممکن است به خوبی منجر شود به نقشی محوری و حیاتی‌تر در صحنه ملی دست یابد. اگر نتواند این کار را مدیریت کند، افراد دیگری نیز در جناح‌های دیگر وجود دارند، خیرت الشاطر به طور گسترده بهترین نامزد برای رهبری حزب اخوان المسلمین و حتی کشور شناخته می‌شود. او فراست رسانه‌ای بیشتری نسبت به بدیع دارد و وعده می‌دهد که روابط حسنه‌ای با سرمایه گذاران خارجی برقرار کند.

هنگامی که در آخر بدیع در سپتامبر 2010 آنقدر با تأخیر بر روی صندلی نشست تا کنفرانس خبری آغاز شود، شبیه مردی بود که همیشه بود، آرام، متین، و بیزار از بیان هر گونه عبارت تند بود. مثل همیشه به ملایمت اعلام کرد که نامزدی و یا انتصاب در دولت برای اخوان المسلمین حرام است. حرام بودن این موضوع را اعلام کرد و تاکید کرد که از این موضع خود کوتاه نخواهد آمد. با این حال، اخوان مجاز بود از نامزدهای بسیاری حمایت کند و انتظار می‌رفت 30 درصد از کرسی‌ها را در انتخابات نمایندگان پارلمان بدست آورد.

دو ماه بعد، در نوامبر 2010، نامزدهای اخوان تقریبا از یکی از فاسدترین و فریبکارانه ترین انتخابات در تاریخ مصر کنار زده می‌شوند و باقی سال را به دلیل شکست‌های خود تلوتلو می‌خورند. امروز که آراء شمرده می‌شوند، ارزیابی می‌شود که حمایت آن‌ها 70 درصد کرسی‌ها در پارلمان را برایشان بدست آورده است.

مقاله قبلیمقاله بعدی
مجله فارسی
مجله با ارائه مجموعه‌ای از مقاله‌های منسجم به مهم‌ترین مسائل پیش روی خاورمیانه و جهان امروز می‌پردازد. مجله ما تلاش دارد تحلیل‌های دقیقی از تازه‌ترین رویدادهای جهان در اختیار خواننده قرار دهد. از تحلیل سیاسی اخبار پیشرفت و توسعه گرفته تا مشاجرات مابین روشنفکران درجه یک جهان و مصاحبه‌ها با چهره‌های سیاسی سرشناس برای پوشش تمام زاویه‌های امور در نظر گرفته می‌شوند.

پاسخی بگذارید